زروان: پژوهشگاه هنر و معماری

  • :: صفحه اصلی
  • :: فهرست یادداشت‌ها
  • :: پست الکترونیک
  • :: فید وبلاگ

نویسنده وبلاگ

  • :: کمال یوسف‌پور

یادداشت‌های اخیر

  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 10
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 27
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 9
  • :: هفت آتریوم زیبای جهان
  • :: واژگان متن‌های معماری ـ 11
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 38
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 9
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 26
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 8
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 3
  • :: نقدی بر گفته‌های رضا دانشمیر درباره ایده "پروژه باز"
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣7
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 8
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 12
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 7
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 2
  • :: انواع نماهای معماری
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣6
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 7
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 11
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 6
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 1
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور ـ 4
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣5
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 6
  • :: هشت ­سال با زروان، برای معماری
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 5
  • :: خانه‌ای در داخل یک قوطی کنسرو!
  • :: "پروژه باز"، ایده‌ای برای فضاهای فرهنگی
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣4

آرشیو زروان

  • :: بهمن ٩٠
  • :: دی ٩٠
  • :: آذر ٩٠
  • :: آبان ٩٠
  • :: مهر ٩٠
  • :: شهریور ٩٠
  • :: امرداد ٩٠
  • :: تیر ٩٠
  • :: خرداد ٩٠
  • :: اردیبهشت ٩٠
  • :: فروردین ٩٠
  • :: اسفند ۸٩
  • :: بهمن ۸٩
  • :: دی ۸٩
  • :: آذر ۸٩
  • :: آبان ۸٩
  • :: مهر ۸٩
  • :: شهریور ۸٩
  • :: امرداد ۸٩
  • :: تیر ۸٩
  • :: خرداد ۸٩
  • :: اردیبهشت ۸٩
  • :: فروردین ۸٩
  • :: اسفند ۸۸
  • :: بهمن ۸۸
  • :: دی ۸۸
  • :: آذر ۸۸
  • :: آبان ۸۸
  • :: مهر ۸۸
  • :: شهریور ۸۸
  • :: امرداد ۸۸
  • :: تیر ۸۸
  • :: خرداد ۸۸
  • :: اردیبهشت ۸۸
  • :: فروردین ۸۸
  • :: اسفند ۸٧
  • :: بهمن ۸٧
  • :: دی ۸٧
  • :: آذر ۸٧
  • :: آبان ۸٧
  • :: مهر ۸٧
  • :: شهریور ۸٧
  • :: امرداد ۸٧
  • :: تیر ۸٧
  • :: خرداد ۸٧
  • :: اردیبهشت ۸٧
  • :: فروردین ۸٧
  • :: اسفند ۸٦
  • :: بهمن ۸٦
  • :: دی ۸٦
  • :: آذر ۸٦
  • :: آبان ۸٦
  • :: مهر ۸٦
  • :: شهریور ۸٦
  • :: امرداد ۸٦
  • :: تیر ۸٦
  • :: خرداد ۸٦
  • :: اردیبهشت ۸٦
  • :: فروردین ۸٦
  • :: اسفند ۸٥
  • :: بهمن ۸٥
  • :: دی ۸٥
  • :: آذر ۸٥
  • :: آبان ۸٥
  • :: مهر ۸٥
  • :: شهریور ۸٥
  • :: امرداد ۸٥
  • :: تیر ۸٥
  • :: خرداد ۸٥
  • :: اردیبهشت ۸٥
  • :: فروردین ۸٥
  • :: اسفند ۸٤
  • :: بهمن ۸٤
  • :: دی ۸٤
  • :: آذر ۸٤
  • :: آبان ۸٤
  • :: مهر ۸٤
  • :: شهریور ۸٤
  • :: امرداد ۸٤
  • :: تیر ۸٤
  • :: خرداد ۸٤
  • :: اردیبهشت ۸٤
  • :: فروردین ۸٤
  • :: اسفند ۸۳
  • :: بهمن ۸۳
  • :: دی ۸۳
  • :: آذر ۸۳
  • :: آبان ۸۳
  • :: مهر ۸۳
  • :: شهریور ۸۳
  • :: امرداد ۸۳
  • :: تیر ۸۳
  • :: خرداد ۸۳
  • :: اردیبهشت ۸۳
  • :: فروردین ۸۳
  • :: اسفند ۸٢
  • :: بهمن ۸٢
  • :: دی ۸٢
  • :: آذر ۸٢
  • :: آبان ۸٢
  • :: مهر ۸٢

آرشیو موضوعی زروان

  • :: آثار برگزیده طراحی داخلی جهان (٢)
  • :: آرمین دانشگر (۱)
  • :: آموزش معماری (۳٢)
  • :: اکسپو 2010 شانگهای (۳)
  • :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه (٢٥)
  • :: برترین‌های معماری (۱)
  • :: برداشت آزاد (۳)
  • :: پایان‌نامه‌های معماری (۱)
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری (۳٠)
  • :: تعریف معماری (۱)
  • :: جایزه معماری آقاخان (۱)
  • :: جایزه معماری پریتزکر (۱)
  • :: جوایز معماری (٢)
  • :: خانه‌های معاصر جهان (۳)
  • :: خواندنی‎های معماری (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری جهان (٢)
  • :: دانستنی‎های معماری دوره اسلامی ایران (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری معاصر ایران (۱)
  • :: دانشگاه آزاد اسلامی واحد هریس (٢٠)
  • :: درس‌هایی از بزرگان معماری (۱)
  • :: درس آشنایی با طراحی معماری (٤)
  • :: درس طراحی معماری 2 (٧)
  • :: درس طراحی معماری 5 (۱)
  • :: درس طرح معماری 1 (٢)
  • :: درس مقدمات طراحی معماری 2 (۱٦)
  • :: رویدادهای معماری (۳)
  • :: زبان تخصصی معماری (٢)
  • :: طراحی داخلی (٢)
  • :: طراحی معماری (٦)
  • :: عملکرد در معماری (٤)
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان (۱٩)
  • :: گفت‌وگوهای معماری (۱٧)
  • :: مبانی نظری معماری (٦٠)
  • :: مسابقات معماری (٢)
  • :: معرفی پروژه (٧)
  • :: معرفی کتاب (۱)
  • :: معماران ایرانی (۳)
  • :: معماران جهان (۳)
  • :: معماری ایران (٢)
  • :: معماری ایستگاه مترو (۱)
  • :: معماری پارکینگ (۱)
  • :: معماری پل (۱)
  • :: معماری تئاتر (۱)
  • :: معماری خانه (۳)
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور (٤)
  • :: معماری دفتر کار (۱)
  • :: معماری رستوران (۱)
  • :: معماری زمینه‌گرا (٩)
  • :: معماری سفارت‌خانه (۱)
  • :: معماری شهری (۱)
  • :: معماری فرودگاه (۱)
  • :: معماری مجتمع مسکونی (۱)
  • :: معماری معاصر ایران (۱)
  • :: معماری معاصر جهان (۱)
  • :: معماری معاصر هلند (٢)
  • :: معماری موزه (٢)
  • :: معماری نمایشگاهی (۳)
  • :: معماری هزاره سوم (۱)
  • :: معماری و طبیعت (۱)
  • :: معماری کتابخانه (۱)
  • :: موسسه آموزش عالی سراج تبریز (۱۱)
  • :: میدان‌ها و پلازاهای شهری (۱)
  • :: نقد معماری (٢٧)
  • :: واژگان متن‌های معماری (٤)
  • :: کامران افشارنادری (۱)
  • :: کانسپت در معماری (۱)
  • :: یادداشت ماه (۱)

وبلاگ‌ها و سایت‌های معماری

  • :: + زروان: اخبار، رویدادها و حاشیه‌های معماری
  • :: دید هفتم: جستارهایی در معماری و هنرهای نمایشی
  • :: فضای رویداد: جستارهایی در هنر و معماری

آمار بازدیدکنندگان



چهارشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٦


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٦

معماری جهان

شگفتی‌های جدید معماری چین

Architecture of the World
China's New Architectural Wonders

چین، این‌روزها در آستانه آغاز المپیک 2008، در حال پشت‌سرگذاشتن تجربه یک رشد و رونق بی‌سابقه در ساخت‌وساز است که این کشور را به عرصه‌ای جهانی برای نشو و نمو تعدادی از جسورانه‌ترین و نوآورانه‌ترین آثار معماری و مهندسی تبدیل کرده است. پرجمعیت‌ترین کشور جهان که در سال‌های اخیر از نظر رشد اقتصادی، به شاخص‌های بالایی دست یافته است، به زودی میزبان نسل جدیدی از شاهکارهای معماری، از جمله بزرگ‌ترین فرودگاه جهان و نخستین شهر کاملاً پایدار جهان خواهد بود.

در کلان‌شهر‌های پکن و شانگهای، فهرستی از نوابغ معماری که در میان آنها معماران مشهوری همچون رم کولهاس از هلند، هرزوگ و دمورن از سوییس و نورمن فاستر از بریتانیا به چشم می‌خورد، در حال پیشبرد پروژه‌هایی‌ هستند که طبق برنامه‌ریزی و زمان‌بندی انجام‌شده، بایستی تا پیش از روشن‌شدن مشعل المپیک به پایان برسند. البته خود پروژه‌ها، به دلیل ویژگی‌های منحصربفردشان، جالب‌توجه‌تر از نام‌های معمارانشان هستند؛ برج CCTV، طرح رم کولهاس، که از یک سیستم سازه‌ای کاملاً جدید برخوردار است، اصلاً شبیه یک آسمان‌خراش معمولی نیست و ورزشگاه جدید المپیک، طرح هرزوگ و دمورن، که به آشیانه پرنده معروف است، بزرگ‌ترین مجموعه ورزشی «سبز» جهان خواهد بود.

اگرچه بیشترین حجم ساخت‌وساز در پکن و شانگهای، به عنوان پرجمعیت‌ترین شهرهای چین، متمرکز شده، اما این تب ساختمانی به شهرهای دیگر نیز سرایت کرده است، به عنوان مثال، حتی شهر شمالی کمتر شناخته‌شده Harbin در صدد بازسازی و نوسازی خود با یک مرکز شهری جدید است.

آنچه در پی می‌آید، نگاهی است به 10 پروژه شگرف سازنده خط آسمان چین جدید، به روایت مجله Business Week: 

þ مجتمع مسکونی Commune، پکن، 2002 (فاز نخست) ـ 2010 (طرح توسعه) / 12 معمار برجسته آسیا

 

 

þ فرودگاه بین‌المللی پکن، 2007 / نورمن فاستر

 

þ مرکز مالی جهانی شانگهای، 2008 / Kohn Pedersen Fox Architects

 

þ مرکز بین‌المللی ورزش‌های آبی، پکن، 2008 / PTW و Ove Arup

 

þ CCTV (تلویزیون مرکزی چین)، پکن، 2008 / رم کولهاس

 

þ مجتمع مسکونی Linked Hybrid، پکن، 2008 / استیون هال

 

þ شهر اکولوژیکی Dongtan،ر۲۰۱۰ (فاز نخست) / طرح جامع از Arup

 

þ ورزشگاه المپیک پکن، 2008 / هرزوگ و دمورن

 

þ پل Donghai، شانگهای ـ جزیره Yangshan،ر۲۰۰۵ / گروه مهندسی پل‌های بزرگ Zhongtie چین، شرکت مهندسی شماره 2 شانگهای و گروه ساخت‌وساز شهری شانگهای

 

þ تئاتر بزرگ ملی، پکن، 2008 / پل آندرو و ADP


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


دوشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٦

یادداشت ویژه

بازخوانی یک گفت‌وشنود مطبوعاتی

Special Note
Review of a Press Discourse

«نادر خلیلی، معمار و پژوهشگر ایرانی مقیم آمریکا و استاد پرآوازه معماری خاک که یکی از برندگان جایزه معماری آقاخان در سال 2004 بود، روز چهارشنبه 15 اسفند 1386، در کالیفرنیا درگذشت.»


 http://www.calearth.org ©  

خبر تأسف‌انگیز درگذشت نادر خلیلی و نوشته‌های پراکنده‌ای که این‌روزها در وبلاگ‌ها و سایت‌های مختلف، درباره عدم استقبال از ایده‌های او برای بازسازی بم در سرزمین مادری‌اش، می‌بینم، مرا یاد چهار سال پیش (اواخر سال 1382) انداخت که در پی انتشار مصاحبه بهرام هوشیار یوسفی با نادر خلیلی در روزنامه همشهری، پیرامون نظریات او در مورد بازسازی بم و به ویژه ایده «ابرخشت»، یک گفت‌وشنود و بحث مطبوعاتی بین مهندس صمد ذواشتیاق، من و مهندس یوسفی درگرفت که در نوع خود، به لحاظ ایجاد فضای گفت‌وگو در یک روزنامه فراگیر، حرکت جالب‌توجهی بود. از این‌رو، بی‌مناسبت ندیدم حال که دوباره نام نادر خلیلی بر سر زبان‌ها افتاده است، لینک‌های این گفت‌وشنود مطبوعاتی را که آن روزها به همت مهندس یوسفی، در صفحه زیباشهر روزنامه همشهری، به چاپ رسید و به نوعی شاید بتوان آن را یک ضیافت معمارانه مطبوعاتی نامید، برای یادآوری مجدد و تجدید خاطره، در اینجا قرار دهم:

 ما بم را بازسازی می‌کنیم!، گفت‌وگو با پروفسور نادر خلیلی درباره بازسازی بم
þ بهرام هوشیار یوسفی، روزنامه همشهری، پنجشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۲

 ابرخشت رویایی بیش نیست، آقای پروفسور، پاسخ به اظهارات نادر خلیلی
þ صمد ذواشتیاق، روزنامه همشهری، چهارشنبه ۶ اسفند ۱۳۸۲

 شتاب‌زده، پاسخ به یادداشت: «ابر خشت رویایی بیش نیست، آقای پروفسور»
þ کمال یوسف‌پور، روزنامه همشهری، دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۲

 «معمارها»! سازه را بشناسید، پاسخ به یادداشتی با عنوان «شتاب‌زده»
þ بهرام هوشیار یوسفی، روزنامه همشهری، شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۳


http://www.calearth.org ©

در ضمن، پیش از این، طی سه یادداشت که دی ماه 1382 در زروان منتشر شده‌اند، به معرفی نادر خلیلی و ایده‌ها و آثار او پرداخته‌ام که برای مطالعه آنها می‌توانید به لینک‌های زیر مراجعه کنید:
þ نادر خلیلی (بخش اول :: بخش دوم :: بخش سوم)


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


چهارشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٦

معماری ایران

سبک‌شناسی معماری جوانان امروز ایران 

Iranian Architecture
Stylistics of Iranian Contemporary Youth’s Architecture

در میان نسل جوان ایران، توجه به تصاویر ساخته‌نشده و فتوژنیک معماران افراطی اروپایی بیشتر است و بیم آن می‌رود که عده‌ای به جای تقویت قدرت تخیل، دامنه خیال‌بافی‌های خود را گسترش دهند. چیزی که فقدان آن سخت احساس می‌شود، فلسفه یا تجارب انتزاعی ترسیمی نیست، بلکه مطالعه فضاهای عینی زندگی و ساختار فیزیکی فرم معماری است.

در میان دانشجویان و معماران جوان، پروژه‌های ماکتی مرسوم هستند، یعنی ساختمان‌هایی که به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که گویی قرار است از مقوا یا ورقه‌های چوبی ساخته شوند. تکنولوژی، مصالح و بافت‌ها هیچ نقش مؤثر و مثبتی در این معماری ایفا نمی‌کنند و تمایزی بین اجزاء مختلف و فضاها، از نظر کیفی و ساختاری وجود ندارد.

در محیط دانشگاه‌ها، طبیعتاً به دلیل فقدان بحث‌های جدی نظری یا تجربیات عینی در زمینه شناخت تکنولوژی و مصالح از دیدگاه بیان هنری، دانشجویان بیشتر به سبک‌هایی چون فولدینگ و دیکانستراکتیویسم متمایل شده‌اند. نیاز به تأثیرگذاری و لذت‌بردن از بازی با فرم‌های عجیب و غریب ـ که خصوصاً در ترسیمات سه‌بعدی و رنگی کامپیوتری جذاب‌تر جلوه می‌کنند ـ به پیدایش نوعی معماری تخیلی در دانشگاه‌ها انجامیده است که اگرچه دارای جنبه‌های مثبتی نیز هست، لیکن هیچ‌گونه مسیری را برای فعالیت حرفه‌ای آنها پس از دانشگاه باز نمی‌کند. البته منظور این نیست که دانشگاه‌ها به مدارس حرفه‌ای تبدیل شوند، چرا که یک فارغ‌التحصیل آشنا به روش علمی و دارای قدرت شناخت می‌تواند به سرعت به یک حرفه‌ای قابل تبدیل شود، لیکن یک حرفه‌ای ممکن است تا آخر عمر نتواند صاحب شناخت و روش شود. نکته‌ای که اهمیت دارد، درگیرشدن با نکات اصلی و واقعی معماری، در ضمن پرورش قوای تخیل و ذوق هنری در دانشگاه‌هاست.

در هر حال مسلماً این گرایش‌ها ـ به رغم نقاط ضعف بیان‌شده در بالا ـ بر کارهای محافظه‌کارانه و قراردادی دانشجویانی که به پیروی از بعضی اساتید خود، به پروژه‌های «پست‌مدرن ـ ایرانی» سطحی می‌پردازند، ارجح‌اند. در میان پروژه‌های معماران و دانشجویان جوان، طراحی های خوبی دیده می‌شود که اگرچه تا حد زیادی اسیر فرمالیسم و تقلید از گرایش‌های افراطی معماری امروز جهان ـ فولدینگ، دیکانسترکشن، ... ـ هستند، لیکن به دلیل شجاعت، تناسبات صحیح، رابطه صحیح بین کل و جزء، فرم و ابعاد و سلیقه خوب در خور تحسین‌اند و حکایت از پیدایش نسلی جدید دارند که با اینکه هنوز با مشکلاتی فراوان در سر راه خود روبروست، اما می‌تواند دوره خود را در معماری متمایز سازد و راهی به سوی آینده باز کند.

_________________________________________
o منبع: افشارنادری، کامران. 1375: معماری امروز ایران: جستجوی پلی میان شرق و غرب. فصلنامه آبادی، شماره 21.
o مطالب مرتبط:
þ سبک‌شناسی معماری بازاری امروز ایران
þ
سبک‌شناسی معماری حرفه‌ای امروز ایران

دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


جمعه ۱٠ اسفند ۱۳۸٦

نقد معماری

نقد منظومه‌ای ـ 1 

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ 11

 Architectural Criticism
Systematic Criticism - 1
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 11

طراحان و منتقدان صاحب ‌اندیشه به ندرت تصمیم‌گیری‌ها و قضاوت‌های خود را بر پایه یک معیار و نظریه قاطع و صریح انجام می‌دهند، چرا که بر چنین قضاوتی می‌توان به راحتی مهر «ساده‌انگاری»، «عدم کفایت» یا «تاریخ مصرف‌دار» زد. جایگزین بهتری برای نقد بر پایه یک نظریه و دکترین قاطع و صریح، استفاده از مجموعه به هم‌بافته‌ای از اصول و عوامل معمارانه، برای بررسی یک ساختمان یا مجموعه شهری معین است که این روش اصطلاحاً نقد منظومه‌ای نامیده می‌شود. در نقد منظومه‌ای امکان ملاحظه پیچیدگی‌های نیازهای انسانی و همچنین پیچیدگی‌های تجارب بشری، بسیار بهتر از نقد نظریه‌ای فراهم است.

بسیاری از سیستم‌ها و دستگاه‌های نظری مختلفی که تاکنون برای بررسی و نقد محیط فیزیکی ارائه شده، مبتنی بر تعریف ویتروویوسی از سه وجه «راحتی، استحکام و سرور» بوده است. این تعریف سه‌وجهی از معماری، نوعی دستگاه نظری را پیش چشم مخاطب قرار می‌دهد که از منظر آن می‌توان جنبه‌های مختلف بنا را تحلیل و بررسی کرد. نظام‌ها و دستگاه‌های مبتنی بر این تعریف، بر این عقیده استوارند که ویژگی یک معماری خوب فقط استحکام نیست، بلکه استحکام زمانی به عنوان یک ویژگی مثبت برای بنا مفهوم دارد که بنا به عملکردهای مورد نیاز به خوبی پاسخ دهد (سودمندی) و قابلیت برانگیختن و فعال‌تر کردن انسان‌ها را نیز داشته باشد (لذت و سرور). به عنوان مثال، تعبیر آلبرت بوش براون (Albert Bush-Brown) از اصول سه‌گانه ویترویوس به این صورت بیان می‌شود که یک بنا را باید از این جهات بررسی کرد: «یک بنا ممکن است ویران شود، ممکن است به اهداف خود پاسخ ندهد و ممکن است که اثری هنری نباشد.» شیوه و تعبیر جان راسکین نیز با وجودی که ممکن است در ظاهر متفاوت باشد، اما در اصل از همان اصول سه‌گانه ویتروویوس سرچشمه گرفته است:
«ما می‌خواهیم که یک بنا:
1. خوب کار کند و به خواسته‌های ما به بهترین نحو پاسخ دهد.
2.خوب سخن بگوید و آنچه را قرار بوده بیان کند، به شیوایی بیان کند.
3. خوش‌ظاهر باشد و ما را با حضور خود خرسند کند، جدا از اینکه چه عملکردی را قرار است پاسخ دهد و چه چیزی را قرار است، بیان کند.»

_________________________________________
þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:
10. نقد نظریه‌ای ـ 2

دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


یکشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٦

معماری شهری

نماهای شهری؛ آیینه تمام‌نمای فرهنگ جامعه

Urban Architecture
Urban Facades; Full-Length Mirror of Society’s Culture

خبرگزاری شبستان، دوشنبه 4 تیر 1386: زیبایی و هماهنگی نماهای شهری جزء حقوق عمومی محسوب می‌شود و مالک در انتخاب نمای ساختمان خویش، نباید این حق عمومی شهروندان را نادیده بگیرد.

مهندس کمال یوسف‌پور، روزنامه‌نگار و منتقد معماری، به خبرنگار شبستان گفت: شهر کلیت به هم‌پیوسته‌ای از واحدها و مجموعه‌های ساختمانی در مقیاس‌ها و کارکردهای مختلف است که دیوارهای بیرونی آنها نماهای شهری را شکل می‌دهند، نماهایی که مهم‌ترین شناسه هویت شهر و به نوعی حلقه واسط فضاهای معماری و فضاهای شهری هستند. از این‌رو، نمای یک ساختمان، تنها متعلق به مالک آن نیست که بتواند با فردیت و آزادی تمام و به هر شکل و رنگی که می‌خواهد، آن را بسازد و بیآراید.

وی سپس به خصوصیت اجتماعی نماهای ساختمانی اشاره کرد و یادآور شد: شهروندان مختلفی که همه‌روزه از کنار یک ساختمان می‌گذرند و نمای آن را مشاهده می‌کنند، از نظم و زیبایی و یا آشفتگی و نازیبایی نمای آن ساختمان، به لحاظ روانی متأثر می‌شوند. این تأثیر مطلوب یا نامطلوب نماهای شهری بر حالات روانی شهروندان را می‌توان به شکل مستقیم یا غیرمستقیم، در رفتارهای اجتماعی گوناگون آنان در سطح شهر مشاهده کرد. به همین جهت، زیبایی و هماهنگی نماهای شهری جزء حقوق عمومی محسوب می‌شود و مالک در انتخاب نمای ساختمان خویش، نباید این حق عمومی شهروندان را نادیده بگیرد.

این منتقد معماری در عرصه رسانه‌های دیجیتالی و کاغذی، وضعیت فعلی نماهای شهری را از دید یک معمار و حتی یک شهروند ساده قابل قبول ندانست و عنوان کرد: به اذعان همگان، اعم از شهروندان و معماران و متخصصان امور شهری، وضعیت معماری و نماهای شهری در شهرهای کشور ما به هیچ وجه مطلوب و ایده‌آل نیست و این شهرهای نازیبا دچار نوعی بیماری مزمن آشفتگی و اغتشاش بصری هستند.

وی ادامه داد: بیماری‌ که شما مثلا با قدم زدن در یک کوچه (و نه حتی یک خیابان) و دیدن کلکسیونی از ساختمان‌های ناهمگون و نماهای متنوع (نه در معنای مثبت آن) با مصالح و رنگ‌های گوناگون، به راحتی متوجه آن می‌شوید. انگار هر ساختمان به طور مجزا و بدون فکرکردن به کلیت شهر، طراحی شده است. البته این آشفتگی و اغتشاش در معماری و نماهای شهری، معلول پدیده‌ها و عوامل متعددی همچون اقتصاد ساختمان، نبود ضوابط الزام‌آور دقیق و مشخص برای طراحی نماهای شهری، سودجویی و نوآوری فردگرایانه سازندگان و ... است و نمی‌توان آن را تنها به گردن یکی از گروه‌های دست‌اندرکار صنعت ساختمان از قبیل معماران، بساز و بفروش‌ها، مالکان یا ارگان‌های ذی‌ربط انداخت. حتی به جرأت می‌توان گفت بخش عمده‌ این اغتشاش و ناهماهنگی، محصول سلیقه‌ها و افکار فردگرایانه شهروندان است.

یوسف‌پور نقش ارگان‌های سیاست‌گذار را در مشخص‌کردن میزان فردگرایی و دخالت سلیقه‌های شخصی در طراحی نماهای شهری دانست و به این نکته اشاره کرد که: بی‌شک بهبود وضعیت نماهای شهری در یک بازه زمانی کوتاه امکان‌پذیر نیست و تنها در درازمدت می‌توان شاهد نتایج مثبت آن بود. تدوین ضوابط و مقررات دقیق و مناسب برای طراحی و اجرای نماهای شهری و افزایش نظارت ارگان‌های ذی‌صلاح، از یک طرف، و فرهنگ‌سازی و الگوسازی در میان شهروندان، از طرف دیگر، از جمله اقدامات اساسی است که می‌تواند آینده‌ای بهتر را برای وضعیت نماهای شهری رقم زند.

وی افزود: قطعاً ارگان‌های ذی‌صلاح از جمله شهرداری‌ها، به دلیل برخورداری از توانایی‌ها و اختیارات گسترده در اجرای طرح‌های کلان شهری، از مسئولیت و نقش حساسی در ساماندهی نماهای شهری برخوردار هستند، مسئولیتی که متأسفانه تا به حال چندان از عهده آن برنیامده‌اند. این ارگان‌ها باید با تدوین ضوابط و مقررات لازم، میزان آزادی هر شهروند را در ارتباط با اعمال نظر شخصی خویش درباره هرکدام از عناصر نماهای شهری از قبیل جنس و رنگ مصالح، تناسبات افقی و عمودی و ... معین کنند و پاسخگو و پیگیر اجرای دقیق این ضوابط در سطح شهر باشند.

این معمار، حاصل این مقررات را هماهنگی ساختمان‌های جدید با ساختمان‌های قدیمی در یک بافت مشخص عنوان کرد و ادامه داد: بدین‌ترتیب هر ساختمانی که قرار است ساخته شود، فقط در صورت همخوانی با واحدهای همجوار، باید مجوز ساخت بگیرد و این حرکتی است که در بسیاری از شهرهای دنیا تجربه شده است. البته این موضوع به هیچ وجه نافی مسئولیت خود شهروندان در این زمینه نیست. بی‌تردید، احساس مسئولیت شهروندان در قبال شهر و محیط اطراف و همکاری آگاهانه با متولیان امور شهری، تأثیر مهمی در بهبود وضعیت نماهای شهری خواهد داشت.

در ادامه، یوسف‌پور با اشاره به فرهنگ غلط استفاده از مصالح ساختمانی جدید در بدنه شهری به پیامدهای این مسئله در سطح شهرها اشاره و تصریح کرد: بحث نماهای شهری تا حد زیادی پیامد پدیده‌های فرهنگی جامعه امروز ماست. این همه آشفتگی در نماهای شهری محصول خصیصه‌های روحی و روانی فردگرایانه مالکان ساختمان‌هایی است که هرگز لحظه‌ای به هماهنگی با محیط اطراف و در نهایت شهر خود فکر نمی‌کنند و سعی دارند از هر راه ممکن، ساختمان خود را متمایز و متفاوت از ساختمان‌های اطرافشان نشان دهند. در نتیجه نمای ساختمان و به تبع آن استفاده از مصالح جدید، به جای آنکه در خدمت زیبایی و هماهنگی کلیت شهر و بهبود شرایط معماری قرار گیرد، به ابزاری برای نمایش سرمایه و پول بیشتر مالک ساختمان تبدیل می‌شود. در نتیجه این مصالح نه تنها کمکی به بهبود وضعیت نابسامان معماری و نماهای شهری ما نمی‌کنند، بلکه حتی در مقیاس تک‌بنا نیز به ندرت شاهد خلاقیتی معمارانه در استفاده از این مصالح جدید، صرف نظر از هماهنگی با متن شهر، هستیم.

وی در پایان خاطر نشان کرد: مصالح جدید که از قابلیت‌های معمارانه بالایی نیز برخوردار هستند، تنها در صورت استفاده بجا و متناسب با اهداف کلان معماری شهری می‌توانند در بهبود وضعیت معماری شهری ایران موثر باشند. در غیر این صورت، استفاده‌های بی‌رویه و نابجا از مصالح جدید، باعث کاهش ارزش آن مصالح خواهد شد و این دقیقاً همان وضعیتی است که در حال حاضر شاهد آن هستیم.


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: