زروان: پژوهشگاه هنر و معماری

  • :: صفحه اصلی
  • :: فهرست یادداشت‌ها
  • :: پست الکترونیک
  • :: فید وبلاگ

نویسنده وبلاگ

  • :: کمال یوسف‌پور

یادداشت‌های اخیر

  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 39
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 10
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 27
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 9
  • :: هفت آتریوم زیبای جهان
  • :: واژگان متن‌های معماری ـ 11
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 38
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 9
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 26
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 8
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 3
  • :: نقدی بر گفته‌های رضا دانشمیر درباره ایده "پروژه باز"
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣7
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 8
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 12
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 7
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 2
  • :: انواع نماهای معماری
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣6
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 7
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 11
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 6
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 1
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور ـ 4
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣5
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 6
  • :: هشت ­سال با زروان، برای معماری
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 5
  • :: خانه‌ای در داخل یک قوطی کنسرو!
  • :: "پروژه باز"، ایده‌ای برای فضاهای فرهنگی

آرشیو زروان

  • :: بهمن ٩٠
  • :: دی ٩٠
  • :: آذر ٩٠
  • :: آبان ٩٠
  • :: مهر ٩٠
  • :: شهریور ٩٠
  • :: امرداد ٩٠
  • :: تیر ٩٠
  • :: خرداد ٩٠
  • :: اردیبهشت ٩٠
  • :: فروردین ٩٠
  • :: اسفند ۸٩
  • :: بهمن ۸٩
  • :: دی ۸٩
  • :: آذر ۸٩
  • :: آبان ۸٩
  • :: مهر ۸٩
  • :: شهریور ۸٩
  • :: امرداد ۸٩
  • :: تیر ۸٩
  • :: خرداد ۸٩
  • :: اردیبهشت ۸٩
  • :: فروردین ۸٩
  • :: اسفند ۸۸
  • :: بهمن ۸۸
  • :: دی ۸۸
  • :: آذر ۸۸
  • :: آبان ۸۸
  • :: مهر ۸۸
  • :: شهریور ۸۸
  • :: امرداد ۸۸
  • :: تیر ۸۸
  • :: خرداد ۸۸
  • :: اردیبهشت ۸۸
  • :: فروردین ۸۸
  • :: اسفند ۸٧
  • :: بهمن ۸٧
  • :: دی ۸٧
  • :: آذر ۸٧
  • :: آبان ۸٧
  • :: مهر ۸٧
  • :: شهریور ۸٧
  • :: امرداد ۸٧
  • :: تیر ۸٧
  • :: خرداد ۸٧
  • :: اردیبهشت ۸٧
  • :: فروردین ۸٧
  • :: اسفند ۸٦
  • :: بهمن ۸٦
  • :: دی ۸٦
  • :: آذر ۸٦
  • :: آبان ۸٦
  • :: مهر ۸٦
  • :: شهریور ۸٦
  • :: امرداد ۸٦
  • :: تیر ۸٦
  • :: خرداد ۸٦
  • :: اردیبهشت ۸٦
  • :: فروردین ۸٦
  • :: اسفند ۸٥
  • :: بهمن ۸٥
  • :: دی ۸٥
  • :: آذر ۸٥
  • :: آبان ۸٥
  • :: مهر ۸٥
  • :: شهریور ۸٥
  • :: امرداد ۸٥
  • :: تیر ۸٥
  • :: خرداد ۸٥
  • :: اردیبهشت ۸٥
  • :: فروردین ۸٥
  • :: اسفند ۸٤
  • :: بهمن ۸٤
  • :: دی ۸٤
  • :: آذر ۸٤
  • :: آبان ۸٤
  • :: مهر ۸٤
  • :: شهریور ۸٤
  • :: امرداد ۸٤
  • :: تیر ۸٤
  • :: خرداد ۸٤
  • :: اردیبهشت ۸٤
  • :: فروردین ۸٤
  • :: اسفند ۸۳
  • :: بهمن ۸۳
  • :: دی ۸۳
  • :: آذر ۸۳
  • :: آبان ۸۳
  • :: مهر ۸۳
  • :: شهریور ۸۳
  • :: امرداد ۸۳
  • :: تیر ۸۳
  • :: خرداد ۸۳
  • :: اردیبهشت ۸۳
  • :: فروردین ۸۳
  • :: اسفند ۸٢
  • :: بهمن ۸٢
  • :: دی ۸٢
  • :: آذر ۸٢
  • :: آبان ۸٢
  • :: مهر ۸٢

آرشیو موضوعی زروان

  • :: آثار برگزیده طراحی داخلی جهان (٢)
  • :: آرمین دانشگر (۱)
  • :: آموزش معماری (۳۳)
  • :: اکسپو 2010 شانگهای (۳)
  • :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه (٢٥)
  • :: برترین‌های معماری (۱)
  • :: برداشت آزاد (۳)
  • :: پایان‌نامه‌های معماری (۱)
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری (۳۱)
  • :: تعریف معماری (۱)
  • :: جایزه معماری آقاخان (۱)
  • :: جایزه معماری پریتزکر (۱)
  • :: جوایز معماری (٢)
  • :: خانه‌های معاصر جهان (۳)
  • :: خواندنی‎های معماری (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری جهان (٢)
  • :: دانستنی‎های معماری دوره اسلامی ایران (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری معاصر ایران (۱)
  • :: دانشگاه آزاد اسلامی واحد هریس (٢۱)
  • :: درس‌هایی از بزرگان معماری (۱)
  • :: درس آشنایی با طراحی معماری (٤)
  • :: درس طراحی معماری 2 (٧)
  • :: درس طراحی معماری 5 (٢)
  • :: درس طرح معماری 1 (٢)
  • :: درس مقدمات طراحی معماری 2 (۱٦)
  • :: رویدادهای معماری (۳)
  • :: زبان تخصصی معماری (٢)
  • :: طراحی داخلی (٢)
  • :: طراحی معماری (٦)
  • :: عملکرد در معماری (٤)
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان (۱٩)
  • :: گفت‌وگوهای معماری (۱٧)
  • :: مبانی نظری معماری (٦٠)
  • :: مسابقات معماری (٢)
  • :: معرفی پروژه (٧)
  • :: معرفی کتاب (۱)
  • :: معماران ایرانی (۳)
  • :: معماران جهان (۳)
  • :: معماری ایران (٢)
  • :: معماری ایستگاه مترو (۱)
  • :: معماری پارکینگ (۱)
  • :: معماری پل (۱)
  • :: معماری تئاتر (۱)
  • :: معماری خانه (۳)
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور (٤)
  • :: معماری دفتر کار (۱)
  • :: معماری رستوران (۱)
  • :: معماری زمینه‌گرا (٩)
  • :: معماری سفارت‌خانه (۱)
  • :: معماری شهری (۱)
  • :: معماری فرودگاه (۱)
  • :: معماری مجتمع مسکونی (۱)
  • :: معماری معاصر ایران (۱)
  • :: معماری معاصر جهان (۱)
  • :: معماری معاصر هلند (٢)
  • :: معماری موزه (٢)
  • :: معماری نمایشگاهی (۳)
  • :: معماری هزاره سوم (۱)
  • :: معماری و طبیعت (۱)
  • :: معماری کتابخانه (۱)
  • :: موسسه آموزش عالی سراج تبریز (۱۱)
  • :: میدان‌ها و پلازاهای شهری (۱)
  • :: نقد معماری (٢٧)
  • :: واژگان متن‌های معماری (٤)
  • :: کامران افشارنادری (۱)
  • :: کانسپت در معماری (۱)
  • :: یادداشت ماه (۱)

وبلاگ‌ها و سایت‌های معماری

  • :: + زروان: اخبار، رویدادها و حاشیه‌های معماری
  • :: دید هفتم: جستارهایی در معماری و هنرهای نمایشی
  • :: فضای رویداد: جستارهایی در هنر و معماری

آمار بازدیدکنندگان



دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۳

خانه؛ نقش­ها و کارکردها2

 

خانه تنها پناه­دهنده روزها و شب­های حاضر ما نیست، در حفاظ آن صندوقچه گذشته خود را نیز از خلال خاطراتمان بارها باز و بسته می­کنیم. وقتی در خانه­ای جدید به یاد خانه­های گذشته می­افتیم، به سرزمین کودکی نیز سفر می­کنیم و کودکی ساکن خود را منزل به منزل به خانه امروز می­آوریم. گویی چیزی بسته، محافظ و پناه­دهنده می­بایست یادهای گذشته را در خود جا دهد. خانه زادگاهی سلسله مراتب کارکردهای مختلف سکونت­کردن یا زندگی در یک خانه را برای همیشه در لوح وجود ما حک می­کند. فراسوی همه ارزش­های مثبت پناه­دهی و محافظت، در خانه زادگاهی ارزش­های تخیل شکل می­گیرند. آنها واپسین ارزش­هایی هستند که حتی پس از ویرانی خانه همچنان باقی خواهند ماند. از این­رو برای گاستون بشلار مهم­ترین حسن خانه این است که رویا را در خود می پروراند و محافظ رویاپرداز است. خانه به ما این امکان را می­دهد که در آرامش در خیالات خود غرق شویم. اگر خانه­های گذشته­های دور در ما فراموش­نشدنی­اند، از آن روست که خاطرات خانه­های قدیمی از خلال رویا بارها و بارها زنده می­شوند. بشلار با نقل خاطرات بعضی از نویسندگان از خانه­های کودکی­شان، بر خانه به عنوان مرکز نخستین نیروی پنهان و پناه­دهنده تأکید می­کند که شاید اولین تجلی کارکرد سکونت است. او می­خواهد نشان دهد که خانه یکی از بزرگترین نیروهای ادغام اندیشه­ها، خاطرات و رویاهای آدمی است. البته باید توجه داشت در این ادغام عنصر پیونددهنده تخیل است که گذشته، حال و آینده خانه را واجد پویش­های متفاوتی می­کند، پویش­هایی که اغلب در هم تداخل می­کنند، گاهی با هم در می­افتند و زمانی هر یک دیگری را بر می­انگیزانند.

در یک کلام می­توان گفت خانه نخستین جهان آدمی است و او را از امکانات و احتمالات دور نگه می­دارد و به او ادامه و استمرار را توصیه می­کند و بدون آن انسان موجودی پراکنده است. خانه نه تنها حفاظی در برابر رعد و برق آسمانی است، بلکه می­خواهد تا انسان را از طوفان­های زندگی نیز برکنار دارد، به تعبیری دیگر هم جسم است و هم روح.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بخشی از این یادداشت به همراه یادداشت­های خانه؛ نهاد سکونت (1و2)، خانه؛ مفاهیم و معناها (۱و۲و۴) و خانه؛ نقش­ها و کارکردها (1) در روزنامه همشهری مورخ دوشنبه 30 آذرماه 83 با عنوان خانه، گوشه­ای برای آسودن ... به چاپ رسیده است. 

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


یکشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸۳

خانه؛ نقش­ها و کارکردها1

 

خانه نقطه­ای است که شکل محیطی مفروض را به مکانی مسکون تغییر می­دهد. انسان با ساختن خانه از فراخنای بی­انتهای پیرامون خود در یک نقطه گرد می­آید و از پراکندگی و گریزندگی طبیعت به جمع­شدن و تمرکزیافتن روی می­آورد. او در طبیعتی که بدون حضور انسان، رهاشده، پراکنده و فاقد معنی است، با حضور خود تمرکز، تجمع و معنی پدید می­آورد و با بناکردن خانه به این تمرکز و تجمع واقعیت می­بخشد.

خانه جهانی سرشار از پدیده­های طبیعی و انسانی را متجلی می­گرداند. عالم پدیده­ها جهانی است که بی­واسطه توسط خانه گردآوری و پدیدار می­گردد. خانه تنها به پدیدآوری کیفیات جوی محیط (همچون نور) اکتفا نکرده و می­باید خلق و خوی آن فعالیت­هایی را که در درونش جریان می­یابند، نیز آشکار سازد. وظیفه اصلی هر خانه افشای جهان نه به صورت گوهر و عصاره، بلکه به شکل فراخوان، یعنی در قالب ماده و رنگ، موضع­نگاری و گیاهان، فصول، آب­وهوا و نور است. این گونه از افشا با بهره­گیری از دو روش مکمل یکدیگر حاصل می­آید: به یاری باز بودن نسبت به جهان پیرامون و به یاری عرضه­داشت کنجی برای عزلت از جهان مزبور. این کنج عزلت مکانی که در آن جهان بیرون به فراموشی سپرده شده، نبوده، بلکه جایی است که انسان خاطرات خود را از جهان در آن گرد آورده و آنها را با زندگی روزمره، خورد، خواب، صحبت و سرگرمی خود مرتبط می­گرداند.

خانه با مطرح شدن به عنوان پیکره­ای معمارانه در محیط هویت ما را محرز کرده و امنیت را بر ما ارزانی می­دارد و سرانجام هنگام پای­نهادن به خانه به آسایش دست می­یابیم. در خانه چیزهایی را می­یابیم که بر آنها وقوف داشته و گرامی­شان می­داریم. ما آنها را با خود از بیرون آورده و به خاطر آن که بخشی از جهان ما را می­سازند، در کنارشان به زندگی می­پردازیم. همچنین با مساعدت­گرفتن از خانه، دوستان جهان شده و جای پایی را که برای فعالیت در آن نیاز داریم، برای خود فراهم می­آوریم.

خانه حتی هنگامی که نزد مردم شهرنشین ناهنجاری بسیار دیده، بیشترین نقش شکل­دهی به روحیه­ها و به رفتارها را به عهده می­گرفته است. خانه همواره در طول تاریخ به عنوان فضای حدفاصل میان فرد و جامعه انگاشته می­شده و نقطه آغاز تحرک اجتماعی، تحرک فرهنگی، تحرک اقتصادی و تحرک فضایی انسان بوده است. هر قوم تا پیش از پذیرفتن بی­چون و چرای مدل­های کاربردی ـ کالبدی نو به گونه­ای خاص خود، بخشی از نقش پروش فردی و فردی ـ اجتماعی را به محیط خانه واگذار کرده و در رابطه با آن به چگونگی­های شکلی آن اندیشیده است.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


جمعه ٢٧ شهریور ۱۳۸۳

خانه؛ مفاهیم و معناها4

 

بیشتر ما این تجربه را داشته­ایم که از خانه­ای به خانه دیگر نقل مکان کنیم یا مسکنی بیابیم که در وحله نخست بیگانه، ناخوشایند و شاید حتی خصومت­آمیز باشد. اما با گذشت زمان ما از خانه جدید و متعلقات آن چنان استفاده می­کنیم که گویی مدت­هاست آنها را بکار می­بریم. می­توانیم وقتی به آن باز می­گردیم، در آسایش باشیم، استراحت کنیم و خودمان باشیم. اما چرا در این مکان بخصوص می­توانیم خودمان باشیم تا جاهای دیگر؟ به نظر می­رسد تصور ما از فضاهای شخصی که تا اندازه­ای امتداد عینی و ملموس خود ما است، بسط می­یابد تا خانه­ای را که برای خودمان برگزیده­ایم، نیز در برگیرد.

ما همان­طور که به خانه، این گوشه دنج و کوچک در جهان عادت می­کنیم و آن را از خودمان می­دانیم، خصوصیاتی از خودمان را نیز بر طرح و عناصر فیزیکی آن فرا می­افکنیم. اثاثیه و نحوه چیدن آنها، تصاویری که نصب می­کنیم و گیاهانی که می­خریم و پرورش می­دهیم، همه نمودهایی هستند از تصویری که ما از خودمان داریم و همه پیام­هایی درباره خودمان هستند که می­خواهیم به خودمان و به نزدیکانی که به خانه­مان دعوت می­کنیم، منتقل شوند. بدین­ترتیب خانه ممکن است به دو صورت دیده شود: اول تجلی آشکاری از خود که در این حالت پیام­های روانی از خود به سوی نماد عینی خود جاری می­شود و دوم به صورت کشف و شهود ماهیت خود که در این حالت پیام­ها از نماد عینی به جانب خود باز می­گردند. 

با توجه به آنچه گفته شد، خانه بازتابی است از اینکه انسان خود را چگونه می­بیند. خانه متشکل از فضای محصور درونی و فضای باز بیرونی است و بدین­ترتیب دو جزء بسیار مهم و متفاوت دارد: فضاهای داخلی و صورت خارجی. لذا خانه به خوبی چگونگی تصور فرد از خود را به دو طریق باز می­تاباند: به واسطه فضاهای خصوصی درون و فضاهای عمومی برون. فضای خصوصی خودی است که از منظر درونی دیده می­شود و فقط بر نزدیکانی آشکار می­شود که به درون خانه دعوت شده­اند و فضای عمومی آن خودی است که برمی­گزینیم تا به سایرین نشان دهیم.   

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


چهارشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸۳

خانه؛ مفاهیم و معناها3

 

گاستون بشلار، فیلسوف فرانسوی، از پدیدارشناسانی است که مفهوم خانه را در نوشته­های خود مورد توجه قرار داده است. او به پژوهش پدیدارشناختی در ارزش­های باطنی، خصوصی و درونی خانه می­پردازد و در زیبایی­شناسی فضا به بوطیقای مکان­های بسته و محدود خانه، آشیانه و گوشه­های دنج خانه توجه خاصی دارد. به نظر او خانه باید همزمان در وحدت و یکپارچگی و در تشکل و پیچیدگی­اش مطالعه شود، به گونه­ای که بتوان همه ارزش­های اجزاء را در ارزشی اساسی و اصلی جا داد.

بشلار می­نویسد آدمی پیش از افکنده شدن به جهان در گهواره خانه نهاده شده است. در خانه آشنایی با جهان بی­واسطه صورت می­پذیرد. آنجا نیازی به گزینش مسیر و جستجوی هدف نیست. جهان در خانه و حول آن به سادگی ارزانی گردیده است. می­توان گفت خانه مکانی است که وقوع زندگی روزمره را در خود گرفته است و زندگی روزمره معرف چیزی است که تداوم خود را در هستی حفظ کرده و از این رو همچون تکیه­گاهی آشنا به پشتیبانی ما می­نشیند.

از دیدگاه بشلار هر فضایی که بتوان در آن به واقع مسکن گزید، مفهوم خانه را از آن خود می­کند. همچنان­که می­توان در پناه ضخامت دیوارهای محکم ترسید و خود را در معرض خطر دید، می­توان برای تسلی خود به نیروی تخیل دیوارهای فرضی برافراشت. بدین­ترتیب در نگاه نخست هر مأمن و پناهگاه، هر گوشه دنج و اتاقی برانگیزاننده رویاست، در فضای آن خاطره و تخیل به هم می­آمیزند و به یکدیگر غنا می­بخشند.

در نوشته­های بشلار خانه قبل از هر چیز فضا و مکانی درونی است. درونی­بودن آن در رابطه با بیرون آن، با کوچه و خیابان، رودخانه و مزرعه، گستره­های بیرونی روستا و شهر، دریا و زمین و آسمان، طبیعت و جهان و سرانجام همه هستی، معنا و ارزش می­یابد: آنچه فیلسوفان پیش از او با تعبیر عالم کبیر از آن یاد کرده­اند.

برای بشلار که سکونت را در تخیل و رویاهای ما مطالعه می­کند، خانه پیکر و مجموعه­ای از تصویرهای خیالی است که به آدمی دلایل یا پندارهای توازن و استواری را می­دهد. خانه هم تصویرهایی پراکنده به ما عرضه می­کند و هم مجموعه و پیکری از تصویرها و در هر دو حالت تخیل به ارزش­های واقعیت می­افزاید. در تخیل ما هزار و یک تصویر ذهنی حول­وحوش خانه گرد می­آیند. اگر بتوانیم همه این تصویرها را تشخیص دهیم، به نحوی به روح خانه راه می­یابیم و در این صورت می­توانیم روان­شناسی واقعی خانه را بپرورانیم.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


دوشنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸۳

خانه؛ مفاهیم و معناها2

 

از زمان­های دور خانه پنداری از ذره گیتی را در وجود برانگیخته است. خانه به عنوان فضایی در دل فضا به تکرار ساختار مقدماتی محیط می­پردازد. کف خانه زمین را به یاد می­آورد، سقفش آسمان را و دیوارهایش افق پیرامون را. هر اثر معماری خواه بنای عمومی باشد و خواه خانه، تصویری است این چنین از جهان. اما تفاوت این دو اثر در آن است که بنای عمومی به پدید آمدن کیفیت­های کلی محیط می­پردازد، حال آنکه خانه محیط مزبور را در بی­واسطگی ذاتی­اش به نمایش می­گذارد. از این­رو برای کودک حتی محقرترین و ساده­ترین خانه، تجلی نخستین تصور ممکن از عالم است، نخستین تصور از غیر خود که او را در پناه خود نگاه می­دارد.

رابطه پیچیده میان آدمی، فضای مصنوع و جهان پیرامون رابطه­ای عمیق و چندبعدی است که پژوهش­های فلسفی ـ روان­شناختی پیشرفته امروز بخشی از آن را بر ما آشکار ساخته است. به این رابطه سه­طرفه معانی سیال پنهان در فرم­ها و فضاها را نیز بیفزایید تا دشواری و پیچیدگی مسأله بیشتر دانسته شود. از این­رو علاوه بر معماران، صاحب­نظران حوزه­های مختلف مرتبط با معماری از جمله فلسفه و روان­شناسی نیز، مفهوم خانه را از جوانب متعدد مورد تحلیل و بررسی قرار داده­اند.

در ورای فرم ظاهری خانه­هایمان، معانی پنهان و دلالت­هایی وجود دارند که آنها را می­بینیم و ادراک می­کنیم. روان­شناسان، روانکاوان و فیلسوفان تا اندازه­ای این دلالت­ها را کشف کرده، عوامل پیدا و پنهان دخیل در این ادراکات را یافته و از فرایند پیچیده و ناخودآگاه درک این معانی پرده برداشته­اند. بدین­ترتیب وظیفه یک پدیدارشناس و حتی روانکاو یا روان­شناس از بیان جزئیات چشمگیر یا تحلیل چندوچون آسایش خانه بسیار فراتر می­رود، به عکس باید فراسوی این تشریح ـ عینی و ذهنی ـ به جستجوی ارزش­های اولیه بود که ریشه در کارکرد نخستین و اصلی سکونت دارند. اگر جغرافی­دان یا مردم­شناس انواع گوناگون مسکن را بررسی می­کنند، پدیدارشناس در مطالعه کار آنها، در بررسی این همه اختلاف و تنوع به دنبال کشف جوهر خوش­باشی درونی، سعادت مطمئن و بلاواسطه نهفته در همه این خانه­هاست: آنچه در یک خانه ابتدایی، همچنان که در یک قصر اشرافی به آشیانه و صدف پناه­دهنده و گرم و مطبوع نخستین نزدیک­تر است.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


شنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸۳

خانه؛ مفاهیم و معناها1

 

خانه برپا داشتن و در خانه زیستن امری است فنی، علمی و اجتماعی که داده­ها و پدیده­های مختلفی در شکل­گیری­اش دخالت دارند، پدیده­هایی که بی­توجه به آنها خانه مفهومی نخواهد داشت. بر این اساس، مفهوم خانه را می­توان در سه گستره مورد بررسی قرار داد:

ـ خانه در گستره ساختمانی به مفهوم یک ساختمان با تمام شرایط و مشخصات فنی لازم،

ـ خانه در گستره کاربردی به مفهوم مکان زندگی که انسان واحد اندازه­گیری و نقطه مرکزی احساس­هایش می­باشد،

ـ خانه در گستره اجتماعی به مفهوم خانواده و نمایان­گر تصور نمادینی که واحد اندازه­گیری و مرکز یا نقطه عطفش به شکل هسته اجتماعی درآمده است.

معماران و صاحب­نظران گوناگون تعاریف متنوعی از خانه ارائه کرده­اند که از جمله آنها می­توان به موارد زیر اشاره نمود:

ـ خانه پوششی است که در تطابق با برخی شرایط، رابطه صحیحی را بین محیط خارج و پدیده­های زیستی انسانی برقرار می­کند. در خانه باید یک فرد (یا یک خانواده) زندگی­کند، یعنی اینکه بخوابد، راه برود، دراز بکشد، ببیند و فکر بکند (لوکوربوزیه).

ـ خانه برای ساکنانش مرکز جهان است و برای محله­ای که در آن جای گرفته است، شاخص­ترین بنا در تحکیم مکان به شمار می­رود (مور).

ـ خانه در وهله اول نوعی نهاد است و نه سازه و این نهاد برای مقاصد بسیار پیچیده­ای به وجود آمده است. از آنجا که احداث خانه پدیده­ای فرهنگی است، شکل و سازمان فضایی آن به شدت تحت تأثیر فرهنگی است که بدان تعلق دارد. حتی در آن زمان نیز که خانه برای بشر اولیه به عنوان سرپناه مطرح بود، مفهوم عملکرد تنها در فایده صرف یا در فایده عملکردی محض خلاصه نمی­شد. وجه سرپناهی خانه به عنوان وظیفه ضمنی، ضروری و انفعالی مطرح بود و جنبه مثبت مفهوم خانه ایجاد محیطی مطلوب برای زندگی خانواده به مثابه واحد اجتماعی بود (راپاپورت).

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۳

خانه؛ نهاد سکونت2

 

تعالیم امروزی خانه­سازی که بر بینش بهره­وری مبتنی است و به طبیعت به دیده منبع نیرویی نگاه می­کند که باید تا آنجا که مجاز است، یعنی پایداری به خطر نمی­افتد، مورد بهره­برداری قرار گیرد و تمام نیرویی که از طبیعت به دست می­آید، بدون کمترین هدررفتنی به مصرف برسد ـ مثلاً باید تمام درزهای ساختمان گرفته شود تا تبادل گرما و سرما به حداقل برسد، باید ساختمان رو به جهتی قرار گیرد که بیشترین انرژی گرمایی را دریافت کند و ... ـ این تصور را ایجاد کرده است که گویا هدف از ساختن خانه یا هر بنای دیگری محافظت کردن بدن انسان در مقابل باد و باران و سرما و گرما و دشمن بوده است. اما نبایستی فراموش کرد که این امور همگی الزامات خانه­سازی و سازگاری آن با نیروهای طبیعت است، نه خود خانه. خود خانه چیزی است که به نیاز انسان یعنی نیاز سکنی­گزیدن پاسخ می­دهد و چون انسان به ساختن آن دست زده است، این الزامات بروز کرده­اند. حقیقت خانه که سکنی­بخشیدن است و شکل خانه که از رابطه عمدتاً بصری میان انسان و واقعیت خارجی ناشی می­شود، ماهیت اساسی خانه می­باشند و کیفیت بناکردن آن و الزامات مصالح و ترکیب آنها امور تبعی به شمار می­روند.

با توجه به آنچه گفته شد، نقش و وظیفه معمار همانا پاسخ­گویی به نیاز سکونتی مردم می­باشد. معمار در واقع طراح و کالبدساز فضای سکونتی مردم است. شاید معمار بتواند در معماری­های دیگر از قبیل مجموعه­های فرهنگی و یادمان­ها، هنر و سلیقه شخصی خویش را به نمایش بگذارد، اما این قضیه در مورد مجموعه­های مسکونی قطعاً پذیرفته نیست. معمار باید مشخصاً فضای مورد نیاز افراد را با مهارت و به بهترین وجهی به وجود آورد، نه اینکه فضای خواست خودش را به آنها تحمیل کند. بنابراین معمار با طراحی و ایجاد فضایی سازگار با روحیات انسانی و محیط می­تواند به مطلوبیت و زیبایی مسکن بیفزاید و خانه را به مفهوم واقعی آن، به نهادی برای سکونت انسان­ها تبدیل نماید.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸۳

خانه؛ نهاد سکونت1

 

داشتن مسکن امری است که تقریباً هر موجود زنده­ای با آن درگیر است و به نوعی سعی در فراهم­کردن آن دارد. نیاز به خانه نیازی آن اندازه اساسی است که انسان­ها از اولین لحظه­های آشنایی با خویشتن و با محیط، به ساختنش مبادرت ورزیده­اند و این امر تا آن اندازه برایشان پرمعنی، ظریف، تعیین­کننده و حیاتی بوده که اجرایش را خود به عهده گرفته و اندیشه­های خود را به زبان مهارت­های فردی و جمعی و قومی خویش بر شکل و شالوده مسکن خود منقوش کرده­اند. از این­رو با اطمینان می­توان گفت که فضاهای مسکونی مهم­ترین فضاهای زیستی ساخته بشر هستند.

مطالعات و پژوهش­های فراوانی درباره پدیده سکونت (خانه ساختن و در خانه زیستن) و چگونگی­ خانه مسکونی انسان در زمان­های گذشته صورت گرفته است که برجسته­ترین آنها را می­توان در سه گروه مورد بررسی قرار داد:

1. بررسی­هایی که به چگونگی­های کمی و کیفی کالبدی خانه می­پردازند و به کمک ویژگی­های معماری (و بیشتر ساختمانی ـ کالبدی) رابطه­های خانه را با محیط آن باز می­شناسانند.

2. بررسی­هایی که در حیطه خاص مردم­شناسی صورت می­گیرند.

3. نوشته­های کسانی که بر پایه اصول شناخته­ای از بینش علمی جدید نسبت به پدیده­های حیات و حیات انسان­ها، به شناخت و معرفی خانه و نیز بازشناسی پدیده در خانه زیستن قبایل و گروه­های اجتماعی متفاوت و مختلف می­پردازند.

سومین رده از بررسی­ها به دلیل توجه دقیق و پی­گیر به دو حد نهایی از پدیده سکونت، دسترسی به بیشترین برداشت را برای ما ممکن می­سازند. این دو حد عبارتند از: محیط با وسیع­ترین معنایی که از پدیده­های گسترده بر آن برمی­آید و خانه به مثابه محصول کالبدی­ای که برای پاسخ­گویی به نیازهای ملموس و روزمره فردی و جمعی انسان زنده در همان محیط، به کمک مصالح ساختمانی معینی، ساخته و پرداخته می­شود.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


جمعه ۱۳ شهریور ۱۳۸۳

فقر سکونت؛ بحران واقعی مسکن2

 

اندیشه هایدگر نیز درباره سکونت به نظر بشلار بسیار نزدیک است. از نظر او با اینکه طرز و طریق بودن انسان­ها بر روی زمین سکونت­کردنشان است، لیکن سکونت به شیوه امروزی فقط نمود یک رفتار آدمی در میان مجموعه­ای از رفتارهای دیگر او و امری جنبی است. کارکردن در شهر و سکونت­کردن در حومه، سفرکردن و گاه در اینجا و گاه در آنجا سکونت­کردن و دیگر اشکال سکونت امروز، چیزی جز تصاحب یک خانه نیست. هایدگر می­گوید هرچند در سکونت انسان شؤون و اوصاف بسیار دیگر نهفته، اما جوهر اصلی آن وجه شاعرانه آن می­باشد که در عصر حاضر به فراموشی سپرده شده است.

با این اوصاف، براستی موقعیت سکونت­ در روزگار بی­ثبات ما چیست؟ اگر سکونت و آرامش در شهرنشینی پراضطراب شهرهای کنونی به خطر افتاده است، چگونه می­توان از معماری خانه که باید تضمین­کننده سکونت و آرامش باشد، سخن گفت؟ آیا رخت بربستن شکل آیینی و فرهنگی سکونت از معماری امروز، نتیجه اضطراری فنون و صنایع ساختمانی دوره جدید یا شتاب شهری­شدن و تداوم این شتاب در کلیه شؤون زندگی شهری و لذا چاره­­ناپذیر است؟ اما سکونت که با هستی و حضور انسان بر روی زمین ملازمه و سنخیت دارد، تابع اقتضائات ناشی از شتاب شهرنشینی که ماهیتی جز اضطراب ندارد، نمی­شود و لذا انسان امروز در خانه امروزی به سکونت دست پیدا نمی­کند. در این صورت آیا انسان امروز آیین و فرهنگ دیگری برای سکونت و معماری ایجاد کرده یا اصلاً سکونت و معماری امروز از هرگونه آیین و فرهنگ بی­نیاز است؟

در واکنش به مطالب یادشده، برخی این سؤال را مطرح می­کنند که آیا این­گونه سخن­گفتن درباره خانه در زمانی که داشتن سرپناهی با حداقل امکانات آسایش، نیاز اولیه صدها میلیون مردم روی زمین است، خیال­پردازی و نادیده­گرفتن اولویت­ها نیست؟ کسانی که چنین ایرادی وارد می­کنند، خانه را مسأله­ای اجتماعی می­دانند که دولت­ها باید آن را حل کنند. اگر خانه فقط مقداری مصالح و نیرویی برای ترکیب این مصالح بود، می­شد مسأله را در حد یک وظیفه اجتماعی برای دولت­ها کاهش داد، اما مسأله این است که در تعریف خانه، معمار چه نقشی دارد و راه خود را برای طراحی از کجا باید پیدا کند؟ منظور از معمار صاحب آن استعداد و قوه­ای است که با درک روابط انسان با زمین و آسمان، می­تواند خانه او را طراحی کند و از زمین برآورد. مهم نیست که در گذشته این کار را افرادی بی­نام و نشان و یا معمارانی نام­آور انجام داده باشند.

در پایان این نکته را نیز بایستی در نظر داشت که گذشته از نقش و رسالت مهم معماران در حل بحران سکونت، لازمه دست­یابی انسان­های امروزی به سکونت این است که آنان برای سکونت­کردن بنا کنند و برای سکونت­کردن فکر کنند. به بیان بهتر، نخست باید تصاحب­کنندگان خانه­ها و بناها سکونت­کردن را بیاموزند، اگر چنین آموختنی در هنگامه شتاب و اضطراب عصر کنونی اصلاً امکان­پذیر باشد.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۳

فقر سکونت؛ بحران واقعی مسکن1

 

امروزه به دلیل افزایش جمعیت، همه به اتفاق و به حق از کمبود مسکن سخن می­گویند و کوشش فراوانی می­شود تا با ساختن واحدهای مسکونی، توسعه مجتمع­های مسکونی و برنامه­ریزی مؤسسات ساختمانی، این کمبود مرتفع شود، اما هر اندازه هم کمبود مسکن واقعیتی سخت و تلخ، واقعیتی فلج­کننده و مخاطره­آمیز باشد، باز مصیبت واقعی سکونت­ به دلیل فقدان واحدهای مسکونی نیست. مصیبت واقعی سکونت که هم قدیمی­تر از جنگ­های جهانی و ویرانی­های آنهاست و هم قدیمی­تر از معضل افزایش جمعیت، این است که انسان­ امروزی شناختی از مفهوم و آیین سکونت ندارد و هنوز بحران واقعی مسکن را اصلاً به مثابه مصیبت درک نمی­کند.

خانه­ها و واحدهای آپارتمانی و مجتمع­های مسکونی که به عنوان مسکن نوین در جهت حل بحران مسکن ساخته شده­اند و از ره­آوردهای جنبش مدرن به شمار می­روند، چیزی جز سرپناه نیستند، اگرچه اثراتی چشمگیر و انکارناپذیر در بهبود شرایط زندگی آدمی بر جای نهاده­اند. طرح معماری آپارتمان­های امروزی می­تواند بسیار خوب باشد، نگهداری­شان ساده باشد، به حد مطلوب ارزان باشند، در معرض هوا و نور آفتاب باشند، اما آیا به راستی وجود این آپارتمان­ها می­تواند به خودی خود ضامن سکونت افراد در آنها باشد؟ با اطمینان خاطر می­توان گفت که این خانه­های مدرن از همه نظر عملی و بهداشتی هستند، اما شباهتی به خانه ندارند و نمی­توانند تمامی خواسته­های سکونت خصوصی را برآورده سازند. از این­رو سکونت پرورش­یافتگان خانه­های امروزی که بیش از چند واژه بی­روح و کم­عمق و در همین حد فضا و رابطه از خانه تصوری ندارند، سکونتی فقیر و ناچیز است، اگرچه خانه­هایشان بسیار گران­قیمت باشد.

از دیدگاه گاستون بشلار (Gaston Bachelard)، فیلسوف فرانسوی، در شهرهای بزرگ مفهوم واقعی خانه دیگر معنایی ندارد. ساکنان شهرهای بزرگ در جعبه­های روی هم گذاشته­شده زندگی می­کنند و خانه تخیل آدمی در شهر ریشه نمی­دواند. بناها در شهرهای بزرگ فقط ارتفاعی خارجی و بیرونی دارند. در آنها آسانسور جادو و مبارزطلبی پله­ها را که فضیلت­شان نزدیک­کردن انسان به آسمان بود، از میان برده است و از آنجا که در این شرایط خانه ما فقط نوعی افقی­بودن را تداعی می­کند و همه اتاق­ها و گوشه­ها و فضاهای بسته در یک سطح قرار گرفته­اند، از یکی از اصول اساسی برای تعریف و طبقه­بندی ارزش­های خصوصی­بودن، باطنی­بودن و درونی­بودن محروم شده­ایم. در شهرهای بزرگ می­توان فقدان رابطه خانه با همه هستی و عالم را که بشلار جهان­بودن خانه می­نامد، نیز به کمبود یا نبود این ارزش­ها که به عمودی­بودن خانه وابسته­اند، افزود، چرا که خانه­ها دیگر در طبیعت قرار ندارند و روابط مسکن و فضا ساختگی و تصنعی است.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۳

سخنی با خوانندگان11

 

مسابقه معماری آتی­سنتر؛ تجربه­ای متفاوت اما ...

ماه گذشته، جامعه معماری کشور شاهد معرفی برگزیدگان مسابقه طراحی مجموعه آتی­سنتر، یکی از بزرگ­ترین مسابقات تاریخ معماری کشور، بود. مجموعه آتی­سنتر عظیم­ترین پروژه تجاری، مسكونی، توریستی و تفریحی ایران با زیربنایی بالغ بر ۴۰۰ هزار مترمربع می­باشد که در قطعات ۶۶ و ۶۷ شهرك قدس توسط شركت آتی­ساز احداث خواهد شد. در برنامه فیزیکی این مجموعه بزرگ­ترین بازار سرپوشیده (شاپینگ­مال) تهران، یك هتل ۵ ستاره، فضاهای مسكونی، اداری، تفریحی و تجاری پیش­بینی شده است. ۱۰ شركت مهندسین مشاور از میان 40 مشاور توسط كارفرمای این مجموعه (سازمان عمران و مسكن بنیاد مستضعفان) انتخاب و به شرکت در این رقابت بین­المللی دعوت شده بودند که در نهایت ۷ مشاور از دعوت­شدگان حاضر به ارائه طرح شدند. در این رقابت که بصورت تک­مرحله­ای برگزار گردید، حق­الزحمه­ای برابر 40 میلیون تومان برای هر یک از مشاوران شرکت­کننده در نظر گرفته شده بود و همه آنها ملزم به داشتن شریک خارجی و بهر­ه­گیری از همكاری یك شركت غیرایرانی بودند.  

متأسفانه مسابقه­ای در این سطح که در نوع خود از ویژگی­های منحصربفردی برخوردار بود، در جامعه معماری کشور بازتاب گسترده­ای نداشت و بی­برنامگی­هایی که در روند برگزاری آن کاملاً مشهود بود، انتقادات فراوانی را در میان شرکت­کنندگان برانگیخت. با اینکه بارها از سوی صاحب­نظران ضعف­های برگزاری مسابقات معماری انجام­یافته در کشور از نظر برنامه­ریزی، زمان­بندی، هیئت ژوری و .... مورد اشاره قرار گرفته است، اما نواقص بارها گفته­شده، در این مسابقه­ نیز به چشم می­خورد، از جمله تغییر ترکیب هیأت داوران و تقلیل اعضای ژوری به سه نفر به علت عدم حضور سیدرضا هاشمی، رم كولهاس، پرفسور دالكو و ... در هیأت داوری. همچنین این مسابقه فاقد سایت رسمی اطلاع­رسانی بود؛ سایتی که می­توانست ضمن ارائه اخبار مربوط به مسابقه، به معرفی طرح­ها و انتشار آرای داوران و مباحث پیرامون مسابقه بپردازد.

با توجه به گسترش دانشکده­های معماری کشور در سال­های اخیر و افزایش تعداد دانشجویان و فارغ­التحصیلان معماری که همگی مشتاق انجام کار و تجربه هستند، این مسابقه می­توانست از حیطه رقابت محدود 7 مشاور خاص خارج شود و با تبدیل­شدن به میدانی برای رقابت جوانان، شور و نشاطی در جامعه معماری کشور بیافریند و زمینه­ای برای بروز و ظهور استعدادهای جوان معماری فراهم نماید. در سایه چنین حرکتی چندهزار دانشجو، معمار جوان و معماران باتجربه این امکان را می­یافتند که در کنار هم بر روی یک موضوع مشترک فکر و کار کنند.

با توجه به آنچه گفته شد، در برگزاری مسابقات معماری، بخصوص مسابقاتی در این سطح و با این گستردگی، بایستی برنامه­ریزی­های دقیق­تری صورت گیرد تا بتوان از بستر مسابقه برای رسیدن به اهداف متعالی­تری بهره جست و آینده­ای درخشان را برای معماری ایران به انتظار نشست.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: