زروان: پژوهشگاه هنر و معماری

  • :: صفحه اصلی
  • :: فهرست یادداشت‌ها
  • :: پست الکترونیک
  • :: فید وبلاگ

نویسنده وبلاگ

  • :: کمال یوسف‌پور

یادداشت‌های اخیر

  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 10
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 27
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 9
  • :: هفت آتریوم زیبای جهان
  • :: واژگان متن‌های معماری ـ 11
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 38
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 9
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 26
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 8
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 3
  • :: نقدی بر گفته‌های رضا دانشمیر درباره ایده "پروژه باز"
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣7
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 8
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 12
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 7
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 2
  • :: انواع نماهای معماری
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣6
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 7
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 11
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 6
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 1
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور ـ 4
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣5
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 6
  • :: هشت ­سال با زروان، برای معماری
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 5
  • :: خانه‌ای در داخل یک قوطی کنسرو!
  • :: "پروژه باز"، ایده‌ای برای فضاهای فرهنگی
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣4

آرشیو زروان

  • :: بهمن ٩٠
  • :: دی ٩٠
  • :: آذر ٩٠
  • :: آبان ٩٠
  • :: مهر ٩٠
  • :: شهریور ٩٠
  • :: امرداد ٩٠
  • :: تیر ٩٠
  • :: خرداد ٩٠
  • :: اردیبهشت ٩٠
  • :: فروردین ٩٠
  • :: اسفند ۸٩
  • :: بهمن ۸٩
  • :: دی ۸٩
  • :: آذر ۸٩
  • :: آبان ۸٩
  • :: مهر ۸٩
  • :: شهریور ۸٩
  • :: امرداد ۸٩
  • :: تیر ۸٩
  • :: خرداد ۸٩
  • :: اردیبهشت ۸٩
  • :: فروردین ۸٩
  • :: اسفند ۸۸
  • :: بهمن ۸۸
  • :: دی ۸۸
  • :: آذر ۸۸
  • :: آبان ۸۸
  • :: مهر ۸۸
  • :: شهریور ۸۸
  • :: امرداد ۸۸
  • :: تیر ۸۸
  • :: خرداد ۸۸
  • :: اردیبهشت ۸۸
  • :: فروردین ۸۸
  • :: اسفند ۸٧
  • :: بهمن ۸٧
  • :: دی ۸٧
  • :: آذر ۸٧
  • :: آبان ۸٧
  • :: مهر ۸٧
  • :: شهریور ۸٧
  • :: امرداد ۸٧
  • :: تیر ۸٧
  • :: خرداد ۸٧
  • :: اردیبهشت ۸٧
  • :: فروردین ۸٧
  • :: اسفند ۸٦
  • :: بهمن ۸٦
  • :: دی ۸٦
  • :: آذر ۸٦
  • :: آبان ۸٦
  • :: مهر ۸٦
  • :: شهریور ۸٦
  • :: امرداد ۸٦
  • :: تیر ۸٦
  • :: خرداد ۸٦
  • :: اردیبهشت ۸٦
  • :: فروردین ۸٦
  • :: اسفند ۸٥
  • :: بهمن ۸٥
  • :: دی ۸٥
  • :: آذر ۸٥
  • :: آبان ۸٥
  • :: مهر ۸٥
  • :: شهریور ۸٥
  • :: امرداد ۸٥
  • :: تیر ۸٥
  • :: خرداد ۸٥
  • :: اردیبهشت ۸٥
  • :: فروردین ۸٥
  • :: اسفند ۸٤
  • :: بهمن ۸٤
  • :: دی ۸٤
  • :: آذر ۸٤
  • :: آبان ۸٤
  • :: مهر ۸٤
  • :: شهریور ۸٤
  • :: امرداد ۸٤
  • :: تیر ۸٤
  • :: خرداد ۸٤
  • :: اردیبهشت ۸٤
  • :: فروردین ۸٤
  • :: اسفند ۸۳
  • :: بهمن ۸۳
  • :: دی ۸۳
  • :: آذر ۸۳
  • :: آبان ۸۳
  • :: مهر ۸۳
  • :: شهریور ۸۳
  • :: امرداد ۸۳
  • :: تیر ۸۳
  • :: خرداد ۸۳
  • :: اردیبهشت ۸۳
  • :: فروردین ۸۳
  • :: اسفند ۸٢
  • :: بهمن ۸٢
  • :: دی ۸٢
  • :: آذر ۸٢
  • :: آبان ۸٢
  • :: مهر ۸٢

آرشیو موضوعی زروان

  • :: آثار برگزیده طراحی داخلی جهان (٢)
  • :: آرمین دانشگر (۱)
  • :: آموزش معماری (۳٢)
  • :: اکسپو 2010 شانگهای (۳)
  • :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه (٢٥)
  • :: برترین‌های معماری (۱)
  • :: برداشت آزاد (۳)
  • :: پایان‌نامه‌های معماری (۱)
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری (۳٠)
  • :: تعریف معماری (۱)
  • :: جایزه معماری آقاخان (۱)
  • :: جایزه معماری پریتزکر (۱)
  • :: جوایز معماری (٢)
  • :: خانه‌های معاصر جهان (۳)
  • :: خواندنی‎های معماری (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری جهان (٢)
  • :: دانستنی‎های معماری دوره اسلامی ایران (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری معاصر ایران (۱)
  • :: دانشگاه آزاد اسلامی واحد هریس (٢٠)
  • :: درس‌هایی از بزرگان معماری (۱)
  • :: درس آشنایی با طراحی معماری (٤)
  • :: درس طراحی معماری 2 (٧)
  • :: درس طراحی معماری 5 (۱)
  • :: درس طرح معماری 1 (٢)
  • :: درس مقدمات طراحی معماری 2 (۱٦)
  • :: رویدادهای معماری (۳)
  • :: زبان تخصصی معماری (٢)
  • :: طراحی داخلی (٢)
  • :: طراحی معماری (٦)
  • :: عملکرد در معماری (٤)
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان (۱٩)
  • :: گفت‌وگوهای معماری (۱٧)
  • :: مبانی نظری معماری (٦٠)
  • :: مسابقات معماری (٢)
  • :: معرفی پروژه (٧)
  • :: معرفی کتاب (۱)
  • :: معماران ایرانی (۳)
  • :: معماران جهان (۳)
  • :: معماری ایران (٢)
  • :: معماری ایستگاه مترو (۱)
  • :: معماری پارکینگ (۱)
  • :: معماری پل (۱)
  • :: معماری تئاتر (۱)
  • :: معماری خانه (۳)
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور (٤)
  • :: معماری دفتر کار (۱)
  • :: معماری رستوران (۱)
  • :: معماری زمینه‌گرا (٩)
  • :: معماری سفارت‌خانه (۱)
  • :: معماری شهری (۱)
  • :: معماری فرودگاه (۱)
  • :: معماری مجتمع مسکونی (۱)
  • :: معماری معاصر ایران (۱)
  • :: معماری معاصر جهان (۱)
  • :: معماری معاصر هلند (٢)
  • :: معماری موزه (٢)
  • :: معماری نمایشگاهی (۳)
  • :: معماری هزاره سوم (۱)
  • :: معماری و طبیعت (۱)
  • :: معماری کتابخانه (۱)
  • :: موسسه آموزش عالی سراج تبریز (۱۱)
  • :: میدان‌ها و پلازاهای شهری (۱)
  • :: نقد معماری (٢٧)
  • :: واژگان متن‌های معماری (٤)
  • :: کامران افشارنادری (۱)
  • :: کانسپت در معماری (۱)
  • :: یادداشت ماه (۱)

وبلاگ‌ها و سایت‌های معماری

  • :: + زروان: اخبار، رویدادها و حاشیه‌های معماری
  • :: دید هفتم: جستارهایی در معماری و هنرهای نمایشی
  • :: فضای رویداد: جستارهایی در هنر و معماری

آمار بازدیدکنندگان



دوشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٥

كلیات معماری

 

خواندنی‎های معماری ـ 1

           

Architectural Generalities

Architectural Readables - 1

 

o سخت‌گیری استادان دهه 30 دانشکده هنرهای زیبا 

þ کلاس‌های مهندس صانعی جالب بود و همه در آن شرکت می‌کردند. ایشان تدریس حجم‌شناسی (استروتومی) را بر عهده داشتند. سر ساعت هشت صبح در ورود به کلاس بسته می‌شد و کسی بعد از ایشان اجازه ورود به کلاس را نداشت. یک روز هنگامی که من خودم را به کلاس می‌رساندم، صدای پای ایشان را که تندتند و ریزریز به طرف کلاس می‌آمدند، شنیدم. به در کلاس که رسیدم، در را باز کردم و به ایشان تعارف کردم تا وارد شوند. ایشان هم وارد شدند و در را پشت سر خود بستند و همین که من خواستم وارد شوم، اجازه ورود ندادند و گفتند: «آقا بیخود نوبتتان را به من دادید.»

سه آتلیه، سه استاد: مجله معماری و شهرسازی، شماره 48-49، اسفند 77، صفحه 109

 

o از آینه تا خشت خام

þ در این سال‌ها که گاه فرصت حضور در کلاس درس در برابر دانشجویان داشته‌ام یا در جلسه‌های بحث و گفتگو کنار جوانان بوده‌ام یا در کار حرفه‌ای همراه آنان، همواره بیش از آنکه بتوانم بیاموزانم، آموخته‌ام و بخصوص دریافته‌ام: «آنچه آنان در آینه می‌بینند، بسی شفاف‌تر از چیزی است که من در خشت خام نمی‌بینم.»

محمدرضا نسرین، سرمقاله: مجله معماری و شهرسازی، شماره 38-39، مرداد 76، صفحه 62

 

o تصمیم آگاهانه برنده جایزه معماری پریتزکر 1997

þ ما در خانواده خود هنرمندی نداشتیم. پدرم حقوقدان بود و مادرم داروساز. من در کنسبرگ متولد شدم. در چهار سالگی به تونسبرگ منتقل شدیم. والدینم می‌گفتند که طراحی‌ام «خوب» بود. پیش از این هرگز دلیل واقعی معمار شدن خود را برای کسی فاش نکرده‌ام. بچه استثنایی بودم، تنها فرزند خانواده و همیشه همراهشان. به همین دلیل، در گپ‌های پدرم و مادرم با دوستانشان حضور داشتم. یکی از دوستان بسیار نزدیک والدینم مهندسی بود که در کالج فنی تروندیم تدریس می‌کرد. پدر و مادرم مشتاق بودند که از شرایط آنجا و درباره آموزش مهندسی و به طور کلی در رشته مهندسی اطلاعاتی به دست آورند. بالاخره یک روز پدرم از دوستش پرسید: «وضع معماران مدرسه‌تان چطور است؟» مهندس پاسخ داد: «معماران هیچ وقت درس نمی‌خوانند، آنها فقط با کلاه‌های بزرگ به این طرف و آن طرف می‌روند و تفریح می‌کنند.» از آن پس تصمیم گرفتم معمار شوم.

هنریک مولر، مصاحبه‌ای با اسور فن معمار نروژی: مجله معماری و شهرسازی، شماره 40-41، بهمن 76، صفحه 76

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


چهارشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٥

معماری جهان

 

ورزشگاه‌های جام جهانی 2006 آلمان ـ 7

           

Architecture of the World

World Cup 2006 Stadiums in Germany - 7

 

9. ورزشگاه فریتز والتر کایزرسلاترن (Fritz Walter Stadion, Kaiserslautern)

 

Fritz Walter Stadion, Kaiserslautern

 

þ نوع پروژه: توسعه ورزشگاه قدیمی (2002-2005)

þ تاریخ افتتاح: 13 مه 1920

þ میزان سرمایه‌گذاری: 3/48 میلیون یورو

þ گنجایش: 46000 نفر

 

Fritz Walter Stadion, Kaiserslautern

 

چاردیواری: ورزشگاه فریتز والتر کایزرسلاترن که بر روی کوهی بنام Betzenberg و در میان درختان جنگل Palatine ساخته شده، در سال 1920 گشایش یافته است. فریتز والتر نام کاپیتان افسانه‌ای تیم ملی آلمان غربی در جام جهانی 1954 است که در آن جام، این تیم به عنوان قهرمانی جهان دست یافت.

 

Fritz Walter Stadion, Kaiserslautern

 

ورزشگاه فریتز والتر که باشگاه «اف سی کايزرسلاترن» بازی‌های خانگی خویش را در آن برگزار می‌کند، در طول حیات خود، نوسازی‌ها و توسعه‌های‌ متعددی را تجربه کرده است که آخرین آنها به عملیات آماده‌سازی ورزشگاه برای جام جهانی 2006 مربوط می‌شود. بخاطر همین نوسازی‌ها و توسعه‌هاست که در معماری این ورزشگاه، نوعی عدم یکپارچگی به چشم می‌خورد، بطوری که حتی می‌توان تحولات زمانه و نیز تغییر ذائقه‌های معماری را بخوبی در آن مشاهده کرد.

 

Fritz Walter Stadion, Kaiserslautern

 

اگرچه به منظور آماده‌سازی ورزشگاه فريتز والتر برای جام جهانی، بهبودهايی در آن صورت گرفته، اما برخلاف ۱۱ ورزشگاه ديگر جام جهانی، این ورزشگاه بخشی از خصوصيات اساسی خود را حفظ کرده است. در توسعه اخیر ورزشگاه که در نوامبر 2005 به پایان رسید، جایگاه‌های غربی و جنوبی تماشاگران گسترش داده شدند و جایگاه شمالی نیز مورد بازسازی قرار گرفت. از دیگر اقدامات انجام‌یافته در این دوره، می‌توان به ساخت یک برج رسانه‌ای و برج VIP در گوشه‌های شمالی ورزشگاه و نیز نصب یک سیستم نورافکن جدید اشاره کرد. 

 

Fritz Walter Stadion, Kaiserslautern

 

10. ورزشگاه فرانکن نورنبرگ (Frankenstadion, Nuremberg)

 

Frankenstadion, Nuremberg

 

þ نوع پروژه: نوسازی ورزشگاه قدیمی (1988-1991 و 2002-2006)

þ تاریخ افتتاح: 1928

þ میزان سرمایه‌گذاری: 56 میلیون یورو

þ گنجایش: 41000 نفر

 

Frankenstadion, Nuremberg

 

چاردیواری: ورزشگاه فرانکن نورنبرگ که کوچک‌ترين محل برگزاری بازی‌ها در جام جهانی 2006 آلمان محسوب می‌شود، یکی از معدود ورزشگاه‌های جام جهانی است که علاوه بر زمین فوتبال، دارای پیست دو و میدانی نیز است؛ به غیر از سه ورزشگاه برلین، اشتوتگارت و نورنبرگ، بقیه ورزشگاه‌ها همگی ورزشگاه‌های مختص فوتبال هستند.

 

Frankenstadion, Nuremberg

 

فرانکن استاديون در سال ۱۹۲۸، پس از یک دوره ساخت سه‌ساله، افتتاح شده است. اين ورزشگاه در طول حيات خود چندین بار مرمت و نوسازی شده است که آخرين آنها به قبل از مسابقات جام جهانی 2006 برمی‌گردد. فرانکن استاديون پیش از این، یک بار در سال ۱۹۶۳ و بار دیگر در فاصله سال‌های ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۱، تحت بازسازی اساسی قرار گرفته بود که در آخرین بازسازی، نام آن از «ورزشگاه شهرداری» به نام امروزی تغيير داده شد.

 

Frankenstadion, Nuremberg

 

فرانکن استادیون که ورزشگاه خانگی باشگاه «اف سی نورنبرگ» است، از یک محیط بی‌نظیر و امکانات و تسهیلات تراز اول و درجه یک برخوردار می‌باشد. در نوسازی اين ورزشگاه، از یک سیستم بهینه‌سازی محیطی استفاده شده که برای بهره‌گیری کارآمد و مؤثر از منابع کمیاب طراحی شده است. بر همین اساس، تمامی آب باران ورزشگاه، پس از جمع‌آوری در یک منبع آب، بازيافت شده و جهت آبیاری مورد استفاده قرار می‌گیرد. همچنین در عملیات نوسازی که در آوریل 2005 به پایان رسید، زمین بازی پایین‌تر‌‌ آورده شده و با توسعه محل‌های نشستن، تعداد صندلی‌ها، در حدود 5500 صندلی، افزایش یافته است.

 

Frankenstadion, Nuremberg

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


جمعه ٢٠ بهمن ۱۳۸٥

مسابقات معماری

 

معماری با تارهای پیوسته

 

نگاهی به طرح تقدیرشده مسابقه معماری مرکز تجارت جهانی فرش ایران (تبریز)

           

Architectural Competitions

Architectonic Continuous Warps

Honorable Mention of Competition for World Trade Center of Iranian Carpet

 

o موضوع مسابقه:

این مسابقه در راستای دست‌یابی به طرحی بدیع، ماندگار و سازگار با شرایط محیطی و منطقه‌ای برگزار می‌گردد که در عین حال مسائل اقتصادی، استانداردهای فنی و ضوابط موجود سازمان‌ها و ارگان‌های مربوطه نیز مورد نظر می‌باشد. شرکت‌کنندگان می‌بایست با درک و مطالعه عمیق نسبت به موضوع اصلی (فرش) که ریشه در فرهنگ و تاریخ این مرز و بوم دارد، به کار طراحی مبادرت ورزند. طرح معماری می‌بایست دارای هویت مستقل ساختاری شاخص نسبت به بناهای مشابه بوده و به عنوان نماد و نشانه‌ای در شهر عمل کند. علاوه بر این طرح باید با شناخت و درک عمومی از معماری معاصر جهان و یا کشف معناهای تازه در فضاهای گذشته صورت گیرد.

 

o مجری مسابقه:

þ نشریه معماری و ساختمان

 

o هیأت داوران:

þ بهروز پاکدامن

þ مهرداد جاویدی‌نژاد

þ کورش رفیعی

þ بهرام شیردل

þ بیژن صفوی

þ شهروز مهدوی

þ Dirk Hebel

þ George Katodrytis

 

World Trade Center of Iranian Carpet

 

World Trade Center of Iranian Carpet

World Trade Center of Iranian Carpet

 

o گروه طراحی (به ترتیب حروف الفباء):

þ جعفر بزاز

þ آرش پوراسماعیل

þ طاهر ساداتی

þ اولدوز فضلعلی

þ پرستو مدبر

þ نیلوفر نامدار

þ سیما هاشمی‌نیا

þ کمال یوسف­پور

 

World Trade Center of Iranian Carpet

World Trade Center of Iranian Carpet

 

تأکید روی فرایند تولید اثر (Design Process)، با این اندیشه که روند رسیدن به طرح، به اندازه خود طرح حائز اهمیت می‌باشد، اساسی‌ترین اصلی است که در این پروژه، فارغ از تمامی مسائل، به عنوان رویکرد کلان طراحی، مد نظر قرار گرفته است. در همین راستا، تلاش شده است فرایند شکل‌گیری فرم، با استفاده از سلسله دیاگرام‌هایی که مراحل رسیدن به طرح نهایی را توضیح می‌دهند، توجیه و تبیین شود.

در شروع طراحی، پس از طرح ایده‌های مختلف و بررسی قابلیت آنها جهت پاسخگویی به مسائل زیبایی‌شناختی ـ کارکردی پروژه، نهایتاً فرم صفحه‌ای و ساختار هندسی فرش، به عنوان ایده اولیه و خاستگاه طرح، تثبیت و پروژه بر اساس آن پایه‌گذاری شد. عمده‌ترین عامل انتخاب این ایده، علاوه بر قرابت آن با موضوع پروژه، قابلیت بالای شکل‌زایی آن بود که با مبنا قرار دادن مفاهیم و معانی مجرد فلسفی به عنوان ایده اولیه، کمتر می‌توان به چنین قابلیتی دست یافت. در مراحل بعد، گزینه‌های مختلفی، بر مبنای این ایده اولیه، برای فرم کلی پروژه مطرح شدند که بر اساس ارزش‌های فضایی و بصری، و نیز الزامات و محدودیت‌های ناشی از ضوابط و برنامه فیزیکی پروژه، مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفتند و ماحصل این بررسی‌ها، به شکل‌گیری طرح حاضر، انجامید.

 

World Trade Center of Iranian Carpet

 

«برآمدن فرم از زمین» (Form from Ground)، راهبردی است که برای سازماندهی طرح در زمین مورد استفاده قرار گرفته و بر اساس آن، معماری پروژه از سایت آن شروع ‌شده است. در واقع، با سایت به مثابه صفحه‌ای (فرشی) برخورد شده که در چندین نقطه بر اثر نیروهای وارده تغییر شکل داده و حجم‌هایی را در خود جای داده است. بر همین مبنا، کل عرصه سایت، با الهام از ساختار فرش (متشکل از تار و پود)، به تارها و نوارهای پیوسته موازی (Architectonic Continuous Warps) تقسیم گردیده است که بر اساس برنامه فیزیکی، در سه حوزه مختلف (دو حوزه اصلی و یک حوزه فرعی)، با حجم‌های پروژه تلفیق شده‌اند. فضای سبز پروژه نیز، بصورت نوارهای سبز پیوسته، در لابلای این نوارها پیش‌بینی شده است. همچنین با توجه به نقش بارز عنصر رنگ در فرش ایرانی، در تعدادی از نوارها، به صورت نمادین، از برخی رنگ‌های فرش ایرانی که از آنالیز رنگی پازیریک (قدیمی‌ترین فرش کشف‌شده) استخراج شده‌اند، استفاده گردیده است.

در سازماندهی فضاهای خالی این پروژه، از دیاگرام «دو فرم و فضای بینابین» استفاده شده که فضای بینابین آنها، از طریق یک سری رمپ‌های پیوسته که با الهام از ساختار گره فرش ایرانی طراحی شده‌اند، با شهر در ارتباط است. این سیرکولاسیون فضایی علاوه بر آنکه موجب تداوم حضور شهر در معماری می‌شود، به مثابه نوعی فضای رویداد و تعاملات اجتماعی نیز عمل می‌کند. همچنین این مسیر به عنوان یک گره و عنصر ارتباطی، دو حجم اصلی پروژه را که یکی به کاربری‌های فرهنگی (در دو طبقه) و دیگری به کاربری‌های اقتصادی (در چهار طبقه) اختصاص دارد، به یکدیگر پیوند می‌دهد.

 

World Trade Center of Iranian Carpet

 

در خصوص ساختار معماری حجم اصلی پروژه نیز که به بازارهای چهارگانه فرش اختصاص دارد، باید گفت که در این حجم با سه سطح و پوسته مختلف سروکار داریم: نوارهای پیوسته؛ اکثراً به عنوان پوسته بیرونی و بعضاً به عنوان پوسته میانی، جعبه شفاف (Transparent Box)؛ اکثراً به عنوان پوسته میانی و بعضاً به عنوان پوسته بیرونی، و جعبه صلب (Solid Box)؛ به عنوان پوسته درونی. فضاهای عرضه فرش، به علت عدم نیاز به نور طبیعی، در جعبه صلب استقرار یافته‌اند و فضاهای مابین دو جعبه صلب و شفاف، که از نور، دید و شفافیت کامل برخوردار هستند، به عنوان فضاهای عمومی و ارتباطی عمل می‌کنند. همچنین در بخشی از این حجم، با خالی‌کردن سه طبقه از آن و ایجاد شفافیتی ساختاری، نوعی دروازه و حوزه فضایی نیمه‌باز برای ورود به مجموعه ایجاد گردیده است. در این فضا، با استفاده از آب در کف و نیز شفاف‌سازی سقف و کف تنها طبقه موجود در بالای آن، تلاش شده است به نوعی از پدیده بازتاب برای انعکاس فعالیت‌های جاری ساختمان و حتی آسمان در سطوح شفاف آب و شیشه، استفاده شود.

World Trade Center of Iranian Carpet

 

World Trade Center of Iranian Carpet

 

World Trade Center of Iranian Carpet

 

World Trade Center of Iranian Carpet

 

World Trade Center of Iranian Carpet

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


یکشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٥

طراحی داخلی

 

طراحی با داربست

 

نگاهی به طرح فست‌فود باکس، تبریز

 

Interior Design

Design with Trellis

Box Fast Food, Tabriz

 

þ کارفرما: آیدین اجلال نوبریان

þ طراحی و نظارت: بختیار لطفی

þ مدل‌سازی کامپیوتری: محمد سیدفرشی

þ پیمانکار: حسن سعدی

þ اجرا: محسن سعدی، علی سعدی

þ مدت زمان طراحی و اجرا: 40 روز

 

بختیار لطفی (متولد 1357)، فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد معماری از دانشگاه آزاد تبریز، یکی از دانشجویان فعال و مستعد سال‌های نه چندان دور، اما درخشان دانشکده معماری دانشگاه آزاد تبریز است که در پیشبرد اهداف و فعالیت‌های مختلف کمیته علمی دانشجویان معماری و نیز در برگزاری سومین کنگره دانشجویان معماری در تبریز، نقش ارزنده و در خور تحسینی ایفا کرده است. او که از دوران دانشجویی وارد عرصه حرفه‌ای معماری شده، در کنار فعالیت در مشاوران مختلف تبریز و تهران، پروژه‌های متعددی را (بویژه در زمینه طراحی داخلی) نیز در دفتر شخصی خویش و در سطح شهر تبریز طراحی نموده که پروژه حاضر یکی از جدیدترین آنهاست. 

قبل از پرداختن به معرفی پروژه، بهتر است با دیدگاه‌های بختیار لطفی در زمینه فضا، پروژه، معمار و در کل معماری آشنا شویم:

þ فضا: دغدغه اصلی فعالیت معماری بیشتر از آنكه تولید شكل باشد، پرداختن به موضوع فضاست. فضا الزاماً‌ (و فقط) در فعالیت معماری به حضور نیامده و تحت سیطره یا تولی دانش‌آموختگان حرفه معماری نیز نمی‌باشد.

þ پروژه: پروژه معماری بعنوان یكی از راه‌های به حضور آوردن (ناپوشیده كردن) فضا، به مجموعه‌ای از تلاش‌هایی گفته می‌شود كه آغاز آنها از مقطع تعریف یا سفارش كار نبوده و در مرزهای فیزیكی شكل یا اتمام قرارداد نیز پایان نمی‌پذیرد. پروژه معماری آغاز و انجام نداشته و همچون زندگی یك جریان مداوم است.

þ معمار: معمار نه به‌عنوان فردی كه ذاتاً! یا به واسطه آموخته‌های دانشگاهی‌اش!، خلاق (آفریننده و مبدع) بوده یا وظیفه خلق (یا ادعای خلق) دارد؛ بلكه در نقش شناسنده‌ای است كه مدام در زندگی رخنه كرده و تلاش می‌كند از طریق فعالیت معماری، بستری (و تنها بستری) را برای تظاهر شناخته‌های خود (یا دیگران) از زندگی فراهم كند. ... او می‌تواند امیدوار باشد كه از این طریق نقشی را در بهبود زندگی ایفا نماید.

þ پروژه معماری، فعالیتی در زندگی و برای زندگی است و آثار معماری تنها به مثابه مستندات فعالیت‌های انجام‌یافته می‌باشند.

 

 Box Fast Food Restaurant, Tabriz

 

 Box Fast Food Restaurant, Tabriz

 

 Box Fast Food Restaurant, Tabriz

 

 Box Fast Food Restaurant, Tabriz

 

 Box Fast Food Restaurant, Tabriz

 

 Box Fast Food Restaurant, Tabriz

 

Box Fast Food Restaurant, Tabriz

 

بختیار لطفی، در طراحی فست‌فود باکس، در پی رسیدن به اهداف زیر بوده است:

þ كار سریع انجام شود: قطعات در بیرون از كارگاه آماده شده و در محل نصب گردید. این شرایط این امكان را می‌داد كه كارها به طور موازی انجام شود و زمان كمتری صرف گردد.

þ كار قابل حمل‌ونقل باشد: با توجه به اتصالات پیچ‌ومهره‌ای كار، می‌توان در نصف روز تمام پروژه را جمع كرد و به هر جای دیگری حمل نمود.

þ كار ارزان تمام شود: اگر می‌خواستیم با گچ و رابیتس و ام دی اف و ... كار بكنیم، بسته به نوع مصالح شاید تا 4 برابر گران‌تر تمام می‌شد.

þ از مساحت موجود بیشترین بهره‌وری حاصل شود: مساحت مكان كار حدود 35 متر مربع بود و نمی‌شد مساحت زیادی را به دیوارها، پیش‌خوان یا عناصر دیگر اختصاص داد.

þ كارایی سیستم بالا باشد: می‌توان بر حسب نیاز قطعه‌ای، قفسه‌ای، پیش‌خوان یا میز كاری را به آن اضافه یا كم كرد. در ضمن این سیستم وابسته به یك مكان و ابعاد خاص نبوده و قابل انطباق با هر مكان دیگری هست و می‌توان حین نصب نیز طرح را تغییر داد.

 

Box Fast Food Restaurant, Tabriz

 

þ تاسیسات كار منعطف باشد: تمامی سیستم نورپردازی و كابل‌كشی آنها با گیره‌های ویژه‌ای بر روی داربست‌ها تعبیه شده و موقعیت یا جهت نور قابل تغییر است. در ضمن شدت نور نیز از طریق تابلویی كه در كنار صندوق‌دار برای كلیدهای دیمر تعبیه شده، قابل تغییر است.

 

Box Fast Food Restaurant, Tabriz

 

þ سیستم معماری به لحاظ منطق و ماتریال شفاف باشد: بطوری‌كه مشتری تمامی مراحل تهیه غذا را مشاهده می‌كند و در قسمت سفارش غذا نیز چند پله بالاتر از صندوق‌دار قرار گرفته و از لحاظ بصری و مفهومی به آشپزخانه و صندوق‌دار مسلط است. 

 

Box Fast Food Restaurant, Tabriz

 

þ كار با محیط شهری ارتباط داشته باشد: با توجه به اینكه محل كار در نبش یكی از میدان‌های پر رفت و آمد قرار گرفته است، سعی شد با شفاف‌كردن جداره‌ها و كار روی جزئیات پیاده‌رو، این ارتباط برقرار شود. ورودی هم دارای جزئیاتی است كه امكان می‌دهد درها به صورت كركره‌ای به طور كامل باز شده و درون و بیرون یكی شوند. سیستم آشپزخانه از نوع صنعتی بوده و غذا سریع آماده می‌شود و از آنجا كه محلی برای نشستن وجود ندارد، امتداد صفی كه برای سفارش و تحویل غذا ایجاد می‌گردد، به خارج از مرز معماری و محیط شهری كشیده می‌شود.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


سه‌شنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٥

معرفی کتاب

 

زندگی بزرگ در آپارتمان‌های كوچك

 

Book Review

Living Big in Small Apartments

 

Living Big in Small Apartments

 

چاردیواری: طی دهه‌های گذشته، رشد جمعیت در شهرهای بزرگ موجب افزایش تقاضا برای مسكن و در نتیجه پیدایش فضاهایی جدید برای زندگی تحت عنوان آپارتمان‌های كوچك شده است كه در جای‌جای این شهرها با سرعتی چشمگیر در حال ساخته شدن هستند. بدین‌ترتیب زندگی در آپارتمان‌های كوچك به مسأله‌ای اجتناب‌ناپذیر برای ساكنان شهرهای بزرگ تبدیل شده است كه باید به نحوی با آن كنار بیایند و خود را با آن وفق دهند. از این‌رو، در سال‌های اخیر معماران و طراحان تدابیر و روش‌های خلاقانه مختلفی جهت بهینه‌سازی فضا و افزایش كارآیی آن در آپارتمان‌های كوچك ارائه نموده‌اند كه بكارگیری آنها می‌تواند به افزایش كیفیت زندگی در این دسته از فضاهای مسكونی منجر شود. در همین زمینه، اخیراً كتاب جالبی با نام «زندگی بزرگ در آپارتمان‌های كوچك» (Living Big in Small Apartments)، نوشته James Grayson Trulove، منتشر شده است كه به معرفی 18 آپارتمان كوچك خوب طراحی‌شده، از معمارانی همچون Stephen Alton، SA Architects، David Hotson Architects و Gary Schoemaker Architects، در نیویورك، سان‌فرانسیسكو، بوستون و دیگر شهرهای مهم آمریكا كه ارزش هر مترمربع واحد مسكونی در آنها بسیار بالاست، می‌پردازد و راهكارهای این معماران را جهت بهینه‌سازی فضا در طرح‌هایشان مورد بررسی قرار می‌دهد. اكثر آپارتمان‌های معرفی‌شده از طرح مدرنی برخوردار هستند و كاربرد نوآورانه مصالح و روش‌های ساخت موجب دست‌یابی به كیفیت بالایی از طراحی در آنها شده است. معرفی هر پروژه در این كتاب با تصاویر متعددی از فضاهای داخلی آن كه توسط تعدادی از بهترین عكاسان معماری تهیه ‌شده‌اند و نیز ترسیمات طرح، شامل سایت‌پلان، پلان طبقه و جزئیات همراه است كه این امر به درك بهتر خواننده از فضا و راهكارهای خلاقانه مورد نیاز برای بهینه‌سازی آن كمك فراوانی می‌كند.

 

Living Big in Small Apartments

 

اگرچه 18 پروژه معرفی‌شده در این كتاب از گونه‌های متفاوتی انتخاب شده‌اند و اندازه‌ها و پلان‌های مختلفی دارند، اما راهكارهای مشترك طراحی كه در تمامی آنها مورد استفاده قرار گرفته است، آنها را به نوعی به هم مرتبط می‌كند. در راهكار‌های ارائه‌شده در این كتاب، عموماً بر استفاده‌های نوآورانه و چندكاركردی از فضاهای كوچك تأكید شده است. همچنین بسیاری از این راهكارها، از قبیل استفاده از یك دیوار كوتاه برای جداكردن فضای نشیمن و غذاخوری از آشپزخانه یا جایگزینی دیوارهای صلب با دیوارهای شیشه‌ای شفاف، معطوف به ایجاد تغییرات معمارانه در فضا هستند تا ایجاد تغییرات دكوراتیو و تزیینی.

 

Living Big in Small Apartments

 

راهكار اساسی و كلیدی‌ای كه در این كتاب برای بهینه‌سازی فضای زندگی در آپارتمان‌های كوچك، پیشنهاد شده است، چندكاركردی ساختن فضاها و مبلمان‌ها می‌باشد، یعنی طراحی فضاها و مبلمان‌هایی كه برای دو یا چند كار مورد استفاده قرار می‌گیرند، به عنوان مثال در اكثر آپارتمان‌های معرفی‌شده، از میز غذاخوری به عنوان میز كار و تحریر نیز استفاده می‌شود، یا كمد قابل جابجایی و یونیت وسایل صوتی تصویری به عنوان تقسیم‌كننده فضا نیز به كار می‌‌رود و اتاق خواب را از فضای نشیمن جدا می‌كند. یكی دیگر از راهكارهای مطرح‌شده، استفاده از شیشه شفاف و نیم‌شفاف بجای دیوارهای صلب است كه باعث می‌شود اتاق‌ها بزرگ‌تر به نظر برسند. بكارگیری پانل‌های متحرك راهكار پیشنهادی دیگری است كه امكان آرایش فضایی انعطاف‌پذیر اتاق‌ها و تغییر اندازه و مقیاس آنها را فراهم می‌كند.

 

Living Big in Small Apartments

 

با توجه به گسترش روزافزون ساخت آپارتمان‌های كوچك در شهرهای بزرگ و ضرورت تطبیق نیازهای روزمره زندگی با این نوع فضاهای مسكونی، مطالعه این كتاب به تمام معماران و طراحان، جهت رسیدن به دید جدیدی از امكانات و قابلیت‌های فضایی آپارتمان‌های كوچك، توصیه می‌شود.

 

Living Big in Small Apartments 

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


پنجشنبه ٥ بهمن ۱۳۸٥

یادداشت ماه

 

مسابقات معماری؛ بیم‌ها و امیدها

 

Month’s Note

Architectural Competitions; Fears & Hopes

 

امروزه، در بسیاری از كشورهای جهان، برگزاری مسابقات معماری، جهت دست‌یابی به ایده‌های جدید و آثار برتر، از طریق ایجاد یك رقابت سالم و سازنده میان طیف‌های مختلف معماران، به امری مهم و متداول تبدیل شده است. اما متأسفانه به دلایل مختلف، تجربیات مسابقات معماری در كشور ما تاكنون چندان موفق نبوده و نحوه برگزاری این مسابقات همواره با حرف و حدیث‌های فراوانی همراه بوده است. همین امر باعث ‌شده که برخی از معماران و دانشجویان معماری، علی‌رغم برخورداری از توانایی‌های قابل توجه در زمینه طراحی معماری، از شرکت در مسابقات داخلی منصرف شوند و برخی نیز تنها به شرکت در مسابقات خارجی بسنده ‌کنند، با این توجیه و امید که مسابقات خارجی با رعایت استانداردهای لازم و بر اساس قضاوتی پاک و عادلانه برگزار می‌گردد. اما مایکل سورکین، معمار آمریکایی مستقر در نیوریورک، در مقاله‌ای با عنوان «اعترافات یک معتاد مسابقات و اینکه شاید زمان ترک آن فرا رسیده است» که اصل آن در مجله Architectural Record و ترجمه آن به قلم سهیلا بسکی، در دوماهنامه معمار، شماره 26، مرداد و شهریور 1383، به چاپ رسیده، نکات جالبی را در مورد مسابقات معماری مطرح کرده است که تا حد زیادی با اتفاقات رخ‌داده در نمونه‌های داخلی این مسابقات مطابقت دارد.

مایکل سورکین در ابتدا، بطور خلاصه به این پرسش پاسخ می‌دهد که چرا باید مسابقات معماری داشته باشیم؟ او می‌گوید: «مسابقات برای اهل حرفه امکان گرفتن کار را بدون دغدغه مذاکره یا تبلیغ برای خود فراهم می‌کنند و گاهی هم آنها می‌توانند با انجام کاری کوچک به سطح بالاتر صعود کنند. برای کارفرمایان، فرصتی فراهم می‌آورند تا از میان گزینه‌های متعدد، یکی را انتخاب کنند، توجه خود را به معماری به نمایش گذارند و ـ در اغلب مواقع ـ کار را ارزان تمام کنند. مسابقات برای مردم، اما مهر شایسته‌سالاری را، به ظاهر خارج از پارتی‌بازی‌های مرسوم، به همراه دارد.» اما سورکین در ادامه تصریح می‌کند که فرایند مسابقات معماری به آسانی به ابتذال کشیده می‌شود و اهداف پیش‌گفته امکان تحقق نمی‌یابند: «اولاً در شروع، در تلاش فراوان و بی‌پاداش برای چرخاندن سیستم مسابقات، نوعی استثمار وجود دارد. همچنین در این سیستم فرصت‌های زیادی هم برای ساخت‌وپاخت‌ها و معاملات و نان قرض‌دادن‌ها هست. ممکن است مسائلی مثل برنامه‌های یکنواخت و حوصله‌سربر، بالا و پایین‌شدن قند خون، درگیری‌های شخصیتی و ساخت‌وپاخت‌هایی همچون کاندیداتوری بر اعضای هیئت‌های داوری تأثیر شدیدی بگذارد. تفاوت‌های سلیقه‌ای نمی‌توانند توجیه منطقی و محکم‌پسندانه‌ای داشته باشند، مگر اینکه یکی تسلیم شود.»

مایکل سورکین که به گفته خویش در گذشته معتاد مسابقات معماری بوده و از این حیث نوعی سابقه‌دار محسوب می‌شود، در ادامه مقاله خویش، اعتراف می‌کند که اخیراً یک سلسله تجربیات ناخوشایند که با شرکت در مسابقات متعدد معماری به آنها دست یافته، او را از ادامه این کار بازداشته است. او بر اساس این تجربیات، فهرستی نسبتاً کامل از سوءاستفاده‌های بالقوه در مسابقات معماری ارائه ‌داده است که در نوع خود جالب توجه است:

þ ابتدا درباره دسته‌ای از اعضای هیئت داوری تبلیغ می‌شود، اما آنان در پایان برای داوری حاضر نمی‌شوند. چه بسا معمارانی که تنها به این دلیل که فرد خوشایندشان در هیئت داوری حضور دارد، در مسابقات شرکت کرده‌اند و بعد متوجه شده‌اند که آن شخص یا حاضر نشده، یا اساساً از همان ابتدا با او توافقی صورت نگرفته بوده است.

þ در مسابقاتی که شرکت‌کنندگان زیادی دارد، پیش‌انتخابی از طرف گردانندگان صورت می‌گیرد تا در وقت بسیار محدود داوران صرفه‌جویی شود و آنها را از شر بررسی انبوه کارهای رسیده، که خیلی زود می‌توان مشخص کرد جالب نیستند، برهاند. این در حالی است که در اطلاعیه‌های مسابقات به ندرت به احتمال چنین کاری اشاره می‌شود.

þ بررسی فنی کارهای شرکت داده شده در مسابقه ممکن است به حذف طرح‌هایی بسیار جالب، فقط به دلیل برخی مشکلات جزئی یا تفاوت‌های بی‌معنی در نحوه ترسیم، بینجامد.

þ این روزها شش معمار همیشگی در همه فهرست‌ها حضور دارند و این یکی دیگر از منطق‌های سیستم مسابقات را زیر سؤال می‌برد: اینکه مسابقات تأثیر شهرت و مد روز را تعدیل می‌کنند. اگر همین معدود معماران همیشه فهرست‌ها را اشغال کنند، دیگر اتفاق جدیدی نمی‌افتد.

þ بهترین شرکت‌کننده در مسابقه، از زمان مسابقه ساختمان شیکاگو تریبون تا مقر جامعه ملل، همیشه کسی بوده که مقام دوم را کسب کرده است. چرا که یک گروه بزرگ داوری بهترین «پروژه» را انتخاب نمی‌کنند، بلکه بهترین کسی را برمی‌گزینند که می‌توانند بر سر او به توافق برسند. رأی‌گیری هم انجام می‌شود؛ یک دموکراسی شناخته‌شده با ظاهر عادلانه. هرچند عدالت یک مقوله زیبایی‌شناختی نیست، لیکن در این فرایند باید جایگزین آن شود. در نتیجه یک دوجین طرح‌های «دوم»‌ی وجود خواهند داشت که بسیاری از آنها بر برنده اصلی ارجح هستند. این همان چیزی است که مسابقات معماری را به مسابقات طاس‌انداری شبیه می‌کند.

مایکل سورکین پس از آسیب‌شناسی مسابقات معماری، در پایان مقاله خود، نکته قابل تأملی مطرح می‌کند: «بیشترین امیدواری که می‌توان داشت، این است که روزی روزگاری در یک هیئت داوری کسی باشد که به یک گوشه از کار ما آن قدر توجه داشته باشد که برای برنده شدن آن بجنگد.» و این دقیقاً همان امیدی است که بایستی جوانان به خاطر آن، از تجارب ناموفق مسابقات قبلی، سرخورده نشوند و حداقل تا زمانی که به مهارت و جایگاهی در عرصه حرفه‌ای نرسیده‌اند، فرصت شرکت در مسابقات معماری را از دست ندهند. مسابقات معماری، فارغ از تمامی حاشیه‌ها، ناداوری‌ها و ساخت‌وپاخت‌های احتمالی، برای جوانان نوعی تمرین معماری به شمار می‌روند، تمرینی بدون محدودیت‌های رایج کار حرفه‌ای که به ندرت به جوانان واگذار می‌شود و در صورت واگذاری نیز، مجال چندانی برای خلاقیت به آنها داده نمی‌شود.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: