زروان: پژوهشگاه هنر و معماری

  • :: صفحه اصلی
  • :: فهرست یادداشت‌ها
  • :: پست الکترونیک
  • :: فید وبلاگ

نویسنده وبلاگ

  • :: کمال یوسف‌پور

یادداشت‌های اخیر

  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 39
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 10
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 27
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 9
  • :: هفت آتریوم زیبای جهان
  • :: واژگان متن‌های معماری ـ 11
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 38
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 9
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 26
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 8
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 3
  • :: نقدی بر گفته‌های رضا دانشمیر درباره ایده "پروژه باز"
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣7
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 8
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 12
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 7
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 2
  • :: انواع نماهای معماری
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣6
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 7
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 11
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 6
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 1
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور ـ 4
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣5
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 6
  • :: هشت ­سال با زروان، برای معماری
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 5
  • :: خانه‌ای در داخل یک قوطی کنسرو!
  • :: "پروژه باز"، ایده‌ای برای فضاهای فرهنگی

آرشیو زروان

  • :: بهمن ٩٠
  • :: دی ٩٠
  • :: آذر ٩٠
  • :: آبان ٩٠
  • :: مهر ٩٠
  • :: شهریور ٩٠
  • :: امرداد ٩٠
  • :: تیر ٩٠
  • :: خرداد ٩٠
  • :: اردیبهشت ٩٠
  • :: فروردین ٩٠
  • :: اسفند ۸٩
  • :: بهمن ۸٩
  • :: دی ۸٩
  • :: آذر ۸٩
  • :: آبان ۸٩
  • :: مهر ۸٩
  • :: شهریور ۸٩
  • :: امرداد ۸٩
  • :: تیر ۸٩
  • :: خرداد ۸٩
  • :: اردیبهشت ۸٩
  • :: فروردین ۸٩
  • :: اسفند ۸۸
  • :: بهمن ۸۸
  • :: دی ۸۸
  • :: آذر ۸۸
  • :: آبان ۸۸
  • :: مهر ۸۸
  • :: شهریور ۸۸
  • :: امرداد ۸۸
  • :: تیر ۸۸
  • :: خرداد ۸۸
  • :: اردیبهشت ۸۸
  • :: فروردین ۸۸
  • :: اسفند ۸٧
  • :: بهمن ۸٧
  • :: دی ۸٧
  • :: آذر ۸٧
  • :: آبان ۸٧
  • :: مهر ۸٧
  • :: شهریور ۸٧
  • :: امرداد ۸٧
  • :: تیر ۸٧
  • :: خرداد ۸٧
  • :: اردیبهشت ۸٧
  • :: فروردین ۸٧
  • :: اسفند ۸٦
  • :: بهمن ۸٦
  • :: دی ۸٦
  • :: آذر ۸٦
  • :: آبان ۸٦
  • :: مهر ۸٦
  • :: شهریور ۸٦
  • :: امرداد ۸٦
  • :: تیر ۸٦
  • :: خرداد ۸٦
  • :: اردیبهشت ۸٦
  • :: فروردین ۸٦
  • :: اسفند ۸٥
  • :: بهمن ۸٥
  • :: دی ۸٥
  • :: آذر ۸٥
  • :: آبان ۸٥
  • :: مهر ۸٥
  • :: شهریور ۸٥
  • :: امرداد ۸٥
  • :: تیر ۸٥
  • :: خرداد ۸٥
  • :: اردیبهشت ۸٥
  • :: فروردین ۸٥
  • :: اسفند ۸٤
  • :: بهمن ۸٤
  • :: دی ۸٤
  • :: آذر ۸٤
  • :: آبان ۸٤
  • :: مهر ۸٤
  • :: شهریور ۸٤
  • :: امرداد ۸٤
  • :: تیر ۸٤
  • :: خرداد ۸٤
  • :: اردیبهشت ۸٤
  • :: فروردین ۸٤
  • :: اسفند ۸۳
  • :: بهمن ۸۳
  • :: دی ۸۳
  • :: آذر ۸۳
  • :: آبان ۸۳
  • :: مهر ۸۳
  • :: شهریور ۸۳
  • :: امرداد ۸۳
  • :: تیر ۸۳
  • :: خرداد ۸۳
  • :: اردیبهشت ۸۳
  • :: فروردین ۸۳
  • :: اسفند ۸٢
  • :: بهمن ۸٢
  • :: دی ۸٢
  • :: آذر ۸٢
  • :: آبان ۸٢
  • :: مهر ۸٢

آرشیو موضوعی زروان

  • :: آثار برگزیده طراحی داخلی جهان (٢)
  • :: آرمین دانشگر (۱)
  • :: آموزش معماری (۳۳)
  • :: اکسپو 2010 شانگهای (۳)
  • :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه (٢٥)
  • :: برترین‌های معماری (۱)
  • :: برداشت آزاد (۳)
  • :: پایان‌نامه‌های معماری (۱)
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری (۳۱)
  • :: تعریف معماری (۱)
  • :: جایزه معماری آقاخان (۱)
  • :: جایزه معماری پریتزکر (۱)
  • :: جوایز معماری (٢)
  • :: خانه‌های معاصر جهان (۳)
  • :: خواندنی‎های معماری (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری جهان (٢)
  • :: دانستنی‎های معماری دوره اسلامی ایران (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری معاصر ایران (۱)
  • :: دانشگاه آزاد اسلامی واحد هریس (٢۱)
  • :: درس‌هایی از بزرگان معماری (۱)
  • :: درس آشنایی با طراحی معماری (٤)
  • :: درس طراحی معماری 2 (٧)
  • :: درس طراحی معماری 5 (٢)
  • :: درس طرح معماری 1 (٢)
  • :: درس مقدمات طراحی معماری 2 (۱٦)
  • :: رویدادهای معماری (۳)
  • :: زبان تخصصی معماری (٢)
  • :: طراحی داخلی (٢)
  • :: طراحی معماری (٦)
  • :: عملکرد در معماری (٤)
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان (۱٩)
  • :: گفت‌وگوهای معماری (۱٧)
  • :: مبانی نظری معماری (٦٠)
  • :: مسابقات معماری (٢)
  • :: معرفی پروژه (٧)
  • :: معرفی کتاب (۱)
  • :: معماران ایرانی (۳)
  • :: معماران جهان (۳)
  • :: معماری ایران (٢)
  • :: معماری ایستگاه مترو (۱)
  • :: معماری پارکینگ (۱)
  • :: معماری پل (۱)
  • :: معماری تئاتر (۱)
  • :: معماری خانه (۳)
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور (٤)
  • :: معماری دفتر کار (۱)
  • :: معماری رستوران (۱)
  • :: معماری زمینه‌گرا (٩)
  • :: معماری سفارت‌خانه (۱)
  • :: معماری شهری (۱)
  • :: معماری فرودگاه (۱)
  • :: معماری مجتمع مسکونی (۱)
  • :: معماری معاصر ایران (۱)
  • :: معماری معاصر جهان (۱)
  • :: معماری معاصر هلند (٢)
  • :: معماری موزه (٢)
  • :: معماری نمایشگاهی (۳)
  • :: معماری هزاره سوم (۱)
  • :: معماری و طبیعت (۱)
  • :: معماری کتابخانه (۱)
  • :: موسسه آموزش عالی سراج تبریز (۱۱)
  • :: میدان‌ها و پلازاهای شهری (۱)
  • :: نقد معماری (٢٧)
  • :: واژگان متن‌های معماری (٤)
  • :: کامران افشارنادری (۱)
  • :: کانسپت در معماری (۱)
  • :: یادداشت ماه (۱)

وبلاگ‌ها و سایت‌های معماری

  • :: + زروان: اخبار، رویدادها و حاشیه‌های معماری
  • :: دید هفتم: جستارهایی در معماری و هنرهای نمایشی
  • :: فضای رویداد: جستارهایی در هنر و معماری

آمار بازدیدکنندگان



سه‌شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٦

برداشت آزاد
 
معماری، ادبیات، رسانه

  Free Take
Architecture, Literature, Media

سیدرضا هاشمی، معماری، ادبیات، رسانه: فصلنامه معمار، شماره 9، تابستان 1379، صص 2-3

... دانش کنونی معماری که در دانشگاه‌ها فراگرفته می‌شود، تدریجاً به دانشی درباره یک معماری فهمیدنی تبدیل شده است. هدف این فهمیدن این نیست که معماری چگونه باید تولید شود، بلکه این است که معماری خودش چیست و حامل چه ارزش‌هایی است و این ارزش‌ها چگونه ثابت می‌شوند و چگونه تحقق پیدا می‌کنند. چنین نگاهی به معماری خدمت نکرده است، بلکه به چیزی خدمت کرده است که باید آن را «فهمیدن معماری» نامید. اما چون منطق چنین نگاهی این است که معماری خود محصول فهمیدن است، «فهمیدن معماری» تبدیل شده است به «فهمیدن چگونه فهمیدن معماری». سرگرم‌شدن به ماجرای این فهم انتقادی از معماری جز گرفتار شدن در یک دور یا افتادن در یک گرداب نتیجه‌ای نداشته است.

... روندی که معماری بدین‌گونه دارد طی می‌کند معماری را به چیزی از جنس ادبیات تبدیل کرده است. این تبدیل‌شدن به ادبیات اختصاص به معماری ندارد و شامل بسیاری دیگر از شئون فکری و فرهنگی نیز شده است. این وضع را به رسانه‌ای‌شدن همه شئون نیز تعبیر کرده‌اند. تعبیر رسانه‌ای‌شدن با جایگاهی که امروزه اطلاعات و اطلاع‌رسانی دارد پیدا می‌کند کاملاً مناسبت دارد. رسانه و ادبیات بسیار به هم شبیه‌اند، با این تفاوت که رسانه در جانب قدرت و سیاست و ادبیات در جانب جامعه و فرهنگ قرار دارند. همان‌طور که جامعه مقهور قدرت و فرهنگ مقهور سیاست می‌شود، ادبیات هم مقهور رسانه می‌شود و در خدمت آن قرار می‌گیرد. رسانه‌ها با تأکید بر اهمیت اطلاع‌رسانی می‌کوشند برای خود پایگاهی عمومی و مردمی اثبات کنند، اما واقعیت این است که آنها برآمده از قدرت و در خدمت آن‌اند. ابزار سنتی رسانه، ادبیات یعنی ابزار ارتباط کلام بود، اما امروز از همه وسایل ارتباطی استفاده می‌کند. در اثر تحول تکنولوژی رسانه‌ای، حتی ادبیات مرسوم کلامی دارد استحاله پیدا می‌کند و در اثر این استحاله صورت ادبی آن به ماده صورت رسانه‌ای تبدیل می‌شود. رسانه صورتی است که همه صورت‌های مرسوم پیش از خود را به ماده تبدیل می‌کند، برای اینکه رسانه مانند قدرتی که در خدمت آن است، تمامیت‌خواه است.

استحاله صورت معماری در ماده رسانه را در معماری پست‌مدرن امروز دنیا می‌توان مشاهده کرد. معماری از پوسته تاریخی و رسم آبا و اجدادی خود خارج شده، به خدمت رسانه در آمده و به اجزای عمل رسانه‌ای تبدیل شده است. آنچه پیش از این ادب و فرهنگ نام داشت و تلقی علمی ـ عملی از زندگی و جهان محسوب می‌شد و در صورت‌های شعر و ادب و امثال و حکم و رسوم جریان داشت، امروز در رسانه منحل شده است. رسانه طعمی از همه آن چیزهایی که به ادب و فرهنگ مربوط بود، در خود دارد، ولی چون به خدمت قدرت تمامیت‌خواه در آمده است و تحت سیطره تکنیک قرار دارد، همه صورت‌ها را به تکنیک تبدیل کرده است. ابزار و نماد اصلی رسانه، مجله و فیلم و شکل امروزی‌تر آن اینترنت و نشانه مشروعیت آن تیراژ است، یعنی قبول همگانی و رواج عمومی.

پست‌مدرن به صورت موجی در معماری، هنر، ادبیات، جامعه‌شناسی و سیاست وارد شده است، اما صورت غالب آن صورت رسانه‌ای است. خود رسانه به یک مضمون برای همه شئون دیگر تبدیل شده است. سخن پست‌مدرن آن قدر کیفیت رسانه‌ای دارد که گوینده آن هم چندان اصراری برای اثبات آن ندارد. در واقع سخن پست مدرن گوینده مشخصی ندارد. آنچه باید اثبات شود، خود به خود در جریان عمل اثبات می‌شود. ...


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


پنجشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٦

حاشیه معماری

روزهای تولد بزرگان معماری ـ 4

Margin of Architecture
Birthdays of Architecture’s Masters - 4

 هنری ون‌دولده (Henry Van de Velde)
þ ۱۴ فروردین (April 3)

 ریچارد نویترا (Richard Neutra)
þ ۱۹ فروردین (April 8)

 کیشو کوروکاوا (Kisho Kurokawa)
þ ۱۹ فروردین (April 8)

 ژاک هرزوگ (Jacques Herzog)
þ ۳۰ فروردین (19 April)

 جیمز استرلینگ (James Stirling)
þ ۲ اردیبهشت (April 22)

 جان پاوسن (John Pawson)
þ ۱۶ اردیبهشت (May 6)

 پی‌یر دمورن (Pierre de Meuron)
þ ۱۸ اردیبهشت (May 8)

 کارلو اسکارپا (Carlo Scarpa)
þ ۱۲ خرداد (June 2)

 جان هیداک (John Hejduk)
þ ۲۸ تیر (July 19)

 گلن مورکات (Glenn Murcutt)
þ ۳ مرداد (July 25)

 سانتیاگو کالاتراوا (Santiago Calatrava)
þ ۶ مرداد (July 28)

 هانس شارون (Hans Scharoun)
þ ۲۹ شهریور (September 20)

 چارلز مور (Charles Moore)
þ ۹ آبان (October 31)

 ویکتور هورتا (Victor Horta)
þ ۱۶ دی (January 6)

 لئون باتیستا آلبرتی (Leon Battista Alberti)
þ ۲۵ بهمن (February 14)


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


شنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٦

آموزش معماری

 

واژگان متن‌های معماری ـ 6

           

Architectural Education

Vocabulary of Architectural Texts - 6

 

o Arcade

þ ردیف قوس، گذرگاه طاق‌دار، طاق‌های پشت سر هم

 

o Cornice

þ قرنیز، رخبام

 

o Density

þ تراکم

 

o Dynamic

þ پویا

 

o Dynamics

þ پویه‌شناسی

 

o Imageable

þ خوانا

 

o Nave

þ تالار کلیسا، راهرو مرکزی کلیسا، شبستان کلیسا

 

o Pediment

þ سنتوری، آذین بالای درب

 

o Peristyle

þ ایوان ستون‌دار، فضایی که اطراف آن را ستون فرا گرفته است

 

o Pier

þ جرز، پایه پل

 

o Pilaster

þ ستونچه، ستون نما، ستون چسبیده به دیوار

 

o Transept

þ بازوی کلیسای دارای طرح صلیبی (بخش عمود بر درازا)

 

o Veranda

þ ایوان، مهتابی

 

o Vitalization

þ حیات‌بخشی

 

o Volumetric

þ حجم‌پذیر


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


دوشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٦

معماری ایران

 

سبک‌شناسی معماری حرفه‌ای امروز ایران

           

Iranian Architecture

Stylistics of Iranian Contemporary Professional Architecture  

 

در معماری حرفه‌ای امروز ایران که امکان تماشای طرح‌های آن، گاه تنها به دلیل شرکت مشاوران معماری در مسابقات طراحی سال‌های اخیر و یا چاپ آثار آنان در مجلات تخصصی فراهم آمده، سه گرایش‌ عمده قابل تشخیص است:

 

þ راسیونالیسم سنتی

این گرایش که اخیراً بسیاری از ابنیه عمومی با توجه به آن بنا شده‌اند، سیاق اصلی شرکت‌های بزرگ مشاور معماری است، شرکت‌هایی که عمدتاً به مدد بوروکراسی بخش اداری ساختمان که هر روز بیش از پیش تراست‌گرایی ساختمانی را تقویت و امتیازات بیشتری به مشاوران بزرگ اهدا می‌کند، سرپا ایستاده‌اند و بدون یک بازسازی درونی، به دشواری می‌توان انتظار آثار برجسته و بدیع را از آنان داشت. طرح مهندسان مشاور تجیر، هشت‌بهشت و باوند برای فرهنگستان‌های ایران، بهترین و پرمعناترین آثار متعلق به این گرایش به شمار می‌روند.

ریشه گرایش راسیونالیسم سنتی را باید در دهه‌های 40 و 50 و اختلاط سبک‌های راسیونالیسم و نئوبروتالیسم با معماری ایرانی جستجو کرد. طرح مرکز موسیقی تهران، کار اردلان، و موزه هنرهای معاصر، اثر کامران دیبا، نمونه‌های قدیمی‌تر این گرایش هستند. راسیونالیسم سنتی ایران که مظهر بوروکراسی خرده‌گیر، ولی غیرجدی، عریض و طویل، ولی غیرمؤثر نظام ساختمانی امروزی ایران به شمار می‌رود، در 25 سال اخیر ترقی قابل توجهی نکرده است و گمان نمی‌رود که راهی به سوی آینده داشته باشد.

 

þ زیبایی‌شناسی دراماتیک

بهرام شیردل دارای دراماتیک‌ترین زبان معماری در میان طراحان ایرانی است. پس از وی باید از میرمیران سخن گفت. وی که از دل تجربه قدیمی و طولانی راسیونالیستی و نئوبروتالیستی بیرون آمده است، خصوصاً در چند سال اخیر با پروژه‌های موزه ریاست جمهوری، فرهنگستان‌های ایران و کتابخانه ملی، انسجام سبک‌شناسی، متدولوژی معمارانه و ذوق بسیار خوب خود را نشان داده است.

 

þ معماری صنعت‌گرا

در این شاخه معمارانی چون عباس قریب، مهوش عالمی، فیروز فیروز، ایمانی‌راد و ... قرار دارند که اصولاً معماران مقیاس‌های محدود هستند و در عرصه کارهای کوچک‌تر آثاری باارزش بوجود آورده‌اند. روش کار سخت‌گیرانه و جزیی‌نگر، همراه با تکنیک‌های صنعت‌گرانه، مانع از آن می‌شود که این معماران بتوانند انسجام سبک‌شناسی خود را در آثار بزرگ‌تر حفظ کنند. یکی از علل موفقیت افراد برجسته این گرایش، توجه به تزیینات است.

 

_________________________________________

þ منبع: افشارنادری، کامران. 1375: معماری امروز ایران: جستجوی پلی میان شرق و غرب. فصلنامه آبادی، شماره 21.


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


چهارشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٦

نقد معماری

 

نقد نظریه‌ای ـ 2  

 

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ 10

           

Architectural Criticism

Doctrinal Criticism - 2

Book Review: Architecture and Critical Imagination - 10

 

به عنوان یک نمونه بارز از کاربرد نقد نظریه‌ای، می‌توان به نظریه‌های بکاررفته در نقدهای آدا لوئیز هاکستیبل، منتقد مشهور معماری، اشاره کرد که اگرچه به صراحت و کوتاهی نظریاتی مانند «فرم از کارکرد تبعیت می‌کند» نیستند، ولی کاملاً واضح‌اند و هم در تصمیم‌گیری‌های معمارانه و هم در ارزیابی‌های نقادانه به کار می‌آیند. از جمله نظریه‌هایی که در نوشته‌های این منتقد، بسیار یافت می‌شود، این است که ساختمان‌های تاریخی دارای ارزش معمارانه باید حفظ و نگهداری شوند. دیگر اینکه ساختمان‌های جدید نباید بر اساس الگوهای کلاسیک فراموش‌شده طراحی و بنا شوند. به عنوان مثال، از دیدگاه هاکستیبل، تالار شهر بوستن تنها به این دلیل یکی از بارزترین نمونه بناهای عمومی است که «سعی در تقلید کورکورانه از گذشته کلاسیک خود نداشته و چنین توهین پرشکوهی را نسبت به پیشینه تاریخی (تقلید) انجام نداده است.»

شش اصل کلی برای نقد که دیوید گبهارد (David Gebhard) در تحلیل در مورد موزه «جی. پاول گتی» در کالیفرنیا بیان می‌کند و در حقیقت دربرگیرنده نظریه‌هایی برای قضاوت منفی در مورد بنا هستند، یکی دیگر از نمونه‌های نقد نظریه‌ای است:

1. استفاده از شبیه‌سازی‌های معمارانه گذشته در بنای معاصر شایسته نیست.

2. (برای مرمت) استفاده از فناوری و شیوه ساختی متفاوت با شیوه ساخت اولیه بکاررفته در یک بنا درست نیست.

3. اگر قرار بر دوباره ساختن بنایی از گذشته است، این دوباره‌سازی باید با مقید بودن به گذشته بنا و منطبق با آن صورت پذیرد.

4. طرح‌های معماری باید به گونه‌ای باشند که بسادگی قابل قضاوت باشند.

5. طرح‌های معماری باید به جای انطباق با هنر عوام‌پسندانه، از ارزش‌های هنری والا برخوردار باشند.

6. طرح باید پاسخگوی نیازها و آرزوهای مردم اجتماع باشد، نه پاسخگوی هوس‌ها و دربرگیرنده آرزوهای شخصی یک نفر.

در عالم نقد نظریه‌ای، برخی افراد در نقش سنت‌شکن، به بیان نارسایی‌ها و اشکالات اصول و بایدها و نبایدهای جاافتاده معمارانه پرداخته و نظریه‌های جدیدی را جایگزین نظریه‌های نامقبول قبلی کرده‌اند. به بیان دیگر، سنت‌شکنی و بدعت‌گذاری همواره با ابراز نظریه‌ها و دکترین‌های جدید همراه بوده است که برخی از این نظریه‌های بدیع نیز به میران همان نظریه‌های قبلی مهم و قابل تأمل هستند. البته بایستی توجه داشت که برخی نیز بدون در نظر گرفتن حد و مرزی در آزادی تفاسیر، به نظریه‌پردازی پرداخته‌اند.

بحث‌های جفری اسکات در کتاب «معماری مکتب انسان‌گرایی»، نمونه‌ای کلاسیک از درهم شکستن نظریه‌ها و دکترین‌های معمارانه است. وی در این مباحث، این نکته را که معماری رنسانس اصولاً محصول مصالح، فنون ساختمانی یا مسائل اقلیمی است، انکار می‌کند و به عنوان نظریه‌ای جدید، معماری رنسانس را «نوعی معماری سلیقه‌ای» به شمار می‌آورد. اموس راپاپورت نیز در کتاب خود با نام «فرهنگ و شکل خانه‌ها»، بعضی از نظریه‌ها و دکترین‌های موجود در مورد عوامل مؤثر بر فرم خانه‌ها را مورد تردید قرار داده و این نظریه را مطرح کرده است که فرم خانه‌ها توسط «معیارهای فرهنگی جامعه» تعیین می‌شود. رابرت ونتوری یکی دیگر از منتقدان سنت‌شکن است که به مخالفت با نظریه‌هایی که آنها را «نظریه‌های مدرن ارتودکس» می‌نامد، برخاسته و آنها را در مراحل اولیه به نوعی سادگی و پیش‌پاافتادگی نادرست و بعدها به نوعی پیچیدگی و ابهام نادرست محکوم کرده است. او نظریه جدید خود را این‌گونه بیان می‌کند که معماری باید ابهام‌انگیز، بیان‌کننده پیچیدگی‌های حقیقی و همچنین عدم وحدانیت و قطعیت در درک بصری باشد.

 

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

9. نقد نظریه‌ای ـ 1


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


جمعه ٥ بهمن ۱۳۸٦

یادداشت ماه

 

ترجمه‌های شگفت‌انگیز ـ 1

 

Month’s Note

Wonderful Translations - 1

 

با گسترش انتشار نشریات معماری و به ویژه نشریات مختلف شبه‌معماری در سال‌های اخیر، شاهد رشد روزافزون استفاده از مقاله‌های ترجمه‌شده از منابع انگلیسی هستیم که متأسفانه بدون هیچ‌گونه نظارت کیفی و تخصصی از سوی متولیان امر و تنها برای پرکردن صفحات این نشریات ـ به قول قدیمی‌ترها ـ به زیور طبع آراسته می‌شوند. برای افزایش دانش زبان تخصصی‌مان هم که شده، تنها ـ تأکید می‌کنم تنها ـ برخی جملات یکی از این مقالات ترجمه‌شده را با متن اصلی مطابقت داده‌ام تا به عمق فاجعه علمی در برخی نشریات بیشتر پی ببریم:

 

عجایب معماری در سال 2006، ترجمه رها فصاحتی، ماهنامه راه و ساختمان، شماره 38، بهمن 1385، صفحات 32-35

 

o Over the centuries, Western architecture has had its movements—Gothic, Beaux Arts, International Style.

þ بعد از گذشت قرنها سبک معماری غربی به سمت سبک‌های هنری گوتیک و Beaux حرکت کرده است.

 

o Indeed, over the past decade new design and construction tools have allowed for curvilinear structures that are sometimes referred to as "blobbism,"

þ در واقع بعد از گذشت یک دهه، طراحی جدید و مصالح ساختمانی نوین باعث شده‌اند که ساختمان‌ها به شکل منحنی ساخته شوند که در پاره‌ای از اوقات بازگشت به سبک blobbism در آنها دیده می‌شود.

 

o That said, many of our favorite buildings of 2006 reflect a trend that has been gaining strength: sustainable design.

þ بسیاری از ساختمانهای برگزیده ما در سال 2006 بازتابی از مقاومت و استحکام هستند.

 

o Most of the designs were the architectural versions of horsehair shirts, neither very comfortable nor very pretty.

þ بیشتر طرح‌هایی که به سبک horsehair shirts ساخته می‌شد نه خیلی راحت بودند و نه زیبا.

 

o As we surveyed the year for new edifices that broke records and otherwise amazed us, we also found some that simply represented feats of engineering.

þ در بررسی‌هایی که ما انجام دادیم با حیرت متوجه شدیم که با توجه به اسناد، ساختمانهای بزرگی ورشکسته شدند که بعضی از آنها جزو شاهکارهای مهندسی محسوب می‌شدند.

 

o Kew Gardens built its first structure to house alpine plants in 1887.

þ کیو گاردنز اولین سازه خود را به شکل خانه‌های کوه آلپ در سال 1887 احداث نمود.


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: