زروان: پژوهشگاه هنر و معماری

  • :: صفحه اصلی
  • :: فهرست یادداشت‌ها
  • :: پست الکترونیک
  • :: فید وبلاگ

نویسنده وبلاگ

  • :: کمال یوسف‌پور

یادداشت‌های اخیر

  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 39
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 10
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 27
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 9
  • :: هفت آتریوم زیبای جهان
  • :: واژگان متن‌های معماری ـ 11
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 38
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 9
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 26
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 8
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 3
  • :: نقدی بر گفته‌های رضا دانشمیر درباره ایده "پروژه باز"
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣7
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 8
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 12
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 7
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 2
  • :: انواع نماهای معماری
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣6
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 7
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 11
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 6
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 1
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور ـ 4
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣5
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 6
  • :: هشت ­سال با زروان، برای معماری
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 5
  • :: خانه‌ای در داخل یک قوطی کنسرو!
  • :: "پروژه باز"، ایده‌ای برای فضاهای فرهنگی

آرشیو زروان

  • :: بهمن ٩٠
  • :: دی ٩٠
  • :: آذر ٩٠
  • :: آبان ٩٠
  • :: مهر ٩٠
  • :: شهریور ٩٠
  • :: امرداد ٩٠
  • :: تیر ٩٠
  • :: خرداد ٩٠
  • :: اردیبهشت ٩٠
  • :: فروردین ٩٠
  • :: اسفند ۸٩
  • :: بهمن ۸٩
  • :: دی ۸٩
  • :: آذر ۸٩
  • :: آبان ۸٩
  • :: مهر ۸٩
  • :: شهریور ۸٩
  • :: امرداد ۸٩
  • :: تیر ۸٩
  • :: خرداد ۸٩
  • :: اردیبهشت ۸٩
  • :: فروردین ۸٩
  • :: اسفند ۸۸
  • :: بهمن ۸۸
  • :: دی ۸۸
  • :: آذر ۸۸
  • :: آبان ۸۸
  • :: مهر ۸۸
  • :: شهریور ۸۸
  • :: امرداد ۸۸
  • :: تیر ۸۸
  • :: خرداد ۸۸
  • :: اردیبهشت ۸۸
  • :: فروردین ۸۸
  • :: اسفند ۸٧
  • :: بهمن ۸٧
  • :: دی ۸٧
  • :: آذر ۸٧
  • :: آبان ۸٧
  • :: مهر ۸٧
  • :: شهریور ۸٧
  • :: امرداد ۸٧
  • :: تیر ۸٧
  • :: خرداد ۸٧
  • :: اردیبهشت ۸٧
  • :: فروردین ۸٧
  • :: اسفند ۸٦
  • :: بهمن ۸٦
  • :: دی ۸٦
  • :: آذر ۸٦
  • :: آبان ۸٦
  • :: مهر ۸٦
  • :: شهریور ۸٦
  • :: امرداد ۸٦
  • :: تیر ۸٦
  • :: خرداد ۸٦
  • :: اردیبهشت ۸٦
  • :: فروردین ۸٦
  • :: اسفند ۸٥
  • :: بهمن ۸٥
  • :: دی ۸٥
  • :: آذر ۸٥
  • :: آبان ۸٥
  • :: مهر ۸٥
  • :: شهریور ۸٥
  • :: امرداد ۸٥
  • :: تیر ۸٥
  • :: خرداد ۸٥
  • :: اردیبهشت ۸٥
  • :: فروردین ۸٥
  • :: اسفند ۸٤
  • :: بهمن ۸٤
  • :: دی ۸٤
  • :: آذر ۸٤
  • :: آبان ۸٤
  • :: مهر ۸٤
  • :: شهریور ۸٤
  • :: امرداد ۸٤
  • :: تیر ۸٤
  • :: خرداد ۸٤
  • :: اردیبهشت ۸٤
  • :: فروردین ۸٤
  • :: اسفند ۸۳
  • :: بهمن ۸۳
  • :: دی ۸۳
  • :: آذر ۸۳
  • :: آبان ۸۳
  • :: مهر ۸۳
  • :: شهریور ۸۳
  • :: امرداد ۸۳
  • :: تیر ۸۳
  • :: خرداد ۸۳
  • :: اردیبهشت ۸۳
  • :: فروردین ۸۳
  • :: اسفند ۸٢
  • :: بهمن ۸٢
  • :: دی ۸٢
  • :: آذر ۸٢
  • :: آبان ۸٢
  • :: مهر ۸٢

آرشیو موضوعی زروان

  • :: آثار برگزیده طراحی داخلی جهان (٢)
  • :: آرمین دانشگر (۱)
  • :: آموزش معماری (۳۳)
  • :: اکسپو 2010 شانگهای (۳)
  • :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه (٢٥)
  • :: برترین‌های معماری (۱)
  • :: برداشت آزاد (۳)
  • :: پایان‌نامه‌های معماری (۱)
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری (۳۱)
  • :: تعریف معماری (۱)
  • :: جایزه معماری آقاخان (۱)
  • :: جایزه معماری پریتزکر (۱)
  • :: جوایز معماری (٢)
  • :: خانه‌های معاصر جهان (۳)
  • :: خواندنی‎های معماری (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری جهان (٢)
  • :: دانستنی‎های معماری دوره اسلامی ایران (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری معاصر ایران (۱)
  • :: دانشگاه آزاد اسلامی واحد هریس (٢۱)
  • :: درس‌هایی از بزرگان معماری (۱)
  • :: درس آشنایی با طراحی معماری (٤)
  • :: درس طراحی معماری 2 (٧)
  • :: درس طراحی معماری 5 (٢)
  • :: درس طرح معماری 1 (٢)
  • :: درس مقدمات طراحی معماری 2 (۱٦)
  • :: رویدادهای معماری (۳)
  • :: زبان تخصصی معماری (٢)
  • :: طراحی داخلی (٢)
  • :: طراحی معماری (٦)
  • :: عملکرد در معماری (٤)
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان (۱٩)
  • :: گفت‌وگوهای معماری (۱٧)
  • :: مبانی نظری معماری (٦٠)
  • :: مسابقات معماری (٢)
  • :: معرفی پروژه (٧)
  • :: معرفی کتاب (۱)
  • :: معماران ایرانی (۳)
  • :: معماران جهان (۳)
  • :: معماری ایران (٢)
  • :: معماری ایستگاه مترو (۱)
  • :: معماری پارکینگ (۱)
  • :: معماری پل (۱)
  • :: معماری تئاتر (۱)
  • :: معماری خانه (۳)
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور (٤)
  • :: معماری دفتر کار (۱)
  • :: معماری رستوران (۱)
  • :: معماری زمینه‌گرا (٩)
  • :: معماری سفارت‌خانه (۱)
  • :: معماری شهری (۱)
  • :: معماری فرودگاه (۱)
  • :: معماری مجتمع مسکونی (۱)
  • :: معماری معاصر ایران (۱)
  • :: معماری معاصر جهان (۱)
  • :: معماری معاصر هلند (٢)
  • :: معماری موزه (٢)
  • :: معماری نمایشگاهی (۳)
  • :: معماری هزاره سوم (۱)
  • :: معماری و طبیعت (۱)
  • :: معماری کتابخانه (۱)
  • :: موسسه آموزش عالی سراج تبریز (۱۱)
  • :: میدان‌ها و پلازاهای شهری (۱)
  • :: نقد معماری (٢٧)
  • :: واژگان متن‌های معماری (٤)
  • :: کامران افشارنادری (۱)
  • :: کانسپت در معماری (۱)
  • :: یادداشت ماه (۱)

وبلاگ‌ها و سایت‌های معماری

  • :: + زروان: اخبار، رویدادها و حاشیه‌های معماری
  • :: دید هفتم: جستارهایی در معماری و هنرهای نمایشی
  • :: فضای رویداد: جستارهایی در هنر و معماری

آمار بازدیدکنندگان



جمعه ٢٩ اسفند ۱۳۸٢

مبداء معماری معاصر ایران3

 

از دیدگاهی دیگر که از مقبولیت بیشتری برخوردار است، شروع معماری معاصر ایران را می­توان از حدود سال 1300 شمسی به بعد تصور کرد، دوره­ای که در اثر تحولات سیاسی و اجتماعی جریان زندگی اجتماعی و اقتصادی ایران تغییر کرد، سیمای شهرهای ایران متحول شد و بناهای لازم برای زندگی جدید مانند ادرات، کارخانجات، بانک­ها، ایستگاه­های راه­آهن، دانشگاه­ها و ... و همچنین واحدها و مجموعه­های مسکونی جدید در شهرها به وجود آمدند. این بناها بر خلاف بناهای قبل از تاریخ معاصر که به دست معماران سنتی طراحی و ساخته می­شدند، به تدریج به دست معماران تحصیل­کرده طراحی گردیدند. این عده را در ابتدا معماران غیرایرانی تشکیل می­دادند و سپس اندک­اندک معمارانی که در مدارس معماری خارج از ایران تحصیل کرده بودند و به دنبال آن، با ایجاد اولین مدرسه معماری ایران در حدود سال­های 1320، معماران تحصیل­کرده ایرانی نیز به آنها اضافه شدند. در این دوره معماران اروپایی و دانشجویان تحصیل­کرده در غرب، در انتقال فرم­ها و مهم­تر از آن در انتقال تئوری­های جدید معماری غرب به ایران و تحول معماری ایرانی، نقش به سزایی داشته­اند.

از اوایل سده شمسی اخیر با تأسیس اولین مدرسه معماری ایران، تحول اساسی در آموزش معماری در ایران صورت گرفت و روش سنتی انتقال اصول اجرایی و نظری معماری که در گذشته به صورت انتقال سینه­ به­ سینه و یادگیری شاگرد زیر نظر استاد در کارگاه بود، تغییر کرد.

در این دوره با گسترش تحصیلات عالیه در کشور و افزایش کاوش­های باستان­شناسی به تدریج تاریخ علمی جایگزین تاریخ اساطیری گردید. شناخت و تحقیق در مورد تاریخ کشور و مدون  نمودن آن به طریق علمی توسط محققان اروپایی و بعضاً ایرانی به صورت گسترده­تری نسبت به قبل ادامه یافت. لذا علاوه بر ادامه معماری سنتی ـ اسلامی، در این دوره برای اولین بار پس از ورود اسلام به ایران، معماری پیش از اسلام و نماها، تزئینات و سمبل­های آن دوران مورد توجه معماران ایرانی قرار گرفت که در ضمن مورد تأکید پادشاهان پهلوی و دولت­مردان ایران نیز بود.

از جمله تحولات مهم دیگری که در این دوره به وقوع پیوست، استفاده از مصالح جدید در امور عمرانی و ساختمانی بود. اگرچه در این دوره نیز اکثر ساختمان­های ساخته شده در ایران با مصالح سنتی اجرا می­شد، ولی به تدریج در معدودی از ساختمان­های مهم دولتی و شهری استفاده از مصالح نوین آغاز گردید و راه برای گسترش و جایگزینی این مصالح به جای مصالح قدیم باز شد.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


چهارشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٢

مبداء معماری معاصر ایران2

 

در جست­وجو برای تعیین تاریخ و مبداء معماری معاصر ایران، پی می­بریم که تا اواسط دوره قاجاریه، معماری و هر آنچه که به آن مربوط می­شد، در نوعی پیوستگی و به صورت مجموعه­ای واحد قابل درک و تحلیل است. با اینکه اشکال، فرم­ها و روش­های مختلف طرح و اجرای ساختمان­ها توسط صاحب­کاران و معماران، بسته به شرایط مختلف زمان و مکان تغییر می­کردند، ولی در تمام مراحل کار توازن و تناسبی مستحکم بین جامعه و معماری برقرار بود و تنها در جزئیات، بر اثر اعمال سلیقه معماران یا خواست صاحب­کاران، تغییراتی اندک به چشم می­خورد. بدین ترتیب می­توان گفت که تا اواسط دوره قاجاریه، تغییرات یا تفاوت­های میان بناهای دوره­های مختلف عمدتاً در سطح بیان معماری است. اما از این دوره به بعد و مشخصاً از دوره سلطنت ناصرالدین­شاه رابطه معماری و جامعه کم­کم تغییر می­یابد و این تغییر در دوره پهلوی به اوج خود می­رسد.

در زمان ناصرالدین­شاه به علت توسعه روابط و ارتباطات جامعه سنتی ایرانی با دنیای مدرن غرب، به ناچار دگرگونی­هایی در تمام زمینه­ها صورت می­گیرد که معماری نیز از آن مبرا نیست. یکی از عوامل مؤثر در این دگرگونی­ها را مسافرت­های مکرر ناصرالدین­شاه به کشورهای خارج می­دانند. در حقیقت دوره سلطنت ناصرالدین­شاه را می­توان سرآغاز تحولات گوناگون در بینش و سپس فرم و ساختار معماری ایران در نظر گرفت. در طی این دوران سفرکردگان به فرنگ بعد از مشاهده ساختمان­های آن دیار، در بازگشت به ایران خواستار ساختمان­هایی به سبک فرنگی می­شدند. آنها با خود عکس­ها و کارت­پستال­هایی از بناهای غربی به ایران می­آوردند و از معمارباشی­ها می­خواستند که ساختمان­هایی شبیه آنها اجرا کنند. معمارباشی­های ایران نیز که به غرب سفر نکرده بودند و اطلاعی از چون و چرای کار امرا و فرنگ­رفته­ها نداشتند، سعی می­کردند که این فرم­های فرنگی را با مصالح و روش­های ساختمانی ایران اجرا کنند.

دو ساختمان باارزش دوره ناصری که مشخصه بینش فکری این دوران است، در شرق میدان بهارستان واقع می­باشد. یکی کاخ سپهسالار (مجلس شورای ملی) که تحت تأثیر معماری مغرب زمین است و دیگری مسجد سپهسالار (مسجد مطهری) که بر طبق سنت معماری ایران ساخته شده است و در طرح و اجرای آن هیچ اثری از معماری غربی دیده نمی­شود. ساختمان مجلس شورای ملی که در سال 1254 شمسی (مقارن با 1875 میلادی) توسط میرزا مهدی­خان شقاقی، اولین معمار ایرانی تحصیل­کرده در اروپا، ساخته شده است، می­تواند به عنوان نقطه عطف و شروع معماری معاصر ایران به شمار آید، زیرا در این ساختمان، برای نخستین بار در معماری ایرانی، از فرم­های غربی (قوس­ها و تزئینات فرنگی) اجرا شده با مصالح و شیوه ساخت ایرانی (آجرکاری ایرانی)، استفاده گردیده است.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


دوشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٢

مبداء معماری معاصر ایران1

 

به اعتقاد اکثر صاحب­نظران، طی دوران معاصر تحولات بنیادین و تأثیرگذاری در معماری ایران، چه از نظر شکلی و چه از نظر مفهومی، روی داده است. از این رو معماری معاصر ایران، در سال­های اخیر بحث­های فراوانی را در مجلات و محافل معماری و شهرسازی کشور به خود اختصاص داده و همواره این سؤال در میان اساتید معماری مطرح بوده است که در تاریخ معماری ایران، از چه دوره­ای می­توان تحت عنوان معماری معاصر یاد نمود و از چه سال­هایی ایجاد تحولات بنیادین در معماری ایران، آغاز گردیده است؟ به عبارت بهتر معماری معاصر ایران از چه دوره­ای آغاز می­شود؟

معمولاً در غرب و بویژه در اروپا برای یافتن ریشه­های معماری معاصر، دوره­ای از نیمه دوم قرن هجدهم (سال 1760 ـ آغاز انقلاب صنعتی) تا اوایل دهه اول قرن بیستم را مورد بررسی و مطالعه قرار می­دهند و سال­های پس از آن را آغاز معماری معاصر یا معماری مدرن که جنبش مدرن در آن تقریباً شکل جهانی به خود می­گیرد، می­دانند. حال اگر بخواهیم این روند را در مورد معماری معاصر ایران بکار گیریم، با نیمه نخست قرن دوازدهم مصادف می­شویم، یعنی دوران حکومت افشاریه. ولی آگاهی از تاریخ کشورمان کافی است تا بدانیم در این دوران نه تنها از انقلاب صنعتی خبری نیست، بلکه هنوز از آثار کلی آن نیز به کلی مصون هستیم.

بر خلاف معماری معاصر غرب، در مورد آغاز معماری معاصر ایران هیچ اتفاق نظری وجود ندارد. بعضی سال 1300 شمسی را که مقارن با شروع دوره پهلوی اول و همزمان با اقدامات و اصلاحات تجددگرایانه اوست، به عنوان نقطه عطف تاریخ معماری معاصر به شمار آورده­اند که این بطور ضمنی در بین همگان پذیرفته شده است و معمولاً هم به آن استناد می­شود. بعضی دیگر تاریخ انقلاب مشروطه را که با تغییرات سیاسی و اجتماعی در ایران همراه است، نقطه عطف و آغاز معماری معاصر می­دانند. اما به نظر می­رسد آغاز تحولات و جریان فراگیر معماری معاصر ایران را باید از زمان قاجار که مقارن با جریان­های نوظهور معماری است، دنبال کرد و از طریق مشخصه­های معماری و بناهای شاخص و زمینه­ساز تاریخی آن دوره، به تعیین نقطه آغاز معماری معاصر ایران پرداخت.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


جمعه ٢٢ اسفند ۱۳۸٢

معماران دوران تحول

 

جامعه مهندسان معمار ایران، طی روزهای ششم و هفتم اسفندماه، با برگزاری جلسات سخنرانی در خانه هنرمندان ایران، به بررسی دوران تحول معماری ایران و معرفی مهندسان تحصیل­كرده این دوره پرداخت. در این نشست، اعضای گروه پژوهشی «معماری دوران تحول» نتایج تحقیقات 20 ساله خود را به دانشجویان و اساتید معماری و شهرسازی ارایه کردند. اعضای این گروه سه­نفره، آقایان ویکتور دانیل، بیژن شافعی و سهراب سروشیانی از سال 1361 گرد هم آمده و همزمان با بازگشایی دوباره دانشگاه­ها، تحقیق درباره معماری را آغاز نموده­اند که بررسی­هایشان تاکنون ادامه یافته است. بررسی دوره­های تاریخی و معماری دوران تحول از فعالیت­های پژوهشی این گروه طی این سال­ها بوده است. 

شافعی هدف از معرفی معماران دوران تحول را چنین عنوان می­کند: «هدف اصلی برگزاری این سمینار آشنایی دانشجویان و استادان رشته معماری با معماران تحصیل­كرده قرن اخیر است كه با شناخت از مدرنیته تحول عظیمی در معماری شهری تهران ایجاد كرده­اند. آنها از سال ۱۳۰۰ شمسی به این طرف در تهران و شهرستان­ها فعالیت كرده و شهر را از هیأت قاجاری خارج كرده­اند.»

معماری دوران تحول در اصل به دوره­ای از معماری سرزمین ایران باز می­گردد که از دوران سلطنت ناصرالدین­شاه قاجار آغاز می­شود. اما دوران تحول مورد بحث در این سمینار مربوط به معماری دوران اوایل قرن در ایران است، دورانی كه چهره شهر تغییر نموده و شهر از هیأت دوره قاجاری خارج شده است. استفاده از اتومبیل، گسترش ساختمان­های نوین و آموزش نوین و گرایش شهروندان به مدرنیته، از مشخصات عمومی این دوره محسوب می­شود. بر این اساس، ساختمان­های این دوره را می­توان نمادی از قرن نوین در ایران دانست.

 

 «نیکولای مارکوف»، «وارطان هوانسیان»، «کریم طاهرزاده بهزاد»، «پل آبکار»، «محسن فروغی»، «ماکسیم سیرو»، و «آندره گدار» از برجسته­ترین معماران دوره تحول به شمار می­روند. از بناهای شاخص این دوره نیز می­توان به «دبیرستان البرز»، «بیمارستان شاه­رضای مشهد»، «دانشکده حقوق»، «وزارت امور خارجه»، «بانک سپه»، «موزه ایران باستان»، «مجموعه چهارصد دستگاه»، «ساختمان رادیو» و ... اشاره نمود.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


سه‌شنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٢

ابرخشت: از نظریه تا فاجعه

 

پاسخ به یادداشت «ابرخشت رویایی بیش نیست، آقای پروفسور»

در روزنامه همشهری مورخ چهارشنبه 6 اسفندماه 82، یادداشتی به قلم جناب آقای مهندس ذواشتیاق با عنوان «ابرخشت رویایی بیش نیست، آقای پروفسور» به چاپ رسیده است که مطالب مطرح‎شده در آن، از جنبه‎های مختلف و بویژه نحوه برخورد نویسنده با مقوله مورد مطالعه (سیستم ابرخشت)، قابل تعمق و بررسی است. هر چند باید اذعان نمود سوابق درخشان و فعالیت‎های ارزنده جناب آقای مهندس ذواشتیاق، نوشتن پیرامون این یادداشت را تا حد نسبتاً زیادی دشوار می‎نماید، اما در راستای ترویج فرهنگ گفتمان معماری و باز شدن باب بحث و گفتگو، نکاتی را که پیرامون مضمون و شیوه برخورد این مقاله در بخش‎های مختلف آن به ذهن اینجانب می‎رسد، با نویسنده محترم و خوانندگان روزنامه همشهری در میان می‎گذارم، بدون اینکه قصد طرفداری از ایده‎های نادر خلیلی و تأیید کامل نظریات او را داشته باشم.

متأسفانه در مقاله یاد شده حرف‎های کلی و قضاوت‎های یک‎طرفه زیادی پیرامون نظریات مهندس خلیلی به چشم می‎خورد که فاقد مستندات علمی بوده و صرفاً در راستای رد کامل نظریات وی مطرح گردیده‎اند و در مجموع، مطالب مطرح شده فاقد معیارهای یک نقد علمی متکی بر استدلال‎های منطقی است که به برخی از آنها در ادامه اشاره خواهد گردید. عنوان انتخاب شده برای یادداشت نیز که گویا نویسنده محترم در جریان انتخاب آن نبوده‎اند، عنوان مناسبی برای یک مقاله تحلیلی نیست و می‎بایست در انتخاب آن دقت بیشتری صورت می‎گرفت.

در آغاز مقاله چنین می­خوانیم: « ... فاجعه بزرگ­تر آن که به بهانه آن مباحثی مطرح می­شوند که فقط جنبه تبلیغاتی برای یک­سری نظریه پردازان نظریات خام و ناپخته به همراه دارند.» و در بخش دیگری این مطلب به چشم می­خورد: « ... همان فاجعه­ای که به زیادباوری خود؛ سیر به قهقرا می­بریم!». آیا ارائه یک راهکار و تکنیک جدید برای ساختمان‎سازی، حداقل در مقام نظریه، فاجعه‎ای عظیم‎تر از فاجعه بم، و نیز زیادباوری خود و سیر در قهقرا به حساب می‎آید؟ حتی اگر بر این اعتقاد باشیم که نظریات نادر خلیلی نظریات خام و ناپخته‎ای است، این موضوع می‎تواند با ارائه شواهد و مدارک مطرح گردد، نه با یک جمله کلی و غیرکارشناسانه. اصولاً موضع‎گیری این‎گونه در برابر مقولات تازه، در شرایطی که طرح و ابداع پیوسته مقولات نو از ویژگی‎های جهان امروز است، کمی غیرمنطقی به نظر می‎رسد. آیا به جای این قبیل واکنش‎های شتاب‎زده، نمی‎توان با نقد علمی و انجام اصلاحات لازم در سیستم ابرخشت، این روش را به روشی بهینه و کارآمد تبدیل و در زمینه‎های مختلف از جمله بازسازی بم، از آن استفاده نمود؟

مهندس ذواشتیاق علی‎رغم اذعان به این نکته که « ... چه خوب و مناسب است که ما معمارها وارد مقوله سازه­ای نشویم»، وارد مباحث سازه‎ای شده و بدون استناد به محاسبات دقیق سازه‎ای، ایستایی سیستم ابرخشت را به کل زیر سؤال برده‎اند. در ادامه ایشان چنین عنوان می‎کنند که « ... آنچه در گذشته مطرح بوده با آنچه تکنولوژی امروز دیکته می­کند، زمین تا آسمان متفاوت است.» تفاوت تکنولوژی قدیم ساختمان‎سازی با تکنولوژی جدید امری بدیهی است، اما باید این نکته را نیز در نظر گرفت که مبانی تکنولوژی ساختمان‎سازی در مسائلی همچون ایستایی و اصول اولیه سازه، در هر دو شیوه قدیم و جدید یکی است. امروزه تنها تکنیک‎ها و روش‎های اجرا نسبت به گذشته تغییر یافته است. در نتیجه می‎توان از مبانی سازه‎ای تکنولوژی قدیم برای ابداع تکنیک‎های نوین استفاده نمود.

در بخش دیگری از مقاله چنین آمده است: «خوشبختانه هنوز در ایران و در این دوره زمانی کسانی هستند که دانش کافی به این علم دارند و لزومی به وارد کردن متخصصان فرنگ­رفته نیست.» آیا استفاده از نظریات «متخصصان فرنگ­رفته» در جهان امروز که جهان تضارب آرا و تبادل نظرات است، واقعاً لزومی ندارد؟ برعکس، استفاده از دانش روز و کارآمد طیف‎ها و قشرهای مختلف مهندسان، اعم از داخلی و خارجی، در امر خطیر ساختمان‎سازی که با جان و مال مردم سروکار دارد، می‎تواند به افزایش توان کشور در این زمینه کمک زیادی نماید.

در پایان ضمن تأیید کامل سخنان مهندس ذواشتیاق در خصوص لزوم تجهیز مهندسان و عوامل اجرایی ساختمان به دانش روز و بدون رد یا پذیرش کامل نظریات مهندس خلیلی، ذکر این نکته را ضروری می‎دانم که بهتر است ما این گونه شتاب‎زده در برابر نظرات نو مخالفت نکنیم و اگر نقدی بر این نظریات داریم، نقدمان بر پایه استدلال‎های منطقی و با در نظر گرفتن تمام جوانب قضیه باشد و نه با تکیه بر سخنان کلی و غیرکارشناسانه.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این یادداشت در روزنامه همشهری مورخ دوشنبه 18 اسفندماه 82 نیز به چاپ رسیده است.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


یکشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٢

فرم و فضای معماری ـ 2

 

به عقیده گیدئون، معماری را می‌توان با دو وجه اصلی درک کرد: سازماندهی فضا و فرم ساخته شده یا بطور خلاصه فضا و فرم. وجه نخست (فضا) با درک موقعیت انسان در محیطش (که الگوهای کارکردی فعالیت‌های او را دربر می‌گیرد)، ارتباط می‌یابد و وجه دوم (فرم) به شناسایی انسان با ویژگی محیط زیستش مربوط می‌شود. هر دوی این وجوه متغیر بوده و تابع چگونگی درک انسان از جهان، به عنوان فضای هستی، هستند. باید توجه داشت که سازماندهی فضا تنها پیامد الگوهای کارکردی فعالیت‌های انسانی نیست، بلکه نتیجه تصور کلی فرم فضا نیز هست، یعنی همانا پیامد درک فضا به عنوان فضایی بسته یا باز، متمرکز یا جهت­دار، جمع­شونده یا پیوسته.

 

وقتی ما شکلی دوبعدی را در یک قطعه کاغذ جا می‌دهیم، آن شکل بر فضای سفید اطراف خود اثر می‌گذارد و آن را تفکیک می‌کند. به طریق مشابه هر شکل سه بعدی، حجم فضای اطراف خود را تفکیک خواهد کرد و قلمرو یا حوزه نفوذی متعلق به خود را ایجاد خواهد نمود. بنابراین در هر سطح، نه تنها با فرم بنا بلکه با نحوه تأثیر آن بر فضای اطرافش نیز سروکار داریم. در نتیجه بایستی به این نکته توجه نمود که برای غنی کردن فضای معماری، پدید آوردن امکانات متعدد کشف فضا بسیار مهم­تر از ایجاد فرم­های متنوع است.

 

در معماری، مشارکت و اتحاد بین فرم و فضا در مقیاس های متعدد وجود دارد که می­تواند بررسی و کشف شود. شکل و نحوه بسته شدن هر فضا در یک بنا یا تعیین کننده شکل فضاهای اطراف است یا توسط شکل فضاهای اطراف تعیین می‌شود. مثلاً برخی فضاها مانند سالن­های کنسرت دارای شرایط عملکردی و فنی خاصی می‌باشند و به فرم‌های خاصی نیاز دارند که در این حالت، فرم آنها بر فرم فضاهای اطرافشان تأثیر خواهد گذاشت. برخی فضاها مانند سالن­های ورودی کیفیتی انعطاف­پذیر دارند و بنابراین آزادانه می‌توانند توسط فضاها یا دسته فضاهای اطراف خود تعریف شوند. و بعضی فضاها مانند ادارات دارای عملکردهایی خاص ولی مشابهند و می‌توانند به صورت فرم­های منفرد، خطی یا مجموعه‌ای دسته­بندی شوند.


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: مبانی نظری معماری


پنجشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٢

فرم و فضای معماری ـ 1

 

مسلماً خصیصه اصلی هر اثر معماری این است که فضایی برای زندگی عرضه می‌کند، اما این فضا باید با فرم‌های ساخته شده باشد تا بتوان گفت مکان است، یعنی زندگی می‌تواند در آن رخ دهد. به عبارت دیگر عناصر فرم و فضا همراه یکدیگر واقعیت معماری را تشکیل می‌دهند. وقتی فضا توسط عناصر تشکیل دهنده فرم شروع به حبس شدن، محصور شدن، شکل گرفتن و سازماندهی شدن می‌کند، معماری بوجود می‌آید.

 

فضا هم ماده‌ای مانند سنگ و چوب است، اما ماهیتاً بی‌شکل می‌باشد. در آفرینش فضای ساخته شده، فرم چیزی جز تصویری قابل رؤیت نیست که بر ماده تحمیل می‌شود و غلبه‌ای است بر بی نظمی یا خصیصه ذاتی ماده. در نتیجه شکل بصری، کیفیت نوری، ابعاد و مقیاس فضا بستگی کامل به حدودش دارد که توسط عناصر تشکیل دهنده فرم تعریف می‌شود. بر این اساس، کیفیت مطلوب فضاها با فرم­های متناسب با آن فضاها به دست می­آید. بنابراین فرم باید موشکافانه و با توجه به همه جنبه­های سازنده فضا انتخاب گردد.

 

فرم کلی فضای ساخته شده به دو دلیل اصلی و اساسی در معماری حائز اهمیت است: اول این که هر تصور و تخیلی درباره معماری نمی‌تواند بی‌استناد به فرم تحقق پذیرد، زیرا فرم در نهایت همه ابزار طراحی را در قالب خود به عنوان نمود فیزیکی مستتر کرده و بیان­کننده ذهنیت، آمال و احساسات آفریننده می­باشد. و دوم این که شکل ظاهری یا قابل رویت، مهم‌ترین و بی‌واسطه‎ترین برداشتی است که از فضای ساخته شده (یا عینی شده) می‌توان داشت. به سخن دیگر، فرم فضای ساخته شده مقوله­ای است که هم قابل ترسیم دوباره و قابل توصیف برای دیگران می‎باشد و هم در ساختن و پرداختن آن، ابعاد گوناگونی تأثیر می­گذارند که این ترسیم و توصیف را به تحلیل و نقد و به تطبیق و ارزش‌گذاری تبدیل می­کنند. خلاصه این که فرم می‌تواند کلید راه‌یابی به فرهنگی باشد که از طریق فضای ساخته‌شده به نمایش گذاشته می­شود.


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: مبانی نظری معماری


دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٢

نقش فرم در آفرینش معماری

 

گفت­وشنود در باب مقوله فرم از دیرباز توسط معماران مورد توجه قرار گرفته و از آغاز نهضت معماری مدرن به این سو هر روز زمینه­ای گسترده­تر و عمیق­تر پیدا کرده است، چرا که فرم سخن پایانی معمار در آفرینش فضاست و به همین جهت مکان آغاز کندوکاو در درون فضای معماری نیز به شمار می­رود.

 

برای معماران که از دیدگاه آفرینشی در فضای معماری به فرم می­نگرند، آفرینش فرم از اهمیتی بسیار برخوردار است، زیرا معمار در آفربنش فضا آنچه را می­خواهد بگوید، با استفاده از فرم ابراز می­کند، همچنان­ که موسیقی­سازان، نقاشان، شاعران و فیلم­سازان نیز هریک به زبان و بیان خاص خود آنچه را در دل دارند، از طریق صوت­ها، کلام­ها و رنگ­ها به مخاطبان خودشان انتقال می­دهند. فرم چه در موسیقی، چه در معماری و چه در شعر، بعدهای ذهنی را می­نمایاند و تنها راه ممکن برای انتقال مفهومی خاص از سوی آفریننده اثر به استفاده­کننده و مخاطب است.

 

دنیای درونی و خاص هر فرد تا زمانی که طریقه­ای برای ابراز نیافته است، برای هر انسان دیگری موجودیت پیدا نمی­کند. هرآنچه در ذهن سازنده وجود دارد، تنها آن­گاه که بتواند به بیرون راه یابد، موجودیت پیدا می­کند. هرگونه ابزاری که بتواند راه اتصال میان جهان ذهنی هر فرد با جهان فکری هر انسان دیگری را باز کند، بی­توجه به جنس و نوع آن، نمی­تواند فاقد فرم باشد.

 

فرم در معماری دربرگیرنده، نمایاننده و انتقال دهنده مفهوم است و تنها ابزاری به شمار می­آید که آدمی برای بیان آنچه در جهان درونی و در دل خود دارد و نیز برای ابراز نظر و احساس و سلیقه خود به دیگران، در اختیار دارد. به بیان بهتر اعلان نظریه­های عمیق و ظریف آدمیان و به ویژه انتقال هرگونه اندیشه دارای بار هنری از سوی آنان به همنوعان حاضر و آتی که در نظر دارند تا مخاطب قرار دهند، از طریق فرم تحقق پیدا می­کند. آدمی به وسیله فرم، مفهوم یا مفهوم­هایی را که در دل دارد، با محیط فرهنگی ـ اجتماعی خود در میان می­گذارد و به این گونه است که راه دسترسی به عالم معنا را هموار می­سازد.


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: مبانی نظری معماری


شنبه ٩ اسفند ۱۳۸٢

آفرینش فرم در معماری

 

فرم یکی از مقوله­های اساسی آفرینش معماری به شمار می­آید. در واقع سنگین­ترین وظیفه­ای که برای معمار می­توان قائل شد، آفرینش فرم است، چرا که معمار بایستی در این مرحله با به کار گرفتن ماده زیبایی بیافریند، یعنی سخت­ترین موجودیت را برای انتقال ظریف­ترین معناها بکار گیرد. بر این اساس مقوله آفرینش فرم در معماری مستلزم بیشترین تلاش­های ذهنی معمار می­باشد و او بایستی گزینش مواد و مصالح ساختمانی برای سطوح مختلف اثر، هم در جزئیات و هم در کل، را با اندیشه و تدبیر فراوانی انجام دهد. از این رو آفرینش فرم در معماری برای معمارانی که نمی­خواهند آثارشان فاقد بار معنوی، هنری، فرهنگی، انسانی ـ الهی، مدنی و اجتماعی باشد، بی­نهایت حیاتی و سرنوشت­ساز به شمار می­آید.

 

آفرینش فرم در معماری از حیث انتقال مفاهیم و اندیشه­های مورد نظر معمار به مخاطب و برقراری ارتباط دوسویه با وی، از اهمیت زیادی برخوردار است. فرم ساختمان­ها می­توانند حامل بارهای معنایی متفاوتی باشند. گاه بارهای معنایی یک ساختمان به قدری بر ذهن آدمیان تأثیر می­گذارد که خود ساختمان با مفهوم و معنای آن یکی در نظر گرفته می­شود، یعنی مصداق و مفهوم به یگانه شدن میل می­کنند و سبب می­شوند تا بار هنری معماری نمودی نمادین پیدا کند. این پدیده بیشتر نزد غیرمعماران و یا در برخی از آفرینش­های استثنایی معماران مشاهده می­شود.

 

در خلق یک اثر معماری و رسیدن به فرم آن، می­توان دو روش را در پیش گرفت: اول اینکه فرم­های موجود در محیط شهری و سایر زیستگاه­های انسانی را بازآفرینی کرد و دیگر اینکه فرم­های جدید و به هنگام شده­ای با تکیه بر مفاهیم هنری، فرهنگی، انسانی ـ الهی، مدنی و اجتماعی خلق نمود. اما بایستی در نظر داشت که تکرار و بازآفرینی فرم ـ چه این فرم از محیط شهری و تجربه­های متداول در آن برگرفته شده باشد و چه خود معمار آن را پیش­تر خلق کرده باشد ـ نمایانگر ناتوانی معمار در آفرینش فرآورده­ای به هنگام شده است.

 

گذشته از مباحث مربوط به نحوه آفرینش فرم در معماری که در بالا بدان اشاره گردید، مسأله مهمی که باید مورد بررسی قرار گیرد، این است که فرم در معماری از چه اهمیت و کارکردی برخوردار است که در مباحث معماری معاصر تا این حد به مقوله فرم و مقولات مرتبط با آن پرداخته می­شود؟


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: مبانی نظری معماری


چهارشنبه ٦ اسفند ۱۳۸٢

فرم و معنا در آفرینش معماری

 

آفرینش معماری همواره با دو مقوله اساسی سر وکار داشته است: فرم یا شکل و مفهوم یا معنا. این دو مقوله که به ترتیب جنبه­های صوری و معنایی معماری را تشکیل می­دهند، از بحث­انگیزترین مقولات در طول تاریخ معماری بخصوص معماری معاصر بوده‌اند.

 

آفرینش یک اثر معماری توسط معمار فرایندی است که از مقولات ذهنی و معنایی آغاز می­گردد و در نهایت به مقولات عینی و صوری می­انجامد. توانایی و خلاقیت یک معمار و در کل یک هنرمند در این است که بتواند اندیشه­های مورد نظر خود را در قالب فرم و فضای ساخته شده برای بیننده یا استفاده کننده اثر در معرض نمایش بگذارد. از این رو در برخورد با یک اثر معماری لایه­های مختلفی در آن قابل مشاهده و بررسی است: لایه­های عینی و ظاهری از قبیل فرم و شکل بنا که در نگاه نخست کاملاً مشهود و بارز است و لایه­های ذهنی و باطنی از قبیل اندیشه­ها و ایده­های معمار که در بطن اثر مستتر است و با قدری تأمل در کلیت بنا و اجزاء آن و نیز شناخت قبلی از سازنده اثر می­توان به وجود آنها پی برد. به عبارت دیگر یک اثر معماری از کالبد فیزیکی و ساختاری و روح معنوی که توسط معمار در آن کالبد دمیده می­شود، تشکیل می­گردد.

 

همواره این سؤال در میان معماران مطرح بوده است که در آفرینش یک اثر معماری کدام جنبه آن بر جنبه دیگر برتری دارد و بایستی بیشتر مورد توجه قرار گیرد. گرایش معماران به یکی از این دو مقوله به ترتیب موجب شکل­گیری معماری­های فرمالیستی (فرم­گرا) که در آنها فرم اثر بیشتر مورد توجه قرار می­گیرد و معماری­های کانسپچوال (مفهوم­گرا) که در آنها مفهوم بارزتر از فرم اثر می­باشد، گردیده است. این گرایش­ها در معماری امروز کشورمان و بخصوص در میان دانشجویان معماری نیز به وضوح قابل مشاهده است.

 

با توجه به آنچه گفته شد، این سؤال مطرح می­گردد که فرم و معنا در شکل­گیری یک اثر معماری از چه جایگاه و اهمیتی برخوردارند و هنگام قضاوت پیرامون آثار معماری چگونه می­توان این دو جنبه را در کنار هم دید و بررسی نمود؟ آیا اصولاً می­توان اولویتی برای فرم یا مفهوم در طراحی و نقد معماری قائل شد و در سنجش و ارزیابی معماری، یکی از دو مقوله را بیشتر مورد توجه قرار داد؟


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: مبانی نظری معماری


یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۸٢

سخنی با خوانندگان5

 

رویکردهای جدید مسابقات معماری

پیشینه برگزاری مسابقات معماری در کشور ما به سال‎های نه چندان دور قبل از انقلاب برمی‎گردد. در دوران پس از انقلاب (عمدتاً از دهه 70 به این سو) نیز جامعه معماری کشور شاهد برگزاری مسابقات متعددی بوده است که از مهمترین آنها می‎توان به مسابقه فرهنگستان‎های جمهوری اسلامی و کتابخانه ملی ایران در دهه 70 و نیز مسابقه پارک فناوری پردیس و ساختمان مرکزی صنعت نفت طی سال‎های اخیر اشاره نمود. اما چند سالی است که رویکرد جدیدی در مسابقات معماری از نظر ماهیت و نحوه برگزاری مشاهده می‎شود. از جمله این مسابقات جدید می‎توان از جایزه بزرگ معمار که تاکنون سه دوره آن برگزار شده است و نیز مسابقه کوشک جهانی که اخیراً برگزار گردید، نام برد. آنچه که وجه شباهت این دو مسابقه به شمار می‎آید، پشتیبانی این مسابقات از سوی اسپانسرهای مالی و نیز حضور داوران خارجی در گزینش آثار می‎باشد.

جایزه بزرگ معمار، مسابقه‎ای که به تدریج در جامعه معماری کشورمان نهادینه می‎شود، امسال سومین سال برگزاری خود را پشت سر گذاشت. این مسابقه از حیث گستردگی دامنه نفوذ که اکثریت جامعه معماران حرفه‎ای را دربرمی‎گیرد و نیز از نظر نحوه برگزاری در نوع خود مسابقه‎ای کم‎نظیر به حساب می‎آید. جایزه این مسابقه به آثار ساخته شده معماری تعلق می‎گیرد و این ویژگی مهم جایزه معمار محسوب می‎شود، چرا که آثار معمارانی در این مسابقه شرکت داده می‎شود که توانسته‎اند با گذر از محتوا به فرم، اندیشه­ها و ایده­هایشان را در قالب فرم ساخته شده به معرض نمایش گذارند. از این رو این جایزه می‎تواند آیینه تمام‎نمایی از قابلیت‎های معماری کشور از نظر میزان برخورداری از ساختمان‎های واجد ارزش‎های هنری و معماری، به حساب آید.

مسابقه کوشک جهانی نیز که به همت مجله معماری و شهرسازی ترتیب داده شده بود و نتایج آن در ماه گذشته اعلام گردید، مسابقه‎ای با ویژگی‎های منحصربفرد می‎باشد. به اذعان بسیاری از صاحب‎نظران، ویژگی مهم و بی‎نظیر این مسابقه ماهیت کانسپچوال آن و نیز مورد پوشش قرار دادن قشر جوان جامعه بود. در این مسابقه آنچه که مورد قضاوت قرار گرفت، فکر و ذهن خلاق دانشجویان بود و نه اعتبار بعضاً کاذب برخی مشاوران معتبر. برگزاری این نوع مسابقات معماری با توجه به شور و شوقی که در میان جامعه معماری بخصوص دانشجویان و معماران جوان ایجاد می‎کند، حرکت بسیار ارزنده‎ای است که می‎تواند با ترغیب جوانان مستعد جهت توجه به مفاهیم نظری معماری، در درازمدت ثمرات مطلوبی برای معماری کشور داشته باشد.

بطور کلی ماهیت مسابقات معماری بگونه‎ای است که در آن معماران ناشناخته و جوان فرصت بروز و ظهور پیدا می‎کنند و می‎توانند با معرفی خود به جامعه معماری، پیشرفت خود را در عرصه حرفه‎ای تسریع بخشند. برگزاری مسابقات معماری با رویکردهای جدید، چه با اولویت قائل شدن به کانسپت و چه با ارزش قائل شدن به طرح و ساخت، دربردارنده آثار و نتایج مثبتی است که فارغ از نحوه داوری‎ها و چگونگی گزینش آثار، در کل می‎تواند برای معماری کشور مفید واقع شود، زیرا در سایه چنین مسابقاتی است که توان نظری و عملی جامعه معماری مورد سنجش و ارزیابی قرار می‎گیرد.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: