زروان: پژوهشگاه هنر و معماری

  • :: صفحه اصلی
  • :: فهرست یادداشت‌ها
  • :: پست الکترونیک
  • :: فید وبلاگ

نویسنده وبلاگ

  • :: کمال یوسف‌پور

یادداشت‌های اخیر

  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 39
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 10
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 27
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 9
  • :: هفت آتریوم زیبای جهان
  • :: واژگان متن‌های معماری ـ 11
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 38
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 9
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 26
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 8
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 3
  • :: نقدی بر گفته‌های رضا دانشمیر درباره ایده "پروژه باز"
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣7
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 8
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 12
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 7
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 2
  • :: انواع نماهای معماری
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣6
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 7
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 11
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 6
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 1
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور ـ 4
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣5
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 6
  • :: هشت ­سال با زروان، برای معماری
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 5
  • :: خانه‌ای در داخل یک قوطی کنسرو!
  • :: "پروژه باز"، ایده‌ای برای فضاهای فرهنگی

آرشیو زروان

  • :: بهمن ٩٠
  • :: دی ٩٠
  • :: آذر ٩٠
  • :: آبان ٩٠
  • :: مهر ٩٠
  • :: شهریور ٩٠
  • :: امرداد ٩٠
  • :: تیر ٩٠
  • :: خرداد ٩٠
  • :: اردیبهشت ٩٠
  • :: فروردین ٩٠
  • :: اسفند ۸٩
  • :: بهمن ۸٩
  • :: دی ۸٩
  • :: آذر ۸٩
  • :: آبان ۸٩
  • :: مهر ۸٩
  • :: شهریور ۸٩
  • :: امرداد ۸٩
  • :: تیر ۸٩
  • :: خرداد ۸٩
  • :: اردیبهشت ۸٩
  • :: فروردین ۸٩
  • :: اسفند ۸۸
  • :: بهمن ۸۸
  • :: دی ۸۸
  • :: آذر ۸۸
  • :: آبان ۸۸
  • :: مهر ۸۸
  • :: شهریور ۸۸
  • :: امرداد ۸۸
  • :: تیر ۸۸
  • :: خرداد ۸۸
  • :: اردیبهشت ۸۸
  • :: فروردین ۸۸
  • :: اسفند ۸٧
  • :: بهمن ۸٧
  • :: دی ۸٧
  • :: آذر ۸٧
  • :: آبان ۸٧
  • :: مهر ۸٧
  • :: شهریور ۸٧
  • :: امرداد ۸٧
  • :: تیر ۸٧
  • :: خرداد ۸٧
  • :: اردیبهشت ۸٧
  • :: فروردین ۸٧
  • :: اسفند ۸٦
  • :: بهمن ۸٦
  • :: دی ۸٦
  • :: آذر ۸٦
  • :: آبان ۸٦
  • :: مهر ۸٦
  • :: شهریور ۸٦
  • :: امرداد ۸٦
  • :: تیر ۸٦
  • :: خرداد ۸٦
  • :: اردیبهشت ۸٦
  • :: فروردین ۸٦
  • :: اسفند ۸٥
  • :: بهمن ۸٥
  • :: دی ۸٥
  • :: آذر ۸٥
  • :: آبان ۸٥
  • :: مهر ۸٥
  • :: شهریور ۸٥
  • :: امرداد ۸٥
  • :: تیر ۸٥
  • :: خرداد ۸٥
  • :: اردیبهشت ۸٥
  • :: فروردین ۸٥
  • :: اسفند ۸٤
  • :: بهمن ۸٤
  • :: دی ۸٤
  • :: آذر ۸٤
  • :: آبان ۸٤
  • :: مهر ۸٤
  • :: شهریور ۸٤
  • :: امرداد ۸٤
  • :: تیر ۸٤
  • :: خرداد ۸٤
  • :: اردیبهشت ۸٤
  • :: فروردین ۸٤
  • :: اسفند ۸۳
  • :: بهمن ۸۳
  • :: دی ۸۳
  • :: آذر ۸۳
  • :: آبان ۸۳
  • :: مهر ۸۳
  • :: شهریور ۸۳
  • :: امرداد ۸۳
  • :: تیر ۸۳
  • :: خرداد ۸۳
  • :: اردیبهشت ۸۳
  • :: فروردین ۸۳
  • :: اسفند ۸٢
  • :: بهمن ۸٢
  • :: دی ۸٢
  • :: آذر ۸٢
  • :: آبان ۸٢
  • :: مهر ۸٢

آرشیو موضوعی زروان

  • :: آثار برگزیده طراحی داخلی جهان (٢)
  • :: آرمین دانشگر (۱)
  • :: آموزش معماری (۳۳)
  • :: اکسپو 2010 شانگهای (۳)
  • :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه (٢٥)
  • :: برترین‌های معماری (۱)
  • :: برداشت آزاد (۳)
  • :: پایان‌نامه‌های معماری (۱)
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری (۳۱)
  • :: تعریف معماری (۱)
  • :: جایزه معماری آقاخان (۱)
  • :: جایزه معماری پریتزکر (۱)
  • :: جوایز معماری (٢)
  • :: خانه‌های معاصر جهان (۳)
  • :: خواندنی‎های معماری (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری جهان (٢)
  • :: دانستنی‎های معماری دوره اسلامی ایران (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری معاصر ایران (۱)
  • :: دانشگاه آزاد اسلامی واحد هریس (٢۱)
  • :: درس‌هایی از بزرگان معماری (۱)
  • :: درس آشنایی با طراحی معماری (٤)
  • :: درس طراحی معماری 2 (٧)
  • :: درس طراحی معماری 5 (٢)
  • :: درس طرح معماری 1 (٢)
  • :: درس مقدمات طراحی معماری 2 (۱٦)
  • :: رویدادهای معماری (۳)
  • :: زبان تخصصی معماری (٢)
  • :: طراحی داخلی (٢)
  • :: طراحی معماری (٦)
  • :: عملکرد در معماری (٤)
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان (۱٩)
  • :: گفت‌وگوهای معماری (۱٧)
  • :: مبانی نظری معماری (٦٠)
  • :: مسابقات معماری (٢)
  • :: معرفی پروژه (٧)
  • :: معرفی کتاب (۱)
  • :: معماران ایرانی (۳)
  • :: معماران جهان (۳)
  • :: معماری ایران (٢)
  • :: معماری ایستگاه مترو (۱)
  • :: معماری پارکینگ (۱)
  • :: معماری پل (۱)
  • :: معماری تئاتر (۱)
  • :: معماری خانه (۳)
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور (٤)
  • :: معماری دفتر کار (۱)
  • :: معماری رستوران (۱)
  • :: معماری زمینه‌گرا (٩)
  • :: معماری سفارت‌خانه (۱)
  • :: معماری شهری (۱)
  • :: معماری فرودگاه (۱)
  • :: معماری مجتمع مسکونی (۱)
  • :: معماری معاصر ایران (۱)
  • :: معماری معاصر جهان (۱)
  • :: معماری معاصر هلند (٢)
  • :: معماری موزه (٢)
  • :: معماری نمایشگاهی (۳)
  • :: معماری هزاره سوم (۱)
  • :: معماری و طبیعت (۱)
  • :: معماری کتابخانه (۱)
  • :: موسسه آموزش عالی سراج تبریز (۱۱)
  • :: میدان‌ها و پلازاهای شهری (۱)
  • :: نقد معماری (٢٧)
  • :: واژگان متن‌های معماری (٤)
  • :: کامران افشارنادری (۱)
  • :: کانسپت در معماری (۱)
  • :: یادداشت ماه (۱)

وبلاگ‌ها و سایت‌های معماری

  • :: + زروان: اخبار، رویدادها و حاشیه‌های معماری
  • :: دید هفتم: جستارهایی در معماری و هنرهای نمایشی
  • :: فضای رویداد: جستارهایی در هنر و معماری

آمار بازدیدکنندگان



جمعه ۳٠ تیر ۱۳۸٥

برداشت آزاد

 

ذکر احوال شیخنا و سیدنا هادی میرمیران

 

نگاهی طنزآمیز به زندگی میرمیران

 

Free Take

Biography of Our Master, Seyyed Hadi Mirmiran

A Satiric Review on Mirmiran’s Life

 

ح. ل. دیلماج، تذکره‌المشاهیر معماری: فصلنامه معماری ایران، شماره 2، پاییز 1379، صفحه 98

 

آن معمار علی‌الاطلاق، آن سید به استحقاق، آن کثیرالسفر میان اصفهان و تهران، آن به قول خودش (و زنش) نادره دوران، قطبنا و سیدنا هادی میرمیران، برنده جوایز متعدد معماری بود، و جاه و مقام را دائم به بی‌قراری بود، و از حقوق دادن فراری بود.

نقل است روزی در کودکی با همسالان خود به گردش بود که رودخانه‌ای بادید آمد. یاران گفتند: "یا سیدهادی، جامه در کنیم و خود در آب زنیم." گفت: "من بالاپوش مارک BOSS خود چگونه به درآرم؟" و چون یکی از کودکان به انکار او اصوات بی‌معنی از دهان برآورد، شیخنا او را گفت:

آهای بچه، چقدر تو بی‌کلاسی                   همین بس بی‌کت‌وشلوار "باس"ی

کودک به پاسخ بانگ برآورد:

برو بینیم بابا ای سیدهادی                        چرا اسم خودت بر من نهادی؟

و نقل کنند که این مشاعره تا چهل شبان‌روز در کار بود، تا سیدنا بیهوش بر زمین افتاد. چون با هوش آمد، چنان در خلائق می‌نگریست که زان پس تا سی سال هیچ کس لب او خندان ندید، مگر آن روز که چون ماکت عظیم کار خود در حیاط دانشکده آتش زد، تبسم کرد. گفتندش: "میرمیری (!) چه وقت این است؟" گفت: "مینو میگه اول قدم در آرsheتکت شدن همین ادااصول‌هاست. من هم رضای انتلقتوئلان را تبسم کردم!" و این از کرامات او بود.

 

کاریکاتور سیدهادی میرمیران، اثر مهران خوشرو 

 

نقل است که کارفرمایی او را هزار دلار آورد که "بگیر". گفت: "من از کارفرمایان هیچ نستانم." گفت: "پس از کی می‌ستانی؟"، گفت: "از کارمندانم ـ کثرالله تعدادهم ـ به آن قسم که در شرکتم کار کنند، و من ایشان را هیچ ندهم، مگر به هفتصد شبان‌روز، یک‌بار!" و گویند کار فرما صیحه زد و چنان بگریست که همه کاغذهای کالک و البوستی از آب دیده تر شد. و چون در دم خبر آوردند که "یکی از کارمندانت از گرسنگی خودش را انداخت در چاه"، شیخنا گفت: "در عوض یه خودنویس مون‌بلان خریدم، عین ماه!" و این نیز از کرامات او بود ـ اعلی‌الله مقامه!

پس از طرح کانسای، شیردل نامی به عداوت با شیخنا هر جا نشست، گفت: "طرح کانسای را ما کشیدیم، Honorable Mention آن سیدهادی برد." هادی این سخن بشنید و او را به مناظره خواند ـ و آورده‌اند که اینان چندان به یکدیگر فحش و ناسزا دادند که هفت‌هزار صفحه کتاب "زبده‌الفحش و الناسزا" برگرفته از همین مناظره است. آنگاه شیردل ـ رضی‌الله عنه ـ لب ورچید که: "قهر، قهر، تا روز قیامت." پس شیخنا گفت: "همه رفتند، رئیس دانا هم ـ زیده شاربه (!) ـ رفت (چون هیچ رئیسی از خود ما داناتر نیست!) حالا تو هم برو."

تا دلم شکوه رو آغاز می‌کنه                       زرتی شیردل واسه من ناز می‌کنه

هم نقل است که او را گفتند «بهترین کارهای معماری نام ببر»، گفت: "کارهای ما و ما و ما و ..." چندان که پنداشتند به "ماما" نیاز دارد. و گویند تا آن دم که فرمان یافت، چیزی جز "ما" نگفت.

والله اعلم!

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳۸٥

حاشیه معماری

 

روزهای تولد بزرگان معماری ـ 2

 

Margin of Architecture

Birthdays of Architecture’s Masters - 2

 

o ویلیام موریس (William Morris)

þ ۴ فروردین (March 24)

 

o ماریو بوتا (Mario Botta)

þ ۱۲ فروردین (April 1)

 

o آلدو روسی (Aldo Rossi)

þ ۱۳ اردیبهشت (May 3)

 

o چارلز ایمز (Charles Eames)

þ ۲۷ خرداد (June 17)

 

o رابرت ونتوری (Robert Venturi)

þ ۴ تیر (June 25)

 

o آراتا ایسوزاکی (Arata Isozaki)

þ ۱ مرداد (July 23)

 

o ریچارد راجرز (Richard Rogers)

þ ۱ مرداد (July 23)

 

o تادائو آندو (Tadao Ando)

þ ۲۲ شهریور (September 13)

 

o رنزو پیانو (Renzo Piano)

þ ۲۳ شهریور (September 14)

 

o سزار پلی (Cesar Pelli)

þ ۲۰ مهر (October 12)

 

o رم کولهاس (Rem Koolhaas)

þ ۲۶ آبان (November 17)

 

o استیون هال (Steven Holl)

þ ۱۸ آذر (December 9)

 

o برنارد چومی (Bernard Tschumi)

þ ۵ بهمن (January 25)

 

o جان راسكین (John Ruskin)

þ ۱۹ بهمن (February 8)

 

o لویی کان (Louis Kahn)

þ ۱ اسفند (February 20)

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


سه‌شنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٥

آموزش معماری

 

پایان‌نامه‌های معماری ـ 3

 

Architectural Education

Diploma Projects of Architecture - 3

 

þ طراحی يك مرکز توانبخشی برای افراد آسیب‌دیده

þ Vanessa Fong، M.Arch.

þ استاد راهنما: David Theodore

þ مدرسه معماری دانشگاه McGill کانادا، 2003-2004

 

Tracing Memory – Becoming Form

The project is a rehabilitation center for injured bodies on a site that once had the historical role of repairing ships. Two strong philosophical motifs guide the project: Gille Deleuze’s notion of the Fold, outlined in The Fold – Leibniz and the Baroque, and Henri Bergson’s idea of Becoming, elucidated in Creative Evolution.

 

The body as time and memory

Once time has passed, the primary evidence of time’s existence is in human memories. The remembrance of an experience or an event defines and distinguishes the temporal and it is in these memories where time becomes tangible. Recollections of what once was make the body a condition of time. In essence, the body is not an object, definable by the three Cartesian coordinates that give a volume in space, but rather, a duration of time. Because the body endures through time, memories shape the body as an enduring event, rather then an instantaneous episode.

As we endure, we are constantly swelling with experience – leaving the body in a constant state of flux. According to the Bergson, to exist is to change. To change over time is to Become. If a body can be thought of in terms of duration rather then dimension, the process of Becoming is continuous and endless.

The constant evolution of the body defines an unfolding of potentials. Without a body, one cannot experience time. Without a body, or with an injured body, one cannot unfold or Become – one can only Be.

It becomes a necessity to rehabilitate the body.

 

The site as body

In both time and space, the Peel Basin sits at the beginning of industrial Montreal. It is a transitional area between the leisure park of the Old Port and the industrial quarters south of the Lachine Canal. Formerly known as the Montreal Dry Docks, it lays between the Basin, the Canal and the buildings lining Mill Street. From 1851 – 1970, the Montreal Dry Docks served as the repair and maintenance facility for the hulls of ships arriving from or leaving for the trek across the Atlantic Ocean

If the body is defined as an accumulation of memories rather than as a three-dimensional volume in space, by analogy, the project site can be re-imagined as a human body. The site was once a vibrant industrial district but decades of industrial use have injured that active body, whose layers of history (i.e. memories) now lie dormant. My project reanimates and reactivates this site/body by unfolding those abstract memories (the layers of history) as a physical, tectonic unfolding. The folds allow a reframing of the site, creating a new condition of garden, skin, space and form, demonstrating rehabilitative capacity of architectural form.

I reinterpreted and remade the surface of the site-body by looking at the layers of built form the site has endured over the past 200 years. I translated the site’s history / memories of building footprints into both volumetric and vectorial time models. This created a volume and planar sitebody respectively. I then drew sections through the site-body at 10m intervals to reveal the sitebody in terms of time. This model was then folded and unfolded to heal the injured site-body and to produce architectural form and conditions of movement and passage.

By unfolding and healing the site, it reveals an unexpected relation of the old (repairing the body of a ship) with the new (repairing the human body). The repaired site-body is a series of folded forms that creates sequences of movement through the building. The unfolding of the building’s forms to visitors’ senses reframes and refocuses the function of physical repair in three events and on three related site-bodies: the historical role of repairing ships, the urban role of repairing a site, and finally a corporal role, the repair of the human body.

 

The body revealed

The site folds the biking and running trails of the National Park that lines the North end of the site into and right through the building. Park users – strollers, joggers, cyclists – and the therapy center’s inhabitants – the uninjured and the injured, the healed and the healing – have reciprocal revelations of each other’s worlds. As patients undergo rehabilitation, they exchange views with the physically active users of the park, unfolding a common ground, a common event in time.

Inside, spaces expand and contract from quiet closed rooms to bright open chambers. As patients sometimes stay in the facility for several weeks, they can discover the site and its surroundings slowly, over time. A variety of spaces can be explored and used based on the patient’s desire. The main therapy room takes advantage of the views form the building across the water to the city and over the autoroute, providing. motivation and hope to patients during the healing process.

The building has volumes that houses either patient rooms or therapist’s offices. Interaction between the therapist and patient occurs in the physiotherapy areas (such as the thermotherapy, physiotherapy, and hydrotherapy baths) that are folded into and in-between the patient / therapist volumes – acting as a ligament between the therapists and patients. As patients use and re-use these rehabilitation areas, the folded skin, gardens and spaces encourage them to work on their rehabilitation continually, rather then only during their meeting time with their doctor.

Each volume houses patients with similar ailments. This allows the associated nurse’s station to offer specialized care in the appropriate healing process. Moreover, each patient room opens into a shared semi private area – acting as an extension of the patient’s private space, and allowing light and air to penetrate. These common areas encourage patient interaction and discussion.

 

Drawings

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Process Models

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Final Models

 

 

 

 

 

 

 

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳۸٥

معماری شهری

 

میدان‌ها و پلازاهای شهری به روایت تصویر ـ 1

           

Urban Architecture

Pictorial Review of City Squares and Plazas - 1

 

þ Place des Terraux

þ لیون، فرانسه، 1994

þ آرشیتکت: Christian Drevet 

 

 

تالار شهر؛ مهم‌ترین ساختمان عمومی موجود در پلازا

 

 

دیدی از پلازا با تالار شهر در پس‌زمینه و فواره Bartholdi در روبه‌روی کاخ St-Pierre

 

 

ساختمان‌های عمومی Croix-Roussienne به همراه Massif des Terreaux در پس‌زمینه

 

 

پلان پلازا به همراه نماهای ساختمان‌های اطراف آن

 

 

دیدی از بخش‌های مختلف میدان

 

 

بازتاب‌های نور بر روی سنگ‌فرش‌های میدان

 

 

فواره Bartholdi با اسب‌های سنگی پویایش

 

 

دید شب میدان؛ رقص نور فواره‌ها ـ متناسب با ریتم آب ـ در مقابل نور ثابت نماها

 

 

مکعب‌ها و ستون‌های گرانیتی که در نقاط تقاطع طرح‌های کف‌سازی قرار گرفته‌اند

 

 

 راست: طرح کف‌سازی میدان؛ گرانیت سیاه و سفید در اطراف فواره‌های آب، با گرانیت خاکستری در نقاط تقاطع

چپ: نحوه چیدمان فواره‌های آب؛ چهار دایره بیرونی مربوط به نور هستند.

 

 

نمودار مکانیسم فواره نور و آب؛ نور بوسیله فیبرهای نوری انتقال می‌یابد.

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


شنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٥

معرفی کتاب

 

طراحان چگونه می‌اندیشند: ابهام‌زدایی از فرایند طراحی

 

Book Review

How Designers Think: The Design Process Demystified

 

þ نویسنده: برایان لاوسون

þ مترجم: دکتر حمید ندیمی

þ ناشر: انتشارات دانشگاه شهید بهشتی

þ سال انتشار: 1384 (چاپ اول)

þ قیمت: 3000 تومان

 

طراحان چگونه می‌اندیشند: ابهام‌زدایی از فرایند طراحی 

 

چاردیواری: کتاب حاضر ترجمه‌ای است از چاپ سوم کتاب How Designers Think: The Design Process Demystified که در سال 1997 توسط انتشارات آکسفورد منتشر شده است و تاریخ چاپ اول آن به سال 1980 برمی‌گردد. برایان لاوسون (Bryan Lawson)، نویسنده کتاب که در دو رشته معماری و روان‌شناسی به تحصیل و تدریس پرداخته است، پژوهش‌های متعددی در زمینه فرایند طراحی، طراحی به کمک رایانه و روان‌شناسی معماری به انجام رسانده و بیش از 100 اثر منتشر نموده است که در میان آنها، کتاب «طراحان چگونه می‌اندیشند»، از جامع‌ترین کتاب‌های منتشرشده در نوع خود به شمار می‌رود، بطوری‌که از زمان انتشار جزو منابع درسی بسیاری از دروس طراحی، چه در رشته معماری و چه در سایر رشته‌های طراحی، بوده است.  

دکتر حمید ندیمی در پیشگفتاری که بر این کتاب نوشته است، هدف از ترجمه آن را تلاش کوچکی در جهت پر کردن خلاء موجود در زمینه منابع مکتوب فارسی که به موضوع روش‌شناسی و فرایند طراحی پرداخته باشند، عنوان می‌کند. به اعتقاد مترجم، کتاب «طراحان چگونه می‌اندیشند» حاصل نظر به «اندیشه طراحانه» با دیدی همه‌جانبه است و تخصص دوگانه مؤلف در دو عرصه طراحی و روان‌شناسی، وی را در نزدیک شدن به چنین نگاهی یاری رسانده است. بر این اساس، او امیدوار است این کتاب با توجه به نگاه چندجانبه مؤلف به موضوع، در میان منابع مکتوب موجود، چه برای مخاطب دانشگاهی و چه برای مخاطب حرفه‌ای، جایگاه ویژه خود را بیابد و به فهم روشن‌تری از ماهیت طراحی راهبر شود.

برایان لاوسون در بخشی از کتاب، هدف خویش را از تألیف آن چنین بیان می‌کند: «این کتاب، همان طور که از عنوانش برمی‌آید، قصد آن دارد تا در بحث چگونگی اندیشیدن طراحان شرکت کند، به طراحان پراشتیاق در نیل به سطوح بالاتر کمک کند و به کسانی که با طراحان کار یا آنها را استخدام می‌کنند، در درک بهتر آنان یاری رساند.» او امیدوار است خواننده با مطالعه این کتاب، به درکی از نحوه اندیشیدن طراحان نزدیک‌تر شود. او در این کتاب، برای مطالعه چگونگی اندیشیدن طراحان، سعی کرده است درک بهتری از طبیعت طراحی و ویژگی‌های مسائل طراحی و راه‌حل‌های آنها پیدا کند. وی در عین حال خاطرنشان می‌کند که این کار به هیچ وجه جنبه تجویزی ندارد و قصد او ارائه شرح معتبری از اینکه طراحان چگونه باید طراحی کنند، نیست.

 

 How Designers Think: The Design Process Demystified

 

آنچه در کتاب «طراحان چگونه می‌اندیشند» مطرح می‌شود، بیشتر به فرایند طراحی مربوط است تا به محصول نهایی؛ در کل، این کتاب درباره موضوعات مربوط به فرایند طراحی، مسئله‌ها و راه‌حل‌های طراحی و تفکر طراحانه است. لاوسون در این زمینه می‌گوید: «کتاب حاضر درباره معماری یا در حقیقت درباره هیچ یک از محصولات طراحی نیست. این کتاب درباره مسئله‌های طراحی است، این که چه چیز آنها را چنین ویژه می‌سازد و چطور می‌شود آنها را فهمید؛ این کتاب درباره فرایندهای طراحی و چگونگی آموختن، بسط دادن و تمرین کردن آنهاست.»

از دیدگاه برایان لاوسون، پنج رویکرد عمده زیر برای تحقیق در فرایند طراحی وجود دارد که او در این کتاب شخصاً از همه این روش‌ها سود جسته ‌و کارهای پژوهشگران برجسته‌ای را که انواعی از آنها را بکار برده‌اند، نقل کرده است:

1. می‌توان به سادگی نشست و درباره طراحی فکر کرد.

2. می‌شود طراح را در شرایط آزمایشگاهی گذاشت و او را تحت قواعد تجربی دقیق مشاهده کرد.

3. می‌شود تنها به مشاهده طراحان در حین کار در کارگاه یا آتلیه پرداخت.

4. می‌شود از طراحان پرسید که چه می‌کنند.

5. می‌شود فرایند طراحی را شبیه‌سازی کرد.

او در عین حال به این نکته اذعان می‌کند که هر کدام از رویکردهای فوق از ضعف‌ها و نواقصی برخوردار هستند و هیچ یک از آنها به تنهایی به پاسخ کامل منجر نمی‌شود.

کتاب حاضر در مجموع به پرورش این نظر اختصاص دارد که اندیشه طراحی مهارت است، البته یقیناً مهارتی پیچیده و مرکب که می‌توان آن را تحلیل کرد، پروراند، بسط داد و تمرین و تجربه کرد. با این حال، نویسنده کتاب در بخش پایانی پیشگفتار خویش، نکته جالبی را مطرح کرده است که خوانندگان بایستی در مطالعه کتاب آن را مد نظر داشته باشند: «طراحان برای اینکه بهترین نتایج را بدست آورند، باید همانند گلف‌بازان و فلوت‌نوازان عمل کنند؛ آنها باید همه آنچه را درباره فنون آموخته‌اند، به فراموشی سپارند و تنها به اجرای طراحی بپردازند.»

کتاب «طراحان چگونه می‌اندیشند» در 3 بخش و 17 فصل به ترتیب زیر تدوین شده است:

o بخش اول: طراحی چیست؟

1. پیشگفتار

2. نقش دگرگون‌شونده طراح

3. نقشه‌های مسیر فرایند طراحی

o بخش دوم: مسئله‌ها و راه‌حل‌ها

4. اجزای مسئله طراحی

5. اندازه‌گیری، معیار و داوری در طراحی

6. الگویی از مسئله‌های طراحی

7. مسئله‌ها، راه‌حل‌ها و فرایند طراحی

o بخش سوم: اندیشه طراحانه

8. انواع و شیوه‌های اندیشیدن

9. تفکر خلاق

10. اصول راهنما

11. راهبردهای طراحی

12. فوت‌وفن‌های طراحی

13. دام‌های طراحی

14. طراحی با نقشه‌ها

15. طراحی با دیگران

16. طراحی با رایانه‌ها

17. به کجا می‌رویم؟

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


دوشنبه ٥ تیر ۱۳۸٥

یادداشت ماه

 

درس‌هایی از بزرگان معماری ـ 2

 

از راب کریر بیاموزیم

 

Month's Note

Lessons from Architecture’s Masters – 2

Let us Learn from Rob Krier

 

به اعتقاد بسیاری از معماران، پیش‎شرط اصلی تحقق معماری مطلوب، تعهد و التزام عملی کارفرماست، چرا که تجربه نشان داده همواره در پشت معماری‎های مطلوب، كارفرمایانی آگاه و متعهد وجود داشته ‎است. بی‌تردید، یك ساختمان خوب نیازمند كارفرمای آگاهی است كه در بالاترین سطح متعهد به رعایت كیفیت‎ها و استانداردهای پیشرفته طراحی باشد و در كنار توجه به مسائل مالی و سود و زیان خویش، نگران تأثیری كه ساختمان او هم بر كاربرانش و هم بر شخصیت محیط اطرافش دارد، نیز باشد.

دست‌یابی معمار و کارفرما به یک تفاهم بنیادی و یا به بیان بهتر به یک زبان مشترک در روند تحقق یک پروژه، از مهم‌ترین عواملی است که می‌تواند موفقیت آن پروژه را تضمین کند. بر این اساس است که بخش اعظمی از معماران در توجیه کیفیت نامطلوب ساختمان‌هایشان، به دلایلی همچون عدم توجه کارفرما به خواسته‌ها و نظریات معمار اشاره می‌کنند، معضلی که از آگاهی و اطلاعات اندک کارفرما درباره ارزش‌های هنری و کارکردی معماری و نیز نقش برجسته معمار در روند ساخت‌وساز سرچشمه می‌گیرد. در نتیجه این عدم آگاهی و همکاری متقابل است که اکثریت قریب به اتفاق معماران ـ بنا به دلایل اقتصادی و انگیزه‌های مادی ـ به ناچار به خواسته‌های بعضاً ناحق و غیرکارشناسی کارفرما تن درمی‌‌دهند و از نظریات و ایده‌های خویش که می‌تواند تأثیری اساسی بر کیفیت زیبایی‌شناختی ـ کارکردی ساختمان داشته باشد، به راحتی می‌گذرند و نتیجه این می‌شود که همه می‌بینیم.

 

Rob Krier 

 

درباره آنچه گفته شد، «راب کریر» در كتاب مشهور خویش بنام «فضای شهری» که با ترجمه خسرو هاشمی‌نژاد و توسط نشر خاک منتشر شده است، نکات آموزنده‌ای را به معماران یادآور می‌شود که در نوع خود جالب‌توجه و شاید تا حد زیادی آرمانی است:

«هر ساختمان توسط معماری طراحی شده است و مسئولیت چیزی که خلق کرده با خود اوست. از نظر من، چنانچه اشتباه عمده‌ای پیش آید، او را برای خطاهایش می‌توان مؤاخذه کرد.

کار معمار این نیست که بر ناآگاهی کارفرمایش از مسائل طراحی افسوس خورد و به خاطر کارمزدی که می‌گیرد، خود را موظف بداند سلیقه و خواسته او را در معماری خویش منعکس کند. چنانچه ایمان حرفه‌ای کافی وجود داشته باشد، می‌توان بیشتر کارفرمایان را راهنمایی و متقاعد ساخت. البته طبیعی است که این کار نیاز به وقت بیشتری دارد. ... تصوری بسیار هولناک است که بدانیم کمتر کسانی از این رویه پیروی می‌کنند. ... چند تن از همکاران خویش را می‌شناسید که دارای این توانایی اخلاقی باشند و به سبب پذیرفته نشدن کیفیت مطلوب طرح خود از سوی کارفرما، از کارمزد خویش بگذرند؟

ما به عنوان معمار باید به مسئولیت خطیر خویش آشنا باشیم و بدانیم از زمانی که نام خود را بر طرحی می‌گذاریم، این مسئولیت آغاز می‌شود. برای اثبات حقانیت خود گناه اشتباهات را نباید به گردن کارفرما بیندازیم. ... تنها معمار و خود اوست که مسئول روش کار خویش می‌باشد.»

 

 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: