زروان: پژوهشگاه هنر و معماری

  • :: صفحه اصلی
  • :: فهرست یادداشت‌ها
  • :: پست الکترونیک
  • :: فید وبلاگ

نویسنده وبلاگ

  • :: کمال یوسف‌پور

یادداشت‌های اخیر

  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 39
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 10
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 27
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 9
  • :: هفت آتریوم زیبای جهان
  • :: واژگان متن‌های معماری ـ 11
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 38
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 9
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 26
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 8
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 3
  • :: نقدی بر گفته‌های رضا دانشمیر درباره ایده "پروژه باز"
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣7
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 8
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 12
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 7
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 2
  • :: انواع نماهای معماری
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣6
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 7
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 11
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 6
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 1
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور ـ 4
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣5
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 6
  • :: هشت ­سال با زروان، برای معماری
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 5
  • :: خانه‌ای در داخل یک قوطی کنسرو!
  • :: "پروژه باز"، ایده‌ای برای فضاهای فرهنگی

آرشیو زروان

  • :: بهمن ٩٠
  • :: دی ٩٠
  • :: آذر ٩٠
  • :: آبان ٩٠
  • :: مهر ٩٠
  • :: شهریور ٩٠
  • :: امرداد ٩٠
  • :: تیر ٩٠
  • :: خرداد ٩٠
  • :: اردیبهشت ٩٠
  • :: فروردین ٩٠
  • :: اسفند ۸٩
  • :: بهمن ۸٩
  • :: دی ۸٩
  • :: آذر ۸٩
  • :: آبان ۸٩
  • :: مهر ۸٩
  • :: شهریور ۸٩
  • :: امرداد ۸٩
  • :: تیر ۸٩
  • :: خرداد ۸٩
  • :: اردیبهشت ۸٩
  • :: فروردین ۸٩
  • :: اسفند ۸۸
  • :: بهمن ۸۸
  • :: دی ۸۸
  • :: آذر ۸۸
  • :: آبان ۸۸
  • :: مهر ۸۸
  • :: شهریور ۸۸
  • :: امرداد ۸۸
  • :: تیر ۸۸
  • :: خرداد ۸۸
  • :: اردیبهشت ۸۸
  • :: فروردین ۸۸
  • :: اسفند ۸٧
  • :: بهمن ۸٧
  • :: دی ۸٧
  • :: آذر ۸٧
  • :: آبان ۸٧
  • :: مهر ۸٧
  • :: شهریور ۸٧
  • :: امرداد ۸٧
  • :: تیر ۸٧
  • :: خرداد ۸٧
  • :: اردیبهشت ۸٧
  • :: فروردین ۸٧
  • :: اسفند ۸٦
  • :: بهمن ۸٦
  • :: دی ۸٦
  • :: آذر ۸٦
  • :: آبان ۸٦
  • :: مهر ۸٦
  • :: شهریور ۸٦
  • :: امرداد ۸٦
  • :: تیر ۸٦
  • :: خرداد ۸٦
  • :: اردیبهشت ۸٦
  • :: فروردین ۸٦
  • :: اسفند ۸٥
  • :: بهمن ۸٥
  • :: دی ۸٥
  • :: آذر ۸٥
  • :: آبان ۸٥
  • :: مهر ۸٥
  • :: شهریور ۸٥
  • :: امرداد ۸٥
  • :: تیر ۸٥
  • :: خرداد ۸٥
  • :: اردیبهشت ۸٥
  • :: فروردین ۸٥
  • :: اسفند ۸٤
  • :: بهمن ۸٤
  • :: دی ۸٤
  • :: آذر ۸٤
  • :: آبان ۸٤
  • :: مهر ۸٤
  • :: شهریور ۸٤
  • :: امرداد ۸٤
  • :: تیر ۸٤
  • :: خرداد ۸٤
  • :: اردیبهشت ۸٤
  • :: فروردین ۸٤
  • :: اسفند ۸۳
  • :: بهمن ۸۳
  • :: دی ۸۳
  • :: آذر ۸۳
  • :: آبان ۸۳
  • :: مهر ۸۳
  • :: شهریور ۸۳
  • :: امرداد ۸۳
  • :: تیر ۸۳
  • :: خرداد ۸۳
  • :: اردیبهشت ۸۳
  • :: فروردین ۸۳
  • :: اسفند ۸٢
  • :: بهمن ۸٢
  • :: دی ۸٢
  • :: آذر ۸٢
  • :: آبان ۸٢
  • :: مهر ۸٢

آرشیو موضوعی زروان

  • :: آثار برگزیده طراحی داخلی جهان (٢)
  • :: آرمین دانشگر (۱)
  • :: آموزش معماری (۳۳)
  • :: اکسپو 2010 شانگهای (۳)
  • :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه (٢٥)
  • :: برترین‌های معماری (۱)
  • :: برداشت آزاد (۳)
  • :: پایان‌نامه‌های معماری (۱)
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری (۳۱)
  • :: تعریف معماری (۱)
  • :: جایزه معماری آقاخان (۱)
  • :: جایزه معماری پریتزکر (۱)
  • :: جوایز معماری (٢)
  • :: خانه‌های معاصر جهان (۳)
  • :: خواندنی‎های معماری (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری جهان (٢)
  • :: دانستنی‎های معماری دوره اسلامی ایران (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری معاصر ایران (۱)
  • :: دانشگاه آزاد اسلامی واحد هریس (٢۱)
  • :: درس‌هایی از بزرگان معماری (۱)
  • :: درس آشنایی با طراحی معماری (٤)
  • :: درس طراحی معماری 2 (٧)
  • :: درس طراحی معماری 5 (٢)
  • :: درس طرح معماری 1 (٢)
  • :: درس مقدمات طراحی معماری 2 (۱٦)
  • :: رویدادهای معماری (۳)
  • :: زبان تخصصی معماری (٢)
  • :: طراحی داخلی (٢)
  • :: طراحی معماری (٦)
  • :: عملکرد در معماری (٤)
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان (۱٩)
  • :: گفت‌وگوهای معماری (۱٧)
  • :: مبانی نظری معماری (٦٠)
  • :: مسابقات معماری (٢)
  • :: معرفی پروژه (٧)
  • :: معرفی کتاب (۱)
  • :: معماران ایرانی (۳)
  • :: معماران جهان (۳)
  • :: معماری ایران (٢)
  • :: معماری ایستگاه مترو (۱)
  • :: معماری پارکینگ (۱)
  • :: معماری پل (۱)
  • :: معماری تئاتر (۱)
  • :: معماری خانه (۳)
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور (٤)
  • :: معماری دفتر کار (۱)
  • :: معماری رستوران (۱)
  • :: معماری زمینه‌گرا (٩)
  • :: معماری سفارت‌خانه (۱)
  • :: معماری شهری (۱)
  • :: معماری فرودگاه (۱)
  • :: معماری مجتمع مسکونی (۱)
  • :: معماری معاصر ایران (۱)
  • :: معماری معاصر جهان (۱)
  • :: معماری معاصر هلند (٢)
  • :: معماری موزه (٢)
  • :: معماری نمایشگاهی (۳)
  • :: معماری هزاره سوم (۱)
  • :: معماری و طبیعت (۱)
  • :: معماری کتابخانه (۱)
  • :: موسسه آموزش عالی سراج تبریز (۱۱)
  • :: میدان‌ها و پلازاهای شهری (۱)
  • :: نقد معماری (٢٧)
  • :: واژگان متن‌های معماری (٤)
  • :: کامران افشارنادری (۱)
  • :: کانسپت در معماری (۱)
  • :: یادداشت ماه (۱)

وبلاگ‌ها و سایت‌های معماری

  • :: + زروان: اخبار، رویدادها و حاشیه‌های معماری
  • :: دید هفتم: جستارهایی در معماری و هنرهای نمایشی
  • :: فضای رویداد: جستارهایی در هنر و معماری

آمار بازدیدکنندگان



جمعه ۳٠ بهمن ۱۳۸۳

معرفی معمار

 

گزیده سخنان فیلیپ جانسون

           

Architect’s Introduction

A Selection of Philip Johnson’s Words

 

•  معماری در اصل طراحی فضاهای داخلی است، هنر سازمان­دهی فضای داخلی.

•  مسؤولیت و وظیفه­ای که معماری فارغ از عملکرد، ساختار و حتی مصالح دارد، این است که فضا را به سمت هنر سوق دهد. 

•  چیزی که فکر می­کنم همچون یک ریسمان در تمام کارهای من امتداد دارد، علاقه پرشور من به فضای جمعی است، فضایی که با قدم زدن در درون آن درک می­شود.   

•  تفاوتی ندارد که چند ساختمان بنا کرده باشید، کیفیت به مقدار بستگی ندارد. کیفیت کار تنها به این بستگی دارد که برای تحت تأثیر قرار دادن و دگرگون کردن فرهنگ ریسک کرده باشید. منتها بایستی توجه داشته باشید که در ساختمان­سازی و در اینکه یک ساختمان عجیب یا یک ساختمان اصیل بسازید، ریسکی وجود ندارد. باید همانند معماران بزرگ تاریخ دست به ریسک­های واقعی بزنید. به نظر من یک معمار وقتی می­تواند خودش را برای این کار آماده کند که سه شرط داشته باشد: اول باید دانش کاملی از تاریخ معماری داشته باشد، دوم با تسلط بر مصالح و شکل پرورش یافته باشد و آخر اینکه باید در هنرها و ایده­های روز فردی مطلع و دست­اندرکار باشد.  

•  باید تاریخ معماری را به دقت مطالعه کرد، اما به طریقی که فقط یک معمار می­تواند. تنها راه برای یک معمار که بتواند واقعاً تاریخ فضاهای معماری را مطالعه کند، بازدید از آن ساختمان­ها و تجربه فضای آنهاست.

•  فضا را نمی­توان به قالب عکس درآورد، زیرا عکس تنها به ضبط فرم و سطح قادر است. همچنین فضای معماری نمی­تواند در یک متن یا توسط هیچ فیلسوف و یا منتقدی توصیف شود. با اینکه متن می­تواند تجربه یک فضا را توصیف کند، ولی نمی­تواند جایگزین خود آن تجربه شود.  

•  اگر دانش معماری خود را به تحصیلات معماری و کتاب و مجله محدود کنید، کارتان به همان اندازه کاغذهای چاپ­شده حقیر و سطحی خواهد بود.  

•  از آنجایی که فضا را شکل و ماده بوجود می­آورد، معمار باید حس خود را از شکل بدون توجه به هیچ نظام اخلاقی تاریخی و یا روشنفکرانه، پرورش دهد.

•  هر معمار باید کمی انقلابی باشد. نسخه­برداری از روی ساختمان­های قدیمی به هیچ­گونه تلاش و خطرپذیری احتیاج ندارد. باید این جرأت را داشته باشید که بر خلاف عادت عمل کنید.

•  ما هرگز خودمان را تکرار نمی­کنیم، بلکه دوست داریم برخلاف میل، احساس و طبیعت­مان عمل کنیم.

•  تنها گناه و معصیت اصلی در طراحی ساختمان، ملالت­آور و خسته­کننده بودن آن است.

•  با اینکه مهارت­های فنی هنرمندانه تضمین­کننده توفیق معماری نیست، اما هیچ دگرگونی فضایی بااهمیتی نیز بدون آنها میسر نیست. هیچ وقت فراموش نکنید که گرچه یک تکنسین یک معمار نیست، ولی یک معمار همیشه یک تکنسین است.

•  کمک بزرگ پست­مدرنیست­ها و دیکانستراکتیویست­ها به معماری امروز، آزاد کردن جستجو در شکل و ماده فارغ از محدودیت­هایی بوده است که عادات و اعتقادات کاذب بوجود می­آورند.

•  ظاهر و سیمای ساختمان بایستی فی­نفسه این قابلیت را داشته باشد که موجودیت خویش را در محلی که در آن قرار گرفته است، به رخ بیننده بکشد. 

•  ساختمان­ها نتیجه چانه­زدن­ها، معامله­کردن­ها، مشاجره­کردن­ها، پرخاش­کردن­ها و مقداری فریادزدن و نعره­زدن با کارفرماهای متمرد، پیمانکاران، کارگرها، تکنسین­ها، نجارها و سنگ­کارهاست. خشم تمامیت معمارهاست.

•  یک ساختمان خوب بیشتر نتیجه یک کارفرمای خوب و یک پیمانکار خوب است تا یک معمار خوب.

•  هیچ وقت یک معمار حرفه­ای تمام­عیار نشوید، مگر آنکه نتوانید از آن دوری کنید. اگر با یک اشتیاق عاشقانه مجبور به این کار نباشید، هیچ وقت پول­دار نخواهید شد و به پریشانی خواهید افتاد. 

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


یکشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸۳

معرفی معمار

 

ویژگی­های معماری فیلیپ جانسون

           

Architect’s Introduction

Characteristics of Philip Johnson’s Architecture

 

با نگاهی به کارهای جانسون می­توان دریافت که آثار او در طیفی از مدرنیسم افراطی، در خانه شخصی­اش، تا پست­مدرنیسم، در ساختمان AT&T ، قرار می­گیرند. شهرت کنونی جانسون نیز بیشتر بخاطر پشتیبانی از دو جنبش معماری است که در طول 60 سال گذشته چشم­اندازهای شهری را عمیقاً تحت تأثیر قرار داده­اند: سبک بین­المللی، و متداول­سازی مجدد کاربرد انواع متعدد سبک­های تاریخی در طراحی معماری معاصر.

فیلیپ جانسون در ابتدای کار حرفه­ای خویش با میس ون­دررو کار کرد، کسی که او را بسیار زیاد تحت تأثیر قرار داد و از او همواره به عنوان یک استاد و سازنده بزرگ یاد می­کرد و به کارهای او علاقه بسیاری داشت. آثار میس ون­دررو طرح­هایی هستند که سازه ساختمان را به صریح­ترین و اقتصادی­ترین روش ممکن به نمایش می­گذارند. مطابق نظریه او، اگر ساختمانی با ستون­های فولادی برپا نگهداشته شده است، این ستون­ها بایستی بجای پنهان شدن در پشت سنگ یا آجر، بصورت مرئی و نمایان در ساختمان رها شوند. کار اول جانسون یعنی خانه شیشه­ای، تأثیرپذیری او از نظریات میس را به خوبی نشان می­دهد.

جانسون بخاطر کارهایش در اوایل دهه 1950، زمانی که هنوز تحت تأثیر میس ون­دررو بود، از سوی منتقدان معماری مورد احترام و تحسین بسیار زیادی واقع شد. با اینکه از دیدگاه جانسون میس یک نابغه بود، اما او هر زمان که خواست و اراده کرد، اصول معماری­اش را از مدرنیست به پست­مدرنیست و حتی به ضد پست­مدرنیست تغییر داد و حتی با ابراز خستگی از سنت، اعلام کرد که گرایش من واضح است؛ سنت­گرایی التقاطی (eclectic traditionalism). بر این اساس است که منتقدان جانسون از او با عنوان معماری نام می­برند که بیشتر به سبک علاقه نشان می­داد تا به اصول و محتوا و بر این اعتقادند که او احتمالاً بیشتر به عنوان مروج نظریه­ها در یادها باقی خواهد ماند تا به عنوان یک طراح.  

جانسون در طراحی ساختمان­های بلندمرتبه شیک و باب روز، متخصص و خبره و یک استاد مسلم بود، بطوری­که طرح­های او در این حوزه بسیار گسترده و فرا­گیر هستند. برخی از ساختمان­های طراحی­شده توسط او خلاصه، مجرد، ساده، و به لحاظ زیبایی­شناسی قوی هستند، اما در مقابل برخی از طرح­های او بخاطر توجه دقیق به زمینه، محیط­ و سایت، بعضاً خیلی التقاطی از آب درآمده­اند. در دنیای تجاری استقبال بسیار زیادی از کار جانسون صورت می­گرفت، شاید دلیل این امر توانایی فوق­العاده او در تغییر سبک از یک پروژه به پروژه بعدی باشد، چرا که بینش و نگاه او همواره در حال تغییر بود.  

جانسون علاقه فراوانی به حجم­های فضایی خلق­شده با فرم­های تندیس­وار و از همه مهم­تر نور، هم طبیعی و هم مصنوعی، داشت. او همچنین در طرح­هایش به تأثیری که آب و نور به همراه هم می­توانند در سایت داشته باشد، بهای زیادی می­داد.  

اگرچه پروژه­های بزرگ فیلیپ جانسون همواره در معرض لبه تیز انتقاد محافظه­کاران محلی و حتی معماران مطرح بوده، اما این حقیقت را نمی­توان منکر شد که او از طریق طرح­ها، نوشته­ها و تعلیماتش، نقشی اساسی و تأثیرگذار در تعریف مبانی نظری و فرم­­­­­های بکار گرفته شده در معماری قرن بیستم، داشته است.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


سه‌شنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸۳

معرفی معمار

 

فیلیپ جانسون؛ معمار سبک­ها ـ 3 

           

Architect’s Introduction

Philip Johnson; The Architect of Styles - 3

 

جانسون در دهه هفتاد زندگی­اش، بی­توجه به تجربه حرفه­ای زیاد و موفقی که در سبک مدرن پشت سر گذاشته بود، منتقدان و همکاران را با یک تغییر جهت ناگهانی به سمت سبک جدید پست­مدرن، همگام با گروه بسیار جوان­تری از معماران، شوکه کرد و توجه زیادی به خود جلب نمود. او در سال 1984 با درهم شکستن قطعیت برج­های شیشه­ای که منهتن را اشغال کرده بودند، برجی با دیوارهای گرانیتی و یک ورودی طاقدار بسیار بزرگ 90 فوتی و یک سقف تجملی و تفننی که به نظر می­رسید برای قطعه­ای از مبلمان مناسب­تر باشد، برای اداره مرکزی AT&T در نیویورک طراحی کرد. در این طرح، کاربرد خشن و خودنمایانه مصالحی که واقعیت­های کارکردی یا ساختاری ساختمان را منعکس نمی­کرد و نیز ترکیب عناصر طراحی صرفاً بخاطر ارزش زیبایی­شناسی­شان، عملی بر خلاف انگاره­ها و اصول سبک بین­المللی بود.

    

 AT&T Building

 

طرح جانسون و Burgee برای ساختمان اداره مرکزی AT&T در نیویورک که یکی از مشهورترین کارهای مکتب پست­مدرن است، با نمای سنگی­ و مشخصه عمده­اش، سقف ستنوری شکسته، نقطه عطفی در معماری معاصر محسوب می­شود، چرا که نخستین ساختمان مهم ساخته­شده بود که کاربرد سبک­های تاریخی را  ـ گرایش طراحی رایج در طول تاریخ که در دوران اقتدار سبک بین­المللی به شدت مهجور مانده بود و توسط اهالی حرفه به سخره گرفته می­شد ـ احیاء کرد و گفتمان معماری معاصر را، با همان میزان تأثیرگذاری که سبک بین­المللی در 50 سال قبل داشت، تغییر داد. این ساختمان که در حال حاضر متعلق به شرکت سونی است، اگرچه در آن سال­ها مباحثات بسیاری را برانگیخت، اما موجبات رهایی معماران از سخت­گیری­های مدرنیسم را فراهم آورد و سایر معماران نیز جرأت پیدا کردند تا سبک­های جدیدی را مورد تجربه و آزمایش قرار دهند.

 جانسون در سال 1978 برنده مدال طلای انجمن آمریکایی معماران (AIA)، بالاترین نشان افتخار و سپاس رشته معماری، شد و سال بعد، بخاطر موفقیت­های دوران زندگی­ حرفه­ایش،­ به عنوان اولین برنده جایزه معتبر معماری پریتزکر انتخاب گردید. او یک کلکسیونر حرفه­ای آثار هنری ­نیز بود و چون در خانه­اش اتاقی برای نمایش این آثار نداشت، آنها را به موزه هنر مدرن اهدا کرد.  

برخی از مهم­ترین پروژه­های فیلیپ جانسون عبارتند از: 

   

 

• مرکز علمی Kline ، ییل، 1966

 

 

Boston Public Library Addition 

• بخش الحاقی کتابخانه عمومی بوستون، 1973

 

 

Houston School of Architecture 

• مدرسه معماری هوستون، 1973

 

 

Bank of America / Penzoil Place 

• Penzoil Place ، هوستون، 1976

• بانک آمریکا، هوستون، 1985

 

 

Thanksgiving Square  

• میدان شکرگزاری، دالاس، 1977

 

 

General Life Insurance 

• ساختمان بیمه عمر عمومی، سنت لوئیس، 1977

 

 

Crystal Cathedral  

• کلیسای بلورین، Garden Grove ، ۱۹۸۰

 

 

PPG Headquarters  

• اداره مرکزی PPG ، پیتزبورگ، 1984

 

 

Bank One Center  

• Bank One Center ، دالاس، 1987

 

 

Atlantic Center  

• مرکز آتلانتیک، آتلانتا، 1988

 

 

 Sculpture

• تندیس، Cleveland ، ۱۹۹۶ 

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸۳

معرفی معمار

 

فیلیپ جانسون؛ معمار سبک­ها ـ 2 

           

Architect’s Introduction

Philip Johnson; The Architect of Styles - 2

 

فیلیپ جانسون در سال 1940 و در سن 34 سالگی برای تحصیل معماری به هاروارد بازگشت و تحت نظر اساتیدی همچون مارسل بروئر و والتر گروپیوس آموزش دید. او مدرک B.Arch خود را در سال 1943 دریافت کرد و تا سال 1946 در کمبریج، ماساچوست به فعالیت حرفه­ای در عرصه معماری پرداخت. در این زمان بود که او به نیویورک بازگشت تا مجدداً به عنوان مدیر دپارتمان معماری در MOMA خدمت کند.

جانسون علاوه بر ترویج نظریه سبک بین­المللی، با خلق برخی از آثار مهم و به یادماندنی­اش همچون خانه شیشه­ای (1949) و ساختمان سیگرام (1958) به شهرت و اعتبار دست یافت.

 

 Glass House

 

در میان ساختمان­هایی که جانسون در طول زندگی­اش طراحی کرد، خانه شیشه­ای (Glass House) که او برای خودش در New Canaan ساخت، از همه مشهورتر است. این خانه که یک تک­اتاق با دیوارهای تماماً شیشه­ای است، با الهام از خانه فارنزوث (Farnsworth House) میس ­ون­دررو طراحی شده و ردپای نظریات میس در این اثر کاملاً قابل مشاهده است. خانه شیشه­ای در سال 1986 به ائتلاف ملی حفاظت از آثار تاریخی (National Trust for Historic Preservation) اهدا شده و به عنوان یک میراث تاریخی توسط این نهاد نگهداری خواهد شد.

 

Seagram building 

 

ساختمان سیگرام (Seagram Building) نیز که فیلیپ جانسون با همکاری میس ون­دررو، آن را طراحی نمود، از این حیث که نخستین کار جانسون در مقیاس خیلی بزرگ بود، یکی از آثار مهم او محسوب می­شود.

فیلیپ جانسون از سال 1964 تا 1967 با Richard Foster کار کرد و در سال 1967، با John Burgee شرکتی تأسیس کرد که با آغاز بکار آن، فعالیت حرفه­ای جانسون وارد فاز جدیدی شد، چرا که Burgee معمار بانفوذ و مشهوری بود که می­توانست پروژه­های بزرگ و پیچیده­ای بگیرد. جانسون و Burgee با همکاری هم انواع مختلفی از پروژه­ها ـ پروژه­های بلندمرتبه مهم هم در مقیاس بزرگ و هم در مقیاس کوچک ـ را گرفتند که در گذشته هیچ یک به تنهایی بطور مستمر و منظم چنین پروژه­هایی را کار نکرده بودند. این پروژه­های مشترکاً طراحی شده ـ از مرکز IDS مینه­پولیس تا کلیسای بلورین در Garden Grove، کالیفرنیا ـ نمایان­گر یک گرایش مشخص و متمایز در طراحی هستند، اگرچه به آسانی نمی­توان آنها را در یکی از طبقه­بندی­های مشخص جای داد. مهم­ترین ویژگی این ساختمان­ها تضاد با خط آسمان محیط اطراف و تسلط بر آن است.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


شنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸۳

معرفی معمار

 

فیلیپ جانسون؛ معمار سبک­ها ـ 1 

           

Architect’s Introduction

Philip Johnson; The Architect of Styles - 1

 

فیلیپ جانسون (Philip Johnson)، معمار، مورخ معماری، موزه­دار، گردآورنده آثار هنری و یکی از شخصیت­های برجسته معماری و طراحی قرن بیستم، 25 ژانویه، در سن 98 سالگی در خانه معروف شیشه­ای خویش، در New Canaan ، Connecticut درگذشت.

   

 

 

فیلیپ جانسون، معمار نوآوری که آسمان­خراش­های شیشه­ای را رواج داد و بعدها با طرح­های جسورانه و نوستالژیک پست­مدرن قالب­های پیشین خویش را در هم شکست، طی 50 سال، یکی از تأثیرگذارترین چهره­های معماری و طراحی آمریکا بوده است، بطوری­که بسیاری از ساختمان­های آمریکا در نیمه دوم قرن بیستم بر اساس اصول معماری بنیان نهاده شده توسط او، ساخته شده­اند.

فیلیپ جانسون در 8 جولای 1906 در Cleveland اوهایو به دنیا آمد. او در سال 1930 موفق به دریافت مدرک B.A. فلسفه (و یا تاریخ معماری، به روایت برخی منابع) از دانشگاه هاروارد گردید. او پس از فارغ­التحصیلی، دپارتمان معماری موزه هنر مدرن (MOMA) نیویورک را برای نخستین بار در سطح موزه­های ایالات متحده، به منظور مطالعه و کنکاش در معماری (به عنوان یک هنر)، تأسیس نمود و مدیریت آن را طی دو دوره بر عهده گرفت: یک بار بین سال­های 1930 و 1936 و بار دیگر بین سال­های 1946 تا 1954.

در سال 1932، فیلیپ جانسون با همکاری هنری راسل هیچکاک (Henry-Russell Hitchcock)، مورخ معماری، نمایشگاه برجسته و تأثیرگذاری با عنوان سبک بین­المللی (The International Style) در MOMA ترتیب داد که به واسطه آن عده زیادی از بازدیدکنندگان آمریکایی با معماری مدرن اروپا و مدرنیست­های اروپایی از قبیل میس ون­دررو، والتر گروپیوس و لوکوربوزیه آشنا شدند. همچنین جانسون و هیچکاک اصول معماری مدرن را در کتابی بنام سبک بین­المللی: معماری بعد از سال 1922 (The International Style: Architecture since 1922) گردآوری و تدوین نمودند که این کتاب ضمن آشنا ساختن معماران آمریکایی با یک گرایش و راهکار انقلابی در طراحی، موجب شکل­گیری جنبش و سبکی با همین نام در معماری معاصر جهان شد. سبک بین­المللی که مشخصه آن کاربرد مصالح مدرن از قبیل شیشه و فولاد و تأکید بر کارکرد و سازه، بجای توجه به دکوراسیون و تزیینات، است، علاوه بر اینکه معماری آمریکا را به شدت تحت تأثیر قرار داد، تا 50 سال بعد، بر معماری جهان نیز حکم­فرما بود. جانسون در دهه 1930، علاوه بر این اقدامات، از ثروت شخصی­اش نیز برای پشتیبانی و ایجاد انگیزه در بسیاری از معماران مدرن که برجسته­ترین آنها میس ون­دررو بود، بهره گرفت.   

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


دوشنبه ٥ بهمن ۱۳۸۳

یادداشت ماه

 

حضور معماری در روزنامه؛ نیاز جامعه 

 

Month's Note

Architecture’s Presence in Newspaper; Society’s Necessity

 

تا به حال درباره اهمیت معماری به عنوان یک هنر اجتماعی، کم گفته و نوشته نشده است. اما واقعیت این است که این موضوع در میان مردم، آن چنان که باید و شاید، جا نیفتاده و دانش و بینش معماری نزد عامه مردم تا حد زیادی مهجور و ناشناخته مانده است. در نتیجه مردم یا اصلاً حساسیتی نسبت به معماری ندارند و یا از حساسیت کمی نسبت به معماری و فضای ساخته­شده برخوردار هستند. این امر دلایل مختلفی می­تواند داشته باشد که خود بحث مفصلی را می­طلبد. رسانه­ها و بویژه روزنامه­ها از ابزارهایی هستند که می­توانند به رفع این مهجوریت و بالابردن حساسیت مردم نسبت به معماری کمک شایانی کنند. اما متأسفانه در کشور ما روزنامه­ها دارای تأثیرگذاری لازم در این حوزه اجتماعی نیستند و معماری و مقولات مرتبط با آن در روزنامه­ها چندان مورد توجه قرار نمی­گیرند.

امروزه تمامی روزنامه­هایی که در کشور منتشر می­شوند، به غیر از صفحات سیاسی و خبری متداول خود، دارای صفحات بخصوصی برای رشته­های مختلف هنر از قبیل موسیقی، سینما و تئاتر و نیز صفحات فرهنگ، اندیشه و فلسفه هستند. اما براستی چرا تا بحال هیچگاه صفحه­ای یا حتی ستونی بطور منظم برای معماری در نظر گرفته نشده و تنها روزنامه همشهری حدود یک سال است که صفحه­ای با نام زیباشهر را، دوبار در هفته، به معماری اختصاص داده است؟ در تمامی روزنامه­ها بلااستثناء صفحاتی بنام­های مختلف وجود دارد که در آنها مطالب کاملاً تخصصی و بعضاً بسیار پیچیده و غامض فلسفه و یا هنر مطرح می­شوند که برای مخاطب عام به ندرت قابل استفاده هستند. در حالی که در مورد معماری که اکثر مطالب آن، بویژه در زمینه موضوعات شهری و طراحی داخلی، به نوعی با زندگی روزمره مردم در ارتباط بوده و برای همگان قابل فهم است، مطلبی به چشم نمی­خورد. چرا صفحات مختلف روزنامه­ها انباشته از مطالب کاملاً تخصصی سایر حوزه­های هنر و اندیشه است، اما معماری که شاید اهمیت و تأثیرگذاری آن بسیار بیشتر از این حوزه­ها باشد، از جایگاهی ثابت و درخور در روزنامه­ها برخوردار نیست؟ جالب توجه اینجاست که برونو زوی، معمار و نظریه­پرداز معروف ایتالیایی، نیز در این­باره زبان به شکوه و گلایه گشوده است: " روزنامه­ها ستون کاملی را به کتاب­ها و نمایشگاه­های جدید اختصاص می­دهند، در حالی که اظهار نظری درباره ساختمان­های تازه نمی­کنند، حتی اگر این ساختمان­ها شاهکار معمار نامداری باشند. مثلاً روزنامه معتبری اخبار منظمی را در زمینه موسیقی، تئاتر  و یا سینما درج می­کند و یا دست­کم ستون هفتگی خود را به هنر اختصاص می­دهد، اما معماری در این روزنامه به فراموشی سپرده می­شود." وی سپس در باب اهمیت معماری نسبت به سایر رشته­هایی که دارای جایگاه مشخص و ثابتی در روزنامه­ها هستند، چنین می­گوید: " هرکسی مختار است که پیچ رادیو را ببندد و یا کنسرتی را ترک کند، فیلم و نمایشی را که مورد پسندش نیست، نبیند و یا کتابی را که مایل نباشد، نخواند، اما هیچ­کس نمی­تواند در برابر بنایی که صحنه زندگی شهرنشین­ها را شکل می­دهد، دیدگان خود را ببندد."

در حال حاضر در اکثر روزنامه­ها­ی معتبر دنیا صفحه یا ستونی به معماری اختصاص داده شده است که در آن نویسندگان و منتقدان معماری به معرفی و نقد آثار و نظریه­های این رشته می­پردازند. شایسته است در کشور ما نیز که در چند سال اخیر رویکردهای جدیدی در روزنامه­های آن مشاهده می­شود، روزنامه­ها صفحات و یا حتی ستون­هایی از مطالب خود را در طول هفته ـ اگر بطور روزانه امکان­پذیر نباشد ـ بطور منظم به معماری اختصاص دهند. این کار در دراز مدت می­تواند آثار و نتایج مطلوبی در برداشته باشد، چرا که روزنامه­ها از این رهگذر می­توانند با افزایش آگاهی و معلومات عمومی در زمینه معماری و شهرسازی و نیز افزایش سواد بصری مردم، آنان را نسبت به معماری و محیط اطراف حساس­تر کنند و ضمن بالابردن انتظارات مردم از کیفیت فضای ساخته­شده، نقش مهمی در ارتقاء کیفیت ساخت­و­ساز و بهبود سیمای شهرهای کشور ایفا نمایند.

معرفی پروژه­ها، پوشش اخبار و مسابقات معماری و شهرسازی، معرفی و نقد بناهای شهر، مصاحبه با معماران و ... از جمله موضوعاتی هستند که می­توانند در صفحه یا ستون معماری روزنامه­ها مورد توجه قرار گیرند. چنین رویکردی در حال حاضر در صفحه زیباشهر روزنامه همشهری قابل مشاهده است که جا دارد از زحمات مهندس یوسفی در اداره منظم و مسؤولانه این صفحه تشکر و قدردانی نموده و برای ایشان در ادامه هرچه پربارتر این راه دشوار آرزوی موفقیت کنم. همچنین امیدوارم روزی تمامی روزنامه­های کشور صفحه ویژه معماری داشته باشند و هر روزنامه­ای که منتشر می­شود، خود را ملزم بداند، همچنان­که صفحاتی را به سایر حوزه­های اندیشه و هنر اختصاص می­دهد، صفحه­ای را نیز به معماری اختصاص دهد.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: