جمعه ۳٠ دی ۱۳۸٤
كلیات معماری دانستنیهای معماری ـ 6 Architectural Generalities Architectural Knowables - 6 o آیا میدانید از افزودن كربن به آهن، كدام ماده ساختمانی بدست میآید؟ þ اگر محصول نهایی دارای حداقل 2 درصد كربن باشد، ماده بدست آمده چدن است. o چدن، یكی از رهاوردهای انقلاب صنعتی، مادهای خوشفرم و مقاوم در برابر آتش است كه در قرن نوزدهم خلق سازههایی ظریف، مرتفع و تارمانند را امكانپذیر ساخت، از اینرو، سه دهه از این قرن، دوران اوج كاربرد چدن در ساختمانسازی بود. آیا میدانید چه عاملی باعث كاهش محبوبیت این ماده ساختمانی شد؟ þ عصر طلایی چدن با «قصر بلورین» (Crystal Palace) لندن در سال 1851 شروع شد و با ابداع تیرآهنهای نوردشده در اواخر دهه 1870، كاربرد آن رو به افول نهاد و در نهایت پیشرفتهای سریع بعدی در زمینه تكنولوژی فولاد، به پایان استفاده گسترده از چدن، به عنوان یك ماده ساختمانی متداول، انجامید. o در ماه مه سال 1851، مراسم باشكوه افتتاحیه «نمایشگاه بزرگ كارهای صنعتی ملل جهان» در قصر بلورین در هایدپارك لندن برگزار گردید. آیا میدانید معمار قصر بلورین چه كسی بود و دو ماده ساختمانی عمده بكار رفته در آن كدام بودند؟ þ قصر بلورین توسط «جوزف پاكستون» (Joseph Paxton)، معمار گلخانهساز انگلیسی، با استفاده از شیشه و چدن طراحی شد و قطعات آن در بیرون سایت ساخته شده و در هاید پارك روی هم سوار شدند. نكته جالب اینجاست كه بسیاری از بازدیدكنندگان اولیه قصر بلورین، بخاطر ماهیت مصالح اصلی آن، انتظار فروپاشی این سازه عظیم، اما بسیار ظریف را داشتند.
o آیا میدانید «شاهزاده نقرهای»، «خدای سپید شماره دو» و «مسیو خلوص» القاب كنایهآمیز كدامیك از معماران مشهور هستند و از سوی چه كسی به آنها اطلاق شده است؟
þ در سال 1981، روزنامهنگار و نویسندهای بنام «تام ولف» (Tom Wolfe) با انتشار كتاب از «خانه ساختمان تا خانه خودمان» (From Bauhaus to our House)، با جسارت و صراحت و با بهرهگیری از نوشتاری فكاهی ـ تراژیك، به تعرض علنی و مستقیم به معماری مدرن و معماران آن پرداخت. وی در این كتاب پیشگامان معماری مدرن یعنی والتر گروپیوس، میس وندررو و لوكوربوزیه را با طنزی تلخ مورد انتقاد قرار داد و هر یك را به طعنه به نامی خواند: والتر گروپیوس را شاهزاده نقرهای (خدای سپید شماره یك) خواند كه ظاهراً نامی است كه «پل كله» (Paul Klee)، نقاش معروف و استاد مدرسه باوهاوس، در اشاره به منش و تفرعن گروپیوس به وی داده بوده است؛ میس را به دلیل اقتدار و رهبری بی چون و چرای او در میان مریدانش، خدای سپید شماره دو نامید و لوكوربوزیه را به سبب توجه و گرایش این معمار به فرمهای ساده و خالص، مسیو خلوص خواند.
o آیا میدانید این سخن از كیست؟ «من نمیخواهم خوب باشم، من میخواهم جالب توجه باشم.»
þ فیلیپ جانسون
| لینک |
یکشنبه ٢٥ دی ۱۳۸٤
یادداشت ویژه تأملی در مفهوم گفتمان ـ 2 Special Note Meaning of Discourse - 2 نظامهای فكری، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، علمی و هنری یك جامعه، در هر دوره از تاریخ آن، همگی با هم در ارتباط هستند و نظام واحدی را تشكیل میدهند كه از آن میتوان با عنوان سخن غالب آن زمانه یا به تعبیر داریوش آشوری، گفتمان غالب آن زمانه یاد كرد. به عبارت دیگر گفتمان به پیوند میان ذهنیت مردم و ساختار اجتماعی ـ سیاسی و قدرت و زبان اطلاق میشود؛ وقتی گفتمان تغییر میكند، طبیعتاً همه این موارد هم دستخوش دگرگونی میشوند. برای روشن شدن موضوع میتوان به نمونهای از پیوند زبان و قدرت در مسأله جنسیت اشاره كرد. در جامعه مردسالار مردان در خانواده قدرت را در دست دارند و همین ساختار در حكومت و سیاست هم وجود دارد و زنان در سیاست نمیتوانند نقشی داشته باشند. در زبان چنین جامعهای هم طبیعتاً كلمات «زن» و «زنانگی» نشاندهنده ضعف و ناقصعقلیاند، در عوض كلمههایی مثل «مردانگی» ارزشمندند و تعابیری مثل «جوانمردی» و «قول مردانه» وجود دارد. چنین زبانی در چنان ساختار اجتماعی بر دختران اثر میگذارد و سبب میشود آنها از همان كودكی باور كنند كه از پسرها كمترند و باید به حاكمیت آنها تن در دهند. همین دخترها ازدواج میكنند و مردسالاری را در خانواده میپذیرند و پسرهایشان را با اعتماد به نفس و دخترهایشان را متكی به دیگران بار میآورند. در این شرایط اصطلاحاً گفته میشود گفتمان حاكم بر این جامعه، گفتمان مردسالاری است. لیكن وقتی گفتمان مردسالار در این جامعه از بین میرود، امكان تعلیم و تربیت یكسان و نیز امكان كار كردن در بیرون منزل و به تبع آن استقلال اقتصادی برای دختران بوجود میآید و در نتیجه آنها به موقعیتهایی در جامعه دست مییابند، در خانواده نظرشان به اندازه نظر همسرشان ارزش پیدا میكند و در اجتماع از رأیی مساوی برخوردار میشوند و در سیاست و حاكمیت نیز نقش پیدا میكنند. تغییرات بوجود آمده در نظام اجتماعی، فكری و سیاسی اين جامعه، حتی در زبان آن هم پدیدار میشود، برای مثال در زبان انگلیسی پیشتر برای اشاره به سوم شخص بطور مطلق صرفاً he بكار میرفت، اما امروزه نویسندگان انگلیسیزبان در جایی كه جنسیت آن فرد سوم مورد نظر نیست، خود را موظف میبینند از تعبیر he or she استفاده كنند. با توجه به مطالب فوق، روشن میشود كه گفتمان به معنای گفتوگو نیست و حتی شاید لازم نبوده است كلمه گفتمان ساخته شود، چنانچه بعضی مترجمان برای همین مفهوم فوكو از كلمات «سخن» و «گفتار» استفاده كردهاند، ولی به هر حال امروزه كلمه گفتمان بیش از هر كلمه دیگری به عنوان معادل اصطلاح مورد نظر فوكو بكار میرود. بنابراین بهتر است همه كسانی كه این واژه را بكار میبرند به معنای اصطلاحیاش توجه داشته باشند و آن را به معنای گفتوگو بكار نبرند، چرا كه دامن زدن به این كاربرد غلط موجب شده است اصطلاحی اساساً فلسفی به واژهای روزمره تبدیل شود. البته هنوز هم میشود جلوی این اشتباه را گرفت و گفتمان را به معنای درست و فلسفی آن بكار برد.
| لینک |
سهشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٤
یادداشت ویژه تأملی در مفهوم گفتمان ـ 1 Special Note Meaning of Discourse - 1 «گفتمان» واژه جدیدی است كه در سالهای اخیر وارد دایره واژگان زبان فارسی شده و بر خلاف بسیاری از واژههای جدید كه به ندرت در میان عموم مورد پذیرش قرار میگیرند، كاربرد و مقبولیتی همگانی یافته كه در نوع خود كمسابقه است، بطوریكه با اندك تأملی در مطالب روزنامهها، مجلات و حتی سخنرانیها میتوان به كاربرد روزافزون این واژه پی برد. اگرچه این واژه در حال حاضر بطور گستردهای در ادبیات گفتاری و نوشتاری مورد استفاده قرار میگیرد، لیكن متأسفانه در اكثر موارد، این استفاده بدون آگاهی از معنای اصلی آن و در نتیجه غلط و نابجاست. در همین راستا، مقالهای از «محمدعلی عمادی»، با عنوان «گفتمان همان گفتوگو نیست»، در همشهری ماه، شماره 4، تیر 1380، به چاپ رسیده است كه مطالعه چكیدهای از آن، جهت تصحیح این اشتباه رایج و استفاده درست و بجا از واژه گفتمان، خالی از لطف نخواهد بود:
امروزه در اكثر موارد گفتمان بجای گفتوگو بكار میرود و حتی از واژه گفتمان با مصدر «كردن» استفاده میشود. تعبیرهایی از قبیل «گفتمان كردن»، «بیایید گفتمان كنیم» و «شما كه میگویید اهل گفتمان هستید» و نیز اصطلاحاتی نظیر «تالار گفتمان» كه اخیراً در دنیای مجازی اینترنت باب شده، از جمله مواردی هستند كه در آنها گفتمان بجای گفتوگو بكار رفته است، در صورتی كه گفتمان اصلاً به معنای گفتوگو نیست.
گفتمان واژهای است كه توسط «داریوش آشوری» به عنوان معادل واژه فرانسوی discours (دیسكور) ساخته شده است. معادل واژه دیسكور در زبان انگلیسی discourse و در زبان آلمانی diskurs میباشد. این واژه در این زبانها كلمهای متعارف و معمولی است كه میتوان آن را در فارسی به كلام، گفتار، نقد، خطابه، سخن و صحبت هم ترجمه كرد. اما داریوش آشوری برای اینكه توجه خوانندگان را به معنای اصطلاحی و فلسفی واژه خصوصاً به معنایی كه در آثار «میشل فوكو»، فیلسوف فرانسوی، بكار رفته است، جلب كند، آن كلمات متعارف را كنار گذاشت و كلمه گفتمان را از بن ماضی «گفت» با پسوند «مان» به وجود آورد، همان طور كه واژه ساختمان از بن ماضی «ساخت» و پسوند «مان» یا واژه زایمان از بن مضارع «زای» و پسوند «مان» ساخته شده است. حال ببینیم مفهوم فلسفی و در حقیقت مفهوم اصلی گفتمان چیست؟
| لینک |
پنجشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٤
معماری شهری ارزش اقتصادی فضاهای عمومی ـ 3 Urban Architecture The Economic Value of Public Spaces - 3 علاوه بر دو نمونه پيشين، میتوان به نمونههای فراوان ديگری نيز از تأثیر مطلوب فضاهای عمومی بر قیمت املاک در جاهای مختلف اشاره کرد: ـ در سال 1980، 16 درصد ساکنان Denver میگفتند که مایلند پول بیشتری پرداخت کنند تا در نزدیکی کمربند سبز یا پارکها زندگی نمایند. این رقم، حولوحوش سال 1990، به 48 درصد افزایش یافته است. ـ در سال 2000، در برلین، معلوم شد که نزدیکی به زمینهای بازی در نواحی مسکونی ارزش زمین را حدوداً تا 16 درصد افزایش میدهد. همان مطالعه نشان داد که تعداد زیاد درختان موجود در خیابان، منجر به افزایش 17 درصدی ارزش زمین شده است. ـ اجارهبهای املاک روبروی میدان اداره پست در بوستون، ماساچوست، 10 درصد بیشتر از اجارهبهای املاکی است که دیدی به پارک ندارند. ـ در سال 1985، سرمایهگذاری شهرداری در میدان اتحاد نیویورک، منجر به تقویت سرمایهگذاری در بخش مسکن خصوصی در این منطقه شد. همچنین مرمت پارک به تثبیت ارزش املاک تجاری و مسکونی مجاور پارک کمک فراوانی کرد، بطوریکه آپارتمانهای دارای دید به پارک از قیمت بیشتری نسبت به بقیه برخوردارند.
در اقتصاد جهان معاصر، جذابیت نسبی مکانهای عمومی عامل مهمی در افزایش مالیات در مناطق شهری به شمار میرود. افزایش ارزش املاک مجاور پارکها و سایر فضاهای عمومی، به افزایش مالیات پرداختی به دولت، هنگام خرید و فروش آن املاک، میانجامد و از این طریق منافع زیادی عاید دولت میشود. در این مورد به یک نمونه خوب در سانفرانسیسکو میتوان اشاره کرد، جایی که نزدیکی به پارک دروازه طلایی، به افزایش قیمت املاک آن منطقه از 500 میلیون دلار تا 1 بیلیون دلار منجر شده است، در نتیجه سالانه بین 5 تا 10 میلیون دلار درآمد مالیاتی، از این رهگذر برای دولت حاصل میشود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این یادداشت به همراه دو یادداشت قبلی، در روزنامه همشهری مورخ يكشنبه 12 تير 1384 به چاپ رسیده است.
| لینک |
شنبه ۱٠ دی ۱۳۸٤
معماری شهری ارزش اقتصادی فضاهای عمومی ـ 2 Urban Architecture The Economic Value of Public Spaces - 2 افزایش قیمت املاک در حال حاضر بسیاری از متولیان امور شهری دریافتهاند که توسعه و تقویت فضاهای عمومی واجد ارزش و کیفیت بالا در یک منطقه، به افزایش قیمت املاک تجاری واقع در آن و تضمین سود سرمایه و در نهایت به توانمندسازی حیات اقتصادی منطقه کمک فراوانی میکند. همچنین شواهد زیادی وجود دارد مبنی بر اینکه یک فضای عمومی برخوردار از برنامهریزی و مدیریت خوب، تأثیر مثبتی بر قیمت املاک مسکونی مجاور خود دارد. بدینترتیب یک لندسکیپ عمومی مطلوب، از طریق افزایش قیمت خانهها، منافع بسیار آشکاری برای اقتصاد محلی به ارمغان میآورد، چون خریداران خانه جهت خرید خانه در نزدیکی فضاهای سبز، پول بیشتری پرداخت میکنند. به عنوان مثال در شهرهای Emmen، Appledoorn و Leiden در هلند، ثابت شده است که یک باغ لب آب میتواند قیمت یک خانه را حدود 11 درصد افزایش دهد، در حالیکه داشتن دید به آب یا وجود یک دریاچه در نزدیکی خانه، میتواند قیمت آن را به ترتیب حدود 10 درصد و 7 درصد بالا برد. همچنین در این شهرها داشتن دید به یک پارک، قیمت خانهها را حدود 8 درصد افزایش میدهد و وجود یک پارک در نزدیکی خانه، حدود 6 درصد. این در حالی است که داشتن دید به یک بلوک آپارتمانی میتواند قیمت را حدود 7 درصد کاهش دهد. در شهر دالاس نیز نتایج مثبت مشابهی در این خصوص بدست آمده است؛ در این شهر بسیاری از ساکنان از فضاهای سبز عمومی واقع در پشت باغهای عقبی خانههای خود، به عنوان یک عامل مهم و تأثیرگذار در تصمیمگیریشان برای نقل مکان به این ناحیه یاد میکنند. 60 درصد این ساکنان معتقدند ارزش خانههای آنها، به علت وجود فضاهای سبز، حداقل 15 درصد بیشتر از جاهای دیگر بوده است. نیمی از افرادی که در پشت خانههایشان فضاهای سبز وجود ندارد، گفتهاند که آنها ترجیح میدادند در نزدیکی خانهشان از این نوع فضای سبز همگانی و اشتراکی وجود داشته باشد، حتی اگر این کار مستلزم داشتن فضای باز خصوصی کمتر باشد. تقریباً تمام ساکنان برای این فضاهای سبز عمومی ارزش بسیار زیادی قائل هستند و بیشترشان از آنها برای فعالیتهای تفریحی استفاده میکنند، صرفنظر از اینکه خانههایشان پشت به آنها باشد یا نباشد.
لینک
دوشنبه ٥ دی ۱۳۸٤
معماری شهری ارزش اقتصادی فضاهای عمومی ـ 1 Urban Architecture The Economic Value of Public Spaces - 1 امروزه طراحی شهری مطلوب و برخوردار از مؤلفهها و کیفیات لازم، نقش مهمی در اقتصاد شهرهای جهان، از نظر جذب و نیز حفظ ساکنان و شاغلان جدید، ایفا میکند. در دنیای معاصر، طراحی شهری مطلوب تنها دربردارنده منافع اجتماعی نیست، بلکه میتواند حائز ارزشهای قابل توجهی در زمینه اقتصاد نیز باشد. بر این اساس، میتوان میان بعد اقتصادی حیات شهری و فضاهای عمومی شهر رابطهای گسترده یافت. فضاهای عمومی واجد ارزش و کیفیت بالا، میتوانند تأثیر قابل توجهی بر حیات اقتصادی مراکز شهری بزرگ یا کوچک داشته باشند و ارزش اقتصادی مناطق اطراف خود را افزایش دهند. از آنجایی که در حال حاضر رقابت فزایندهای میان شهرها جهت جذب سرمایهگذاریهای اقتصادی وجود دارد، برخورداری از پارکهای خوب، میدانها، باغها و سایر فضاهای عمومی مطلوب، به ابزاری ضروری و اساسی در عرصههای اقتصادی، بویژه تجارت و بازاریابی تبدیل شده است. از اینرو امروزه توجه به تقویت و گسترش فضاهای عمومی در شهر، یکی از بخشهای اساسی و لاینفک راهبردهای موفق حیاتبخشی به شهرها در سراسر جهان به شمار میرود. پس از این مقدمه کوتاه، در ادامه سعی میشود با ذکر نمونههای عینی در سطح جهان، مهمترین ارزشها و مزایای اقتصادی فضاهای عمومی در مناطق شهری، به اختصار مورد بررسی قرار گیرد: رونقبخشی به کسبوکار صاحبان کسبوکارهای کوچک که درصدد انتخاب یک محل جدید برای کسبوکار خویش هستند، فضاهای باز، پارکها و مراکز تفریحی را در اولویت اول قرار میدهند، چرا که در مراکز شهری، یک محیط عمومی خوشایند، دلپذیر و دارای کیفیت و نگهداری مطلوب، با جذب مردم بیشتر به منطقه، تعداد افراد بازدیدکننده از فضاهای خردهفروشی را افزایش میدهد و از این طریق میتواند کسبوکار خردهفروشان را در آن منطقه بهبود بخشد. همچنین امروزه شرکتها به محلهایی جذب میشوند که مکانهای عمومی برخوردار از طراحی و مدیریت شایسته، در اختیار مردم قرار میدهند، چرا که این مکانها کمک فراوانی به جذب مشتریان، کارمندان و خدمات میکنند. امروزه ثابت شده است که انجام اصلاحات کاملاً برنامهریزیشده در فضاهای عمومی واقع در مراکز شهری، میتواند حدوداً تا 40 درصد رونق کسبوکار را در این مناطق افزایش دهد و سرمایه قابل توجهی در بخش خصوصی تولید کند. اصلاحاتی که در طراحی شهری، به عنوان بخشی از یک راهبرد گستردهتر، اتخاذ میشود، حتی میتواند نتایج قابل توجهتری نیز داشته باشد. به عنوان مثال در Coventry، بهبود فضاهای مخصوص عابر پیاده، ایجاد یک میدان شهری جدید، استفاده از علایم و نشانههای واضحتر و جانمایی بهتر مبلمان شهری، مرکز شهر را به یک مکان جذابتر جهت حضور شهروندان تبدیل نموده است. در نتیجه روزهای شنبه، قدمزدن در مرکز شهر حدود 25 درصد افزایش یافته که این امر در مجموع منافع اقتصادی قابل ملاحظهای را برای کسبه محلی در برداشته است.
لینک

