زروان: پژوهشگاه هنر و معماری

  • :: صفحه اصلی
  • :: فهرست یادداشت‌ها
  • :: پست الکترونیک
  • :: فید وبلاگ

نویسنده وبلاگ

  • :: کمال یوسف‌پور

یادداشت‌های اخیر

  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 39
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 10
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 27
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 9
  • :: هفت آتریوم زیبای جهان
  • :: واژگان متن‌های معماری ـ 11
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 38
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 9
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 26
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 8
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 3
  • :: نقدی بر گفته‌های رضا دانشمیر درباره ایده "پروژه باز"
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣7
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 8
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 12
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 7
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 2
  • :: انواع نماهای معماری
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣6
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 7
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 11
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 6
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 1
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور ـ 4
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣5
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 6
  • :: هشت ­سال با زروان، برای معماری
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 5
  • :: خانه‌ای در داخل یک قوطی کنسرو!
  • :: "پروژه باز"، ایده‌ای برای فضاهای فرهنگی

آرشیو زروان

  • :: بهمن ٩٠
  • :: دی ٩٠
  • :: آذر ٩٠
  • :: آبان ٩٠
  • :: مهر ٩٠
  • :: شهریور ٩٠
  • :: امرداد ٩٠
  • :: تیر ٩٠
  • :: خرداد ٩٠
  • :: اردیبهشت ٩٠
  • :: فروردین ٩٠
  • :: اسفند ۸٩
  • :: بهمن ۸٩
  • :: دی ۸٩
  • :: آذر ۸٩
  • :: آبان ۸٩
  • :: مهر ۸٩
  • :: شهریور ۸٩
  • :: امرداد ۸٩
  • :: تیر ۸٩
  • :: خرداد ۸٩
  • :: اردیبهشت ۸٩
  • :: فروردین ۸٩
  • :: اسفند ۸۸
  • :: بهمن ۸۸
  • :: دی ۸۸
  • :: آذر ۸۸
  • :: آبان ۸۸
  • :: مهر ۸۸
  • :: شهریور ۸۸
  • :: امرداد ۸۸
  • :: تیر ۸۸
  • :: خرداد ۸۸
  • :: اردیبهشت ۸۸
  • :: فروردین ۸۸
  • :: اسفند ۸٧
  • :: بهمن ۸٧
  • :: دی ۸٧
  • :: آذر ۸٧
  • :: آبان ۸٧
  • :: مهر ۸٧
  • :: شهریور ۸٧
  • :: امرداد ۸٧
  • :: تیر ۸٧
  • :: خرداد ۸٧
  • :: اردیبهشت ۸٧
  • :: فروردین ۸٧
  • :: اسفند ۸٦
  • :: بهمن ۸٦
  • :: دی ۸٦
  • :: آذر ۸٦
  • :: آبان ۸٦
  • :: مهر ۸٦
  • :: شهریور ۸٦
  • :: امرداد ۸٦
  • :: تیر ۸٦
  • :: خرداد ۸٦
  • :: اردیبهشت ۸٦
  • :: فروردین ۸٦
  • :: اسفند ۸٥
  • :: بهمن ۸٥
  • :: دی ۸٥
  • :: آذر ۸٥
  • :: آبان ۸٥
  • :: مهر ۸٥
  • :: شهریور ۸٥
  • :: امرداد ۸٥
  • :: تیر ۸٥
  • :: خرداد ۸٥
  • :: اردیبهشت ۸٥
  • :: فروردین ۸٥
  • :: اسفند ۸٤
  • :: بهمن ۸٤
  • :: دی ۸٤
  • :: آذر ۸٤
  • :: آبان ۸٤
  • :: مهر ۸٤
  • :: شهریور ۸٤
  • :: امرداد ۸٤
  • :: تیر ۸٤
  • :: خرداد ۸٤
  • :: اردیبهشت ۸٤
  • :: فروردین ۸٤
  • :: اسفند ۸۳
  • :: بهمن ۸۳
  • :: دی ۸۳
  • :: آذر ۸۳
  • :: آبان ۸۳
  • :: مهر ۸۳
  • :: شهریور ۸۳
  • :: امرداد ۸۳
  • :: تیر ۸۳
  • :: خرداد ۸۳
  • :: اردیبهشت ۸۳
  • :: فروردین ۸۳
  • :: اسفند ۸٢
  • :: بهمن ۸٢
  • :: دی ۸٢
  • :: آذر ۸٢
  • :: آبان ۸٢
  • :: مهر ۸٢

آرشیو موضوعی زروان

  • :: آثار برگزیده طراحی داخلی جهان (٢)
  • :: آرمین دانشگر (۱)
  • :: آموزش معماری (۳۳)
  • :: اکسپو 2010 شانگهای (۳)
  • :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه (٢٥)
  • :: برترین‌های معماری (۱)
  • :: برداشت آزاد (۳)
  • :: پایان‌نامه‌های معماری (۱)
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری (۳۱)
  • :: تعریف معماری (۱)
  • :: جایزه معماری آقاخان (۱)
  • :: جایزه معماری پریتزکر (۱)
  • :: جوایز معماری (٢)
  • :: خانه‌های معاصر جهان (۳)
  • :: خواندنی‎های معماری (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری جهان (٢)
  • :: دانستنی‎های معماری دوره اسلامی ایران (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری معاصر ایران (۱)
  • :: دانشگاه آزاد اسلامی واحد هریس (٢۱)
  • :: درس‌هایی از بزرگان معماری (۱)
  • :: درس آشنایی با طراحی معماری (٤)
  • :: درس طراحی معماری 2 (٧)
  • :: درس طراحی معماری 5 (٢)
  • :: درس طرح معماری 1 (٢)
  • :: درس مقدمات طراحی معماری 2 (۱٦)
  • :: رویدادهای معماری (۳)
  • :: زبان تخصصی معماری (٢)
  • :: طراحی داخلی (٢)
  • :: طراحی معماری (٦)
  • :: عملکرد در معماری (٤)
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان (۱٩)
  • :: گفت‌وگوهای معماری (۱٧)
  • :: مبانی نظری معماری (٦٠)
  • :: مسابقات معماری (٢)
  • :: معرفی پروژه (٧)
  • :: معرفی کتاب (۱)
  • :: معماران ایرانی (۳)
  • :: معماران جهان (۳)
  • :: معماری ایران (٢)
  • :: معماری ایستگاه مترو (۱)
  • :: معماری پارکینگ (۱)
  • :: معماری پل (۱)
  • :: معماری تئاتر (۱)
  • :: معماری خانه (۳)
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور (٤)
  • :: معماری دفتر کار (۱)
  • :: معماری رستوران (۱)
  • :: معماری زمینه‌گرا (٩)
  • :: معماری سفارت‌خانه (۱)
  • :: معماری شهری (۱)
  • :: معماری فرودگاه (۱)
  • :: معماری مجتمع مسکونی (۱)
  • :: معماری معاصر ایران (۱)
  • :: معماری معاصر جهان (۱)
  • :: معماری معاصر هلند (٢)
  • :: معماری موزه (٢)
  • :: معماری نمایشگاهی (۳)
  • :: معماری هزاره سوم (۱)
  • :: معماری و طبیعت (۱)
  • :: معماری کتابخانه (۱)
  • :: موسسه آموزش عالی سراج تبریز (۱۱)
  • :: میدان‌ها و پلازاهای شهری (۱)
  • :: نقد معماری (٢٧)
  • :: واژگان متن‌های معماری (٤)
  • :: کامران افشارنادری (۱)
  • :: کانسپت در معماری (۱)
  • :: یادداشت ماه (۱)

وبلاگ‌ها و سایت‌های معماری

  • :: + زروان: اخبار، رویدادها و حاشیه‌های معماری
  • :: دید هفتم: جستارهایی در معماری و هنرهای نمایشی
  • :: فضای رویداد: جستارهایی در هنر و معماری

آمار بازدیدکنندگان



چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٤

كلیات معماری

 

دانستنی‎های معماری ـ 5

 

ویژه معماری معاصر ایران

           

Architectural Generalities

Architectural Knowables - 5

Specific to Iranian Contemporary Architecture

 

o آیا می‎دانید كدامیك از ساختمان‌های دوره پهلوی اول، برای نخستین بار معماری باستانی ایران و معماری مدرن اروپا را در یك جا به معرض نمایش گذاشت؟

þ ساختمان بانك ملی در خیابان فردوسی تهران كه در سال 1311 به وسیله ه. هنریش، معمار آلمانی، ساخته شد.

 

o یكی از بناهای مونومنتال دوره پهلوی اول، بنای باشكوه و عظیم دادگستری در قسمت غربی كاخ گلستان است. آیا می‎دانید كدامیك از عناصر معماری باستانی ایران در این ساختمان مورد استفاده قرار گرفته است؟

þ این بنا اگرچه از نظر برخورداری از عناصر معماری باستانی، به پای بانك ملی و كاخ شهربانی نمی‎رسد و در ساختمان آن به قالب‎های اروپایی توجه بیشتری شده است، با این همه چشم‎انداز عمومی بنا، بخاطر ایوان چهارستونی ورودی‎های اصلی و نیز بخاطر استفاده‎ای كه از بعضی عناصر حجاری‎های تخت جمشید مانند نقش گل دوازده‌پر و شیر، مخصوصاً در جبهه اصلی بنا، شده است، حالتی ایرانی دارد.   

 

o دبستان‎ها و دبیرستان‎هایی كه انجمن زرتشتیان ایران، در دوره پهلوی اول، در تهران بنا كرد و در اختیار وزارت فرهنگ وقت گذاشت، از نمونه‎های موفق معماری این دوره به شمار می‎روند. آیا می‎دانید مشهورترین این مدارس كدامند؟   

þ دبیرستان فیروز بهرام، كار جعفرخان معمارباشی، كه در سال 1311 گشایش یافت، یكی از زیباترین بناهای دوره پهلوی اول است كه مسلماً با الهام از بنای شهربانی كل كشور و بانك ملی ایران طرح‎ریزی و ساخته شده بود. جالب توجه است كه این بنای استوار و آكنده از هنر در مدتی كمتر از 9 ماه ساخته شده است. به دنبال دبیرستان فیروز بهرام، دبیرستان انوشیروان دادگر كه با الهام از هنر هخامنشی كاخ شهربانی و حتی زیباتر از آن، توسط نیكلای ماركف طراحی شده بود، در سال 1315 گشایش یافت. آرامش و متانت بی‎نظیر نهفته در این ساختمان زیبا، به نوعی نمایان‌گر بلوغ هنر معماری دوره پهلوی اول در سال‌های پایانی آن است.

 

o دو ساختمان از بنا‎های مهم دوره پهلوی اول به سبك معماری ساسانی و در كنار یكدیگر ساخته شده‎اند. آیا می‎دانید این دو ساختمان كدامند؟

þ كتابخانه ملی ایران، كار ماكسیم سیرو، و موزه ایران باستان، كار آندره گدار.  

 

o نیكلای ماركف (Nikolai Marcoff)، معمار گرجستانی‎تبار روسی و فارغ‌التحصيل دانشكده هنرهای زیبای سن‌پترزبورگ، از برجسته‌ترین معماران دوره پهلوی اول بود كه در سال 1300، دفتر خود را در تهران تأسیس نمود. معماری ساختمان‌هایی كه در این دوره توسط وی طراحی و اجرا شده‌اند، عمدتاً برگرفته از معماری نئوكلاسیك اروپایی و معماری ایرانی است. آیا می‎دانید شاخص‌ترین این ساختمان‎‌ها كدامند؟

þ ساختمان سینگر در خیابان سعدی و سفارت ایتالیا به سبك نئوكلاسیك، دبیرستان البرز به سبك معماری اسلامی، دبیرستان انوشیروان دادگر به سبك معماری هخامنشی و ساختمان شهرداری در میدان توپخانه به سبك التقاطی.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


جمعه ٢٥ آذر ۱۳۸٤

معماری شهری

 

ارزش اجتماعی فضاهای عمومی ـ 4

 

Urban Architecture

The Social Value of Public Spaces - 4

 

نكته مهمی كه در برنامه‎ریزی و طراحی فضاهای عمومی باید در نظر داشت، این است كه فضاهای عمومی فضاهای خالی صرف نیستند و آنچه که ما درون فضاهای عمومی‎مان قرار می‎دهیم، درست به اندازه خود آن فضاها دارای اهمیت است. این فضاها نوعاً با عناصر لندسکیپ نرم و نیز سخت پر می‎شوند که این عناصر کمک فراوانی به شکل‎‎گیری شخصیت فضاهای عمومی می‎کنند. شواهد نشان می‎دهد که مردم از فضاهای عمومی محلی زمانی بیشتر احساس رضایت و استفاده می‎کنند که این فضاها دارای عناصر طبیعی باشند، از این‎رو فضاهای سبز و دلپذیر عموماً فضاهای پرکاربردی در شهر محسوب می‎شوند. بر اساس مطالعه‎ای که در شیکاگو صورت گرفته است، افرادی که در آپارتمان‎ها زندگی می‎کنند، زمانی مایل به استفاده بیشتر از فضاهای عمومی نزدیک خانه‎هایشان هستند که این فضاها طبیعی باشند، نه ساخته دست بشر. این افزایش استفاده از فضاهای سبز به نوبه خود به افزایش تعامل اجتماعی میان همسایگان منجر می‎شود، بدین‎ترتیب که آنها وقتی در این فضاهای عمومی توقف کوتاهی برای نشستن می‎کنند، در بدو امر فقط یک دیدار ساده بینشان اتفاق می‎افتد، اما بعدها به مرور زمان، در سایه این دیدارها، پیوندها و روابط اجتماعی‎شان را عمیق‎تر می‎کنند. بدین‎ترتیب نبایستی از نقش مهم کیفیت فضا در تعاملات اجتماعی غافل شد، چرا که هرچه طراحی فضاهای عمومی مطلوب‎تر باشد، کیفیت تجربه اجتماعی در آنها نیز بهتر خواهد بود. به عنوان مثال برخی یافته‎ها نشان می‎دهند که فضاهای شخصی‎تر و خودمانی‎تر، در فراهم آوردن فرصت‎های لازم برای ایجاد همبستگی اجتماعی، از موفقیت بیشتری نسبت به فضاهای بزرگ‎تر و بی‎روح‎تر برخوردار هستند.    

 

 Duke of York Square, Royal Borough of Kensington and Chelsea

 

با توجه به آنچه گفته شد، طراحی و برنامه‎ریزی فضاهای عمومی، به منظور فراهم‎آوردن مجموعه‎ها و موقعیت‎هایی برای مشارکت‎های شهری و اجتماعی، برای تجربه‎های هنری و برای شادمانی و سرور، ضرورتی است كه امروزه بایستی در كانون توجه متولیان امور شهری قرار گیرد، چرا كه با خلق فضاهای عمومی مبتنی بر حیات مدنی، جامعه شهری هویت می‎یابد، امكان انباشت تجربه‎های به یاد ماندنی و خاطره‎های فارغ از بعد مكان فراهم می‎آید و فضاهای عمومی به محیط‎هایی فرهنگی و شكل‎دهنده به رفتارهای اجتماعی و هنجارهای عمومی تبدیل می‎شوند؛ محیط‎هایی كه در آنها نیازها و تمایلات اساسی شهروندان در نظر گرفته شده است و شهروندان به عنوان بازیگران اجتماعی، نقش خود را در تولید و بازتولید فضای اجتماعی، فضای شهری و به تبع آن حیات مدنی ایفا می‎كنند.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این یادداشت به همراه سه یادداشت قبلی، در روزنامه همشهری مورخ سه‎شنبه 15 شهريور 1384 به چاپ رسیده است.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


یکشنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٤

معماری شهری

 

ارزش اجتماعی فضاهای عمومی ـ 3

 

Urban Architecture

The Social Value of Public Spaces - 3

 

یکی دیگر از مزایای فضاهای عمومی برخوردار از کیفیت مطلوب، پتانسیل آنها به عنوان مکانی برای وقوع رویدادهای اجتماعی است. جشنواره‎ها و سایر رویدادها در صورت بهره‎مندی از هدایت و مدیریت شایسته، می‎توانند با گردهم‎آوردن عامه مردم و ایجاد منافع مالی، اجتماعی و محیطی، تأثیر بسیار مثبتی بر محیط شهری داشته باشند. آنها به ویژه می‎توانند کیفیت جامعه مدنی را که در بسیاری از مناطق شهری از بین رفته است، مجدداً به مردم معرفی کنند. یک نمونه خوب در این مورد، جشنواره سالانه First Night در شب سال نو در بوستون است که موقعیت خود را به عنوان یک عنصر کلیدی و اصلی در تقویم شهر تثبیت کرده است. صاحبان مشاغل مختلف که در ابتدا نسبت به پتانسیل این جشنواره شک داشتند، اینک از آن به عنوان عامل عمده ترقی شرکت‎هایشان یاد می‎کنند. همچنین در حال حاضر، علاوه بر جامعه تجاری، جامعه هنری شهر نیز از مزایای این جشنواره بهره‎مند می‎شوند. البته به منظور تقویت رویدادهایی نظیر این جشنواره و بهره‎مندی از منافع و مزایای آنها، متولیان شهرها باید برنامه فیزیکی فضاهای عمومی شهرهایشان را بر اساس جشنواره‎ها و سایر فعالیت‎های اجتماعی مورد نظرشان طرح‎ریزی کنند. 

 

 Queen Square, Bristol

 

یکی از نمونه‎های خوب استفاده خلاقانه و مطلوب از فضای شهری عمومی در Aachen آلمان قابل مشاهده است. زندگی اجتماعی در خیابان‎های این شهر تاریخی با استفاده از یک راهبرد درازمدت جهت حیات‎بخشی به فضاهای مدنی آن و نیز بهره‎گیری از مجموعه بسیار جالب‎توجهی از فواره‎ها و تندیس‎ها که بطور دقیق در سطح شهر جانمایی شده‎اند، رونق بیشتری یافته است. همچنین هنر مردمی ارائه‎شده در سطح شهر، زندگی روزمره در Aachen را به تصویر می‎کشد و موجب ارجاعات تاریخی می‎شود، در عین حال نگاه کردن به این نوع هنر و تعامل با آن مفرح بوده و برای بزرگسالان و کودکان به یک اندازه جذاب است. در ضمن، پشتیبانی مالی از این آثار هنری توسط تعداد زیادی از صاحبان کسب‎وکار و شرکت‎های بزرگ شهر، موجب می‎شود آنها احساس کنند دارای نقش مستقیمی در ارتقاء کیفیت محیط عمومی هستند. نتیجه چنین استفاده‎ای از فضاهای عمومی، شهری با هویت منحصربفرد است، شهری که ساکنان آن نسبت به شهرشان کاملاً احساس مسؤولیت می‎کنند.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


سه‌شنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٤

معماری شهری

 

ارزش اجتماعی فضاهای عمومی ـ 2

 

Urban Architecture

The Social Value of Public Spaces - 2

 

فضاهای عمومی محیط‎هایی برای تبادل فرهنگی، لذت، تفریح، گذران فراغت، زندگی اجتماعی و تبادل افکار، دیدگاه‎ها، عقاید و نظرات هستند. این فضاها به بهترین وجهی نقش مراکز زندگی روزمره را ایفا می‎کند و منعکس‎کننده بسیاری از همان ویژگی‎ها در مقیاس کوچکترند. به بیان دیگر فضاهای عمومی فضای زندگی روزمره شهروندان هستند که هر روز بصورت آگاهانه یا ناآگاهانه در طول راه از منزل تا محل کار ادراک می‎شوند. این فضاها كه چندمنظوره و تأمین‎کننده بسیاری از فعالیت‎ها و استفاده‎های ساكنان شهر هستند، فصل مشترک زندگی کلیه شهروندان و تبلور زندگی جمعی آنها محسوب می‎شوند و بر این اساس نقش مهمی در تأمین هماهنگی اجتماعی و تحقق عملی عضویت شهروندان در جامعه ایفا می‎كنند.

 

Exchange Square, Manchester 

 

فضاهای عمومی به روی همه ما، صرف‎نظر از خاستگاه نژادی، سن یا جنسیت، باز هستند و مخاطبین آن طیف وسیعی از اقشار اجتماعی، گروه‎های سنی مختلف و نظایر اینها را در برمی‎گیرند. بر همین اساس، فضاهای عمومی یک محل گردهم‎آیی دموکراتیک را برای شهروندان و جامعه فراهم می‎آورند. در این نوع فضاها شهروندان بدون آنکه یکدیگر را بشناسند و یا حضور آنها مقید به روابط محیط زندگی‎شان باشد، با همدیگر برخوردهای اجتماعی چهره به چهره دارند كه این امر می‎تواند تجمع و کنش‎های بین شهروندان را بارور سازد. در نتیجه فضاهای عمومی اگر بطرز شایسته‎ای طراحی و نگهداری شوند، می‎توانند عامه مردم را گرد هم ‎آورند، مکان‎هایی برای تجمع و ملاقات فراهم ‎کنند و از این طریق پیوندها و روابط اجتماعی میان فرهنگ‎ها و مردم مناطق مختلف را که در بسیاری از مناطق شهری در حال از بین رفتن هستند، تقویت نمایند.

فضاهای عمومی واقع در مناطق مسكونی و زیستگاه‎های محلی بخشی از هویت فرهنگی و شخصیت منحصربفرد این مناطق را تشکیل می‎دهند و نقش مهمی در ایجاد حس مکان در آنها ایفا می‎كنند. این دسته از فضاهای عمومی یک کانون اجتماعی بسیار مطلوب و مکان ارزشمندی برای تعاملات اجتماعی همسایگان با یكدیگر فراهم می‎نمایند و بدین‎ترتیب به ایجاد حس حقیقی همسایگی کمک فراوانی می‎کنند.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


پنجشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٤

معماری شهری

 

ارزش اجتماعی فضاهای عمومی ـ 1

 

Urban Architecture

The Social Value of Public Spaces - 1

 

شهر بارزترین نمود تمایل و نیاز بشر به حیات مدنی و زندگی اجتماعی است، حیاتی که از مجموعه برخوردها و روابط رودرروی مردم با محیط عینی پیرامون، با خود و با دیگران شكل می‎گیرد، حیاتی که سبب می‎شود شهر چون موجودی زنده در گفتگویی چندسویه با ساکنان و بینندگانش قرار گیرد. اصولاً شهری زنده است كه تجربه‎ها و انباشت‎های فرهنگی و اجتماعی ساكنانش، در آن موقعیت‎ها و مكان‎هایی برای تجلی بیابند؛ در این موقعیت‎ها و مكان‎هاست كه احساس و ادراك شهری شكل می‎گیرد، ملاقات‎ها صورت می‎پذیرند، واقعه‎ها و حادثه‎ها رخ می‎دهند و شهروند در یك زمان ایفاگر نقش بازیگر و تماشاگر می‎شود. فضاهای عمومی شهرها مهم‎ترین این موقعیت‎ها و مكان‎ها هستند؛ این فضاها بستری فراهم می‎كنند كه روابط اجتماعی و حیات مدنی در آن جریان می‎یابد.

 

Victoria Square, Birmingham 

 

فضاها و عرصه‎های عمومی یکی از عناصر ضروری و اساسی زندگی روزمره شهری و مهم‎ترین بخش شهرها به شمار می‎روند. در چنین عرصه‎هایی انواع فعالیت‎های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جریان می‎یابد و بیشترین تماس، ارتباط و تعامل میان انسان‎ها رخ می‎دهد. این عرصه‎ها تمام بخش‎های بافت شهری را که مردم به آن دسترسی فیزیکی و بصری دارند، دربرمی‎گیرند و با نگاهی به اطراف خود می‎توانیم نمونه‎های زیادی از آنها را نام ببریم: خیابان‎هایی که بر سر راه مدرسه یا کار، از آنها عبور می‎کنیم؛ مکان‎هایی که کودکان در آنها بازی می‎کنند؛ یا جاهایی که در آنها با طبیعت و حیات وحش روبه‎رو می‎شویم؛ پارک‎های محلی که در آنها از ورزش‎کردن لذت می‎بریم، قدم می‎زنیم و موقع ناهار می‎نشینیم و استراحت می‎کنیم؛ یا به زبان ساده هر جای آرامی که در آن برای لحظه‎ای از شلوغی زندگی روزانه دور می‎شویم.

فضاهای عمومی شهرها، از دیرباز بستر كالبدی حیات مدنی و تعاملات اجتماعی شهروندان بوده‎اند، بطوری‎كه رابطه میان فضاهای عمومی و شکل‎های حیات مدنی قدمتی به درازای تاریخ شهر دارد. تجربه‎های تاریخی بیانگر تأثیر فضاهای عمومی در شکل زندگی اجتماعی، توجه و علاقه شهروندان به محیط زندگی و آرامش و آسایش شهروندان است. تاریخ نشان داده است که توجه و دقت به طراحی فضاهای عمومی و مناسب کردن آنها برای جشن و سرور، در کنار رویدادهای اجتماعی روزمره و فعالیت‎های شغلی، در تمام ساکنان شهر حس شهروند بودن را القاء می‎کند و آثار و پیامدهای اجتماعی ـ فرهنگی بسیار مثبتی از خود بر جای می‎گذارد.

 

  


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


شنبه ٥ آذر ۱۳۸٤

یادداشت ماه

 

معماری، دست به دامن زن قشقایی

 

نگاهی به برج قبا، كرج

 

Month's Note

Appealing of Architecture to Ghashghayi’s Woman

A Look at Ghaba Tower, Karaj

 

«برج قبا» در كرج، كاری از «مهندس محمود نجاری سیسی»، پروژه‎ای 17 طبقه با كاربری اداری ـ تجاری است كه نخستین بار از طریق نوشته‎ای با عنوان «رهایش معماری در دامن فرم» در مجله رایانه، معماری و ساختمان (رامسا)، با آن آشنا شدم. دو سه روز قبل نیز به توصیف كم‎وبیش شاعرانه‎ای از آن با عنوان «قبای قشقایی بر قامت یك برج»، در پایگاه اطلاع‎رسانی شهرسازی و معماری (UAN) برخوردم كه به هیچ وجه حائز ویژگی‎های یك متن تخصصی معماری نبود و بیشتر در قالب متنی تبلیغاتی كه سعی شده بود ادبی و شاعرانه نیز باشد، می‎گنجید و نه چیز دیگر. مهندس بهرام هوشیار یوسفی نیز در نوشته‎ای جالب توجه با عنوان «تولد یك معمار با مامایی ژورنالیسم»، به نقد این پروژه و توصیف شاعرانه آن پرداخته است.

 

برج قبا، كرج، كاری از مهندس محمود نجاری سیسی 

 

پروژه برج قبا در مجله رامسا پروژه‎ای «معمارانه، روش‎مند و پیشرو از نظر كانسپت» معرفی گردیده است كه به اعتقاد من این سخنان قدری مبالغه‎آمیز است. هرچند نمی‎توان منكر این واقعیت شد كه پروژه برج قبا در مقایسه با پروژه‎های مشابهی كه در جای‎جای شهرهای كشور ساخته می‎شوند، پروژه نسبتاً قابل قبولی است، لیكن ویژگی‎های خاص این پروژه، به لحاظ نوع برخورد معمار آن با بحث هویت ایرانی و مقوله كانسپت، و ادعایی كه او درباره «پیوند مدرنیته و هویت سنتی ایرانی» در این طرح، مطرح می‎كند، آن را به پروژه‎ای بحث‎برانگیز تبدیل می‎نماید.  

هدف اصلی طراح برج قبا در این پروژه، به گفته خودش، طراحی ساختمانی با‎هویت و هماهنگ با زیبایی‎شناسی فرهنگ ایرانی، و در نهایت ایجاد یك عنصر هویت‎بخش در شهر آشفته كرج، بوده است. او معتقد است: «نماد معماری ایران فقط این نیست كه از صورت ظاهری آثار قدیمی به شكل كپی‎برداری در پروژه جدید استفاده شود.» «پیروی از این شیوه در معماری به بهانه حفظ هویت ایرانی غلط است، چه ظاهر و باطن كار با هم همخوانی ندارد.» بر این اساس است كه طراح در پی یافتن الگویی جدید برای پیوند معماری و هنر ایرانی، دست به دامن زن قشقایی شده است تا فرمی را با الهام از لباس او، در میان انبوه ساختمان‎های بی‎هویت پیرامون، خلق و شاید رها كند. او در این‎باره می‎گوید: «فكر كردم شاید بتوانم از معماری ایران وام بگیرم، یعنی موضوع را به عنوان یک پروژه ملی ببینم، پروژه‎ای که از تكنولوژی روز دنیا استفاده می‎كند و كاملاً مدرن است، اما سیمای آن شبیه ساختمان‎های غربی نیست.» «عکس های متعددی دیدم، از معماری ایرانی گرفته تا هنر ایرانی. در این میان یك عكس توجه مرا جلب كرد، عكسی كه تعدادی زن قشقایی را در حالت رقص سنتی نشان می‎داد. وقتی این عكس را دیدم، ناخودآگاه این زن‎ها را در ذهنم به شكل یك ساختمان تجسم كردم. به نظرم آمد این طرح به خاطر اینكه ریشه در هویت ایرانی دارد، در نگاه هر ایرانی زیباست، چه ما با جزء جزء این تصویر در ضمیر ناخودآگاه خود آشنا هستیم. بنابراین تناسبات و رنگ‎بندی لباس زن قشقایی دستمایه طراحی من در این مجموعه شد.»

آنچه از سخنان فوق برمی‎آید، این است كه به اعتقاد طراح، از آنجا كه چشم‎نواز بودن طرح لباس زن قشقایی ریشه در فرهنگ دارد، پس اگر این لباس به عنوان ایده اولیه پروژه در نظر گرفته شده و به نحوی به فرم معمارانه تبدیل شود، طرح حاصل نیز همچون ایده اولیه ریشه در فرهنگ و هویت خواهد داشت، در صورتی كه به هیچ وجه چنین نیست. اگرچه طراحی معماری از ایده‎هایی مجرد و ذهنی كه طراح از موضوعات مختلف مرتبط با طرح در ذهن خود پرورانده است، آغاز می‎شود و در نهایت، این ایده‎ها طی روندی معین به فرم‎ها و فضاهای عینی معماری تبدیل می‎شوند که ما روزانه با آنها سروکار داریم، اما بایستی توجه داشت كه گذر از ایده به فرم تابع شرایطی است كه كوچكترین سهل‎انگاری در این مورد، طرح را به اثری سطحی تبدیل می‎كند كه نه تنها اهداف و خواسته‎های طراح را برآورده نمی‎سازد، بلكه اعتبار ایده اولیه را نیز كه شاید به خودی خود ایده‎ای جالب باشد، خدشه‎دار می‎سازد. روی این اصل، با اینکه داشتن ایده‎های قوی در معماری حائز اهمیت است، اما تنها داشتن ایده‎های خوب و خلاقانه برای رسیدن به یک معماری مطلوب کافی نیست. یک ایده معمارانه خوب علاوه بر نوآورانه بودن باید از قابلیت‎های دیگری برخوردار باشد تا در نهایت، یک اثر معماری مطلوب و ماندگار از این ایده حاصل ‎شود. ایده پس از شکل‎گیری در ذهن طراح باید با طی مسیر لازم به فرم تبدیل شود. از این رو چگونگی استخراج ایده از مقولات شناخته‎شده و پدیده‎های اطراف و نیز تبدیل آن به فرم معماری از اهمیت شایانی در فرایند طراحی معماری برخوردار است، زیرا تبدیل مستقیم چیزهایی که کنجکاوی ما را جلب کرده‎اند، به معماری ناممکن و بعضاً امری سطحی و پیش پا افتاده است. نکته مهم در تبدیل ایده به فرم قابلیت شکل‎زایی ایده است و البته این قابلیت چیزی نیست که به خودی خود وجود داشته باشد؛ قابلیت شکل‎زایی هم به منبع ایده مربوط است و هم به ذهنیت طراح.

با توجه به آنچه گفته شد، به نظر می‎رسد رویكرد اولیه طراح برج قبا مبنی بر استفاده از الگوی لباس زن قشقایی جهت ایجاد هویت در بنا، یعنی تلفیق دو عنصر كاملاً متفاوت از نظر فرم و محتوا، برخورد منطقی و مناسبی با موضوع نبوده و در نتیجه این پروژه به علت تأكید بیش از حد بر جنبه‎های فرمال معماری، از مفاهیم غنی معماری ایرانی و به تبع آن از هدف اصلی طراح جهت طراحی ساختمانی با‎هویت، دور شده است. بدین‎ترتیب، اگرچه معمار پروژه برج قبا هدفی متعالی و آرمانی در خصوص پیوند مدرنیته و هویت معماری ایرانی در طرح خویش، در ذهن می‎پرورانده، اما رویكرد كلی او و روند انتخاب ایده فكری پروژه و تبدیل آن به طرح معماری، بگونه‎ای بوده كه این هدف را برآورده نساخته است. این پروژه نه تنها از هویت معماری ایرانی برخوردار نیست، بلكه به اعتقاد من، به شدت با آنچه طراح می‎خواسته از آن دوری كند، یعنی ساختمان‎های غربی و برج‎های تكنولوژیكی، مطابقت دارد. این برج از دید ناظر و حتی از دید پرنده ـ با وجود آنكه ظاهراً «همه چیز به حساب آمده تا قبا زن قشقایی را در چشم مجسم كند» و بدین‎ترتیب دارای هویت ایرانی شود ـ هیچ شباهتی به ایده اولیه یعنی لباس زن قشقایی كه طبق گفته طراح می‎بایست تداعی‎كننده هویت ایرانی در بنا باشد، ندارد. در واقع، طراح، حتی با فرض منطقی بودن رویكرد او در استفاده از الگوی لباس زن قشقایی جهت ایجاد هویت در بنا، در فرم‎بخشی به ایده خود موفق نبوده است و دلیل این امر تنها ضعف طراح در این امر نیست، بلكه عدم قابلیت ایده انتخابی جهت تبدیل شدن به فرمی معمارانه است، چرا كه لباس زن قشقایی قبایی نیست كه بر قامت یك برج بگنجد.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: