زروان: پژوهشگاه هنر و معماری

  • :: صفحه اصلی
  • :: فهرست یادداشت‌ها
  • :: پست الکترونیک
  • :: فید وبلاگ

نویسنده وبلاگ

  • :: کمال یوسف‌پور

یادداشت‌های اخیر

  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 39
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 10
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 27
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 9
  • :: هفت آتریوم زیبای جهان
  • :: واژگان متن‌های معماری ـ 11
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 38
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 9
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 26
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 8
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 3
  • :: نقدی بر گفته‌های رضا دانشمیر درباره ایده "پروژه باز"
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣7
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 8
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 12
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 7
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 2
  • :: انواع نماهای معماری
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣6
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 7
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 11
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 6
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 1
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور ـ 4
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣5
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 6
  • :: هشت ­سال با زروان، برای معماری
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 5
  • :: خانه‌ای در داخل یک قوطی کنسرو!
  • :: "پروژه باز"، ایده‌ای برای فضاهای فرهنگی

آرشیو زروان

  • :: بهمن ٩٠
  • :: دی ٩٠
  • :: آذر ٩٠
  • :: آبان ٩٠
  • :: مهر ٩٠
  • :: شهریور ٩٠
  • :: امرداد ٩٠
  • :: تیر ٩٠
  • :: خرداد ٩٠
  • :: اردیبهشت ٩٠
  • :: فروردین ٩٠
  • :: اسفند ۸٩
  • :: بهمن ۸٩
  • :: دی ۸٩
  • :: آذر ۸٩
  • :: آبان ۸٩
  • :: مهر ۸٩
  • :: شهریور ۸٩
  • :: امرداد ۸٩
  • :: تیر ۸٩
  • :: خرداد ۸٩
  • :: اردیبهشت ۸٩
  • :: فروردین ۸٩
  • :: اسفند ۸۸
  • :: بهمن ۸۸
  • :: دی ۸۸
  • :: آذر ۸۸
  • :: آبان ۸۸
  • :: مهر ۸۸
  • :: شهریور ۸۸
  • :: امرداد ۸۸
  • :: تیر ۸۸
  • :: خرداد ۸۸
  • :: اردیبهشت ۸۸
  • :: فروردین ۸۸
  • :: اسفند ۸٧
  • :: بهمن ۸٧
  • :: دی ۸٧
  • :: آذر ۸٧
  • :: آبان ۸٧
  • :: مهر ۸٧
  • :: شهریور ۸٧
  • :: امرداد ۸٧
  • :: تیر ۸٧
  • :: خرداد ۸٧
  • :: اردیبهشت ۸٧
  • :: فروردین ۸٧
  • :: اسفند ۸٦
  • :: بهمن ۸٦
  • :: دی ۸٦
  • :: آذر ۸٦
  • :: آبان ۸٦
  • :: مهر ۸٦
  • :: شهریور ۸٦
  • :: امرداد ۸٦
  • :: تیر ۸٦
  • :: خرداد ۸٦
  • :: اردیبهشت ۸٦
  • :: فروردین ۸٦
  • :: اسفند ۸٥
  • :: بهمن ۸٥
  • :: دی ۸٥
  • :: آذر ۸٥
  • :: آبان ۸٥
  • :: مهر ۸٥
  • :: شهریور ۸٥
  • :: امرداد ۸٥
  • :: تیر ۸٥
  • :: خرداد ۸٥
  • :: اردیبهشت ۸٥
  • :: فروردین ۸٥
  • :: اسفند ۸٤
  • :: بهمن ۸٤
  • :: دی ۸٤
  • :: آذر ۸٤
  • :: آبان ۸٤
  • :: مهر ۸٤
  • :: شهریور ۸٤
  • :: امرداد ۸٤
  • :: تیر ۸٤
  • :: خرداد ۸٤
  • :: اردیبهشت ۸٤
  • :: فروردین ۸٤
  • :: اسفند ۸۳
  • :: بهمن ۸۳
  • :: دی ۸۳
  • :: آذر ۸۳
  • :: آبان ۸۳
  • :: مهر ۸۳
  • :: شهریور ۸۳
  • :: امرداد ۸۳
  • :: تیر ۸۳
  • :: خرداد ۸۳
  • :: اردیبهشت ۸۳
  • :: فروردین ۸۳
  • :: اسفند ۸٢
  • :: بهمن ۸٢
  • :: دی ۸٢
  • :: آذر ۸٢
  • :: آبان ۸٢
  • :: مهر ۸٢

آرشیو موضوعی زروان

  • :: آثار برگزیده طراحی داخلی جهان (٢)
  • :: آرمین دانشگر (۱)
  • :: آموزش معماری (۳۳)
  • :: اکسپو 2010 شانگهای (۳)
  • :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه (٢٥)
  • :: برترین‌های معماری (۱)
  • :: برداشت آزاد (۳)
  • :: پایان‌نامه‌های معماری (۱)
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری (۳۱)
  • :: تعریف معماری (۱)
  • :: جایزه معماری آقاخان (۱)
  • :: جایزه معماری پریتزکر (۱)
  • :: جوایز معماری (٢)
  • :: خانه‌های معاصر جهان (۳)
  • :: خواندنی‎های معماری (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری جهان (٢)
  • :: دانستنی‎های معماری دوره اسلامی ایران (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری معاصر ایران (۱)
  • :: دانشگاه آزاد اسلامی واحد هریس (٢۱)
  • :: درس‌هایی از بزرگان معماری (۱)
  • :: درس آشنایی با طراحی معماری (٤)
  • :: درس طراحی معماری 2 (٧)
  • :: درس طراحی معماری 5 (٢)
  • :: درس طرح معماری 1 (٢)
  • :: درس مقدمات طراحی معماری 2 (۱٦)
  • :: رویدادهای معماری (۳)
  • :: زبان تخصصی معماری (٢)
  • :: طراحی داخلی (٢)
  • :: طراحی معماری (٦)
  • :: عملکرد در معماری (٤)
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان (۱٩)
  • :: گفت‌وگوهای معماری (۱٧)
  • :: مبانی نظری معماری (٦٠)
  • :: مسابقات معماری (٢)
  • :: معرفی پروژه (٧)
  • :: معرفی کتاب (۱)
  • :: معماران ایرانی (۳)
  • :: معماران جهان (۳)
  • :: معماری ایران (٢)
  • :: معماری ایستگاه مترو (۱)
  • :: معماری پارکینگ (۱)
  • :: معماری پل (۱)
  • :: معماری تئاتر (۱)
  • :: معماری خانه (۳)
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور (٤)
  • :: معماری دفتر کار (۱)
  • :: معماری رستوران (۱)
  • :: معماری زمینه‌گرا (٩)
  • :: معماری سفارت‌خانه (۱)
  • :: معماری شهری (۱)
  • :: معماری فرودگاه (۱)
  • :: معماری مجتمع مسکونی (۱)
  • :: معماری معاصر ایران (۱)
  • :: معماری معاصر جهان (۱)
  • :: معماری معاصر هلند (٢)
  • :: معماری موزه (٢)
  • :: معماری نمایشگاهی (۳)
  • :: معماری هزاره سوم (۱)
  • :: معماری و طبیعت (۱)
  • :: معماری کتابخانه (۱)
  • :: موسسه آموزش عالی سراج تبریز (۱۱)
  • :: میدان‌ها و پلازاهای شهری (۱)
  • :: نقد معماری (٢٧)
  • :: واژگان متن‌های معماری (٤)
  • :: کامران افشارنادری (۱)
  • :: کانسپت در معماری (۱)
  • :: یادداشت ماه (۱)

وبلاگ‌ها و سایت‌های معماری

  • :: + زروان: اخبار، رویدادها و حاشیه‌های معماری
  • :: دید هفتم: جستارهایی در معماری و هنرهای نمایشی
  • :: فضای رویداد: جستارهایی در هنر و معماری

آمار بازدیدکنندگان



سه‌شنبه ۳٠ دی ۱۳۸٢

معرفی معمار

 

نادر خلیلی3

کارها و سخنان خلیلی بطور گسترده‎‎ای در ایالات متحده و بصورت بین‎المللی در مرکز ژرژپمپیدو پاریس و انستیتوی موزه هنرهای آمریکایی هندی در Santa Fe نیومکزیکو و کانال‎های تلویزیونی ملی و دولتی از قبیل سرویس جهانی BBC و صدای آمریکا، به نمایش گذاشته شده و منتشر گشته است. تاکنون بیش از 100 کارگاه و سخنرانی عملی توسط وی در ایالات متحده و خارج از آن ترتیب یافته است، از دانشگاه Princeton /Princeton  نیوجرسی، دانشگاه بین‎المللی فضا / MIT بوستون، تا جمع زندانیان Chino و سایر زندان‎ها، از ناسا (اداره ملی فضا و هوانوردی) / واشینگتن دی.‎سی. ، آزمایشگاه ملی Los Alamos / نیومکزیکو، تا بسیاری از زمین‎های سرخ‎پوستان بومی آمریکا، هشت دهکده سرخ‎پوستان شمال / San Juan نیومکزیکو و از جمع کودکان در بیمارستان‎های اصلی جنوب لوس‎آنجلس تا دانشگاه‎های ملی و بین‎المللی کالیفرنیا.

 

کارهای معماری خلیلی عبارتند از:

ـ طراحی یک جامعه آینده‎گرا برای شهرها و روستاهای آینده جهت 5000 نفر سکنه، در New Cuyama کالیفرنیا در سال 1988 (ساخت سازه‎های اصلی در سایت صورت گرفت و مدول‎های مختلف طاق پیش‎ساخته در یک کارخانه آجر ساخته و لعاب داده شدند)  

ـ طراحی ملک‎شهر اصفهان، شهری برای 20000 نفر که حول‎وحوش سال 1979 طراحی و بخشی از آن ساخته شد.

ـ طراحی و نظارت بر اجرای ساختمان اداره مرکزی بخش خاورمیانه Dupont / Polyacryl در سال 1978

ـ طراحی بیش از 100 پروژه ساختمانی متداول از ساختمان‎های بلندمرتبه تا واحدهای مسکونی تک‎خانواری

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


یکشنبه ٢۸ دی ۱۳۸٢

معرفی معمار

 

نادر خلیلی2

خلیلی از سال 1982 تاکنون، مدیر برنامه پژوهش معماری در SCI-Arc کالیفرنیا است. او از سال 1986، مدیر و بنیان‎گذار بنیاد Geltaftan و انستیتوی هنر و معماری خاک کالیفرنیا (Cal-Earth) می‎باشد. پروژه‎های جاری او عبارتند از: روستای کویری پایدار و موزه و مرکز طبیعت Hesperia، میدان سوارکاری برای شهر کویری Mojave در Hesperia، تثبیت فرسایش دریاچه Hesperia، یک پروژه مرتبط با FEMA. او در Cal-Earth ساخت و آزمایش الگوهایی از معماری خاک را برای گنجاندن این نوع ساختمان‎ها در مقررات ساختمانی واحد دنبال می‎کند. بودجه کار جدید او از طریق کمک‎های اهدایی نهاد ملی وقف برای هنرها، بنیاد Katharine Tremaine، بنیاد Rex، بنیاد Leventis، بنیاد سرمایه‎گذاری اساسی ما، بنیاد Turner و بنیاد خانوادگی Flora تأمین شده است.

 

پنج کتاب خلیلی همزمان با تکامل تکنیک‎ها و فلسفه معماری‎ او نوشته شده‎اند:

ـ رقابت تنها، و خانه‎های سرامیکی و معماری خاک: چگونه خانه خودتان را بسازید، همزمان با تکامل سیستم خاک و آتش Geltaftan برای ساختن خانه‎های سرامیکی نگارش یافته‎اند.

ـ پیاده‎روهایی بر روی ماه، که سفری است میان سنت و تکنولوژی، به هنگام طراحی برای ماه نوشته شده است.

ـ مولانا، سرچشمه ذوق شاعرانه، ترجمه 75 شعر از مولانا، شاعر اهل تصوف زبان فارسی، که دانش و معرفت او درباره انسان و عناصر خاک، آب، هوا و آتش، منشاء اندیشه‎ الهی و معنوی مستتر در آثار او می‎باشد.

ـ مولانا، رقص شور و عشق، 300 شعر کوتاه رباعی از مولانا

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


پنجشنبه ٢٥ دی ۱۳۸٢

نادر خلیلی ـ 1

 

نادر خلیلی، معمار و نویسنده مقیم کالیفرنیا، استاد پرآوازه معماری خاک (Earth Architecture) و مبدع سیستم خاک و آتش (Earth-and-Fire) Geltaftan معروف به خانه‎های سرامیکی (Ceramic Houses) (خانه‎های ساخته شده از خاک رس پخته) و سیستم ساختمانی سوپربلوک (Superblock) می‎باشد. 

 

خلیلی فلسفه و معماری را در ایران، ترکیه و ایالات متحده آموزش دید. او از سال 1970، با اخذ پروانه اشتغال در ایالت کالیفرنیا، به فعالیت حرفه‎ای در آمریکا و نیز خارج از آن پرداخته است. وی از سال 1975، به معماری خاک و توسعه کشورهای جهان سوم گرایش پیدا کرده است و هم اکنون مشاور سازمان ملل (UNIDO) در معماری خاک، خانه‎های سرامیکی و فناوری‎های مربوط به سوپربلوک می‎باشد.

 

در سال 1984، جایزه کیفیت برجسته در تکنولوژی (Excellence in Technology) بخاطر ابداع سیستم خانه‎های سرامیکی، از سوی انجمن کالیفرنیای انستیتوی معماران آمریکایی (CCAIA) به او تعلق گرفت و در سال 1987، پروژه خلیلی با عنوان خانه‎سازی برای افراد بی‎خانمان: پژوهش و آموزش، موفق به دریافت گواهی‎نامه شناسایی ویژه از نهاد وابسته به سازمان ملل سال بین‎المللی سرپناه برای بی‎خانمان‎ها و دپارتمان توسعه مسکن و توسعه شهری ایالات متحده (HUD) گردید.

 

از سال 1984، ساخت مسکن در کره ماه و فضا به بخشی از کار او تبدیل شده است؛ طرح سازه‎های خمیری (Magma Structures) او مبتنی بر سیستم Geltaftan (خانه‎های سرامیکی)، و سیستم خشت ـ بست (Velcro-Adobe) (که بعدها به سیستم سوپربلوک/ کیسه شن و سیم خاردار Superblock/ sandbag and barbed wire تبدیل شد) در سمپوزیوم سال 1984 ناسا (NASA)، پایگاه‎های کره ماه و فعالیت‎های فضایی قرن 21، ارائه شد. متعاقب ارائه این طرح، او به آزمایشگاه ملی Los Alamos به عنوان دانشمند میهمان دعوت شد. او از سال 1984، مقالاتش را در چندین سمپوزیوم و نشریه شامل سمپوزیوم‎ها و نشریات ناسا و نشریه مهندسی هوافضا ارائه و منتشر نموده و به همین خاطر جایزه‎ای از سوی جامعه مهندسان سیویل آمریکا به او اعطاء شده است. خلیلی به همراه انستیتوی مطالعات فضایی Princeton، سیستم‎های فضایی McDonnell Douglas و Alcoa، اعضای تیم پروژه پردازش قابلیت‎های کره ماه می‎باشند.


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: معماران ایرانی


دوشنبه ٢٢ دی ۱۳۸٢

معرفی پروژه معماری

 

موزه پل حیات (Bridge of Life museum)

پاناماسیتی، پاناما

 

 

کارفرما: موزه تنوع زیستی (The Museum of Biodiversity)

آرشیتکت: فرانک گری و همکاران (

 

Frank O. Gehry & Associates)

سال اتمام پروژه طبق برنامه پیش‎بینی شده: 2007

 

 

 

پاناما مکان ایده‎آلی برای به نمایش­گذاشتن تنوع زیستی است، چرا که غنای حیات طبیعی، تنوع محیطی‎ و اقلیمی و فراوانی آب، در ترکیب با هم، کثرت و تنوع بی‎نظیری از زنجیره­های حیات، در مقیاس­های مختلف، در این کشور پدید آورده است.

 

 

 

 

 

برای نمایش بهتر تنوع زیستی موجود در پاناما، موزه­ای با نام پل حیات در پاناماسیتی ساخته خواهد شد که توسط فرانک اُ. گری طراحی شده است.

 

 

 

به منظور برجسته­تر ساختن تنوع محیط طبیعی پاناما از طریق یک فضای قابل دسترس و در معرض دید، این موزه در یک محیط پارک‎مانند قرار گرفته است که منظر این پارک توسط ادوینا ون­گال، طراح منظر مشهور، طراحی می‎شود. مناظر طراحی­شده توسط خانم ون‎گال و تیمش، در عین برخورداری از ساختار و ترکیب مشخص، آزاد و بی‎قاعده نیز هستند. همین ویژگی این مناظر را به یک مکمل ایده‎آل برای طرح ساختمان موزه پل حیات تبدیل کرده است.

 

 

 

 

 

غرفه‎های ساختمان این موزه که از جلوه‎های فوق‎العاده تأثیرگذار برخوردار هستند، امکان نزدیک­شدن به طبیعت را برای بیننده فراهم می‎آورند. این غرفه‎ها دارای سقف‎های رنگی هستند که از فاصله زیاد، توسط بازدیدکنندگانی که از طریق کشتی‎های مسافرتی و از کرانه اقیانوس آرام، وارد کانال پاناما می‎شوند، قابل مشاهده خواهند بود. این سقف‎ها در مجموع خط آسمان ناهموار و پیچ‎خورده‎ای ایجاد خواهند کرد که بازنمایی روشنی از نیروهای طبیعی خواهد بود که جهان ما را تشکیل می‎دهند. مشاهده این ساختمان حتی از فاصله دور یک تجربه بیادماندنی خواهد بود.

 

 

 

ساختمان پل حیات در ناحیه آمادور (Amador) پاناماسیتی، در انتهای گذرگاه ورودی کانال پاناما از اقیانوس آرام، واقع خواهد بود. این محل که در نوع خود از موقعیت ویژه­ای برخوردار است، چند بلوک از بندرگاه اصلی کشتی‎های مسافرتی در پاناما فاصله دارد و فاصله آن تا پارک ملی Soberania پاناما، جنگل پرباران و حاصل‎خیز حفاظت شده در نزدیکی پاناماسیتی، چند دقیقه است. این منطقه که از یک پیشینه غنی برخوردار است، در اصل مرکب از مجموعه­ای از جزیره­ها بوده است که بوسیله گذرگاهی که از صخره‎های کنده­شده در جریان احداث کانال پاناما ساخته شده بود، به یکدیگر متصل می‎شدند. انستیتوی تحقیقاتی نواحی گرمسیر Smithsonian (STRI) در یکی از این جزیره‎ها دارای مرکز تحقیقات دریایی می‎باشد که در آنجا یک تفرجگاه ساحلی زیبا و مغازه‎ها و رستوران‎های متعددی نیز وجود دارد.

 

 

 

 

در حال حاضر، آمادور برای بازدیدکنندگان از پاناما فرصت بی‎نظیری برای تجربه بهترین­ و غنی­ترین جاذبه­های این کشور فراهم می‎نماید. با احداث ساختمان پل حیات، این بنا نیز یک دریچه مهیج به حیات طبیعی غنی پاناما خواهد گشود.

 

 

 

  

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این یادداشت با تغییراتی اندک، در روزنامه همشهری مورخ یکشنبه 29 آذرماه 83 با عنوان موزه­ای برای نمایش تنوع زیستی به چاپ رسیده است.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: معرفی پروژه :: معماری موزه


جمعه ۱٩ دی ۱۳۸٢

نگرش‎های ادراکی به فضای معماری ـ 2

 

گونتر نیتشک (Gunther Nitschke) تحت عنوان تشریح دنیای زنده مجاور، بین فضای اقلیدسی و عالم تجربی یا ذات، تفاوت قائل می‌شود و چنین اظهار عقیده می‌کند که عالم تجربی مرکزی دارد که عبارت است از بشر ذی‌شعور و از این رو دارای سیستمی است عالی از جهات و مسیرها که با حرکات بدنی آدمی تغییر می‌یابند، یعنی فواصل و جهات با توجه به انسان تثبیت شده‌اند. در اینجا نیتشک تعریف خوبی از عالم ادراک ارائه می‌دهد، ولی این حقیقت را در نظر نمی‌گیرد که هر ادراکی بایستی به سیستم پایدارتری از طرح‌ها (تصورات) معطوف شود تا مفهوم‌انگیز گردد. وقتی که عالم ادراک به عنوان سرفصلی در نظر گرفته شود، بحث اصولی درباره فضای معماری غیرممکن می‌گردد. چرا که در این‌صورت هرچه را که کسی بر اساس عالم ادراک توصیف کند، تجارب عینی معماری است و در آن صورت شخص مجبور خواهد بود به این نتیجه بیهوده برسد که معماری زمانی موجودیت می یابد که فقط از طریق تجربه حاصل شده باشد. به همین جهت ذکر این نکته که انسان غالباً مرکز فضای معماری است و مسیرها و جهات آن با حرکات بدن وی تغییر می‌یابند، امر درستی نیست. بلکه قدر مسلم اینکه معماری بالنفسه قائم به ذات خود و جدا از توهمات و دارای مراکز و جهات مخصوص به خود می‌باشد.

 

همان استفاده نادرست از مفاهیم فضا، تلاشهای یورگن ژودیک (Jurgen Joedicke) را نیز تحت عنوان مقدمه و اشارت متکی به یک نیروی فضای انسانی تشکیل می‌دهد. با اینکه ژودیک بر اهمیت تعیین مفهوم فضایی بکار گرفته شده تأکید می‌کند، اما فضای ریاضی، فضای اقتصادی، فضای جغرافیایی و فضای سیاسی را در نظر نمی‌گیرد. او برای بحث درباره فضا در معماری، از کلیات شروع می‌کند و می‌گوید که ساختمان‎ها از فضاها تشکیل یافته‌اند و بدین نحو است که فضای معماری موجودیت پیدا می‌کند. بنابراین ژودیک به روشی واضح و رئالیستی محض آغاز سخن می‌کند، ولی بعداً چنین عنوان می‌کند که می‎توانیم از فضای معماری به عنوان یک فضای تجربی یاد کنیم و فضای معماری به بشر و ادراک او بستگی دارد. وی در پایان نتیجه‌گیری می‌کند که فضاها حاصل ادراک متوالی مکان‌هاست.

 

نظریاتی که طی این دو یادداشت به آنها اشاره شد، شامل خلاصه‌ای از تصورات عالم ادراک به عنوان سرآغازی جهت تعیین فضای معماری به شمار می‌آید که تحقیق و بررسی ژودیک را نیز در بر می‌گیرد. همچنین مقاله‌ای تحت عنوان خاصیت فضای انسانی نوشته میشل لئونار (Michael Leonard) شامل نکات مناسب بی‎شماری است که کمک بزرگی به تئوری فضا می‎نماید. لئونار می‌گوید: این بشر است که صور حسی فضا را خلق و استنباط می‌کند و حاصل نهایی در روند ادراکی، احساس مطلق است، احساسی درباره آن مکان ویژه ... .


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: مبانی نظری معماری


چهارشنبه ۱٧ دی ۱۳۸٢

نگرش‎های ادراکی به فضای معماری ـ 1

 

همان‎گونه که در یادداشت نگرش‎های موجود به فضای معماری عنوان شد، در بررسی مفهوم فضای معماری دو نوع نگرش ادراکی و هندسی قابل بررسی است.

 

کیفیت آرام و مطلق هندسه ترکیبی، توجه بسیاری از نویسندگان را به این مطلب جلب کرده است که اصولاً فضای معماری متفاوت‌تر از دنیای ریاضی است. همچنین نقد مطالعه کمی محض توسط هانز ژانتزن (Jantzen Hans) مورخ هنری در سال 1938 مطرح شده است. وی معتقد است که تجزیه و تحلیل ظاهری که فضا را مورد بررسی و تحقیق قرار می‌دهد، بایستی با توجه به فضای عرضه شده که به عنوان نمودی از معنی و مقصود در اثر هنری مجسم شده است، تکمیل شود.

 

نمی‌توان گفت که اشکال هندسی، قسمت‎های ترکیبی فضای معماری نیستند، لیکن بایستی با تئوری جامع‌تری ادغام شوند تا رساتر باشند. در واقع برداشت بشر از محیط خود و فضای وجودی را نمی‎توان در چارچوب تعاریف هندسی توصیف کرد. از این رو بر اساس انتقادات وارد به نگرش هندسی به فضا و نقد مطالعه کمی محض، نگرش‎های جدیدی مطرح شده است که فضا را به عنوان زمینه‌ای ادراکی مورد بررسی قرار می‌دهند.

 

کریستوفر الکساندر از افرادی است که با تأکید بر روی ادراک عینی، آن را در قالب عملکرد بهتر از هندسه توصیف می‌کند و در نتیجه قدم بزرگی بسوی توسعه تئوری پرثمر فضای معماری برمی‌دارد.

 

وگت گوکنیل (Vogt – Goknil) منتقد سویسی با مبنا قرار دادن نقد مطالعه کمی محض سعی می‌نماید تا تئوری فضای معماری را تکامل و توسعه دهد. او به علت عدم شناخت اختلاف اساسی موجود میان عالم ادراک و فضای هستی، با موضوعات نادرستی از قبیل فضای مرئی و ادراک کلی نتیجه گیری می‌کند. گوکنیل به منظور توجیه تز خود، درباره سه نوع فضا بحث می‌کند: فضای گسترده، فضای محدود و فضای منتظم. او با اینکه با این عمل به بسیاری از خواص مهم فضای وجودی دست یافت، ولی از آنجایی که کار او فاقد سیستم ارتباط منطقی با مفاهیم بسیار مشخص بود، لذا تحقیق او به نتایج کلی سودمند نرسید. تلاش وگت گوکنیل برای جایگزین کردن مفهوم فضای کیفی متعارفی با مفهوم انسانی‌تر که روی تجربه بشر از فضا پایه‌گذاری شده باشد، از ویژگی‎های کوشش‌های بی‎شمار او درباره این موضوع به شمار می‌رود.


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: مبانی نظری معماری


یکشنبه ۱٤ دی ۱۳۸٢

نگرش‎های موجود به فضای معماری

 

مطمئناً فضا اصطلاح جدیدی در مبانی نظری معماری نیست، اما فضای معماری می‌تواند از دیدگاه‌های مختلف تعریف شود. مطالعات و اظهارات متفاوتی که اخیراً در مورد مفهوم فضای معماری صورت گرفته است، بیانگر دو طرز تفکر و نگرش به فضای معماری است:

 

1. مطالعات و نگرش‎های مبتنی بر فضای اقلیدسی (فضا به عنوان هندسه سه‌بعدی):

در این بررسی‌ها که با استفاده از روش هندسی تجریدی صورت پذیرفته است، فضا به عنوان سیستمی که رابطه بشر با محیطش را در برمی‌گیرد، در نظر گرفته می‌شود. به دلیل مبنا قرار گرفتن هندسه برای شناخت فضا، از نقش انسان در این مطالعات صرف نظر شده است.

مطالعات مبتنی بر فضای اقلیدسی، در اثر مطرح شدن هندسه سه‌بعدی در نتیجه استفاده از قالب‎های فضایی، سیستم‌های ساختمانی پیش‌ساخته و طرح‎های مدینه فاضله‌ای مورد توجه قرار گرفته است. تلاشی چشمگیر در تنظیم این مطالعات توسط والتر نش (Walter Netsch) به عمل آمده که به تئوری فیلد (Field Theory) شهرت یافته است. نش و افراد بیشمار دیگر تصور می‌کنند که کلیدی برای نظام بخشیدن به فضای معماری بر مبنای اصول هندسی، در قالب تکامل سیستماتیک طرحهای دو و سه بعدی پیدا کرده‌اند.

 

2. مطالعات و نگرش‎های بر پایه روان‎شناسی ادراک (فضا به عنوان زمینه‌ای ادراکی):

در این مطالعات با نزدیک‎تر ساختن مفاهیم فضای معماری و احساسات انسانی، به نقش بشر اهمیت داده شده است. در این بررسی‌ها فضا به عنوان بعد وجود انسانی مطرح می‌شود.

بیشتر مطالعات انجام شده در مورد فضای معماری فاقد جنبه‌های ادراکی است. از آنجا که انسان در خلق فضا علاوه بر جنبه‌های عینی یا مادی از قبیل ادراکات حسی، از الگوها و تحلیل‌های کلی ذهنی بهره می‌جوید، در تئوری قانع‎کننده‌تر فضای معماری، فضا بصورت بعد واقعی وجود بشر تلقی می‌شود، نه همانند بعدی از تخیل و اندیشه یا ادراک حسی.


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: مبانی نظری معماری


پنجشنبه ۱۱ دی ۱۳۸٢

ماهیت فضای معماری

 

در جستجوی ماهیت فضا به معنای عام دو دیدگاه ذهنی (انتزاعی) و عینی (واقعی)، فلسفی و علمی و یا کیفی و کمی قابل طرح هستند:

1. دیدگاه اول نگرشی کیفی و انتزاعی است، در این نگرش اثر معمارانه از جنبه‌های زیبایی‌شناختی یا روان‌شناختی مثل زیبایی، مطلوبیت، عظمت، وحدت و . . . و یا از باب بعضی مفاهیم اعتقادی و یا متافیزیکی مورد مطالعه قرار می‌گیرد. در این دیدگاه تأکید عمده روی فضای خالی اثر و مفاهیم ذهنی آن است.

2. دیدگاه دوم نگرشی کمی و عینی است که عمدتاً چشم به جنبه‎های ملموس، تجربه‎پذیر و کاربردی اثر دارد. مواد و مصالح، خصوصیات عملکردی، فن‎آوری، اندازه‌ها، تناسبات و . . . موضوعات این برخورد به شمار می‌روند. این دیدگاه بیشتر متوجه توده جسمانی و فیزیکی اثر معماری است.

 

دیدگاه‎های فوق در مورد ماهیت فضای معماری نشانگر معضل و سردرگمی دیرپایی است در انتخاب میان توده و فضای خالی، میان ساحت تجربی و ذهنی، میان واقعی و انتزاعی. این دوراهی میان فضای فیزیکی است ـ که آن را بی‎درنگ با حس‎ها می‌توان فهمید ـ و فضای ذهنی که نیاز به تفسیر عقلانی دارد. نمونه‎ای از چنین چالشی با حوزه انتزاعی از آنِ اسکروتن است که از مفهوم فضای معماری انتقاد می‌کند، بر این اساس که قادر نیست هرآنچه را که در ساختمان‎ها جالب است، توصیف کند. مثلاً در کلیسای جامع سن پل در لندن می‌توانیم از عظمت فضایی بگوییم، اما در عین حال جلوه‌های آگاهانه و جذابی از نور و سایه، تزیینات، بافت و قالب‌بندی‌ها وجود دارند. به اعتقاد اسکروتن، تجربه معماری و جلوه‎های فضایی آن به جزئیات مهم و چشمگیر بستگی دارد و می‌گوید کاهش جلوه‌ها تا حد فضا بازنمودی است بد از کل ماهیت تجربه ما. او تا آن جا پیش می‌رود که پیشنهاد می‌کند مفهوم فضا را می‎توان از اکثر نوشته‌های انتقادی بدون تأثیری منفی در معنایشان حذف کرد.

 

صرف نظر از چنین انتقادهایی، مفهوم فضا به عنوان ذات معماری باز هم قوت خود را حفظ می‌کند و مسأله رابطه میان ظرف و مظروف، میان توده و فضا باز هم بی پاسخ می‌ماند. می‎توانیم بگوییم که توده و فضای خالی به هم مرتبط‌اند و در تجربه ما به هم وابسته. در نهایت تفسیر ما از محیط‌مان متکی بر ادراکات حسی ما و نیز مفاهیم و صور انتزاعی است. اما آیا این تجربه برای توضیح فضا و اشیای مادی درون آن و رابطه پیچیده میان انسان‎ها که عامل دگرگون سازی فضا هستند، کافی است؟


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: مبانی نظری معماری


سه‌شنبه ٩ دی ۱۳۸٢

مفهوم فضا در تئوری معماری ـ 2

 

زیگفرید گیدئون، یکی از تأثیرگذارترین مدافعان مدرنیسم، نویسنده‌ای است که بیشتر به واقعی جلوه دادن مفهوم فضا کمک کرده است. از دیدگاه وی، مفهوم فضا به عنوان ذات معماری قلمداد می‌شود. او در کتابش بنام فضا، زمان و معماری، شرط توسعه و تکامل معماری مدرن را مسأله فضا می‌داند و در آثار بعدی، تاریخ معماری را به عنوان وارث مفاهیم فضا معرفی نموده است. به عقیده گیدئون سه نگرش کاملاً متفاوت نسبت به فضا یا به عبارت دیگر سه مرحله در سیر تحول تصور فضایی در طول تاریخ معماری، قابل بررسی است. او در این سه مرحله، بین سه مفهوم اصلی تفاوت قائل ‌شده است:

1. اولین مفهوم فضای معماری، توجه به فضای خارجی ساختمانها، ترکیب احجام ساختمان‌های مختلف با یکدیگر، جلوه‌گر ساختن قدرت احجام و تأثیر و تأثر آنها بر یکدیگر بوده است. معماری مصر و یونان که ظاهراً هر دو از حجم سرچشمه می‌گرفتند، نمود این مفهوم از فضا بودند. در معماری تندیس‌وار این تمدن‌ها، فضاهای داخلی نقشی ثانوی داشته و به آنها چندان توجهی نمی‌شده است.

2. دومین مفهوم فضای معماری که در گنبد پانتئون رم در آغاز قرن دوم میلادی، به منصه ظهور رسید، توجه به فضای داخلی ساختمانهاست. در معماری رومی، معماری به فضاسازی تبدیل گردید و برای اولین بار برای کاربری‌های گوناگون، فضاهای متفاوت در نظر گرفته شد. بدین ترتیب در این معماری فضای داخلی پرداخته و فعال‌تر گردید و از این طریق نقش اول را در معماری برعهده گرفت. از آن زمان تاکنون، مفهوم فضای معماری تقریباً از فضای خالی داخلی غیر قابل تمایز بوده است.

3. سومین مفهوم فضا که هنوز هم در مرحله تکامل است، شامل تأثیر و تأثر فضای داخلی و خارجی بر یکدیگر (ترکیب فضای داخلی و خارجی ساختمان‌ها) می‌باشد. این تصور فضایی با پیدایش انقلاب بصری ـ وقتی که پرسپکتیو از یک نقطه دید، اعتبارش را از دست داد ـ بوجود آمد که نتایج عمیق و اساسی برای معماری و شهرسازی داشت. در این دوره دوباره اهمیت حجم در شکل دادن به فضای خارج مورد توجه قرار گرفت. در حقیقت از یک طرف تصور فضایی نخستین دوباره زنده شد و از طرف دیگر توجه به فضای داخلی ساختمان‎ها که در مرحله دوم به منصه بروز رسیده بود، به قوت خود باقی ماند.

 

بدین ترتیب گیدئون با مشخص نمودن این سه مفهوم اصلی فضا در تاریخ معماری، مفهوم فضا بر اساس ترکیب مکانیکی واحدها را با وجود سابقه فضای اقلیدسی کنار می‌گذارد و سعی می‌کند تا اختلافات کیفی مفاهیم گوناگون فضا را بر اساس روند تکامل فکری و تصور بشر از جهان، تشریح و مجسم نماید. لذا گیدئون در این‌باره می‌گوید: روندی که بوسیله آن یک تصور فضایی بتواند به دنیای عواطف و احساسات انتقال یابد، بوسیله مفهوم فضایی حاصل می‌گردد. این امر اطلاعاتی را بین بشر و محیط او فراهم می‌آورد که نشانگر حالتی معنوی و واقعی است که بشر با آن مواجه می‌گردد. دنیایی که فراروی بشر قرار دارد، توسط او دگرگون شده است. دنیا انسان را مجبور می کند بطور ترسیمی و نموداری، موقعیت خود را اگر متمایل به کنار آمدن با آن است، ارائه دهد. در اینجا گیدئون به مفهوم فضای وجودی نزدیک می‌شود، ولی نظر خود را به طرز روشن و مدلل بیان نمی‌کند.


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: مبانی نظری معماری


شنبه ٦ دی ۱۳۸٢

مفهوم فضا در تئوری معماری ـ 1

 

با اینکه بسیاری از معماران، فضا را ذات و ماهیت معماری می‌دانند و با وجود مطالب زیادی که در باب اهمیت فضا در معماری عنوان شده و می‎شود، در فرهنگ‌ها و دائره‌المعارف‌ها تعریفی از مفهوم فضا در معماری به چشم نمی‌خورد. فقدان واژه فضا در کتاب‎های مرجع معماری نیز کاملاً قابل توجه و تعجب‌انگیز است. دلیل این امر شاید این باشد که تلقی و کاربرد معماران از واژه فضا چنان واضح است که نیازی به توضیح واژه‌ای کاملاً مشخص، احساس نمی‌کنند. اما این برهان ساده، آنجا که درمی‌یابیم این واژه در متن تاریخ طولانی معماری نسبتاً جدید می‌باشد و در دهه‌های اخیر مفهومی بحث‎انگیز بوده است، اعتبار خود را از دست می‌دهد.

 

با توجه به کمبود منابع جامع درباره فضای معماری و جدید بودن این مبحث، برای تبیین مفهوم فضا در تئوری معماری، بایستی به دیدگاه‌های معماران و نظریه‌پردازان در مورد مفهوم فضای معماری استناد نماییم. در میان نظریه‎پردازان معماری مدرن، برونو زوی و زیگفرید گیدئون از جمله افرادی هستند که به شکل نسبتاً جامعی مفهوم فضای معماری را مورد کنکاش قرار داده و سعی نموده‎اند اهمیت آن را در معماری بازنمایانند.

 

برونو زوی معماری را هنر فضا و فضا را ذات معماری معرفی می‌کند، ولی او طبیعت فضای مورد بحث را مشخص نمی‌نماید. برداشت او از فضا صورت واقع‌گرایانه دارد. به اعتقاد او، نماها و دیوارهای یک خانه، کلیسا یا کاخ مهم نیست که چقدر زیبا باشند، آنها تنها ظرف‌اند و به جعبه شکل می‌دهند، نهاد و مظروف فضای داخلی است. ذات معماری برای زوی، سازمان‌دهی معنادار فضا از طریق فرایند محدودسازی است. بنابراین از این دیدگاه، فضا ماده‌ای با گسترش یکسان است که می‌توان از طریق تعیین محدوده‌ها در آن، به شیوه‌های مختلف به آن شکل داد.

 

برونو زوی با تعمیم مفهوم فضای معماری، فضای جدیدی با عنوان فضای شهری را نیز تعریف می‎نماید. او بر این عقیده است که تجربه فضایی معماری در شهر تداوم می‎یابد، در خیابان‎ها، میدان‎ها، کوچه‎ها، پارک‎ها، استادیوم‎های ورزشی، حیاط خانه‎ها و در هر جایی که ساخته دست انسان خلاءها را محدود کرده و فضاهای بسته‎ای بوجود آورده است. اگر در داخل بنایی فضا محدود به شش سطح باشد (کف، سقف و چهار دیوار)، بدین مفهوم نیست که خلاء بسته شده در پنج سطح (مانند یک حیاط یا یک میدان) به جای شش سطح، فضا به شمار نمی‎آید. اما آیا می‎توان حرکت در فضای بزرگراه مستقیم‎الخط و یکنواختی را که کیلومترها در دشتی غیرمسکونی پیش رفته است، به عنوان یک تجربه فضایی مطرح ساخت؟ مسلم است آنچه در جهت دید بوسیله یک سطح چه از طریق دیوارسازی و یا از طریق کاشتن درخت و یا بوسیله عناصری که فضاهای معماری را متمایز می‎کنند، محدود شده باشد، فضای شهری محسوب می‎شود. زوی با استناد به توضیحات فوق، چنین نتیجه‎گیری می‎کند که هر بنا همزمان دو فضا را بوجود می‎آورد: فضای داخلی که بوسیله اثر معماری معین شده است و فضای خارجی یا شهری که بوسیله آن اثر معماری و آثار نزدیک به آن ایجاد شده است.

 

مفهومی که برونو زوی از فضای معماری مطرح می‎نماید، هنوز مقبولیت عام دارد و مورد استناد بسیاری از نظریه‎پردازان می‎باشد. برای مثال به گفته وان درلان، فضای معماری با برافراشتن دو دیوار پا به عرصه وجود می‌نهد، دو دیوار فضایی جدید میان خود پدید می‌آورند که از فضای طبیعی پیرامون آنها مجزا می‌شود.


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: مبانی نظری معماری


چهارشنبه ۳ دی ۱۳۸٢

سخنی با خوانندگان ـ 3

 

با توجه به اهمیت مبحث فضا در مبانی نظری معماری، موضوع اصلی یادداشت‎های آذرماه به فضای معماری اختصاص داده شده بود. در طول این ماه ده یادداشت در زمینه‎های مرتبط با فضای معماری ارائه گردید و مباحث مربوط به رابطه فضا و زمان، زمینه مناسبی برای بحث و تبادل نظر میان من و چند تن از دوستان وبلاگ‎نویس فراهم آورد. امیدوارم در مورد سایر موضوعات نیز چنین بحث‎هایی برای رسیدن به نتایج شفاف و قابل استفاده صورت پذیرد.

 

در آغاز این ماه نیز همچون ماه‎های قبل نگاهی خواهیم داشت به نظرات خوانندگان یادداشت‎های آبان ماه:

 

  Bahram Hooshyar Yousefi(پنجشنبه، 6 آذر 1382، ساعت 23:3): ببینید این را که قرمودید به نوعی تکرار ادعا است یعنی که شما میگویید: « اگر بخواهیم معیاری برای موفقیت یک معمار در فرم‎بخشی به یک ایده قائل شویم، آن معیار همانا توانایی معمار در تلفیق مفاهیم و ایده‎ها با عناصر و جنبه‎های فیزیکی معماری و هدایت این مفاهیم در راستای تأمین اهداف کالبدی کارکردی معماری است.» خوب... این را که گفتید به نوعی همان تعریف معماری است و به اعتبار نتیجه، نمی توان از آن جواب را مستفاد کرد... سوال این است که معیار سنجش موفقیت یا اصولا به قول فرنگی ها ریت دادن به این که فلان معمار در کپچرایز یا اسکپچرایز یک ایده موفق بوده چیست ... آن گونه که شما اعلام کردید حتی لزوم کانسپچوال کار کردن هم منتفی است چرا که یک معمار میتواند ینایی زیبا ( حال در مفهوم عامیانه و یا والا ) داشته باشد، کاربری را هم ببیند ولی ایده نداشته باشد... اصلا بیاییم بگوییم این ایده چیست ... یا ما معماری را به مثابه یک رسانه میبینیم و یا نمی بینیم ( یادداشتی در این ارتباط دارم در بلاگ ) ... اگر که نمیبینیم که هش . اگر میبینیم تین نقض غرض میشود که بگوییم :«...حتی اگر مشاهده‎کننده ایده طراح را تشخیص ندهد...»... در کل فکر کنم با این سبک و سیاق ماه آینده این مامنت را پاسخ میدهید... در ضمن وبلاگ خوبی دارید ... از شما به دلیل حضورتان در محیط وبلگ سپاسگذارم ...

1. ما در ابتدا باید این مسأله را روشن کنیم که آیا ایده را به عنوان ابزاری برای خلق معماری می‎پذیریم یا اینکه ایده را یکی از ضروریات طراحی معماری به شمار می‎آوریم. در حالت دوم معماری رسانه یا واسطه‎ای برای انتقال ایده‎ها و مفاهیم به مخاطب محسوب می‎شود. به نظر من تعریف معماری بدین صورت با ماهیت کارکردی آن در تضاد است. نقش و کارکرد معماری فراتر از یک رسانه می‎باشد، زیرا معماری یک تابلو نقاشی یا یک مجسمه نیست که صرفاً مفهومی را به مشاهده‎کننده انتقال دهد. معماری باید پاسخگوی نیازهای انسان‎هایی باشد که در آن زندگی خواهند نمود. بر اساس این دیدگاه، معماری ابزاری برای نمایش ایده‎های معمار نیست، بلکه ایده ابزاری است در دست معمار برای رسیدن به فرم معماری و تأمین نیازهای استفاده‎کننده بنا. به عنوان مثال آیا کلیسای رونشان از آن جهت یک معماری موفق در آثار لوکوربوزیه محسوب می‎شود که ایده سقف آن از پوسته خرچنگ الهام گرفته شده بود یا معمار توانای آن بوده که توانسته با استفاده کارآمد از یک ایده طبیعی، خلاقیت‎های خود را به معرض نمایش گذارد. حال اگر این بنا ایده لوکوربوزیه را به ناظر منتقل نکند و مخاطب ایده او را تشخیص ندهد، چیزی از ارزش‎های معمارانه این ساختمان کاسته می‎شود و ما می‎توانیم بگوییم او در فرم‎بخشی ایده ناموفق بوده است؟ در مقابل ساختمانی را در نظر بگیرید که فاقد هرگونه استانداردهای آسایش انسانی است، ولی در عوض ایده طراح را به خوبی به مخاطب انتقال می‎دهد، آیا این امر بر موفقیت معمار آن در فرم‎بخشی ایده می‎تواند دلالت کند، در حالیکه معماری مطلوبی از آن ایده ایجاد نشده است؟ اصولاً فرم‎بخشی یک ایده همان تعریف معماری است یعنی رسیدن از ذهنیت (ایده‎ها) به عینیت (فضای ساخته شده). موفقیت معمار در خلق معماری مطلوب نیز به نوعی موفقیت او در فرم‎بخشی ایده‎های طراحی محسوب می‎شود.

 

* (جمعه، 7 آذر 1382، ساعت 4:26):

may u plz explain about ur name "zorwan" what is it stand for? ur style of writting and ur point of vieware vary stable ......it is clear But plz tell other why ZORWAN? i don't think i missunderstand u

2. در مورد عنوان وبلاگ یعنی زروان باید بگویم که زروان واژه‎ای فارسی است و در ادبیات کهن فارسی به مفهوم زمان بی‎کران استفاده می‎شده است. از این جهت این عنوان را انتخاب کرده‎ام که معتقدم معماری همچون زمان فاقد کران است و نمی‎توان ابتدا و انتهایی را برای آن متصور شد.

 

najafi (شنبه، 8 آذر 1382، ساعت 3:17): سلام و خسته نباشید. جهت اطلاع . سایت معماران راه اندازی شده است : http://www.memaran.com/index.php

3. راه‎اندازی سایت معماران حرکت درخور تحسینی در جهت اعتلای فرهنگ و ادبیات معماری است. رسیدن به چنین هدف والایی نیازمند مشارکت جمعی تمامی معماران می‎باشد. امیدوارم این سایت بتواند طیف وسیعی از جامعه معماری را تحت پوشش قرار دهد.

 

کمالی (سه شنبه، 18 آذر 1382، ساعت 1:59): مجله معماری archINFOLDing بسیار خوشحال خواهد که شما از سایت این مجله دیدن نمائید این مجله یک مجله تخصصی معماری می باشد.که بیشتر سعی دارد مسائل مختاف را در زمینه های معماری و شهر سازی ارائه نماید. امید است با پیام ها و پیشنهادات خود زمینه های مناسب را در جهت هر چه بهتر شدن این سایت ارائه نمائید. ما اعضاء مجله معماری به همه شما پیشکسوتان این راه احترام می گذاریم و خواهشمند هستیم که با نظرات خود ما را در رسیدن به اهدافمان یاری نمائید \.

4. افزایش وبلاگ‎های تخصصی معماری و در نتیجه ایجاد گفتمان میان معماران جوان، قطعاً نویدبخش آینده‎ای روشن برای معماری ایران است. ورود این وبلاگ جدید را به عرصه وبلاگ نویسان خوش‎آمد گفته و امیدوارم کار بسیار ارزنده دانشجویان اهواز همچنان تداوم داشته باشد.

 

کامیار (جمعه، 21 آذر 1382، ساعت 19:18): از این مطلب نتوانستم نهایتاً نتیجه بگیرم که زمان از خصوصیات ذاتی فضا به طور عام، و در نتیجه خود به خود در بطن معماری است یا عنصری که به معماری برای افزایش ابعاد آن اضافه می‌شود. از پاراگراف اول اینگونه استنباط می‌شود که فارغ از نحوه درک ما، فضا و اشیا ذاتاً 4بعدی هستند. اما پاراگراف سوم غیرمستقیم به این اشاره دارد که ما بعد چهارم یعنی زمان را به معماری می‌افزاییم؛ یعنی عنصری بیرونی است که باید به آن اضافه شود. نکته دیگر گنگی تقسم‌بندی پایانی مطلب است. در دسته اول، "بناهایی که می‌توانند به سادگی پیموده شوند" به لحاظ کالبدی چه خصوصیاتی دارند که این امر مسیر می‌شود؟ چرا "در این حالت فضای معماری دارای ویژگی سکون است و تصویری را ارائه می‌دهد که در آن کلیات شکلی مکان از هر نقطه یکسان می‌نماید"؟! آیا در این مقایسه بحث درباره پیچیدگی فیزیکی بناست؟ آیا تولیدکننده این تقسیم بندی، بعدی به نام زمان است؟ به چه نحو؟ زمان تنها اینگونه بین معماریها تفاوت ایجاد می‌کند؟ گمان می‌کنم در این تقسم‌بندی فاکتورهای مهم و بیشماری نادیده انگاشته شده‌اند که باعث می‌شود تا تحت موضوع این مطلب، دسته‌بندی بی‌هدف به نظر رسد.

5. زمان مقوله‎ای متمایز از ابعاد فیزیکی معماری و مفهومی مرتبط با ادراک فضاست. اصولاً در کنار هم قرار دادن سه بعد مختصاتی با زمان تحت عنوان ابعاد معماری زیاد صحیح به نظر نمی‎رسد، زیرا زمان به خودی خود در معماری وجود خارجی ندارد. آنچه که در یادداشت فضا و زمان بدان اشاره گردیده است، افزودن بعد زمان به معماری نیست، بلکه منظور لحاظ کردن بعد زمان در ادراک فضای معماری است. در مورد تقسیم‎بندی بناها نیز باید گفت، آنچه که مبنای این تقسیم‎بندی می‎باشد، کیفیات ادراکی بناست که این کیفیات نیز از ویژگی‎های کالبدی معماری تأثیر می‎پذیرند. به عنوان مثال در کلیسای غربی حرکت روی یک محور شکل می‎گیرد و انتهایی‎ترین نقطه از اولین نقطه قابل شناخت است، اما معماری ایرانی بتدریج گوشه‎ها و زوایای پنهان خود را به روی بیننده می‎گشاید. همین تفاوت‎های کالبدی منشاء تمایزات شاخص میان این دو نوع معماری (از نظر ادراک فضا) می‎باشد، بگونه‎ای که مفهوم زمان در معماری ایرانی ملموس‎تر از کلیسای غربی است. بدیهی است زمان بین این معماری‎ها تفاوت ایجاد نمی‎کند، بلکه خصوصیات ذاتی و فیزیکی فضاهاست که این دو نوع معماری را از نظر مفهوم زمان از یکدیگر متمایز می‎کند.

 

 astareh(یکشنبه، 23 آذر 1382، ساعت 1:53): سلام.موضوع جالبی را انتخاب کرده اید.امّا یک سؤال : آیا «آشکار شدن موجودیت یک بنا برای بیننده» یعنی «درک کامل فضای معماری»؟و این یعنی بررسی اثر تنها از دیدگاه زیبایی شناختی؟فکر می کنم برای ادراک کامل(؟)یک اثر،باید به تفکری که سرمنشاء ساخت آن بوده برسیم و چون این تفکر خالق جزء جزء اثر بوده ما را به شناخت کامل آن هدایت می کند.ولی از آنجایی که هر کدام از ما انسان ها دیدگاه مخصوص به خود را داریم و در بسیاری از پارامترها با هم اختلاف عقیده داریم،پس رسیدن به آن تفکر خلاق به طور مطلق امکان پذیر نیست و تنها می توان «در بازه های زمانی متعدد»به آن«نزدیک»شد.در نتیجه در هر بازه ی زمانی این سه بعد مکانی ست که تغییر شکل می یابد(هر دفعه با جزئیاتی بیشتر).پس «بعد چهارم» دلیل وجود سه بعد دیگر است و اینها از یکدیگر جدا نیستند.

6. وقتی صحبت از موجودیت یک بنا می‎شود، تنها موجودیت زیبایی‎شناختی آن مد نظر نیست، بلکه در هر اثر معماری سه نوع موجودیت قابل تشخیص است که عبارتند از: موجودیت زیبایی‎شناختی، موجودیت تاریخی (زمانی ـ مکانی) و موجودیت ساختاری ـ کالبدی. این سه موجودیت در کنار هم بوجود آورنده شخصیت یک اثر معماری هستند. در نتیجه آشکار شدن موجودیت یک بنا (شامل موجودیت‎های ذکر شده) برای بیننده به منزله درک کامل فضای معماری است، زیرا این سه نوع موجودیت هستند که فضای معماری را بوجود می‎آورند. وقتی شما می‎فرمایید برای ادراک کامل یک اثر باید به تفکر منشاء ساخت اثر برسیم، باید این را در نظر بگیریم که تفکر سازنده اثر تمام این موجودیت‎ها را با هم در نظر گرفته و در نهایت به اثر معماری رسیده است، پس موجودیت یک بنا منفک از تفکر سازنده آن نیست، زیرا تفکر خالق در جزء جزء اثر چه از نظر زیبایی‎شناسی و چه از نظر کالبدی جاری شده است و بسته به فضای ذهنی و فکری مخاطب در بازه‎های زمانی متعدد، برداشت او از موجودیت فضای معماری و تفکر سازنده اثر متغیر خواهد بود.

 

BHY (دوشنبه، 24 آذر 1382، ساعت 1:41): ببینید ... هیچ چیز فاطعی در این زمینه وجود ندارد ... از یک طرف این سبک آقای ماجد است (یا روش ایشان) که کلی گویی میکنند، پس اینجا جناب فنایی با طرح این مسئله راه به جایی (در معنای مثبت کلمه) نمی برند از نظر بنده؛ از طرف دیگر نکته اینست که برای روشن شدن این امر بگوییم مثلا نظر هاوکینگ یا ایکس و یا وای این است و بعد بگوییم نظر من هم اینست ... آنچه که من بار ها از دوستان خواهش کرده ام در فیر اینصورت مطلب پر می شود از ابهام چون دسترسی به سطح شفاف تری از بیان مسئله و پارادایم مربوطه وجود ندارد ... این یک نکته که گفتم

نکته بعدی ... دیگر اینکه خانم نبوی در آخرین یادداشت بلاگشان می گویند « شاید بتوان گفت فهم یک اثر معماری،یعنی رسیدن به آگاهیهای خلاقانه ی معمار و در نتیجه هدف او از خلق آن» بلی شاید بتوان گفت و شاید هم نتوان گفت! نکته در این جاست که آقای ماجد هم مع الاسف می آیند و نکته را قطعی مطرح می کنند که : «مفهوم فضا ـ زمان که تداوم در زمان در آن مستتر است، در هنر و معماری با حرکت در درون فضا مصداق پیدا می‌کند» ولی اینجا هم این نیست که اگر به فرض تداوم در زمان مستتر باشد حتما باید با حرکت در فضا ی معماری مصداق داشته باشد ... مدعی باید ثابت کند ادعا را و گرنه شق دوم نیز صحیح است ... این هم یک نکته

ببینید ... من احساس میکنم نظر آستاره اینجا صحیح تر باشد از آنچه در بلاگ مطح کرده و آنهم وابستگی ادراک بود به آگاهیهای موجود در اثر که آنهم عطف بود به «آگاهیهای خلاقانه معمار» که اینجا فردیت مخاطب را لحاظ کرده اند : «ولی از آنجایی که هر کدام از ما انسان ها دیدگاه مخصوص به خود را داریم...» که البته شاید در هر دو جا خواسته اند یک چیز یگویند ولی برداشت من فرق داشته ...

به هر حال به اعتبار نتیجه همانطور که اینجا مطرح شد اگر قرض کنیم «تنها می توان «در بازه های زمانی متعدد»به آن«نزدیک»شد» پس نقض غرض میشود برای بلاگ : عملا به چیزی نزدیک یا دور نمی شویم و بهتر بگوییم به آنچه که گمان داریم فهم اثر است گمان می کنیم نزدیک میشویم ... البته این از نظر تکنیکال - فلسفی است

در کل سپاس از دوستان و دوست عزیزم کمال ... این بحث بسیار جالب است هر چند نتایج قاطع نباشد.

7. ظاهراً در مورد سبک نوشتاری من سوءتفاهمی پیش آمده است، چون اصولاً من در یادداشت‎هایی که می‎نویسم، قصد کلی‎گویی یا ایجاد ابهام ندارم و تا حد امکان سعی می‎کنم روشن و واضح بنویسم. اگر احیاناً در مورد یادداشت فضا و زمان این تلقی بوجود آمده که سبک من کلی‎گویی و مبهم نوشتن است، باید بگویم تبیین و توضیح یک موضوع پیچیده در یک یادداشت کوتاه باعث ایجاد ابهام گردیده است، نه سبک نوشتاری من. در این‎گونه موارد سیستم نظرسنجی وبلاگ ابزار بسیار مؤثری است برای تبادل نظرات و رسیدن به سطح شفاف‎تری از بیان مسأله. همچنین در جایی فرموده‎اید آقای ماجد هم مع الاسف می‎آیند و نکته را قطعی مطرح می‎کنند. من نمی‎دانم قطعی مطرح نکردن موضوع به چه صورتی می‎تواند باشد؟ اصولاً با توجه به ویژگی عصر حاضر عدم قطعیت پارادایم‎ها و مسائل مطرح شده یک اصل پذیرفته شده است و هر مطلبی که نوشته می‎شود، جای هزاران سؤال و پرسش و تردید را در خود دارد و اگر این گونه نباشد، جایی برای بحث و گفتمان علمی باقی نمی‎ماند. من هم وقتی مسأله‎ای را در یادداشت‎ها مطرح می‎کنم، حاصل مطالعاتی است که روی آن موضوع در این مقطع زمانی انجام داده‎ام و به هیچ وجه اصراری بر قطعیت آن ندارم.


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان