زروان: پژوهشگاه هنر و معماری

  • :: صفحه اصلی
  • :: فهرست یادداشت‌ها
  • :: پست الکترونیک
  • :: فید وبلاگ

نویسنده وبلاگ

  • :: کمال یوسف‌پور

یادداشت‌های اخیر

  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 39
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 10
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 27
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 9
  • :: هفت آتریوم زیبای جهان
  • :: واژگان متن‌های معماری ـ 11
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 38
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 9
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 26
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 8
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 3
  • :: نقدی بر گفته‌های رضا دانشمیر درباره ایده "پروژه باز"
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣7
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 8
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 12
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 7
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 2
  • :: انواع نماهای معماری
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣6
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 7
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 11
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 6
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 1
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور ـ 4
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣5
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 6
  • :: هشت ­سال با زروان، برای معماری
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 5
  • :: خانه‌ای در داخل یک قوطی کنسرو!
  • :: "پروژه باز"، ایده‌ای برای فضاهای فرهنگی

آرشیو زروان

  • :: بهمن ٩٠
  • :: دی ٩٠
  • :: آذر ٩٠
  • :: آبان ٩٠
  • :: مهر ٩٠
  • :: شهریور ٩٠
  • :: امرداد ٩٠
  • :: تیر ٩٠
  • :: خرداد ٩٠
  • :: اردیبهشت ٩٠
  • :: فروردین ٩٠
  • :: اسفند ۸٩
  • :: بهمن ۸٩
  • :: دی ۸٩
  • :: آذر ۸٩
  • :: آبان ۸٩
  • :: مهر ۸٩
  • :: شهریور ۸٩
  • :: امرداد ۸٩
  • :: تیر ۸٩
  • :: خرداد ۸٩
  • :: اردیبهشت ۸٩
  • :: فروردین ۸٩
  • :: اسفند ۸۸
  • :: بهمن ۸۸
  • :: دی ۸۸
  • :: آذر ۸۸
  • :: آبان ۸۸
  • :: مهر ۸۸
  • :: شهریور ۸۸
  • :: امرداد ۸۸
  • :: تیر ۸۸
  • :: خرداد ۸۸
  • :: اردیبهشت ۸۸
  • :: فروردین ۸۸
  • :: اسفند ۸٧
  • :: بهمن ۸٧
  • :: دی ۸٧
  • :: آذر ۸٧
  • :: آبان ۸٧
  • :: مهر ۸٧
  • :: شهریور ۸٧
  • :: امرداد ۸٧
  • :: تیر ۸٧
  • :: خرداد ۸٧
  • :: اردیبهشت ۸٧
  • :: فروردین ۸٧
  • :: اسفند ۸٦
  • :: بهمن ۸٦
  • :: دی ۸٦
  • :: آذر ۸٦
  • :: آبان ۸٦
  • :: مهر ۸٦
  • :: شهریور ۸٦
  • :: امرداد ۸٦
  • :: تیر ۸٦
  • :: خرداد ۸٦
  • :: اردیبهشت ۸٦
  • :: فروردین ۸٦
  • :: اسفند ۸٥
  • :: بهمن ۸٥
  • :: دی ۸٥
  • :: آذر ۸٥
  • :: آبان ۸٥
  • :: مهر ۸٥
  • :: شهریور ۸٥
  • :: امرداد ۸٥
  • :: تیر ۸٥
  • :: خرداد ۸٥
  • :: اردیبهشت ۸٥
  • :: فروردین ۸٥
  • :: اسفند ۸٤
  • :: بهمن ۸٤
  • :: دی ۸٤
  • :: آذر ۸٤
  • :: آبان ۸٤
  • :: مهر ۸٤
  • :: شهریور ۸٤
  • :: امرداد ۸٤
  • :: تیر ۸٤
  • :: خرداد ۸٤
  • :: اردیبهشت ۸٤
  • :: فروردین ۸٤
  • :: اسفند ۸۳
  • :: بهمن ۸۳
  • :: دی ۸۳
  • :: آذر ۸۳
  • :: آبان ۸۳
  • :: مهر ۸۳
  • :: شهریور ۸۳
  • :: امرداد ۸۳
  • :: تیر ۸۳
  • :: خرداد ۸۳
  • :: اردیبهشت ۸۳
  • :: فروردین ۸۳
  • :: اسفند ۸٢
  • :: بهمن ۸٢
  • :: دی ۸٢
  • :: آذر ۸٢
  • :: آبان ۸٢
  • :: مهر ۸٢

آرشیو موضوعی زروان

  • :: آثار برگزیده طراحی داخلی جهان (٢)
  • :: آرمین دانشگر (۱)
  • :: آموزش معماری (۳۳)
  • :: اکسپو 2010 شانگهای (۳)
  • :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه (٢٥)
  • :: برترین‌های معماری (۱)
  • :: برداشت آزاد (۳)
  • :: پایان‌نامه‌های معماری (۱)
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری (۳۱)
  • :: تعریف معماری (۱)
  • :: جایزه معماری آقاخان (۱)
  • :: جایزه معماری پریتزکر (۱)
  • :: جوایز معماری (٢)
  • :: خانه‌های معاصر جهان (۳)
  • :: خواندنی‎های معماری (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری جهان (٢)
  • :: دانستنی‎های معماری دوره اسلامی ایران (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری معاصر ایران (۱)
  • :: دانشگاه آزاد اسلامی واحد هریس (٢۱)
  • :: درس‌هایی از بزرگان معماری (۱)
  • :: درس آشنایی با طراحی معماری (٤)
  • :: درس طراحی معماری 2 (٧)
  • :: درس طراحی معماری 5 (٢)
  • :: درس طرح معماری 1 (٢)
  • :: درس مقدمات طراحی معماری 2 (۱٦)
  • :: رویدادهای معماری (۳)
  • :: زبان تخصصی معماری (٢)
  • :: طراحی داخلی (٢)
  • :: طراحی معماری (٦)
  • :: عملکرد در معماری (٤)
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان (۱٩)
  • :: گفت‌وگوهای معماری (۱٧)
  • :: مبانی نظری معماری (٦٠)
  • :: مسابقات معماری (٢)
  • :: معرفی پروژه (٧)
  • :: معرفی کتاب (۱)
  • :: معماران ایرانی (۳)
  • :: معماران جهان (۳)
  • :: معماری ایران (٢)
  • :: معماری ایستگاه مترو (۱)
  • :: معماری پارکینگ (۱)
  • :: معماری پل (۱)
  • :: معماری تئاتر (۱)
  • :: معماری خانه (۳)
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور (٤)
  • :: معماری دفتر کار (۱)
  • :: معماری رستوران (۱)
  • :: معماری زمینه‌گرا (٩)
  • :: معماری سفارت‌خانه (۱)
  • :: معماری شهری (۱)
  • :: معماری فرودگاه (۱)
  • :: معماری مجتمع مسکونی (۱)
  • :: معماری معاصر ایران (۱)
  • :: معماری معاصر جهان (۱)
  • :: معماری معاصر هلند (٢)
  • :: معماری موزه (٢)
  • :: معماری نمایشگاهی (۳)
  • :: معماری هزاره سوم (۱)
  • :: معماری و طبیعت (۱)
  • :: معماری کتابخانه (۱)
  • :: موسسه آموزش عالی سراج تبریز (۱۱)
  • :: میدان‌ها و پلازاهای شهری (۱)
  • :: نقد معماری (٢٧)
  • :: واژگان متن‌های معماری (٤)
  • :: کامران افشارنادری (۱)
  • :: کانسپت در معماری (۱)
  • :: یادداشت ماه (۱)

وبلاگ‌ها و سایت‌های معماری

  • :: + زروان: اخبار، رویدادها و حاشیه‌های معماری
  • :: دید هفتم: جستارهایی در معماری و هنرهای نمایشی
  • :: فضای رویداد: جستارهایی در هنر و معماری

آمار بازدیدکنندگان



شنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸۳

اولین معمار تحصیل­کرده ایرانی3

 

میرزا مهدی­خان شقاقی بعد از بازگشت از فرانسه با مشکلات خانوادگی متعددی روبرو شد و مدت­ها را بدون شغل و با وضع مالی اسفناک سپری کرد و تا پانزده سال کسی برای کار طراحی ساختمان به او رجوع نکرد. کار به جایی رسید که مجبور شد به صورت عمله روزمزد به طور ناشناس در ساختمان­های خصوصی مشغول به کار شود، تا اینکه روزی در سر ساختمانی وزیر امورخارجه وقت بطور اتفاقی او را دید و به سبب شناختی که از پدر مهدی­خان داشت، او را حضور ناصرالدین­شاه برد. میرزا مهدی­خان شقاقی طی ملاقاتی که با ناصرالدین­شاه در بیرون شهر داشت، به دستور او ساختمان قصر فیروزه را طراحی نمود، اما به دلیل نپذیرفتن دخل و تصرف­های شاه در طرح، این کار از او گرفته شد. البته قصر فیروزه با نقشه او چهار پنج سال بعد به اتمام رسید که اکنون هم ساختمان آن باقی است. او در سال 1297 هجری قمری به مقام نیابت دوم وزارت خارجه منصوب گردید و در زمان وزارت خارجه ناصرالملک نیابت اول را به او محول کردند. میرزا مهدی­خان شقاقی به خاطر خدماتش در وزارت امورخارجه به لقب ممتحن­الدوله نایل شد و بعدها نیز نشان تمثال ناصرالدین­شاه را به او اهدا کردند. اولین معمار تحصیل­کرده ایرانی در سال 1299 شمسی در سن 76 سالگی درگذشت. 

برخی از آثار معماری میرزا مهد­ی­خان شقاقی عبارتند از:

ـ وزارت­خانه­های جدید در اطراف میدان ارگ که ساخته نشدند

ـ عمارت بهارستان و مسجد ناصری (سپهسالار) به سفارش مرحوم سپهسالار

ـ عمارت معتمدالسلطنه (میرزا ابراهیم)

ـ عمارت و باغ سیدعبدالله پسر سیدموسی تفرشی در خارج از دروازه قزوین

ـ عمارت قوام­الدوله ثانی در گوشه لاله­زار (شامل چهار حیاط و دو عمارت اندرونی و دو عمارت بیرونی مجاور هم و یک حمام بزرگ با دو بخش عمومی و خصوصی)

ـ پله اصلی عمارت ناصرالملک که با همان نقشه ساختمان بهارستان اجرا گشت

ـ عمارت مسکونی سعدالدوله که دارای پلکان معلق بود

ـ عمارت میرزا سعیدخان مؤتمن­الملک انصاری (وزیر امورخارجه وقت)

ـ عمارت حسام­السلطنه (ابوالنصر میرزا)

ـ عمارت محمدولی­خان سپهسالار تنکابنی در چهارراه لاله­زار

ـ ساختمان جدید سفارت ایران در استانبول در زمان سفیر کبیری میرزا حسین­خان سپهسالار که در موقع بازگشت از استانبول به ایران طراحی شده است

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این یادداشت به همراه دو یادداشت قبلی در روزنامه همشهری مورخ یکشنبه 29 شهریورماه 83 به چاپ رسیده است.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۳

اولین معمار تحصیل­کرده ایرانی2

 

میرزا مهدی­خان شقاقی در سال 1263 هجری قمری مطابق با 1223 خورشیدی (1844 میلادی) در تهران متولد شد و پس از چند سال تحصیل در مکتب سرخانه و مدرسه جدیدالتأسیس دارالفنون در سال 1276 هجری قمری مطابق با 1236 خورشیدی (1857 میلادی) به سبب روابط خانوادگی به دستور شخص ناصرالدین­شاه با اولین هیأت دانشجویان ایرانی به پاریس اعزام شد و بعد از اتمام تحصیلات متوسطه و اخذ گواهی­نامه مهندسی معماری از مدرسه عالی نورمان سوپریور دوپاریو دانشکده معماری (آرشیتکتور) پاریس در سال 1243 شمسی (1864 میلادی) به ایران بازگشت. مخارج تحصیل او به موجب گزارش میرزا ملکم­خان به ناصرالدین­شاه بالغ بر سیصد تومان شده بود. میرزا مهدی­خان مهندس بعد از دو سال تحصیل مقدماتی به پاریس آمد و پس از شش ماه امتحان ورودی را گذراند و وارد اکول سانترال دزآرت امانوفاکتور (مدرسه مرکزی هنر و صنایع ساخت) شد و بعد از سه سال با دیپلم مهندسی راه و پل­سازی فارغ­التحصیل شد.

خاطرات میرزا مهدی­خان شقاقی که به کوشش حسینقلی­خان شقاقی به چاپ رسیده است، دربردارنده نکات مهم و جالبی از نظام آموزشی معماری در آن دوره می­باشد. برای مثال مهدی­خان می­نویسد که دانشجویان می­بایست برای ورود به سال دوم پروژه عملی نقشه مریضخانه­ای را به طور کامل ترسیم کنند که او در نقشه­های ارائه­شده وضعیت اتاق­های بیماران و ملاحظه حفظ­الصحه، مخزن آب و رختشویخانه و حمام و اتاق­های اطباء و جراحی، آشپزخانه و نماهای این بنا و نمایش باغ و غیره را طوری کشیده بوده است که به هنگام اجرا توسط مقاطعه­کار، نیازی به حضور مهندس آرشیتکت نباشد. همچنین در بخش دیگری از خاطرات او در مورد شیوه آزمون معماری در آن زمان آمده است که کاغذ نقشه­کشی می­بایست روی تخته­های مخصوص با یک ذرع و نیم طول و سه چارک عرض چسبانده شود و پس از اتمام آن می­بایست ورقه کاغذ را از روی تخته­ها بردارند و امضاء کنند و با یک شرح مبسوط راجع به آن تسلیم ممتحن کنند که او نیز جزء به جزء آن را رسیدگی می­کرد و نمره می­داد تا درجات فضل هر یک از دانشجویان معلوم شود.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸۳

اولین معمار تحصیل­کرده ایرانی1

 

به اعتقاد بسیاری از صاحب­نظران، دوره سلطنت ناصرالدین­شاه قاجار نقطه عطفی در معماری و شهرسازی ایران محسوب می­شود. در این دوره به علت مسافرت­های مکرر ناصرالدین­شاه به کشورهای خارج و متعاقب آن توسعه ارتباطات جامعه سنتی ایرانی با دنیای مدرن غرب و مظاهر تمدن آن، دگرگونی­هایی در تمام زمینه­های اجتماعی و فرهنگی صورت می­گیرد که معماری نیز از آن مبرا نیست. در حقیقت دوره سلطنت ناصرالدین­شاه را می­توان سرآغاز تحولات گوناگون در بینش و سپس فرم و ساختار معماری ایران در نظر گرفت. همچنین تقریباً از همین زمان است که نظام سنتی حرفه معماری در ایران تغییر می­یابد و با ورود نخستین فارغ­التحصیلان رشته معماری که در خارج از کشور تعلیمات آکادمیک را پشت سر گذاشته بودند، ترسیم نقشه­های ساختمانی و استفاده از نقشه به عنوان یک زبان فنی و تصویری بین­المللی، برای اولین بار در معماری کشور مطرح می­شود. برای اغلب معماران شاید این سؤال مطرح باشد که اولین معمار تحصیل­کرده ایرانی که نقشه­های ساختمانی را به صورت امروزی ترسیم می­کرده، چه شخصی بوده است؟

با توجه به اینکه مدارس معماری در کشور ما سال­ها بعد از کشورهای غربی تأسیس شدند و پیشینه تأسیس مدارس معماری در کشور ما به دهه 1300 خورشیدی برمی­گردد، برای یافتن اولین معمار تحصیل­کرده ایرانی، باید در بین اولین گروه فارغ­التحصیلان ایرانی خارج از کشور جستجو کرد. در ضمن این جستجو به اولین مهندس معمار ایرانی برمی­خوریم که در فرانسه در رشته معماری و طراحی صنعتی فارغ­التحصیل شد و مواد درسی که گذرانید، دقیقاً با دروس امروزی دانشکده­های معماری مطابقت دارد. آثار او نیز دقیقاً از روی نقشه­های مدون (پلان، نما، مقطع و پرسپکتیو) ساخته شده است. این شخص میرزا مهدی­خان شقاقی نام داشت که می­توان او را با اطمینان اولین معمار تحصیل­کرده ایران دانست. وی جزو اولین گروه دانشجویان ایرانی بود که از سوی ناصرالدین­شاه قاجار جهت تحصیل در رشته­های مختلف به خارج از کشور اعزام شدند.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


پنجشنبه ٢٢ امرداد ۱۳۸۳

معرفی وبلاگ معماری

 

دید هفتم؛ جستارهایی در معماری و هنرهای نمایشی

وبلاگ دید هفتم (http://seventhview.persianblog.ir) که از اول مردادماه به جرگه وبلاگ­های تخصصی معماری پیوسته است، یکی از معدود وبلاگ­هایی می­باشد که با ارائه یک فعالیت منظم و هدف­مند، طی این مدت کوتاه، حرکتی ارزشمند و تأثیرگذار در راستای تولید محتوای هنری به زبان فارسی بر روی وب آغاز نموده است. ویژگی خاص این وبلاگ که در عنوان آن نیز بخوبی نمایان است، رویکرد آن در بررسی معماری به عنوان دانشی میان­گستره­ای و در ارتباط با هنرهای نمایشی (تئاتر و سینما) می­باشد. در اولین یادداشت این وبلاگ با عنوان مقدمه می­خوانیم: دید هفتم مبنای فعالیت خود را گفت­وگو و طرح مسایلی در زمینه معماری، شهرسازی و هنرهای نمایشی (تئاتر و سینما) قرار داده است. اعضای دید هفتم امیدوارند گامی در جهت ارتباط با هنردوستان و تبادل اندیشه با آنان بردارند. عنوان دیگر یادداشت­های این وبلاگ که تاکنون انتشار یافته­اند، عبارتند از: تئاتر و سینما، فضای نمایش و پیاده­راه؛ فضای عمومی شهری.

 

وبلاگ دید هفتم توسط جعفر بزاز و سیما هاشمی­نیا که از دانشجویان پای­تز دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی تبریز در مقطع کارشناسی­ارشد هستند، راه­اندازی شده است. اعضای گروه دید هفتم که در جست­وجوی دیدی نو به هفت هنر می­باشند، انگیزه و هدف خود را از راه­اندازی این وبلاگ گروهی چنین بیان می­کنند: وبلاگ فضایی فراهم می­کند برای بیان اندیشه­ها و افکار، ما نیز از این امکان سود جستیم تا بتوانیم آموخته­ها و دغدغه­هایمان را به نحوی بیان نماییم. ما در این وبلاگ به دنبال دیدگاه­هایی تازه و گاه تجربه نشده خواهیم بود، البته در یک بستر دو سویه (ما و خوانندگان) و تا جایی که بتوانیم فعالیت خود را بصورت گروهی ادامه خواهیم داد.

در پایان ضمن آرزوی توفیق و سربلندی برای اعضای گروه دید هفتم در ادامه راهی که آغاز نموده­اند، امیدوارم شاهد فعالیت­های بیشتری از این دست در دنیای مجازی باشیم و با همکاری همدیگر بتوانیم گامی مهم در زمینه نشر الکترونیک دانش معماری برداریم.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


دوشنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸۳

مجله صنعت ساختمان؛ از Copy تا Paste

 

هفته پیش دست یکی از دوستانم، مجله­ای با عنوان صنعت ساختمان دیدم و با نگاهی به فهرست مطالب آن احساس کردم عناوین­ مقالات برایم خیلی آشنا هستند، با ورق زدن بیشتر مجله فهمیدم که بسیاری از مقالات آن از وبلاگ من برداشته شده­اند و در پایان همه آنها (بجز یک مورد) آمده است: «منبع: اینترنت». به قول مهندس یوسفی گويی اينترنت يک کتاب يا مقاله است که اسم و رسم مؤلفش مشخص باشد. خلاصه با مطالعه کل مجله متوجه شدم تعداد 10 مقاله از 15 مقاله این مجله عیناً از وبلاگ من Copy / Paste شده و دوستان عزیز این مجله وزین(!!!) صرفاً زحمت صفحه­آرایی را کشیده­اند. این دوستان در کپی نمودن مقالات به قدری شتاب­زده عمل کرده­اند که از نظرات خوانندگان این وبلاگ که من در بخش­های سخنی با خوانندگان آورده بودم، نیز در یکی از یادداشت­ها عیناً استفاده نموده­اند. به هرحال طی صحبتی با دوست عزیزم مهندس یوسفی در خصوص این موضوع، به این نتیجه رسیدیم که من نامه­ای برای مدیرمسؤول این مجله بنویسم و ضمن شرح ماوقع، حقوق از دست­رفته خود را پیگیری کنم. متن این نامه به شرح ذیل است:

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

بنام خداوند جان و خرد

 

جناب آقای پرویز صمدی مقدم

مدیرمسؤول محترم مجله فرهنگ و سینما

 

با سلام؛

احتراماً بدین­وسیله به اطلاع می­رساند، تعداد 10 مقاله از مقالات مجله صنعت ساختمان، ضمیمه مجله فرهنگ و سینما (خرداد 83- شماره 21)، از مقالات اینجانب که در وبلاگ زروان؛ پژوهشگاه هنر و معماری (http://zorwan.persianblog.ir) منتشر شده­اند، برداشت گردیده و بجز یک مورد، در بقیه موارد، اینترنت بصورت کلی به عنوان منبع مقالات ذکر شده است (اسامی و شماره صفحه مقالات موردادعا به پیوست آمده است). نظر به اینکه برداشت مطالب از وبلاگ زروان منوط به کسب اجازه کتبی و ذکر منبع می­باشد و این موضوع در وبلاگ عنوان شده است، این کار مجله محترم که بدون رعایت اخلاق حرفه­ای مطبوعاتی صورت گرفته است، فاقد وجاهت قانونی بوده و ناقض حقوق اینجانب به عنوان مؤلف مقالات یادشده می­باشد. لذا بدین­وسیله اعتراض خود را نسبت به این امر اعلام نموده و منتظر توضیحات مقتضی جنابعالی در خصوص این اقدام، در اسرع وقت، می­باشم.

 

کمال یوسف­پور

   نویسنده وبلاگ زروان

 

پیوست (اسامی و شماره صفحه مقالات موردادعا):

1. انسان و فضای معماری (صفحه 12)

2. زیبایی­شناسی معماری (صفحه 36)

3. پاردایم­های معماری (صفحه 40)

4. فرایند طراحی معماری (صفحه 58)

5. طراحی معماری؛ از ایده تا فرم (صفحه 61)

6. تعریف معماری از نگاه معماران (صفحه 62)

7. آفرینش معماری (صفحه 62)

8. معماری علمی (صفحه 97)

9. معرفی معمار؛ زاها حدید (صفحه 99)

10. جایزه معماری پریتزکر (صفحه 101)

 

رونوشت:

ـ وبلاگ زروان (http://zorwan.persianblog.ir)

ـ وبلاگ هنر و معماری (http://yousefi.persianblog.ir)

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

در تماسی که توسط مهندس یوسفی با مجله فرهنگ و سينما گرفته شد، آنها گفتند که ضميمه صنعت ساختمان صرفاً از مجوز آنها (بدليل نداشتن مجوز مستقل) استفاده می­کند و آقای نادری نامی که مسئول اين ضميمه هستند، چندسالی است صنعت ساختمان را با همين روش و با استفاده از پول آگهی منتشر می­کند. به گفته آقای نادری شخصی بنام رمضان­نژاد مسئول بخش اينترنت است که هم اکنون در سفر به سر می­برد. خلاصه قرار شد در جلسه مشترکی با آقای رمضان­نژاد، این موضوع بررسی گردد و نتایج آن به اطلاع من برسد. در پایان لازم می­دانم از پیگیری­های مهندس یوسفی و دغدغه­های ایشان در خصوص مالکیت معنوی و حقوق وبلاگ­نویسان تشکر و قدردانی کنم.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


جمعه ۱٦ امرداد ۱۳۸۳

بازسازی شهر بم؛ فرصت­ها و تهدید­ها5

 

یكی از مشكلات اصلی توسعه و بازسازی بعد از سوانح نیاز به سرعت در بازسازی است كه خود در مواردی مانع استفاده از فرصت‏ها می‏شود. مسئولان و برنامه‏ریزان باید نهایت تلاش خود را به كار بندند كه اهداف بلندمدت و فرصت‏های توسعه دست­خوش اهداف و مسائل كوتاه‏مدت قرار نگیرند.

رعایت و به­كارگیری استانداردهای شهرسازی در توسعه جدید شاید یكی از مهم­ترین فرصت‏هایی است كه زلزله اخیر به وجود آورده است، كاربرد استانداردهای شهرسازی و ساختمان‏سازی متناسب با خطرات طبیعی و غیرطبیعی، در شهر نه تنها برای ساكنان بعدی شهر كه برای تمامی مردم كشور به لحاظ تجربی دارای ارزش خواهد بود. تجربه نشان داده است متأسفانه این فرصت در اغلب موارد به دلیل تسریع در فرایند بازسازی و عدم مطالعه كافی مورد استفاده قرار نمی‏گیرد. بنابراین بایستی توجه شود در توسعه فیزیكی شهر الگوها و استانداردهای موجود كاملاً رعایت شوند. همچنین همزمان با توسعه فیزیكی شهر لازم است توسعه اقتصادی و بخصوص اجتماعی آن نیز مورد توجه و حتی در مواردی در رأس امور قرار گیرند، زیرا شهر پتانسیل‏های لازم را برای بقا از لحاظ اقتصادی و اجتماعی دارد، ولی كم­توجهی نسبت به آنها می‏تواند آینده شهر را، حتی علی‏رغم بازسازی فیزیكی آن، با خطرات جدی مواجه كند.

 

در پایان بایستی خاطرنشان کرد که با توجه به شهرت جهانی بم و ارگ تاریخی آن، این فرصت وجود دارد كه توسعه و عمران بم به الگویی ملی و حتی جهانی تبدیل شود، به همین دلیل هرگونه تلاش در جهت بازسازی این شهر مورد توجه مردم ایران و جهان قرار دارد. اكنون زمان آن فرارسیده تا از تجربیات خود و دیگران برای بازسازی و احیای دوباره این شهر به گونه‏ای كه نه تنها در برابر این سوانح مقاوم ساخته شود، بلكه از نظر اقتصادی و اجتماعی بالنده‏تر از گذشته‏اش باشد، استفاده كنیم. امید است جامعه فنی و مهندسی کشور بتواند با اتخاذ تدابیر مناسب در بازسازی شهر بم و استفاده از دستاوردهای تحقیقات و مطالعات داخلی و خارجی، از زیر بار مسؤولیت سنگین حرفه­ای خویش در این عرصه با سربلندی بیرون آید و الگویی شایسته از بازسازی شهرهای آسیب­دیده را به معرض نمایش بگذارد.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این یادداشت به همراه چهار یادداشت قبلی در روزنامه همشهری مورخ سه­شنبه  6 مردادماه 83 به چاپ رسیده است.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


سه‌شنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸۳

بازسازی شهر بم؛ فرصت­ها و تهدید­ها4

 

بازسازی باید طبق اصول علمی و عملی بدون وقفه به ویژه بدون تردید و تکرار بی­دلیل گزاره­های اثبات­شده در گذشته به انجام برسد. بازسازی بدون برنامه آن هم با نگاه صرف کالبدی اگر به حال شهر و مردمش مضر نباشد، قطعاً مفید هم نیست و هزینه­های بسیار سنگین انسانی، مالی، اجتماعی و سیاسی را در پی خواهد داشت. فرایند بازسازی باید با اعمال یک مدیریت صحیح در امر برنامه­ریزی و به­کارگیری دستگاه­های مختلف و بر اساس یک برنامه مدون، با همکاری و هماهنگی و پشتیبانی دستگاه­های ذی­ربط از قبیل سازمان مدیریت و برنامه­ریزی، وزارت کشور، شهرداری، سازمان نظام مهندسی، معاونت شهرسازی وزارت مسکن، بنیاد مسکن و ...، صورت گیرد، زیرا فعالیت­های موازی و حرکت­های پراکنده و مقطعی مؤثر نبوده و موجب صرف وقت و هزینه­های فراوان خواهد گردید. تهیه طرح­های اجرایی (طراحی شهری ـ معماری) برای نواحی مختلف شهر تحت نظارت نهادهای محلی (شهری ـ استانی) و هدایت طراحی بازسازی شهر بم مطابق با ویژگی­های فرهنگی، اجتماعی و اقلیمی منطقه از دیگر نکاتی است که باید در بازسازی مورد توجه قرار گیرند.

 

بدون تردید بم قبل از هركس متعلق به بازماندگان و ساكنان فعلی آن است، از این­رو در فرایند توسعه و بازسازی شهر، بایستی جهت جلب رضایت مردم و تسریع عملیات بازسازی، مشاركت مردم و بازماندگان را به عنوان محور اصلی بازسازی، مورد توجه قرار داد. مردم در هر سطحی که می­توانند یا مایل هستند، می­بایست در بازسازی همه­جانبه شهر شرکت داده شوند. بازماندگان زلزله ممكن است ایده‏های ارزشمندی برای شیوه توسعه و عمران شهر داشته باشند. همچنین برنامه‌ریزی جهت استفاده از نیروهای بومی در امر بازسازی می­تواند به ایجاد اشتغال و كاهش بیكاری در منطقه کمک نماید.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸۳

بازسازی شهر بم؛ فرصت­ها و تهدید­ها3

 

با وجود سازمان­های مختلف دولتی دست­اندرکار در امر بازسازی که اغلب بطور موازی فعالیت می­کنند و حضور برخی تشکل­های غیردولتی در منطقه و تعریف پروژه­های مختلف توسط آنان، بیم آن می­رود که استانداردهای شهرسازی و ساختمان­سازی در طراحی و ساخت شهر جدید بم مورد توجه قرار نگیرد و در نهایت شهری با سیمای کالبدی ناهماهنگ و آشفته پدید آید که با معیارهای جهانی فاصله زیادی دارد. اصولاً عوامل و زمینه­های متعددی در مرحله بازسازی وجود دارند كه می‏توانند از بم شهری سوخته و رهاشده بسازند و یا برعكس عواملی می‏توانند وجود داشته باشند كه از بم شهری توسعه­یافته‏تر و پررونق‏تر به وجود آورند. همه چیز به نحوه مدیریت بازسازی شهر بم و استراتژی انتخاب­شده برای آن بستگی دارد.

 

آنچه مسلم است شهر در مفهوم عام آن، فراتر از یک پیکره کالبدی صرف، یک ساختار پیوسته متشکل از نظام­های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و ... است که به تدریج و طی سالیان سال شکل می­گیرد و ساختار و روند شکل­­گیری شهر در شهرهای با قدمت زیاد از پیچیدگی­های خاصی است. از این­رو بازسازی شهری با قدمت 2700 ساله همچون بم در یک مدت زمان کوتاه و با اقدامات شتاب­زده و مقطعی، به سادگی امکان­پذیر نیست. با اینکه سرعت در امر بازسازی جهت کاهش آلام مردم و با توجه به فرارسیدن فصل سرما از اهمیت زیادی برخوردار است، اما هر گونه اقدام شتاب­زده و بدون مطالعه‌ كافی در جهت بازسازی بم، باعث دوباره­کاری و اتلاف منابع و امكانات می­گردد و از همه مهم­تر راه را برای فرصت­طلبی برخی اشخاص حقیقی و حقوقی که هدفشان صرفاً تأمین منافع مادی خویش می­باشد، باز می­کند.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


جمعه ٩ امرداد ۱۳۸۳

بازسازی شهر بم؛ فرصت­ها و تهدید­ها2

 

کشور ما به واسطه موقعیت جغرافیایی­اش، هر چندسال یک­بار با زلزله­ای مخرب روبه­رو می­شود و هر بار بحث بازسازی مناطق آسیب­دیده مطرح می­گردد. همچنین در چندساله اخیر ما درگیر بازسازی شهرها و روستاهای جنگ­زده نیز بوده­ایم، بطوری­که کشور ما در در دهه­های اخیر شاید بیشترین حجم بازسازی در دنیا را به خود اختصاص داده باشد. این شرایط قاعدتاً می­بایست مملکت ما را از نظر پاسخگویی به مسائل و الزامات این موقعیت­های خاص، در میان سایر کشورها ممتاز می­ساخت. با این همه متأسفانه به نظر می­رسد که آنچه امروزه بایستی به عنوان دانش برخورد با پدیده بازسازی، بعد از حوادث ناگوار همچون زلزله­های ویرانگر در کشور داشته باشیم، نازل­تر از سطحی است که انتظار می­رود. یکی از عوامل عدم به کارگیری مناسب تجربیات گذشته در امر بازسازی این است که بسیاری از این تجربیات به دلیل فقدان فرهنگ مکتوب و مستندکردن تجربیات در کشور ما، هنوز مکتوب و مستند نشده­اند. عامل مهم دیگر فقدان مرحله ارزیابی در فرایندهای تصمیم­گیری و اجرای برنامه­ها و طرح­ها در کشور ماست. ارزیابی پس از اجرا به ویژه در مواردی که برنامه و طرح به اهداف خود نرسیده یا به کلی شکست خورده ­است، معمولاً محلی از اعراب ندارد. ارزیابی­هایی نیز که انجام می­شوند، به دلیل فقدان فرایندهای نظام­یافته بصورت پراکنده و غیرکارآمد هستند. همچنین بسته­بودن نظام تهیه و تدوین برنامه­ها و طرح­های توسعه شهری در ایران باعث شده ­است که از ورود ایده­ها، تجربیات و یافته­های علمی جدید در این عرصه جلوگیری به عمل آید و متأسفانه فقدان زمینه آماده برای پذیرش یافته­های علمی ـ تجربی جدید شامل امور مربوط به بازسازی هم شده است.  

با توجه به ضعف و ناکآرایی دانش مربوط به بازسازی در کشور ما که به برخی از دلایل آن اشاره گردید و نیز اقداماتی که تاکنون در جهت بازسازی شهر بم صورت گرفته است، در حال حاضر نمی­توان افق روشنی برای بازسازی بم متصور شد و بازسازی این شهر همچنان در هاله­ای از ابهام قرار دارد، زیرا مبانی نظری منسجم و قابل اتکایی در پس فعالیت­های مرتبط با بازسازی مشاهده نمی­گردد و همچون همیشه ناهماهنگی و سردرگمی در فرایند بازسازی کاملاً به چشم می­خورد. 

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


سه‌شنبه ٦ امرداد ۱۳۸۳

بازسازی شهر بم؛ فرصت­ها و تهدید­ها1

 

زمین­لرزه­ای با بزرگی حدود 5/6 ریشتر در پنجم دی­ماه 1382، ظرف 7 ثانیه شهر بم و ارگ تاریخی آن را با خاک یکسان کرد. بر اساس گزارش­های منتشرشده حدود 70 تا 90 درصد مناطق مسکونی، ساختمان­های دولتی، بیمارستان­ها و نیز ارگ تاریخی بم، بر اثر این رویداد طبیعی تخریب شدند. وقوع چنین اتفاقی در ایران غیرعادی نیست. تاریخ ایران شاهد سوانح طبیعی زیادی بوده و در این میان، زلزله بیشترین تأثیرات مخرب را از خود بر جای گذاشته است. در طول تاریخ ایران، شهرها و روستاهای زیادی در اثر زلزله تخریب گشته و پس از آن یا رو به ‏افول گذاشته و یا دوباره بازسازی شده‏اند. در طول نیم­قرن گذشته نیز به طور متوسط هر ده سال یک­بار یک زلزله مرگ­بار در ایران اتفاق افتاده است. زلزله­های فردوس و گناباد، بوئین­زهرا و قزوین، طبس، گلبافت و سیرج، رودبار و منجیل، آوج و بالاخره بم نمونه­هایی از این زلزله­ها هستند.

 

از هنگام وقوع زمین­لرزه بم تا به امروز، ابعاد مختلف این حادثه دلخراش در رسانه­های گروهی بارها مورد بررسی قرار گرفته است که در این نوشتار نیازی به تکرار آنها نیست. آنچه که در این برهه از زمان در شهر بم تمام نگاه­ها را به خود معطوف کرده است، بازسازی شهر می­باشد. پس از پشت سر گذاشتن مراحل امداد و نجات، اسکان اضطراری و اسکان موقت در مدیریت بحران شهر بم، اینک نوبت به مرحله بازسازی شهر و گذر از اسکان موقت به اسکان دایم رسیده است.

زلزله بم بار دیگر نشان داد که ما همچنان در مقابل حوادثی چون زلزله شهر بم و روستاهای اطراف آن غافلگیر می­شویم، در حالی­که شناخت زمینه­ها، بررسی احتمالات وقوع و نحوه مواجهه با نیروی زلزله اولین قدمی است که در برنامه­ریزی­ها و طرح­های شهری و ملی بایستی مورد توجه قرار گیرد. 

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


شنبه ۳ امرداد ۱۳۸۳

سخنی با خوانندگان10

 

نگاهی به ضرورت و روند تعیین روز معمار در تقویم ملی

هیأت­مدیره انجمن مفاخر معماری ایران با ارسال نامه­ای برای رئیس­ جمهور، پیشنهاد نموده است روزی در تقویم ملی به نام روز معمار، به منظور بزرگداشت معماری ایران، تعیین گردد. در این نامه روز بیست­وششم آبان (سالروز ارائه طرح تكریم معماری ایران و تشكیل انجمن مفاخر معماری ایران) و روز سوم اردیبهشت (روز بزرگداشت شیخ بهایی) به عنوان گزینه­های پیشنهادی برای روز معمار مطرح شده است. این اقدام انجمن مفاخر معماری ایران را که در نوع خود حرکت کم­سابقه­ای در جامعه معماری کشور محسوب می­شود، از دو جنبه می­توان مورد توجه قرار داد: یکی فلسفه و ضرورت نامگذاری روزی به نام روز معمار و دیگری روند و چگونگی تعیین روز معمار در تقویم کشور.

با توجه به اینکه معماری هنری اجتماعی است و فضای معماری، به عنوان محصول معماری، فضایی است که در آن زندگی به وقوع می­پیوندد و مردم را از حضور روزمره و مستمر در فضای معماری گریزی نیست، ضرورت دارد که همچون دیگر شغل­های مرتبط با زندگی مردم که روز مخصوص به خود را در تقویم دارا هستند (مثل روز پزشک، معلم، پرستار و ...)، روزی به عنوان روز معمار در تقویم ملی گنجانده شود. تعیین چنین روزی می­تواند زمینه­ای برای آشنایی عموم مردم با وظایف و تخصص­های معماران از یك طرف و حساسیت­های بیشتر از طرف خود معمارها نسبت به حرفه­شان، از طرف دیگر، فراهم نماید و از این طریق موجب افزایش آگاهی عمومی نسبت به معماری و بحث و تبادل­نظر در خصوص مشکلات این حرفه، حداقل در یک روز از سال، گردد. اما علی­رغم آثار و نتایج مثبتی که این امر می­تواند در برداشته باشد، بایستی توجه داشت که مشكلات معماری در ایران تنها با اختصاص یافتن یك روز در تقویم به این رشته، حل­وفصل نمی­شود.

اگر تعیین روزی به عنوان روز معمار را به عنوان یک ضرورت بپذیریم، این مسأله مطرح می­گردد که چه روزی از روزهای سال و بر اساس چه فلسفه­ای به عنوان روز معمار تعیین شود و آیا با وجود روز جهانی معماری در تقویم جهانی (مصادف با 10 تیرماه)، لزومی دارد که ما خود نیز در پی تعیین روزی به عنوان روز معمار در تقویم ملی باشیم؟ با فرض مثبت بودن پاسخ این سؤال، به نظر می­رسد دو گزینه پیشنهادشده به رئیس­جمهور از طرف انجمن مفاخر معماری ایران، به عنوان روز معمار، به لحاظ فلسفه نامگذاری، نمی­توانند گزینه­های منطقی و مناسبی برای این روز باشند. اولین گزینه، بیست­وششم آبان، سالروز تشکیل انجمن مفاخر معماری ایران است که با توجه به وجود تشکل­ها و انجمن­های مختلف معماری در کشور، این شبهه و سؤال در اذهان عمومی مطرح می­گردد که چرا سالروز تشکیل این انجمن خاص بایستی به عنوان روز معمار تعیین شود. اما اگر این روز را به عنوان سالروز ارائه طرح تکریم معماری ایران در نظر بگیریم، تا حدودی انتخاب آن به عنوان روز معمار قابل توجیه خواهد بود. گزینه دوم، سوم اردیبهشت، روز بزرگداشت شیخ بهایی است که با این استدلال که ایشان از مفاخر معماری ایران هستند، پیشنهاد شده است. لیکن این نکته را باید در نظر گرفت که سوابق معماری شیخ بهایی، چندان که باید و شاید، در جامعه ما شناخته­شده نیست. همچنین با توجه به اینکه معماران سنتی کشور متواضعانه از ذکر نام­شان بر روی بناها خودداری کرده­اند و ما شناخت زیادی از اسامی معماران برجسته بناهای شاخص تاریخی نداریم، تعیین روز بزرگداشت شیخ بهایی، به عنوان روز معمار، خالی از اشکال نخواهد بود. در کل از آنجایی که این دو گزینه از طرف یک انجمن خاص و بدون نظرسنجی از جامعه معماری کشور، به عنوان روز معمار پیشنهاد گردیده­اند، نمی­توانند از پایه­های نظری مستحکمی برخوردار باشد و احتمالاً بازتاب خوبی در جامعه معماری نخواهند داشت.

با توجه به آنچه گفته شد، ضرورت تعیین روزی به عنوان روز معمار و آثار و نتایج مثبت این کار بر هیچ­کس پوشیده نیست، لیکن بایستی با در نظرگرفتن آرا و نظرات متخصصین صاحب­نظر این رشته، چنین روزی تعیین گردد. تنها در این صورت است که این روز می­تواند به روزی ملی و ماندگار در تقویم کشور تبدیل گردد و در پیشرفت و بزرگداشت رشته معماری مؤثر واقع شود.   

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: