زروان: پژوهشگاه هنر و معماری

  • :: صفحه اصلی
  • :: فهرست یادداشت‌ها
  • :: پست الکترونیک
  • :: فید وبلاگ

نویسنده وبلاگ

  • :: کمال یوسف‌پور

یادداشت‌های اخیر

  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 39
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 10
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 27
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 9
  • :: هفت آتریوم زیبای جهان
  • :: واژگان متن‌های معماری ـ 11
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 38
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 9
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 26
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 8
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 3
  • :: نقدی بر گفته‌های رضا دانشمیر درباره ایده "پروژه باز"
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣7
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 8
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 12
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 7
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 2
  • :: انواع نماهای معماری
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣6
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 7
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 11
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 6
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 1
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور ـ 4
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣5
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 6
  • :: هشت ­سال با زروان، برای معماری
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 5
  • :: خانه‌ای در داخل یک قوطی کنسرو!
  • :: "پروژه باز"، ایده‌ای برای فضاهای فرهنگی

آرشیو زروان

  • :: بهمن ٩٠
  • :: دی ٩٠
  • :: آذر ٩٠
  • :: آبان ٩٠
  • :: مهر ٩٠
  • :: شهریور ٩٠
  • :: امرداد ٩٠
  • :: تیر ٩٠
  • :: خرداد ٩٠
  • :: اردیبهشت ٩٠
  • :: فروردین ٩٠
  • :: اسفند ۸٩
  • :: بهمن ۸٩
  • :: دی ۸٩
  • :: آذر ۸٩
  • :: آبان ۸٩
  • :: مهر ۸٩
  • :: شهریور ۸٩
  • :: امرداد ۸٩
  • :: تیر ۸٩
  • :: خرداد ۸٩
  • :: اردیبهشت ۸٩
  • :: فروردین ۸٩
  • :: اسفند ۸۸
  • :: بهمن ۸۸
  • :: دی ۸۸
  • :: آذر ۸۸
  • :: آبان ۸۸
  • :: مهر ۸۸
  • :: شهریور ۸۸
  • :: امرداد ۸۸
  • :: تیر ۸۸
  • :: خرداد ۸۸
  • :: اردیبهشت ۸۸
  • :: فروردین ۸۸
  • :: اسفند ۸٧
  • :: بهمن ۸٧
  • :: دی ۸٧
  • :: آذر ۸٧
  • :: آبان ۸٧
  • :: مهر ۸٧
  • :: شهریور ۸٧
  • :: امرداد ۸٧
  • :: تیر ۸٧
  • :: خرداد ۸٧
  • :: اردیبهشت ۸٧
  • :: فروردین ۸٧
  • :: اسفند ۸٦
  • :: بهمن ۸٦
  • :: دی ۸٦
  • :: آذر ۸٦
  • :: آبان ۸٦
  • :: مهر ۸٦
  • :: شهریور ۸٦
  • :: امرداد ۸٦
  • :: تیر ۸٦
  • :: خرداد ۸٦
  • :: اردیبهشت ۸٦
  • :: فروردین ۸٦
  • :: اسفند ۸٥
  • :: بهمن ۸٥
  • :: دی ۸٥
  • :: آذر ۸٥
  • :: آبان ۸٥
  • :: مهر ۸٥
  • :: شهریور ۸٥
  • :: امرداد ۸٥
  • :: تیر ۸٥
  • :: خرداد ۸٥
  • :: اردیبهشت ۸٥
  • :: فروردین ۸٥
  • :: اسفند ۸٤
  • :: بهمن ۸٤
  • :: دی ۸٤
  • :: آذر ۸٤
  • :: آبان ۸٤
  • :: مهر ۸٤
  • :: شهریور ۸٤
  • :: امرداد ۸٤
  • :: تیر ۸٤
  • :: خرداد ۸٤
  • :: اردیبهشت ۸٤
  • :: فروردین ۸٤
  • :: اسفند ۸۳
  • :: بهمن ۸۳
  • :: دی ۸۳
  • :: آذر ۸۳
  • :: آبان ۸۳
  • :: مهر ۸۳
  • :: شهریور ۸۳
  • :: امرداد ۸۳
  • :: تیر ۸۳
  • :: خرداد ۸۳
  • :: اردیبهشت ۸۳
  • :: فروردین ۸۳
  • :: اسفند ۸٢
  • :: بهمن ۸٢
  • :: دی ۸٢
  • :: آذر ۸٢
  • :: آبان ۸٢
  • :: مهر ۸٢

آرشیو موضوعی زروان

  • :: آثار برگزیده طراحی داخلی جهان (٢)
  • :: آرمین دانشگر (۱)
  • :: آموزش معماری (۳۳)
  • :: اکسپو 2010 شانگهای (۳)
  • :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه (٢٥)
  • :: برترین‌های معماری (۱)
  • :: برداشت آزاد (۳)
  • :: پایان‌نامه‌های معماری (۱)
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری (۳۱)
  • :: تعریف معماری (۱)
  • :: جایزه معماری آقاخان (۱)
  • :: جایزه معماری پریتزکر (۱)
  • :: جوایز معماری (٢)
  • :: خانه‌های معاصر جهان (۳)
  • :: خواندنی‎های معماری (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری جهان (٢)
  • :: دانستنی‎های معماری دوره اسلامی ایران (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری معاصر ایران (۱)
  • :: دانشگاه آزاد اسلامی واحد هریس (٢۱)
  • :: درس‌هایی از بزرگان معماری (۱)
  • :: درس آشنایی با طراحی معماری (٤)
  • :: درس طراحی معماری 2 (٧)
  • :: درس طراحی معماری 5 (٢)
  • :: درس طرح معماری 1 (٢)
  • :: درس مقدمات طراحی معماری 2 (۱٦)
  • :: رویدادهای معماری (۳)
  • :: زبان تخصصی معماری (٢)
  • :: طراحی داخلی (٢)
  • :: طراحی معماری (٦)
  • :: عملکرد در معماری (٤)
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان (۱٩)
  • :: گفت‌وگوهای معماری (۱٧)
  • :: مبانی نظری معماری (٦٠)
  • :: مسابقات معماری (٢)
  • :: معرفی پروژه (٧)
  • :: معرفی کتاب (۱)
  • :: معماران ایرانی (۳)
  • :: معماران جهان (۳)
  • :: معماری ایران (٢)
  • :: معماری ایستگاه مترو (۱)
  • :: معماری پارکینگ (۱)
  • :: معماری پل (۱)
  • :: معماری تئاتر (۱)
  • :: معماری خانه (۳)
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور (٤)
  • :: معماری دفتر کار (۱)
  • :: معماری رستوران (۱)
  • :: معماری زمینه‌گرا (٩)
  • :: معماری سفارت‌خانه (۱)
  • :: معماری شهری (۱)
  • :: معماری فرودگاه (۱)
  • :: معماری مجتمع مسکونی (۱)
  • :: معماری معاصر ایران (۱)
  • :: معماری معاصر جهان (۱)
  • :: معماری معاصر هلند (٢)
  • :: معماری موزه (٢)
  • :: معماری نمایشگاهی (۳)
  • :: معماری هزاره سوم (۱)
  • :: معماری و طبیعت (۱)
  • :: معماری کتابخانه (۱)
  • :: موسسه آموزش عالی سراج تبریز (۱۱)
  • :: میدان‌ها و پلازاهای شهری (۱)
  • :: نقد معماری (٢٧)
  • :: واژگان متن‌های معماری (٤)
  • :: کامران افشارنادری (۱)
  • :: کانسپت در معماری (۱)
  • :: یادداشت ماه (۱)

وبلاگ‌ها و سایت‌های معماری

  • :: + زروان: اخبار، رویدادها و حاشیه‌های معماری
  • :: دید هفتم: جستارهایی در معماری و هنرهای نمایشی
  • :: فضای رویداد: جستارهایی در هنر و معماری

آمار بازدیدکنندگان



چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۳

دست­آوردهای معماری ایران

 

همان­گونه که در یادداشت­های قبلی عنوان گردید، شناخت کنونی جهان معماری از معماری سنتی ایران مدیون کوشش­های ستایش­انگیز آن دسته از هنرشناسان، باستان­شناسان و معماران غربی است که در راه شناسایی و شناسانیدن هنر و معماری ایران به دیگر فرهنگ­ها نقش بارزی ایفا نموده­اند. در اینجا این پرسش مطرح می­گردد كه چه ویژگی­های منحصربفردی در معماری ایرانی وجود داشته كه محققین غربی را به شناخت آن ترغیب نموده است؟ به عبارت دیگر این معماری چه ارمغان­هایی به جهان عرضه داشته است كه پیش­تر از طرف معماران دیگر كشورها ارائه نشده بود؟

پاسخ به سؤال فوق و بررسی دست­آوردهای معماری ایران و یا ارمغان­های ایران به جهان معماری، نیاز به یك مطالعه تاریخی ـ تطبیقی گسترده دارد، مطالعه­ای بر اساس مقایسه تاریخ چندهزارساله معماری ایران با تاریخ معماری جهان که دستاوردهای معماری ایران را به معرض نمایش بگذارد. بر اساس پژوهشی که توسط دکتر غلامحسین معماریان در این زمینه صورت گرفته است، دست­آوردهای معماری ایران هم در قالب مفاهیم قابل بررسی می­باشند و هم در قالب اشكال صوری و یا كالبدی آن. در این پژوهش برای ملموس­تر نشان­دادن این دست­آوردها، قالب­های كالبدی مورد توجه قرار گرفته و به چند نمونه بسیار مهم از دست­آوردهای کالبدی معماری ایران اشاره گردیده است:

ـ طراحی عناصر ساختمانی مانند ستون­های بلند با فاصله زیاد بین آنها و فضاهای شبستانی در دوران هخامنشی به خصوص در بنای تخت جمشید كه در معماری یونان تأثیرگذار بوده است (نظریه دی­آنجلیس)

ـ نوآوری در روش­های ساختمانی طاقی كه از زمان پارتیان به كار گرفته شد، مانند ساخت طاق بدون قالب چوبی سرتاسری

ـ نوآوری در ساخت گنبد بر روی فضای چهارگوش و فنون ساختمانی وابسته به آن که در خلق فضاهای جدید در ایران و غرب بسیار تأثیرگذار بود

ـ ساخت طاق و گنبدهای با باریكه طاق كه با گسترش و تكامل چندقرنی در ایران، به دیگر نقاط جهان راه یافت (نظریه سن­پائولزی)

ـ ساخت گنبدهای دو پوسته گسسته كه در هیچ كجای دنیا بدین­گونه گسترش نیافت

ـ ساخت سازه­های متنوع طاقی همچون كاربندی كه در ایران زاده شد و گسترش یافت

ـ خلق فضاهای گوناگون در یك زمان و مكان و گسترش و تكامل آنها در یك سیر ممتد تاریخی: از فضاهای چندایوانه با حیاط مركزی تا ساختمان كوشك­ها و ...

آنچه مسلم است، ارمغان­های ایران به جهان معماری تنها به موارد بالا خلاصه نمی­شود و بررسی دست­آوردهای معماری ایران، بخصوص دست­آوردهای مفهومی آن، نیازمند مطالعات بیشتری است. 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این یادداشت به همراه یادداشت­های معماری ایران؛ گذشته ناشناخته سرزمین ما (1و2) در روزنامه همشهری مورخ سه­شنبه 20 مردادماه 83 با عنوان معماری ایران؛ گذشته­ای ناشناخته، آینده­ای نامعلوم به چاپ رسیده است.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


دوشنبه ٢٩ تیر ۱۳۸۳

معماری ایران؛ گذشته ناشناخته سرزمین ما4

 

بیست قرن پس از خطابه سنگی داریوش که در یادداشت قبلی بدان اشاره گردید، مینیاتور ساختمان قصر خورنق از استاد کمال­الدین بهزاد، در سال 900 هجری، کارنامه زیبا و ارجمند دیگری از معماری ایران را به معرض نمایش گذاشته است. در این اثر زیبا، پرحرکت و سرشار از زندگی بیست­ویک استاد و کارگر با ابزار و آلات بنایی خود در حال ساختن گوشه­ای از قصر خورنق هستند. استاد بهزاد که معروف به آفریدن صحنه­های واقعی و مردمی است، با نشان دادن تقریباً همه ابزارهای بنایی زمان خود و همچنین شیوه به کار بستن این ابزار از قبیل بیل، کلنگ، تیشه، زنبه، ناوه، نردبان و داربست، به بهترین وجهی ما را در جریان معماری زمان خود قرار داده است.

بجز داریوش در سال 500 پیش از میلاد و استاد بهزاد در سال 900 هجری تا اواخر حکومت سلسله قاجار و آغاز حکومت پهلوی، هیچ یک از ایرانیان مستقیماً به هنر معماری ایران نپرداخته است که همین امر یکی از مهم­ترین عوامل ناشناخته­ماندن معماری ایران می­باشد. تقریباً همه اطلاعاتی که ما از معماری سنتی ایران داریم، از طریق سفرنامه­های سیاحان و سفیران خارجی و گزارش­های باستان­شناسانی است که در سده­های مختلف از ایران دیدن کرده­اند. بطور قطع می­توان گفت شناخت و تدوین تاریخ معماری ایران عمدتاً با آغاز تحقیقات باستان­شناسی، به دست اروپایی­ها و آمریکایی­ها شروع شد و با نشر ده­ها كتاب و مقاله بر اساس نتایج این تحقیقات بود که مردم جهان تا حدودی با گوشه­هایی از معماری این مرز و بوم آشنا شدند. اما متأسفانه بسیاری از آن نوشته­ها هنوز به فارسی ترجمه نشده است و به علاوه از آنچه در این مدت نوشته شده، نیز خبر و اطلاع دقیقی در دست نداریم. همچنین انتشار ادبیات معماری مربوط به معماری یونان و رم باستان و فقدان تاریخ­نگاری معماری ایران از یک طرف و ادغام ایران در فرهنگ اسلامی که باعث شد هنر ایران را در جهان به نام هنر اسلامی معرفی کنند، از طرف دیگر، در ناشناس­ماندن معماری ایران بی­تأثیر نبوده است. تحولات سیاسی و نظامی پی­درپی در قلمرو ایران که به تخریب و زوال آثار معماری ایران منجر شد و به علاوه امکانات شناسایی و شناساندن آنها را نیز تحت­الشعاع قرار داد، از دیگر دلایل ناشناخته­ماندن معماری ایران محسوب می­شود.  

با توجه به اینکه ایران به عنوان تمدنی کهن، همواره یکی از کانون­های معماری و شهرسازی جهان در دوره­های مختلف بوده است، و نظر به فقدان شناخت عمومی نسبت به معماری ایران که به دلایل آن اشاره گردید، ضرورت شناخت و تدوین تاریخ معماری ایران و ویژگی­ها و شاخصه­های اصلی و منحصربفرد آن، در حال حاضر بیش از پیش احساس می­گردد و این مهم همت جمعی اندیشمندان عرصه معماری ایران­­زمین و بخصوص نسل جوان را می­طلبد.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


جمعه ٢٦ تیر ۱۳۸۳

معماری ایران؛ گذشته ناشناخته سرزمین ما3

 

در میان گذشتگان این سرزمین تنها داریوش هخامنشی (486-522 پیش از میلاد) است که با سنگ­نوشته شوش نخستین کارنامه معماری ایران را بدست می­دهد. این سنگ­نوشته که توسط یک هیأت باستان­شناسی فرانسوی در شوش پیدا گردیده است، قدیمی­ترین سند معماری ایران محسوب می­شود و در آن چگونگی ساخته شدن بناها شرح داده شده است.

 

در سنگ­نوشته شوش از زبان داریوش می­خوانیم که صنعت­گران و پیشه­وران با ملیت­های گوناگون از سرزمین­های دور و نزدیک به شوش فراخوانده شده­ و در کارگاه بزرگ ساختمانی شوش به کار گمارده شده­اند. مصالح ساختمانی کاخ شوش از راه­های دوری به شوش آورده شده­اند و برای ساختن کاخ نخست زمین را به عمق ده تا بیست متر کنده و سپس زیر بنا را با شفته انباشته­اند. همزمان با خاکبرداری، فخاران چیره­دست بابلی خشت مالیده و آجر ساخته­اند. برای پوشاندن سقف­ها و همچنین برای تهیه ستون­ها الوار سدر و کاج که در لبنان تهیه شده بود، به وسیله آشوری­ها به بابل آورده شده­اند و سپس از بابل ایونی­ها و کاری­ها که دریانوردان ماهری بوده­اند، این الوار را سوار بر آب فرات به شوش رسانیده­اند. طلا از سارد و بلخ، سنگ لاجورد و عقیق شنگرف از سغد، سنگ کدر فیروزه از خوارزم، نقره و آبنوس از مصر، مصالح روکاری دیوارها از یونان، عاج از حبشه و رخج در حوالی قندهار، و ستون­های سنگی از روستای ابیرادوش در شمال خوزستان فراهم آمده است. مادی­ها و مصری­ها زرگری کرده و دیوارها را آراسته­اند و ساردی­ها و مصری­ها نجاری را به عهده داشته­اند.

با توجه به اینکه از معماری ایرانیان نخستین مدارک زیادی در دسترس نیست، با مطالعه این سند می­توان دریافت که اندیشه معماری در عهد باستان، در زمانی که معماران قدرت پی­افکندن و ساختن بناهایی چون کاخ­های شوش را داشته­اند، در چه میدان و مداری قرار داشته است.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


سه‌شنبه ٢۳ تیر ۱۳۸۳

معماری ایران؛ گذشته ناشناخته سرزمین ما2

 

شناخت عواملی که در کمتر شناخته­شدن و کمتر مطرح­شدن معماری ایران تأثیرگذار بوده­اند، در مطالعه این معماری حائز اهمیت فراوانی است. مدارك مكتوب درباره معماری ایران چنان اندك است كه براساس آنها نمی­توان حتی طرحی كلی و قابل اعتماد از معماری ایران و جنبه­های زیبایی­شناختی آن، شیوه تلقی مردم زمانه از آثار معماری، شیوه ساخت­وساز،‌ اصناف و مشاغل معماری و جایگاه اجتماعی آنان، كاركردهای انواع بناها و نحوه زندگی در آنها و ...، به دست داد.

 

 

در نوشته­هایی که از ایرانیان سده­های گذشته به دست ما رسیده است، شاید درباره هیچ چیز به اندازه معماری ایران سکوت نشده است. هیچ­کس گزارشی درباره هنر معماری ایران و پدیدآورندگان آن نداده است: نه از کاخ­های پاسارگاد و آرامگاه کوروش و نه از دروازه ملل و ستون­های آپادانای تخت جمشید در دامنه کوه رحمت، نه از کاخ فیروزآباد اردشیر بابکان، نه از شبستان­ها و گلدسته­های مسجد جامع نایین و زواره و اردستان در حاشیه کویر و نه از گنبد تنومند و کوه­وار سلطانیه در دشت سرسبز و خرم زنجان، و نه از همه بناهای کوچک و بزرگی که به رنگ­های آجری و زمردی و فیروزه­ای در زیر آفتاب درخشان فلات بیکران ایران تنها کارنامه­های زنده تاریخ ایران هستند. از معماری ساده و زیبای روستاهای کویری و آبادی­های کوهپایه­ای که آبشخور هزاران­ساله مردمی اصیل و تاریخی هستند، نیز همان قدر سخنی به میان نیامده است که از معماری نیشابورها، ری­ها، کرمان­ها، جندق­ها و ابرقوها، که مراکز بزرگ­ترین و پرجنب­وجوش­ترین مدنیت­های سده­های گذشته بوده­اند. شگفت­انگیز اینکه ایرانیان شیفته معماری حتی دست­کم در مورد بناهای مذهبی خود نیز کوچکترین گزارشی از خود به یادگار نگذاشته­اند.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


شنبه ٢٠ تیر ۱۳۸۳

معماری ایران؛ گذشته ناشناخته سرزمین ما1

 

معماری ایران همچون تاریخ چندهزار ساله آن فراز و نشیب­های زیادی را پشت سر گذاشته و از کاخ باشکوه کوروش در دوره باستان تا برج آزادی در دوره معاصر، هزاران اثر زیبای هنری به جهان معماری عرضه کرده است. با این وجود تاریخ چندهزارساله معماری ایران آن­گونه که شایسته است، مورد مطالعه و بررسی کافی قرار نگرفته است. در مقایسه با معماری­های درخشان جهان و کتاب­ها و مقالات نوشته­شده درباره آنها، معماری ایران چندان که باید شناخته­شده نیست. به علاوه اگرچه پذیرش آن مشکل است، اما باید بپذیریم که این ناشناس ماندن در جهان کمتر از آن چیزی است که در ایران به وقوع پیوسته است.

 

در تدوین تاریخ معماری توسط پژوهشگران غربی و مستشرقین، نقش همه مردمی كه با یاری آنها میراثی به نام میراث معماری جهان شكل گرفته است، نه تنها به خوبی بیان نشده، بلكه در حق برخی از آنها از جمله ایران اجحاف شده است. بخشی از این اجحاف به كم­كاری ما ایرانیان در عرصه­های پژوهشی باز می­گردد. اگر مستشرقین به هر دلیلی معماری مستعد ایران را نادیده گرفته­اند، ایرانیان می­بایستی به رفع این اجحاف کمک می­نمودند و این كاری است كه ما ایرانیان درباره معماری كشورمان انجام نداده­ایم. ما نتوانسته­ایم گنجینه­هایی را كه معماران ایرانی سازنده آنها بوده­اند، به جهان معماری معرفی نماییم. شاید بتوان گفت ما حتی خود نتوانسته­ایم این گنجینه­ها را بشناسیم. این فقر فرهنگی نه تنها در جامعه ما و در میان عموم مردم رواج دارد، بلكه در میان جامعه معماری كشورمان نیز دیده می­شود. این فقر از ساده­ترین بخش آن یعنی آگاهی از اطلاعات عمومی معماری كشور آغاز گشته و تا رده­های تحلیل و ارزیابی آن ادامه می­یابد. از این­رو بایستی توجه بیشتری به مطالعه و معرفی معماری ایران شود، چرا که آثار معماری تاریخی ما از معدود آثاری است كه به نحوی می­تواند ما را با گذشته­مان مرتبط كند و به ما در شناخت فرهنگ دوره­های گذشته یاری رساند.  

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


چهارشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸۳

رویکردهای معماران به کاربرد مصالح

 

در بررسی رویکردهای معماران به کاربرد مصالح، با دو دسته از معماران روبرو می­شویم: معمار/ هنرمندان و معمار/ مهندسان. معمار/ هنرمندان اساساً به جنبه­های هنری معماری و اهداف کلان و فضایی توجه نشان می­دهند و چندان اعتنایی به ناکارآیی­های مصالح و ساخت ندارند. در مقابل معمار/ مهندسان مصالح و شیوه­های ساخت را تنها از دریچه اجرای بسیار دقیق آنها و عدم توجه به چارچوب اهداف کلان و زیبایی­شناسانه معماری مورد توجه قرار می­دهند.

با اندکی تأمل می­توان دریافت که رویکردهای اتخاذ شده توسط هر دو دسته یادشده از معماران، دربردارنده اشکالات متعدد و آثار بعضاً غیرقابل جبرانی است، بخصوص رویکردهای معمار/ مهندسان که بیشتر زیان­بار بوده و باعث سترونی معماری گردیده­اند. اما بایستی توجه داشت که ارزیابی دقیق هر پروژه از نظر کیفیت کاربرد مصالح، در بستر موضوعات فنی ـ راهبردی طراحی همچون تلاش معمار برای پاسخ دادن به مسائل بودجه­ای و نیز با در نظر گرفتن میزان حساسیت کارفرماها نسبت به کیفیت ساخت­وساز، امکان­پذیر است. از این­رو در بررسی رویکردهای معماران به کاربرد مصالح، بایستی حقایق و واقعیت­های موجود در جامعه حرفه­ای معماری را نیز مورد توجه قرار داد. متأسفانه در حال حاضر نادیده گرفتن تلاش­های اولیه فرایند طراحی، برای پاسخ دادن به مسائل بودجه­ای، به صورت نوعی روال درآمده است و در صورت بروز مشکل یا عدم موفقیت جزئیاتی مشخص یا شیوه­ای از ساخت، نظر نخست معمار دچار تغییر می­گردد. این امر نیز واقعیت دارد که برای پایین آوردن هزینه ساخت یا برآوردن خواست کارفرما (اغلب در محل ساخت)، بدون اندیشه و دقت لازم، جایگزینی­های زیادی در طرح­های ارائه­شده صورت می­گیرد. واقعیتی دیگر این است که اشتیاق معماران به خشنود کردن کارفرما ممکن است به نتایجی تأسف­بار بیانجامد که با فرارسیدن اولین زمستان و گذشت زمان مشکلات خود را در ساختمان نمایان کند.

با توجه به آنچه گفته شد، این سؤال مطرح می­گردد که واقعیت­های یادشده در جامعه حرفه­ای معماری معلول چه عواملی است و با در نظر گرفتن این حقایق، معماران چه شیوه­ای را باید در کاربرد مصالح در پیش بگیرند تا ضمن متقاعد نمودن کارفرما و برآوردن نیازهای او، بتوانند در روند پیشرفت معماری نیز سهیم و تأثیرگذار باشند؟

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این یادداشت به همراه چهار یادداشت قبلی در روزنامه همشهری مورخ یکشنبه 21 تیرماه 83 با عنوان معماری، مواد و مصالح به چاپ رسیده است.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


دوشنبه ۱٥ تیر ۱۳۸۳

انواع مصالح مورد استفاده در معماری

 

     بطور کلی انواع مختلف مواد و مصالح مورد استفاده در معماری را از نظر مقیاس و نحوه کاربرد در ساختمان، می­توان به دو دسته تقسیم نمود:

1. مصالح مورد استفاده در مقیاس کلان (بزرگ) معماری که ممکن است بر نظام سازه­ای و سامان­دهی عملکردی بنا تأثیرگذار باشند.

2. مصالح مورد استفاده در مقیاس خرد (کوچک) معماری که ممکن است بر جزئیات معماری و بافت­های داخلی و خارجی تأثیر بگذارند.

این دو دسته که به ترتیب ابعاد ساختاری و زیبایی­شناختی کاربرد مصالح در معماری را تشکیل می­دهند، پیامدهایی را برای موضوعات عام معماری به دنبال دارند: مصالح دسته اول در شخصیت عمومی ساختمان تأثیر می­گذارند و سازمان­دهی سازه­ای، تناسبات، کیفیت موزون ساختمان (فضاهای پر در برابر خالی) و نیز وزن ساختمان را تحت تأثیر قرار می­دهند، در حالی که مصالح دسته دوم از نظر نوع و میزان کاربرد، تأثیری فوق­العاده بر هزینه کلی ساختمان دارند و از این­رو شاید از شاخصه­های بی­نظیر معماری کم­هرینه یا بالعکس پرهزینه به شمار آیند.

عموماً در انتخاب دسته اول مصالح مشکلی پیش نمی­آید. برخورداری از تجربه پایه­ای و تجربه کار در زمینه­ای مشخص و نیز پژوهش بنیادی درباره گونه­های مشخص ساختمانی می­تواند زمینه­هایی را برای انتخاب بهینه مصالح فراهم کند. البته در این مورد مشاوران سازه­ای نیز می­توانند کمک شایان توجهی برای معمار باشند. اما در مقابل، کاربرد مصالح در مقیاس خرد، مشکلات متعددی را در مورد انتخاب بوجود می­آورد، زیرا این نوع مصالح بر بافت عمومی ساختمان و لطایف بصری آن ـ چه در خارج و چه در داخل بنا ـ تأثیر می­گذارند. همچنین کیفیت مصالح مورد استفاده در مقیاس خرد، سازگاری میان آنها و نیز سازگاری با مصالح سخت­تر بکاررفته در سازه بنا، بر کیفیت بصری ساختمان در طول زمان، در قالب فرسایش و مقابله با وضعیت­های جوی نیز تأثیر خواهد گذاشت. این موضوع به کاهش هزینه­های انرژی در درازمدت کمک می­کند و یا برعکس باعث افزایش آن می­شود.

بدین­ترتیب معمار بایستی در انتخاب مصالحی که در یک ساختمان مورد استفاده قرار می­گیرند، خصوصاً مصالح مورد استفاده در مقیاس خرد معماری، توجه و دقت فراوانی از خود نشان دهد تا بتواند به نتایجی مقبول در عرصه معماری، از جنبه­های مختلف زیبایی­شناختی و کاربردی، دست یابد.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


جمعه ۱٢ تیر ۱۳۸۳

تأثیر مواد و مصالح بر فرم معماری

 

ویژگی­های ذاتی مواد و مصالح و نیز شیوه بکارگیری آنها، نقش تعیین­کننده­ای در تعریف فرم و فضای معماری دارند، چنان­که می­توان گفت: در شکل­گیری مکان، فرم­ها بوسیله مواد و مصالح نقش خود را ایفا می­کنند. سابقاً تا زمانی كه تكنیك مدرن همه چیز را ممكن نساخته بود، این مصالح و مواد بودند كه فرم را مشخص می‌كردند و به فضای معماری شكل می‌دادند. در همین زمینه اگوست پره چنین گفته است: با جلال و شکوه راستی است که بنا زیبایی را بدست می­آورد. در اینجا منظور وی از راستی یا صداقت، تعریف فرم بر پایه مواد و مصالح و استفاده مناسب از آنها در امر ساخت­وساز است.

هر ماده دربردارنده توان بالقوه ساختاری خاص خود است و از نظر فرم­پذیری خواص ویژه‌ای دارد. این بدان معنی است كه هر ماده‌ای فرم خاص خود را می‌طلبد و برخی فرم­های حجمی و فضایی خاص را مطرح می­سازد و  بدین ترتیب صورت فضای معماری را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به عنوان مثال، فرم یك گشودگی در یك دیوار تابع مصالح دیوار نیز می‌باشد: گشودگی در یك دیوار آجری احتیاج به قوس دارد، در حالی كه در دیواری از فولاد و شیشه، گشودگی زاویه‌دار مناسب‌تر به نظر می‌رسد. به دلیل همین تأثیر مصالح بر فرم است كه مشكل می‌توان برج ایفل را از آجر و یا كلیسای رونشان را از فولاد و شیشه تصور كرد.

ساختمان‌های آجری انستیتوی مدیریت هندوستان در احمدآباد كه توسط لویی كان ساخته شده است، از بهترین نمونه‌های تأثیرپذیری فرم از مصالح در معماری می‌باشد. در این بنا، قوس به صورت فرم و عنصر غالب در تمام فضاها به چشم می‌خورد، چون قوس فرمی است كه بیشترین همخوانی را با این نوع مصالح دارد.

 

به عنوان یك نمونه دیگر از تأثیر مصالح بر فرم فضا، می‌توان به علت شكل‌گیری انواع بسیاری از طاق‌های قوسی­شكل و گنبد كه دو عنصر بسیار مهم در فضاهای معماری ایرانی محسوب می‌شوند، اشاره كرد. این فرم‌ها در اصل به سبب نوع ماده و جنس مصالح ساختمانی در دسترس ابداع شدند، زیرا در نواحی مركزی ایران كه چوب و سنگ به اندازه كافی برای ساختن بنا وجود نداشت، به ناچار از خشت و آجر استفاده می‌كردند و از آنجا كه با این مصالح نمی‌توانستند درگاه‌ها و سقف‌ها را بصورت مسطح بسازند، ناچار شدند دهانه درگاه‌ها و سقف فضاها را با طاق‌های قوسی شكل بپوشانند. برای فضاهای بسیار وسیع نیز از پوشش‌های گنبدی شكل استفاده كردند تا بتوانند فضایی وسیع را بدون ستون بپوشانند. نكته جالب اینكه انواع طاق‌های قوسی شكل و گنبدها در نواحی واقع در حاشیه دریای خزر كه در گذشته در آنجا چوب به فراوانی در دسترس بود، مورد استفاده قرار نگرفتند. این امر خود دلیلی بر این مدعاست كه ابداع این فرم‌ها وابسته به جنس مصالح خاك، خشت و آجر بوده است.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳۸۳

معماری، مواد و مصالح2

 

برای پیمانکاران، آشنایی با ظرفیت فیزیکی و اقتصادی مواد و مصالح در امر ساخت­وساز کافی است، ولی چنین عملکردی برای معماران رضایت­بخش نیست. معماران برای اینکه در انتخاب مواد و مصالح دست به گزینشی مدبرانه بزنند، باید آنها را با حساسیت و دقت زیاد مدنظر قرار دهند. آنان نخست باید از خود بپرسند، این مواد قرار است چه بشوند. برای این کار شخص باید ویژگی­های ذاتی مواد و مصالح از قبیل طرح ساختاری و فرم و بافت آنها را فرا گیرد و بشناسد. این ویژگی­ها هم به معمار تحمیل می­شوند و هم در عین حال معیار و نظم دهنده­ای برای طراحی فضا، نور و مکان محسوب می­گردند.

وقتی با دستان خود فضا را لمس می­کنیم و یا با چشمانمان به آن می­نگریم، فضا خود را شکننده یا مقاوم، نرم یا سخت و سرد یا معتدل نشان می­دهد. بنابراین تصور اینکه مواد و مصالح کم­وبیش خنثی بوده یا کالبدهایی بی­جنبش­اند که منتظر تخیل و بکارگیری ما می­باشند، تصور چندان درستی نیست. مواد نیز گرایش یا به عبارتی روح خاص خود را دارند. به عبارت دیگر مواد و مصالح دارای بار معانی نمادین نیز هستند. آنها می­توانند ثروت را القاء کنند یا تنگدستی را، زودگذر بودن را یا طولانی بودن را و خصوصی یا عمومی و سرانجام صنعتی یا پیشه­ورانه بودن را. بدین ترتیب مصالح ساختمانی بالقوه در بردارنده مفهوم­اند. بررسی نمودهای ذهنی یا فردی ناشی از مصالحی چون سنگ، سیمان، چوب، آهن یا پارچه نشان از آن دارد که این دلالت­های مفهومی با فرهنگ و فناوری تکامل یافته­اند.

چهل­پنجاه سال پیش دامنه انتخاب مصالح معماران در کشورهای پیشرفته به بیش از یک­صد نوع نمی­رسید، در حالی که در زمان حاضر معماران باید مصالح مورد نظر خود را از میان یک میلیون ماده مختلف انتخاب کنند. همین امر انتخاب و کاربرد مناسب مصالح را با دشواری­های زیادی روبه­رو می­کند، زیرا هرچه تعداد مصالح بیشتر باشد، فرایند انتخاب آنها پیچیده­تر و بالطبع هزینه اولیه گزاف­تر خواهد بود.

در کاربرد مصالح، همیشه باید کشوری را که در آن معمار به تجربه می­پردازد، فناوری ساختمانی آن کشور و معیارهایی را که مردم آنجا به کار می بندند، در نظر داشت. این واقعیت که معماران در کشورهای جهان سوم یا در کشورهای کمتر توسعه یافته به مصالح بسیار معدودی دسترسی دارند، تفاوت­های زیاد میان این دو دسته را مبرهن می­سازد. با چنین نگرشی تنها در صورتی می­توان از معماری در مقیاسی جهانی سخن به میان آورد که تمام گونه­ها، اجزاء و تعداد و شیوه­های کاربرد مصالح مدنظر قرار گیرند. بنابراین شاید در تصمیم­گیری درباره قیاس، تمایز و استنتاج­های عمومی در مورد معماری­های مختلف ـ ورای کیفیت­های عام فضایی و موضوعات کلی سازه و ریتم ـ فناوری ساختمان و مصالح عاملی اساسی به حساب می­آیند.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


شنبه ٦ تیر ۱۳۸۳

معماری، مواد و مصالح1

 

علائمی كه از خانه­های اولیه انسان به دست ما رسیده‌اند و نیز طرح­هایی كه برای ساختن فضای پذیرای انسان فعال در زمینه‌های گوناگون (از کارخانه تا بیمارستان، از کتابخانه تا تماشاخانه و ...) به دست ما می‌رسند، نشان­دهنده آن‌اند كه انسان برای تحقق بخشیدن به فضایی كه بدان نیاز دارد، ناچار به تغییر شكل، تغییر مكان و تركیب كردن ماده است. در ساده­ترین شکل خانه­سازی، انسان نیازمند به سرپناه، حجم بزرگ و بی­شکل زمین را به تناسب اندازه­های خویش می­کاود و مواد زاید کاویده­شده را دور می­ریزد؛ و برعکس هنگامی که می­خواهد روی زمین مسطح سرپناهی را بنا کند، ناچار است با استفاده از مصالح برکنده از جاهای مختلف، سکونت­گاه خود را شکل دهد. به بیان بهتر، تركیب مواد و مصالح ساختمانی عملی است به منظور آفریدن حجمی پایدار كه بتوان در درونش زیست.

موضوع اصلی کار معماران، در راه تولید معماری، شکل دادن به ماده­ای است که از ویژگی­های فیزیکی و شیمیایی خاصی برخوردار می­باشد. ماده همراه با اندیشه­ای که به آن شکل می­دهد، سنگ پایه برای آفرینش فضای معماری محسوب می­شود و نخستین وسیله شکل­دهنده یا عینیت بخشیدن به ایده­ای است که به قلمرو هنر تعلق دارد. مصالح گوشت و پوست و استخوان معماری به شمار می­آیند و در میان عناصر مختلفی که به معماری موجودیت می­دهند، از اهمیت خاصی برخوردار هستند.

اگرچه در میان بسیاری از آموزگاران معماری، گرایشی گسترده و شایع وجود دارد که مصالح و جزئیات را در فرایند ایده­پردازی معماری عاملی اساسی نمی­پندارند و با اینکه حتی برخی از معماران سرشناس همچون رودلف شیندلر و لوکوربوزیه که بواسطه آثار برجسته خود به اشتهار رسیدند، در پرداختن به مصالح و جزئیات معماری بسیار ضعیف بودند، اما با این حال حقیقت این است که کاربرد شایسته مصالح وجه تمایز پروژه بادوام و ماندگار از پروژه بی­دوام و کم­عمر می­باشد. تدبیر و اهتمام به انتخاب مصالح و کاربرد مناسب آنها موضوعاتی هستند که در موفقیت پروژه اهمیت فراوانی دارند. کاربرد مصالح مناسب، یک ساختمان واقعی را از یک طرح نمایشی متمایز می­کند. از این­رو کاربرد و انتخاب مناسب مصالح در طول اعصار دل­مشغولی معماران بوده و نحوه کاربرد و نسبت تأکید بر آنها، معماران و معماری­های مختلف را از هم متمایز کرده است. فرانک لویدرایت و آلوار آلتو نمونه­های خوبی از معمارانی هستند که کیفیت کاربرد مصالح در پروژه را تقریباً به حد کمال خود می­رساندند.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


چهارشنبه ۳ تیر ۱۳۸۳

سخنی با خوانندگان9

 

نگاهی به وضعیت مقوله نقد در جامعه معماری کشور

برگزاری دو جلسه از سلسله جلسات نقد و بررسی آثار معماران در خانه هنرمندان ایران، بار دیگر توجه محافل معماری کشور را به موضوع مهم و اساسی نقد معماری جلب نموده است. جامعه مهندسان معمار ایران که در نظر دارد اين جلسات را به صورت ماهانه در خانه هنرمندان برگزار ­کند، هدف خود را از برگزاری این نشست­ها گسترش فرهنگ نقد معماری به عنوان يكی از وجوه مهم ادبيات معماری و نیز بالا بردن سطح انتقادپذيری معماران معرفی نموده است. طبق برنامه­ریزی­های انجام­یافته قرار است طی 12 جلسه برگزاری این نشست­ها، آثار 6 معمار جوان و 6 معمار پيشکسوت مورد بررسی قرار گیرد.

 

 بدون شک فعالان عرصه معماری ایران در هر دو حوزه نظر و عمل، بر ضرورت حضور جدی نقد معماری در محافل دانشگاهی و حرفه­ای اتفاق نظر دارند. اما متأسفانه از آنجایی که در جامعه ما بطور اعم و در جامعه معماری کشور بطور اخص، فرهنگ نقد هنوز چنان­که باید و شاید جا نيفتاده است، بيشتر جنبه منفی نقد در نظر گرفته می­شود و در نتیجه در برابر آن موضع­گیری­های بعضاً غیرمنطقی اتخاذ می­گردد. از این­رو اول باید روشن کنیم که منظور ما از نقد چیست و ملاک­های آن کدامند؟ بایستی توجه نمود که نقد صرفاً نفی یا اثبات موضعی خاص نیست، بلکه آشکار نمودن نکته­سنجانه و اندیشمندانه وجوهی است که اگر آشکار نمی­شدند، از آنها غافل می­ماندیم. نقد معماری نیز بیش از آنکه باعث توقف یا تقویت پروژه­ای گردد، از آنجا که به بحث و گفتگو دامن خواهد زد، حائز ارزش و اهمیت فراوانی است.

منتقد معماری با استفاده از حواس و فهم خود، محیط ساخته­شده و اثر آن را بر ساکنان و کاربران تحلیل و ارزیابی می­کند. تجربه ذهنی نقدنویس، که منتج از ارزیابی­های او از فضای ساخته­شده بر اساس ملاک­هایی معین است، برای اینکه به خوبی به خواننده انتقال پیدا کند، باید در سطحی گسترده قابل فهم باشد. توجه به مؤلفه­ها و جنبه­های عینی اثر می­تواند در تحقق این امر تا حدودی مؤثر باشد و نقد معماری را برای همگان ملموس­تر سازد. بر این اساس، ملاک­های مورد استفاده برای ارزیابی اثر، در نقد معماری از اهمیت خاصی برخوردار است. اصولاً ارزیابی یک اثر معماری مبتنی بر ملاک­هایی است که در فضای عقلانی شکل می­گیرد و ارزش­ها و برداشت­های زمانه را در خود منعکس می­کند، مثلاً در قرن نوزدهم زیبایی­شناسی بصری، هماهنگی، ریتم و تناسب و در قرن بیستم کارکردانگاری و صداقت در بیان سازه و مصالح، ملاک نقد قرار گرفته است که همین موضوع نشانگر وجود دو نوع ملاک ارزیابی متفاوت در دو برهه زمانی مختلف می­باشد.

توجه به این نکته که معماری فضایی را فراهم می­سازد که در آن زندگی به وقوع می­پیوندد، اهمیت و ضرورت نقد معماری را بیشتر باز می­نمایاند. مردمی که روزانه با یک اثر معماری سروکار دارند یا خواهند داشت، حق دارند که از چند و چون آن آگاه باشند و یا در مورد آن نظر دهند. از این­رو نقد معماری به عنوان مقوله­ای آمیخته با زندگی روزانه مردم محسوب می­شود و بایستی همچون دیگر مقولات زندگی از جمله اقتصاد، فرهنگ و ... حضوری جدی در روزنامه­ها و جراید داشته باشد، حضوری که قطعاً نتایج پرباری را به دنبال خواهد داشت. از جمله آثار این حرکت ارزشمند فرهنگی می­تواند معرفی نمونه­های خوب معماری به مردم و افزایش آگاهی آنان نسبت به نقش مؤلفه­های مختلف زیبایی­شناختی در روند شکل­گیری محیط ساخته­شده و متعاقباً بالا رفتن انتظارات آنان از فعالان حرفه معماری و پیگیری مصرانه مطالباتشان در زمینه کیفیت فضای ساخته­شده باشد. چه بسا نهادینه شدن فرهنگ نقد معماری و افزایش آگاهی مخاطبین عام از عناصر باارزش تشکیل­دهنده یک اثر معماری، راه را بر فعالیت بسازبفروشانی که تنها در پی تأمین منافع مادی خویش هستند، ببندد و به تدریج کیفیت فضاهای معماری و شهری کشور را متحول سازد، امری که فضای کنونی معماری و شهرسازی کشور به شدت محتاج آن است تا شاید اندکی از آشفتگی­های ادراکی و بصری که در جای­جای شهرهایمان دیده می­شود، کاسته شود.

نکته­ای که در پایان بایستی به آن اشاره نمود، تفاوت میان نقد روزنامه­نگاران درباره شهرها و ساختمان­ها و نقد نظری دانشگاهیانی است که مباحث فلسفی خاص مربوط به معماری را مطرح می­کنند. نقد مطبوعاتی بیش از حد بر توصیف یا واکنش احساسی مبتنی بوده و فاقد چارچوب مفهومی است، مثل اینکه بگوییم فلان ساختمان فوق­العاده است. در مقابل نقد نظری دانشگاهی نیز به علت پیچیدگی­های ناشی از طرح مباحث فلسفی در آن، برای مخاطب عام به سختی قابل درک است. از این­رو به نظر می­رسد تدوین زبانی مناسب برای نقد معماری بگونه­ای که برای مردم عادی و غیرمتخصص نیز قابل فهم باشد، از ضرورت­های کنونی جامعه معماری کشور است، زبان و الگویی که فارغ از جنبه­های احساسی، از نوعی منطق روش­شناختی پیروی کند و بتواند دانش و آگاهی مردم را نسبت به معماری و محیط ساخته­شده پیرامونشان افزایش دهد.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این یادداشت در روزنامه همشهری مورخ سه­شنبه 30 تیرماه 83 با عنوان سنگ محک در معماری به چاپ رسیده است.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: