خانه؛ نقشها و کارکردها2
خانه تنها پناهدهنده روزها و شبهای حاضر ما نیست، در حفاظ آن صندوقچه گذشته خود را نیز از خلال خاطراتمان بارها باز و بسته میکنیم. وقتی در خانهای جدید به یاد خانههای گذشته میافتیم، به سرزمین کودکی نیز سفر میکنیم و کودکی ساکن خود را منزل به منزل به خانه امروز میآوریم. گویی چیزی بسته، محافظ و پناهدهنده میبایست یادهای گذشته را در خود جا دهد. خانه زادگاهی سلسله مراتب کارکردهای مختلف سکونتکردن یا زندگی در یک خانه را برای همیشه در لوح وجود ما حک میکند. فراسوی همه ارزشهای مثبت پناهدهی و محافظت، در خانه زادگاهی ارزشهای تخیل شکل میگیرند. آنها واپسین ارزشهایی هستند که حتی پس از ویرانی خانه همچنان باقی خواهند ماند. از اینرو برای گاستون بشلار مهمترین حسن خانه این است که رویا را در خود می پروراند و محافظ رویاپرداز است. خانه به ما این امکان را میدهد که در آرامش در خیالات خود غرق شویم. اگر خانههای گذشتههای دور در ما فراموشنشدنیاند، از آن روست که خاطرات خانههای قدیمی از خلال رویا بارها و بارها زنده میشوند. بشلار با نقل خاطرات بعضی از نویسندگان از خانههای کودکیشان، بر خانه به عنوان مرکز نخستین نیروی پنهان و پناهدهنده تأکید میکند که شاید اولین تجلی کارکرد سکونت است. او میخواهد نشان دهد که خانه یکی از بزرگترین نیروهای ادغام اندیشهها، خاطرات و رویاهای آدمی است. البته باید توجه داشت در این ادغام عنصر پیونددهنده تخیل است که گذشته، حال و آینده خانه را واجد پویشهای متفاوتی میکند، پویشهایی که اغلب در هم تداخل میکنند، گاهی با هم در میافتند و زمانی هر یک دیگری را بر میانگیزانند.
در یک کلام میتوان گفت خانه نخستین جهان آدمی است و او را از امکانات و احتمالات دور نگه میدارد و به او ادامه و استمرار را توصیه میکند و بدون آن انسان موجودی پراکنده است. خانه نه تنها حفاظی در برابر رعد و برق آسمانی است، بلکه میخواهد تا انسان را از طوفانهای زندگی نیز برکنار دارد، به تعبیری دیگر هم جسم است و هم روح.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بخشی از این یادداشت به همراه یادداشتهای خانه؛ نهاد سکونت (1و2)، خانه؛ مفاهیم و معناها (۱و۲و۴) و خانه؛ نقشها و کارکردها (1) در روزنامه همشهری مورخ دوشنبه 30 آذرماه 83 با عنوان خانه، گوشهای برای آسودن ... به چاپ رسیده است.
| لینک |
