سهشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸۸
حاشیه معماری معماری در آیینه کاریکاتور ـ 1 Margin of Architecture þ معماری؛ هنر و دانش طراحی و ساخت ساختمان
Architectural Caricatures - 1
Hellman, Louis. 2002: Architecture A to Z: A Rough Guide. Academy Press. p. 2 ©
لینک
پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸۸
آموزش معماری پروژههای دانشجویی معماری ـ 15 Architectural Education þ مقدمات طراحی معماری 2 طراحی یک رستوران شهری _________________________________________ þ بخش پیشین پروژههای دانشجویی معماری: 14. مقدمات طراحی معماری 2 / ندا حسینزاد نامی
Projects of Architecture’s Students - 15
þ دانشجو: سعید وحدانیپور
þ گروه معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد هریس
þ مقطع کارشناسی رشته مهندسی معماری
þ نیمسال دوم سالتحصیلی 88-1387





لینک
شنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸۸
نقد معماری نقد زندگینامهای ـ 2 بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ ٣٣ Architectural Criticism نقد زندگینامهای، در خالصترین شکل خود و در اکثر نمونهها، عینی و گزارشی است و اجازه نتیجهگیری و قضاوت را به مخاطب نمیدهد، چرا که در این روش، حقایق خام مربوط به وقایع یک زندگی، فقط به سادگی بیان میشوند، بدون آنکه الگوهای برتر رفتاری برجسته شوند یا رفتارها و کردارها مورد تفسیر قرار گیرند. اما باید توجه داشت که این نوع نقد میتواند در حد نقد تفسیری به ارزیابی، برآورد یا تصورات و تشبیهات نیز نزدیک شود. یکی از روشهای نقد زندگینامهای، شناسایی الگوهای محرک و تاثیرات وقایع گذشته بر وقایع کنونی یا بعدی زندگی هنرمند است، چون ارزشهایی که یک هنرمند در دوران کودکی آموخته یا وقایع مهمی که در طول دوره پیشرفت شخصی یک هنرمند روی داده است، نظیر بازیهای پازل دوران کودکی فرانک لویدرایت یا تجربیات دوران کودکی میس وندرروهه، در کارهای بعدی هنرمندان تاثیر بسزایی دارد: نوع دیگری از نقد زندگینامهای نیز وجود دارد که بسیار شبیه نقد جانبدارانه است. در این نوع نقد، منتقد از استعارههای کلیدی که از حقایق و رویدادهای شکلدهنده زندگی معمار به دست میآورد، برای تفسیر زندگی و نقش او بهره میبرد. به عنوان مثال، چارلز جنکز، زندگی لوکوربوزیه را به عنوان نمادی از تناقضها یا تناقضهای غمانگیز مورد بررسی قرار میدهد: دلایل متفاوتی برای ارائه تفاسیر در بیان زندگینامه هنرمندان، توسط برخی زندگینامهنویسان، وجود دارد: گاهی اوقات، زندگینامه معمار، ممکن است همانند نقد ذوقی، به دستاویزی برای خلق اثری ادبی تبدیل شود. در این صورت بسیاری از حقایق مورد غفلت واقع شده و معمار به موجود دیگری تبدیل میشود. به عنوان مثال، این راند (Ayn Rand)، در سال 1968، از زندگینامه فرانک لویدرایت، برای خلق یک رمان ادبی به نام «سرچشمه» بهره برده است. _________________________________________ þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:
Biographical Criticism - 2
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 33
پیتر بلیک: «بازیهای پازلی، نه تنها برای رایت، آشنایی ملموس و سریعی با انواع مختلف شکلها را به وجود میآوردند، بلکه او را با روشهای مختلف نظمدهی و نحوه چیدن قطعات کوچک وابسته به یک گروه بزرگتر از فرمها و شکلها نیز آشنا میکردند.»
چارلز جنکز: «به احتمال قوی، میس بر پایه تعلیمات مدرسه کاتدرال آخن ـ مبنی بر اینکه همه پدیدههای ظاهری این جهان تنها نشانههایی هستند از حقایق پیچیدهای که در پشت آنها قرار گرفتهاند ـ به این عقیده رسیده که تنها هندسه دربرگیرنده تمام کلیات لازم و ضروری است که در ورای پدیدههای ظاهری و فناپذیر این جهانی نهفتهاند.»
«تناقضهای موجود در زندگی لوکوربوزیه بسیار زیادند؛ هویت دوگانه خود او (نیمی بر اساس شخصیت اولیه او، یعنی همان ژانره روستایی و نیمی دیگر، لوکوربوزیه شهرنشین) یا ساختمان کنایهآمیز او (نیمی هندسی و نیمی دیگر ارگانیک) یا حتی شخصیت متناقض او (نیمی پلید و اهریمنی و نیمی دیگر انسانی) همه نشان از دوگانگیهای موجود در زندگی وی دارند.»
ـ حقایق خام زندگی هنرمندان به خودی خود دارای جذابیت زیادی نیست. از اینرو، شناسایی الگوهای محرک و فشارها و کشمشکشهایی که در طی زندگی آنها رخ میدهد، زندگینامه را شبیه یک رمان میکند و با افزودن بر جذابیت آن، مخاطب را درگیر ماجرا میگرداند.
ـ اصولا تفاسیر، وقایع زندگی را در اذهان ماندگار و به یادماندنی میکند، چرا که مخاطب مجزا از هزاران حقیقت گسسته و خام گفتهشده در مورد هنرمند، ذهنیت خاصی نسبت به او پیدا میکند که همواره به خاطر خواهد داشت.
ـ تفسیر زندگی هنرمند به نویسنده اجازه میدهد تا از زندگی و زندگینامه، به عنوان محملی برای تبلیغ یک نظریه استفاده کند. به عنوان مثال، روایت فرویدی یا مارکسیستی یا کاپیتالیستی از داستان زندگی یک فرد، وقایع را در قالب تفاسیر خاصی قرار میدهد که بیش از هر چیز موید ادعاهای مستتر در آن نظریات است.
لینک
دوشنبه ٥ بهمن ۱۳۸۸
یادداشت ماه معمار خوب چه کسی است؟ Month’s Note آنچه در ادامه میخوانید، پاسخ من به پرسشی است که امیرعلی سیسی، در مهر 1386، درباره «معمار خوب» مطرح کرده و خواستار پاسخگویی من و تعدادی دیگر از دوستان، به آن شده بود: سؤال در ظاهر ساده، اما عملاً بسیار دشواری مطرح کردهاید که بین اهالی معماری، محل بحث و مناقشه است، مثلاً معماران درگیر در حوزه ساختوساز و اجرا که فاقد سوابق علمی و پژوهشی هستند، معماران آکادمیک را که دارای کار ساختهشده نیستند، به عنوان معمار خوب قبول ندارند و بر عکس. من هم سعی میکنم بر اساس برداشتی که خودم از این موضوع دارم، به این سؤال پاسخ دهم. در یک برداشت کلی، میتوانیم کسی را که از دانش، استعداد، تجربه، مهارت و توانایی تولید معماری خوب برخوردار باشد، معمار خوب بنامیم. معمار خوب باید در حوزههای مختلف علمی ـ نظری و عملی ـ اجرایی از دانش و مهارت کافی برخوردار باشد. بدینترتیب، معمار خوب معماری است که یک پروژه را در مراحل مختلف، از تعریف و طرح تا تحقق عینی و اجرا، هدایت و مدیریت کند و آن را با توجه به تمامی محدودیتها به سرانجام برساند. بر اساس تعریف فوق، بسیاری از معماران در دسته خوبها جای میگیرند، اما اگر کمی به دید خود وسعت بخشیم و عملکرد معمار را فراتر از پاسخگویی به الزامات یک پروژه بخصوص، بسنجیم، باید از اصطلاحی بنام معمار مولف استفاده کنیم. معمار مولف معمار خوبی است که از طریق پروژههای خویش، به مسألههای معمارانه پاسخ میدهد و معماری را یک گام به پیش میبرد، مثلا ایده جدیدی در خصوص سازماندهی فضا یا فرم مطرح میکند که پیش از این توسط سایر معماران مورد توجه قرار نگرفته بود. معماران مولف نظریات خویش را علاوه بر طرح در کتابها و مجلات، در یک پروژه نیز، حتی اگر به اجرا نرسد، مطرح میکنند. اگر بخواهم به مصداقی برای این موضوع اشاره کنم، میتوانم از ریچارد مهیر یاد کنم که معمار خوبی است، اما مولف نیست، اما رم کولهاس معمار خوبی است که مولف نیز هست. _________________________________________
?Who is a good architect
þ برای آگاهی از نظر سایر دوستان درباره معمار خوب، میتوانید به «معمار خوب چه کسیه؟» مراجعه کنید.
لینک
چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳۸۸
برداشت آزاد ما به معماران زیادی نیاز داریم که معمار نباشند! Free Take لی دبلیو. والدرپ، معماری: رشته شغلساز: فصلنامه معمار، شماره 2، پاییز 1377، صص 78-79 اگر جوانی که میخواهد مهندس معمار شود، نظر شما را بپرسد، چه جوابی به او میدهید؟ آیا با برشمردن جنبههای مثبت این حرفه، از جمله امکان بهبود بخشیدن به کیفیت زندگی جامعه، از راه تاثیرگذاشتن بر محیط ساختهشده و افزون بر آن، خلاقیت و تنوع زمینهها، او را به این کار تشویق میکنید؟ یا جنبههای منفی، از قبیل پنج تا هفت سال تحصیل، حداقل سه سال کارآموزی، آزمون دلهرهآور دریافت پروانه اشتغال و تحمل ساعتها کار با حقوق کم، را برجسته میکنید؟ من به مناسبت شغل مدیریت آموزش، هر روز با معمارانی پرشور برخورد میکنم که با دادن آمار و اطلاعاتی که برای انتخاب آگاهانه شغل به آنها نیاز دارند، از صمیم قلب تشویقشان میکنم؛ به آنها میگویم برای مهندس معمار کارآزموده کار فراوان است و تحصیلات مهندسی معماری تخته پرش شغلهای گوناگونی است. ... به همکارانی برمیخورید که مهندس معمارند، ولی از رشتههای مرتبط امرار معاش میکنند. ... بر اساس برآوردها، فقط 50 درصد از فارغالتحصیلان داخل حرفه میشوند و پروانه اشتغال معماری میگیرند. اگر این برآورد حقیقت داشته باشد، دیگر نباید غصه محدودکردن برنامهها یا آموزش معماری را بخوریم. برعکس، باید روشهایی پیدا کنیم که به دانشجویان معماری نشان دهیم چگونه مهارتهایی را که با مشقت به چنگ آوردهاند، در رشتههای دیگر به کار برند. از سوی دیگر، مدارس و سازمانهای حرفهای معماری ما باید با گروههای حرفهای و پیشهوری دیگر، شبکهای تشکیل دهند و آنها را از مهارتهای گسترده خلاق و مشکلگشای مهندسان معمار کارآزموده آگاه سازند. برای به کار بردن این مهارتها، لازم نیست شخص حتما مهندس معمار حرفهای دارای پروانه اشتغال باشد. ... بنابراین اگر بار دیگر آقا یا خانم جوانی نزد شما آمد تا درباره مهندس معمار شدن پرسوجو کند، با اطمینان کامل، او را به این کار تشویق کنید. ما به معماران زیادی نیاز داریم که معمار نباشند. ... فارغالتحصیلان معماری مهارتهای پرقدرت مسئلهیابی و مسئلهگشایی مورد نیاز یک طراح را در اختیار دارند. اطمینان دارم که آنها به خوبی خواهند توانست با ابداع تعاریف جدیدی برای کار پراهمیت مهندسان معمار که در چشمانداز اجتماعی فعالیت بشر و حوادث زندگی نقش پیدا میکنند، مشاغل خلاق مخصوص به خود را طراحی کنند.
!We need many architects who are not architects
لینک
جمعه ٢٥ دی ۱۳۸۸
معماری جهان معماری اسنکی زاها حدید! Architecture of the World Alissa Walker در سایت Fast Company، از دیدگاه متفاوت و جالبتوجهی به معماری زاها حدید نگریسته است؛ او با اشاره به علاقه فراوان حدید به چیپس و پفک، به مقایسه تطبیقی تعدادی از آثار این معمار زن عراقیالاصل و اسنکهای مختلف پرداخته و بر همین اساس، معماری حدید را معماری اسنکی (Snack-itecture) نامیده است، معماریای که فرمهای آن یادآور اسنکهای خوشمزه است:
!Zaha Hadid’s Snack-itecture





لینک
یکشنبه ٢٠ دی ۱۳۸۸
مبانی نظری معماری سهگانههای معماری ـ 2 Architectural Theory 1.، Max Reinhardt Haus اثر پیتر آیزنمن )Peter Eisenman(، ١٩٩٢ ایده آیزنمن در Max Reinhardt Haus، درهم شکستن برج جعبهای، به منظور برقراری ارتباط فضایی بین شهر و معماری و نیز رهایی فضاهای داخلی از قفس طبقات افقی و فعالکردن آنهاست. استفاده از نوار موبیوس (Möbius strip)، حفره عظیم میانی و سطوح شیشهای تاشده (Fold) باعث شدند که این پروژه در زمان تهیه از جذابیت خاصی برخوردار باشد، ولی در طول زمان، با در معرض توجه قرار گرفتن بیش از حد در رسانههای جمعی مختلف، هاله اوریجینالیتی فرم از میان رفت، اما اوریجینالیتی ایده باقی ماند. ٢.، Parkhouse Carstadt اثر NL Architects، ١٩٩۵ Parkhouse Carstadt، از نظر اوریجینالیتی ایده، نسبت به Max Reinhardt Haus، گامی به جلوست. در این طرح، نوار موبیوس به واقعیت نزدیکتر شده و تبدیل به بامپارکینگی میشود که در تمام طول مسیر خویش، تداوم شهر و معماری را، با ارائه دیدهای مختلفی از آمستردام، تضمین میکند. به علاوه، در این پروژه، فضاهای بینابینی حجم تاشده که فعال شدهاند، ارتباط بین شهر و معماری را تشدید میکنند. ٣. ،CCTV اثر رم کولهاس )Rem Koolhaas(، ٢٠٠۴ CCTV اگرچه مستقیما از Max Reinhardt Haus ناشی میشود، اما در حد اوریجینالیتی فرم و شگفتیهای سازهای باقی میماند.
_________________________________________ þ بخش پیشین: سهگانههای معماری ـ 1
Architectural Trilogies - 2
لینک
سهشنبه ۱٥ دی ۱۳۸۸
آموزش معماری پروژههای دانشجویی معماری ـ 14 Architectural Education þ مقدمات طراحی معماری 2 طراحی یک نمایشگاه معماری _________________________________________ þ بخش پیشین پروژههای دانشجویی معماری: ١٣. مقدمات طراحی معماری 2 / امین چوبانی
Projects of Architecture’s Students - 14
þ دانشجو: ندا حسینزاد نامی
þ گروه معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد هریس
þ مقطع کارشناسی رشته مهندسی معماری
þ نیمسال اول سالتحصیلی 88-1387





لینک
پنجشنبه ۱٠ دی ۱۳۸۸
نقد معماری نقد زندگینامهای ـ ١ بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ ٣٢ Architectural Criticism از زمان رنسانس تا به حال، توجه خاصی در ارتباط با خلق آثار هنری و ساختمانها، به زندگی خصوصی هنرمندان و معماران و رویدادهای زندگی آنان مبذول شده است تا بتوان با درک منطق پیشرفت یک هنرمند، به نیت او در هر یک از کارهایش پی برد، چرا که این تشخیص پسزمینههایی را معلوم میدارد که بدون دانستن آنها، داوری و قضاوت کور و تحمیلی خواهد بود. نقد زندگینامهای، مانند دیگر نمونههای نقد تشریحی، به دلیل کمک به فهم و دیدن وجوه بیشتری از بنا توسط مخاطب، بسیار ارزشمند است. این نوع نقد برای مخاطب زمینهای فراهم میآورد که بر پایه آن نکات بیشتری از ساختمان را میفهمد و تجربه غنیتری در مواجهه با بنا به دست میآورد. توجه به نکاتی چون اشتغال دوم لوکوربوزیه به حرفه نقاشی، ارتباط ارو سارینن با پدر معمارش، کار با بازیهای پازلی توسط رایت و امثال این اطلاعات در مورد رویدادها و زمینههای مرتبط با زندگی افراد، میتواند فرصتهای بهتری برای درک و دستیابی به بناها را برای ما فراهم کند. اگر بدانیم که یک معمار چه واکنشهایی در طول دوران مختلف زندگی خود نسبت به پدیدهها و موارد مختلف بروز داده است، آنگاه میتوانیم در مواجهه با ساختمان طراحیشده توسط او، بفهمیم که آیا او خود در طراحی این بنا، تحت تاثیر یا تاثیرگذار بوده است. همچنین میتوانیم بفهمیم که معمار چگونه تخیلات خود را راهبری کرده، آنها را تعالی بخشیده، تضادها را خنثی کرده و در نهایت همه را در قالب یک عنصر هنری واحد شکل داده است. از آنجا که تعمیمدادن دیدگاهها و نیات وابسته به زندگینامه یک معمار در مورد همه ساختمانهای او، توسط منتقد، کار چندان آسانی نیست، به همین خاطر، در صورت انجام بسیار جالب خواهد بود. کشف اینکه آیا معمارهای منزوی و غیراجتماعی از گنجاندن فضاهای اجتماعی در ساختمانهایی که در برنامه فیزیکیشان چنین فضاهایی پیشبینی نشده است، اجتناب خواهند کرد یا اینکه آیا طراح معماری که در امر تعلیم و تربیت بچههای خود مشکل دارد با توجیهاتی بر این نکته پافشاری خواهد کرد که کلاسهای درس باز نباید چندان هم باز و آزاد برگزار شوند، خالی از لطف نیست. البته گفتنی است که نقد زندگینامهای در مورد معماران نسبت به ادیبان و شاعران کمتر بوده است، شاید به این دلیل که معماران، بر خلاف شاعران، چندان اهل کلام نیستند و از اینرو، کمتر به بیان خاطرات، نامهها و رویدادهای زندگی خصوصیشان در جراید میپردازند. نقد زندگینامهای در معماری، بیشتر در زمینههای تاریخی (شرح حال یا سرگذشت) وارد شده است تا در نقدهای روزنامهای یا مطالعات ارزیابیکننده بناها. به عنوان مثال، در شرح حال فرانک لوید رایت، رویدادهای زندگی شخصی او با رویدادهای زندگی حرفهای وی در هم آمیخته و این بررسی و گزارش با توجه به هر دو زمینه انجام میشود. اما در آتلیه یا دفتر طراحی، شواهد زیادی در مورد تاثیر رویدادهای زندگی خصوصی افراد بر تصمیمات طراحیشان دیده نمیشود و اگر چنین مسائلی در نقدها دیده شود، نشاندهنده خبرچینی و کنجکاوی بیش از حد نویسندهای است که ظاهرا از مسیر واقعی خود منحرف شده است. _________________________________________ þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»: ٣1. نقد تشریحی ـ 4
Biographical Criticism - 1
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 32
لینک
شنبه ٥ دی ۱۳۸۸
یادداشت ماه گزیدهای از دیدگاههای خوانندگان ـ 14 Month’s Note þ بازتاب یادداشت «سبکشناسی معماری حرفهای امروز ایران» مصطفی صادقی: þ بازتاب یادداشت «واژگان متنهای معماری ـ 6» þ بازتاب یادداشت «نماهای شهری؛ آیینه تمامنمای فرهنگ جامعه» þ بازتاب یادداشت «نقد منظومهای ـ 1» þ بازتاب یادداشت «سبکشناسی معماری جوانان امروز ایران» þ بازتاب یادداشت «شگفتیهای جدید معماری چین»
A Selection of Readers’ Comments - 14
محمد ناصری:
واقعا چه وصف بهجایی است از معماری ایران: پلی میان شرق و غرب.
یک سبک مهم هست به نام سولهایسم که از یاد رفته و شما میتونید خودتون اضافه کنید. ...
آتشک:
... شخصاً معتقدم در آموزش زبان، یادگیری لغت، نه تنها فقط یکدهم راه است، بلکه یادگیری لغت، به تنهایی، کمنتیجهترین تلاش ممکن برای یادگیری است. ما باید معنی لغت را در یک جمله یاد بگیریم. ما باید به جای حفظکردن لغات، جملههای کوتاه حاوی یک لغت جدید را حفظ کنیم. متأسفانه، این روش اشتباه از آموزش غلط دوره راهنمایی و دبیرستان در ذهن ما جا گرفته است. لغت اگر برای شناخت مفاهیم است، باید در متن معنی پیدا کند و اگر برای شناخت اشیاء است، باید در کنار تصویر آموخته شود. ...
یک دوست:
... من فکر میکنم این نوشته شامل تعداد زیادی مدعیات اثباتنشده در زمینه روانشناسی و همینطور معماری است. به غیر از این، نکات اشتباهی نیز در این متن دیده میشود. یکی از مهمترین آنها، این ادعا است که "زیبایی" و "هماهنگی" نماهای شهری، جزء "حقوق عمومی" هستند. ...
حمید مهرو:
... شما بارها مطالبی را از این کتاب نقل قول کردید، ولی به نظر من، این مطالب عمق کافی رو ندارن، در واقع کاربردی نیستند و به طور روشن چیزی را بیان نمیکنند، مثلا آیتمهای مشخصی را تحلیل نمیکنه. در واقع، این کتاب خودش توصیفیه؛ توصیف هم اولین و سطحیترین لایه نقده (توصیف، تحلیل، تعلیل). ...
محمد چاوشانی:
... بعضی از نقدهای خالی از تفکر و تجربه، نه تنها باعث پیشرفت و تحول در معماری نمیشود، بلکه ممکن است به خفهشدن بسیاری از جرقههای معماری نیز بیانجامد. ...
به نظر بنده، این کار دانشجویان قابل تمجید است، چرا که به خاطر ضعف تکنولوژی اجرا در ایران، نباید فکر خود را ببندیم و فقط به این بیاندیشیم که کدام طرح قابل ساخت و کدام ایده غیر قابل ساخت است. مگر نه این است که طرحهای معمار بزرگی چون زاها حدید، تا چند سال پیش، فقط زینتبخش نمایشگاههای هنری بود. آیا قوطیکبریتی بودن معماری معاصر ایران (البته شاید فقط به تعبیر بنده) نتیجه تفکر اکستریمیست در اجراییبودن طرح نیست؟
غوطهور شدن تفکرات دانشجویان امروز در فرمهای پیچیده غیر قابل ساخت (البته به تعبیر مجریان امروزی معماری وطن) میتواند ورزشی باشد برای افزایش قدرت تجسم فضایی در پروژههای اجرایی، چرا که بعد از دوران تحصیل، دیگر فرصتی برای این افکار و تخیلات معمارانه نخواهد بود و البته این را هم بگویم که همین دانشجویان خیالباف، زمانی که پای یک پروژه اجرایی در میان باشد، دقیقا به مصالح موجود و دتایلهای اجرایی نیز خواهند اندیشید. ...
کورش رفیعی:
... کنسرت هال پل آندرو در شانگهای رو از قلم انداختی که کار فوق العادهای است.
لینک
دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸۸
طراحی معماری خانههای معاصر جهان ـ 5 Architectural Design þ خانه بطری کلاین خانه حاضر، همانگونه که از نام آن پیداست، بر مبنای منطق ساختاری پیدایش فرم توپولوژیک بطری کلاین )Klein Bottle(، یکی از فرمهای شناختهشده ریاضیات توپولوژی )Toplogy( که مرز مشخصی میان وجوه درونی و بیرونی آن وجود ندارد، شکل گرفته است و در واقع، نسخه اریگامی )Origami( بطری کلاین محسوب میشود. خانه بطری کلاین که در یک زمین شیبدار ساخته شده است، با پوسته چین و تابخوردهاش، حول یک حیاط مرکزی میگردد و یک پله شکوهمند، تمام سطوح و فضاهای داخلی آن را به هم وصل میکند.
Contemporary Houses of the World - 5
þ موقعیت: Mornington Peninsula، نزدیک ملبورن، استرالیا
þ معمار: McBride Charles Ryan
þ زیربنا: 258 متر مربع
þ عکس: John Gollings












لینک
چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸
حاشیه معماری پایان زندگی و کار مشترک یک زوج معمار! Margin of Architecture شرکت انگلیسی Foreign Office Architects که در سال 1995، توسط آلخاندرو زائراپولو، معمار اسپانیایی، و همسر ایرانیالاصل او، فرشید موسوی، تاسیس شده است، به دلیل جدایی قریبالوقوع این زن و شوهر، در شرف انحلال قرار دارد. به گزارش BDonline، این زوج معمار که به هنگام کار در دفتر رم کولهاس با هم آشنا شده بودند، پس از 10 سال زندگی مشترک، تصمیم به جدایی گرفته و قرار گذاشتهاند پس از پایان طرحهای در دست کار، به فعالیت شرکت 14 سالهشان نیز خاتمه دهند. شاخصترین اثر این شرکت که نام آن را وارد مناسبات جهانی معماری کرد، پایانه دریایی یوکوهاما در ژاپن است که در سال 2002 افتتاح شد.
!End of Marriage and Partnership of an Architect Couple
لینک

