زروان: پژوهشگاه هنر و معماری

  • :: صفحه اصلی
  • :: فهرست یادداشت‌ها
  • :: پست الکترونیک
  • :: فید وبلاگ

نویسنده وبلاگ

  • :: کمال یوسف‌پور

یادداشت‌های اخیر

  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 39
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 10
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 27
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 9
  • :: هفت آتریوم زیبای جهان
  • :: واژگان متن‌های معماری ـ 11
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 38
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 9
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 26
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 8
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 3
  • :: نقدی بر گفته‌های رضا دانشمیر درباره ایده "پروژه باز"
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣7
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 8
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 12
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 7
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 2
  • :: انواع نماهای معماری
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣6
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 7
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 11
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 6
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 1
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور ـ 4
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣5
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 6
  • :: هشت ­سال با زروان، برای معماری
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 5
  • :: خانه‌ای در داخل یک قوطی کنسرو!
  • :: "پروژه باز"، ایده‌ای برای فضاهای فرهنگی

آرشیو زروان

  • :: بهمن ٩٠
  • :: دی ٩٠
  • :: آذر ٩٠
  • :: آبان ٩٠
  • :: مهر ٩٠
  • :: شهریور ٩٠
  • :: امرداد ٩٠
  • :: تیر ٩٠
  • :: خرداد ٩٠
  • :: اردیبهشت ٩٠
  • :: فروردین ٩٠
  • :: اسفند ۸٩
  • :: بهمن ۸٩
  • :: دی ۸٩
  • :: آذر ۸٩
  • :: آبان ۸٩
  • :: مهر ۸٩
  • :: شهریور ۸٩
  • :: امرداد ۸٩
  • :: تیر ۸٩
  • :: خرداد ۸٩
  • :: اردیبهشت ۸٩
  • :: فروردین ۸٩
  • :: اسفند ۸۸
  • :: بهمن ۸۸
  • :: دی ۸۸
  • :: آذر ۸۸
  • :: آبان ۸۸
  • :: مهر ۸۸
  • :: شهریور ۸۸
  • :: امرداد ۸۸
  • :: تیر ۸۸
  • :: خرداد ۸۸
  • :: اردیبهشت ۸۸
  • :: فروردین ۸۸
  • :: اسفند ۸٧
  • :: بهمن ۸٧
  • :: دی ۸٧
  • :: آذر ۸٧
  • :: آبان ۸٧
  • :: مهر ۸٧
  • :: شهریور ۸٧
  • :: امرداد ۸٧
  • :: تیر ۸٧
  • :: خرداد ۸٧
  • :: اردیبهشت ۸٧
  • :: فروردین ۸٧
  • :: اسفند ۸٦
  • :: بهمن ۸٦
  • :: دی ۸٦
  • :: آذر ۸٦
  • :: آبان ۸٦
  • :: مهر ۸٦
  • :: شهریور ۸٦
  • :: امرداد ۸٦
  • :: تیر ۸٦
  • :: خرداد ۸٦
  • :: اردیبهشت ۸٦
  • :: فروردین ۸٦
  • :: اسفند ۸٥
  • :: بهمن ۸٥
  • :: دی ۸٥
  • :: آذر ۸٥
  • :: آبان ۸٥
  • :: مهر ۸٥
  • :: شهریور ۸٥
  • :: امرداد ۸٥
  • :: تیر ۸٥
  • :: خرداد ۸٥
  • :: اردیبهشت ۸٥
  • :: فروردین ۸٥
  • :: اسفند ۸٤
  • :: بهمن ۸٤
  • :: دی ۸٤
  • :: آذر ۸٤
  • :: آبان ۸٤
  • :: مهر ۸٤
  • :: شهریور ۸٤
  • :: امرداد ۸٤
  • :: تیر ۸٤
  • :: خرداد ۸٤
  • :: اردیبهشت ۸٤
  • :: فروردین ۸٤
  • :: اسفند ۸۳
  • :: بهمن ۸۳
  • :: دی ۸۳
  • :: آذر ۸۳
  • :: آبان ۸۳
  • :: مهر ۸۳
  • :: شهریور ۸۳
  • :: امرداد ۸۳
  • :: تیر ۸۳
  • :: خرداد ۸۳
  • :: اردیبهشت ۸۳
  • :: فروردین ۸۳
  • :: اسفند ۸٢
  • :: بهمن ۸٢
  • :: دی ۸٢
  • :: آذر ۸٢
  • :: آبان ۸٢
  • :: مهر ۸٢

آرشیو موضوعی زروان

  • :: آثار برگزیده طراحی داخلی جهان (٢)
  • :: آرمین دانشگر (۱)
  • :: آموزش معماری (۳۳)
  • :: اکسپو 2010 شانگهای (۳)
  • :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه (٢٥)
  • :: برترین‌های معماری (۱)
  • :: برداشت آزاد (۳)
  • :: پایان‌نامه‌های معماری (۱)
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری (۳۱)
  • :: تعریف معماری (۱)
  • :: جایزه معماری آقاخان (۱)
  • :: جایزه معماری پریتزکر (۱)
  • :: جوایز معماری (٢)
  • :: خانه‌های معاصر جهان (۳)
  • :: خواندنی‎های معماری (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری جهان (٢)
  • :: دانستنی‎های معماری دوره اسلامی ایران (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری معاصر ایران (۱)
  • :: دانشگاه آزاد اسلامی واحد هریس (٢۱)
  • :: درس‌هایی از بزرگان معماری (۱)
  • :: درس آشنایی با طراحی معماری (٤)
  • :: درس طراحی معماری 2 (٧)
  • :: درس طراحی معماری 5 (٢)
  • :: درس طرح معماری 1 (٢)
  • :: درس مقدمات طراحی معماری 2 (۱٦)
  • :: رویدادهای معماری (۳)
  • :: زبان تخصصی معماری (٢)
  • :: طراحی داخلی (٢)
  • :: طراحی معماری (٦)
  • :: عملکرد در معماری (٤)
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان (۱٩)
  • :: گفت‌وگوهای معماری (۱٧)
  • :: مبانی نظری معماری (٦٠)
  • :: مسابقات معماری (٢)
  • :: معرفی پروژه (٧)
  • :: معرفی کتاب (۱)
  • :: معماران ایرانی (۳)
  • :: معماران جهان (۳)
  • :: معماری ایران (٢)
  • :: معماری ایستگاه مترو (۱)
  • :: معماری پارکینگ (۱)
  • :: معماری پل (۱)
  • :: معماری تئاتر (۱)
  • :: معماری خانه (۳)
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور (٤)
  • :: معماری دفتر کار (۱)
  • :: معماری رستوران (۱)
  • :: معماری زمینه‌گرا (٩)
  • :: معماری سفارت‌خانه (۱)
  • :: معماری شهری (۱)
  • :: معماری فرودگاه (۱)
  • :: معماری مجتمع مسکونی (۱)
  • :: معماری معاصر ایران (۱)
  • :: معماری معاصر جهان (۱)
  • :: معماری معاصر هلند (٢)
  • :: معماری موزه (٢)
  • :: معماری نمایشگاهی (۳)
  • :: معماری هزاره سوم (۱)
  • :: معماری و طبیعت (۱)
  • :: معماری کتابخانه (۱)
  • :: موسسه آموزش عالی سراج تبریز (۱۱)
  • :: میدان‌ها و پلازاهای شهری (۱)
  • :: نقد معماری (٢٧)
  • :: واژگان متن‌های معماری (٤)
  • :: کامران افشارنادری (۱)
  • :: کانسپت در معماری (۱)
  • :: یادداشت ماه (۱)

وبلاگ‌ها و سایت‌های معماری

  • :: + زروان: اخبار، رویدادها و حاشیه‌های معماری
  • :: دید هفتم: جستارهایی در معماری و هنرهای نمایشی
  • :: فضای رویداد: جستارهایی در هنر و معماری

آمار بازدیدکنندگان



چهارشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٦

معماری جهان

 

معماری معاصر هلند ـ 2

 

Architecture of the World

Dutch Contemporary Architecture - 2

 

þ دبیرستان Hervormd Lyceum West  

þ موقعیت: آمستردام

þ کارفرما: Stichting Cedergroep

þ آرشیتکت: TANGRAM Architekten از هلند

þ مساحت ساختمان جدید: 3016 مترمربع

þ سال اتمام ساخت: 2005

 

Hervormd Lyceum West / TANGRAM Architekten

 

Charlotte ten Dijke and Bart Mispelblom Beyer

   

Hervormd Lyceum West / TANGRAM Architekten

 

Hervormd Lyceum West / TANGRAM Architekten

 

ساختمان اصلی دبیرستان Hervormd Lyceum West که توسط F.J.A. den Tex و J. Hillebrants طراحی شده و در سال 1963 به بهره‌برداری رسیده است، اخیراً به دلیل رشد تصاعدی تعداد دانش‌آموزان، دیگر پاسخگوی نیازهای مدرسه نبود. از این‌رو، بایستی علاوه بر بهسازی ساختمان موجود مدرسه، حدود 3000 مترمربع فضای جدید، برای تأمین کلاس‌های اضافی و سایر کارکردهای متناسب، به آن اضافه می‌شد. از این‌رو، معماران پروژه برای افزایش کارآیی، جذابیت و بازده اقتصادی مدرسه، سازمان‌دهی فضایی بخش مرکزی ساختمان موجود را تغییر دادند و یک ساختمان جدید نیز به آن افزودند.

 

Hervormd Lyceum West / TANGRAM Architekten

 

Hervormd Lyceum West / TANGRAM Architekten 

با توجه به اینکه ساختمان قدیمی دبیرستان، ساختمانی درون‌گرا و غیرجذاب بود، معماران پروژه در نظر داشتند ساختمان الحاقی، ساختمانی باز و شفاف باشد تا تحرک جدیدی به مدرسه و فضای بیرونی اطراف آن ببخشد. بر اساس همین اندیشه، آنها با استفاده فراوان و گشاده‌دستانه از شیشه در ساختمان جدید، توانسته‌اند نوعی پیوستگی میان فضاهای داخلی و خارجی ایجاد کنند. در نتیجه، باغ‌ها و حیاط‌های مدرسه به بخشی مرتبط با فضاهای داخلی آن تبدیل شده‌اند که بطور گذرا از خیابان‌های اطراف نیز قابل مشاهده هستند.

 

Hervormd Lyceum West / TANGRAM Architekten

 

Hervormd Lyceum West / TANGRAM Architekten

 

Hervormd Lyceum West / TANGRAM Architekten

 

Hervormd Lyceum West / TANGRAM Architekten

 

نور و رنگ عناصر و ابزارهای اصلی معماری ساختمان جدید هستند که هویتی جدید و غیرمتعارف به مدرسه ‌بخشیده‌اند. نور در ترکیب با دیوارهای داخلی، سقف‌ها و مبلمان، مسیرهایی در داخل ساختمان، برای تفکیک کارکردهای مختلف آن، تعریف می‌کند. شب‌هنگام نیز فضاهای رنگارنگ حاصل از نورپردازی، کیفیتی نمایشی به باغ‌ها و حیاط مدرسه می‌بخشند و آن را فراتر از کارکرد آموزشی، به یک نشانه شهری تبدیل می‌کنند. سطوح روشن و درخشان رنگی نه تنها از ارزش نمادین برخوردارند، بلکه با تحت‌الشعاع قرار دادن تفاوت‌های میان ساختمان قدیم و جدید، موجب ایجاد نوعی وحدت جدید میان آنها می‌شوند.

 

Hervormd Lyceum West / TANGRAM Architekten

 

Hervormd Lyceum West / TANGRAM Architekten

 

Hervormd Lyceum West / TANGRAM Architekten

 

از دیرباز، گستره کاربرد نور در معماری محدود به فضای داخلی بوده است که اکثراً برای کسانی که از کنار ساختمان می‌گذرند، قابل مشاهده نیست. اما معماران این پروژه موفق شده‌اند با طراحی یک ساختمان نیمه‌شفاف، مرز میان فضای داخلی نورپردازی‌شده ساختمان و فضای شهری بیرون را از میان ببرند. 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


جمعه ٢٥ آبان ۱۳۸٦

معماری جهان

 

با بزرگان معماری ـ 4

           

Architecture of the World

With The Masters of Architecture - 4

 

þ شاید در رشته معماری امر سازش بیشتر از خیلی رشته‌های دیگر باشد، چون همیشه یک کارفرمای حاکم بالای سر ما نشسته و به ما دستور می‌دهد. اگر هم بخواهیم معماری را خیلی اخلاقی بپنداریم، کار نخواهیم کرد.

سزار پلی

 

þ معماری بیان فیزیکی روش زندگی است. از این‌رو، فرم، بدون وابستگی به یک گرایش بخصوص، خود را تنها با نوع خاص زندگی تطبیق می‌دهد.

جان پاوسن

 

þ یک معمار بایستی بداند که چگونه نگاه کند؛ به این معنی که دیدن باید به گونه‌ای باشد که بصیرت انسان مغلوب تحلیل‌های عقلانی او نگردد.

لوئیز باراگان

 

Barragan, Pelli, Hedjuk, Rossi, Fehn, Pawson 

 

þ شکل‌گیری یک نظریه طراحی، هدف یک معماری را تعیین می‌کند و اولویت آن بر هر پژوهش دیگر انکارناپذیر است.

آلدو روسی

 

þ معماری را با چشمانمان دریافت می‌کنیم و با دست‌هایمان می‌کشیم و این فرایند در سکوت بهتر پیش می‌رود.

جان هیداک

 

þ نقش معمار، یافتن راز مکان است.

اسور فن


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


یکشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٦

یادداشت ویژه

 

معماری خانه، در صلاحیت معماران نیست!

 

Special Note

!Home’s Architecture is not within Architects’ Competence

 

هنگامی که از خانه صحبت می‌کنیم، باید میان دو مفهوم اساسی تفاوت قائل شویم: یکی خانه به مفهوم محلی برای اقامت و دیگری خانه به مفهوم مکانی برای سکونت. خانه اول یک ساختمان و موجودیت فیزیکی ـ کالبدی و به عبارتی یک سرپناه است که تنها به نیاز انسان برای محافظت‌ از خویش در برابر آسیب‌های احتمالی عوامل طبیعی از قبیل باد و باران و سرما و گرما و نیز عوامل غیرطبیعی از قبیل دشمن، پاسخ می‌دهد. اما خانه دوم یک مفهوم و موجودیت معنایی ـ روان‌شناختی است که مهم‌ترین نیاز روانی انسان، یعنی نیاز به سکونت، را برآورده می‌سازد. برای تفکیک این دو نوع خانه از یکدیگر، از این پس بطور قراردادی، خانه به مفهوم اول را اقامتگاه و خانه به مفهوم دوم را خانه می‌نامیم.

یک اقامتگاه، این امکان را برای ما فراهم می‌آورد که درون آن استقرار بیابیم و زیر سقفش پناه بگیریم. اما خانه به ما کمک می‌کند تا هویت و موقعیت خود را در جهان هستی پیدا ‌کنیم، به ابراز وجود بپردازیم و پیوندی درونی و ناگسستنی میان خویش و محیطی که در آن زندگی می‌کنیم، برقرار سازیم. خانه بخش مهمی از هویت ماست که خود ما را شکل می‌دهد و در عین حال آن را به معرض نمایش می‌گذارد. خانه احساس آرامش، آسایش و امنیت و از همه مهم‌تر احساس همبستگی و تعلق به یک مکان، گروه و فرهنگ را برای ما به ارمغان می‌آورد و خاطرات فردی و جمعی ما را شکل می‌دهد.

آنچه یک اقامتگاه را، فارغ از کیفیات کارکردی و زیبایی‌شناختی آن، به خانه تبدیل می‌کند، چیزی ورای ساختار فیزیکی و کالبدی است؛ در واقع مجموعه‌ای از تأثیرات فرهنگی، اجتماعی، حسی و روانی است که موجب شکل‌گیری یک خانه می‌شود. از این‌رو، می‌توان محلی برای اقامت داشت و در عین حال بدون خانه بود و بر عکس، می‌توان خانه داشت و در عین حال فاقد محل اقامت بود. به عنوان مثال، فردی که از دید ما بی‌خانمان است و در گوشه‌ای از یک خیابان یا یک پارک، گذران عمر می‌کند، هر چند ساختمانی به معنای سرپناه ندارد، اما قطعاً بخاطر احساس تعلق به آن مکان، صاحب خانه است. حتی گوشه دنج یک کافی‌شاپ برای شخصی که بطور متناوب به آنجا مراجعه می‌کند و در آن لختی می‌آساید و می‌اندیشد، هر چند شب و روز خود را در آنجا سپری نمی‌کند، یک خانه است، چرا که سکونت در آن گوشه دنج به بخشی از هویت او تبدیل شده است. این موضوع در مورد مکان‌های مختلف دیگر از قبیل دفتر کار نیز صادق است. بر اساس این برداشت از مفهوم خانه، یک محله، شهر و حتی کشور نیز می‌تواند خانه باشد.

Home Symbol 

جای شگفتی فراوان است که بسیاری معتقدند شرایط جهان امروز و کوچک و متراکم شدن اقامتگاه‌ها و رواج  آپارتمان‌نشینی، موجب به خطر افتادن مفهوم خانه و حتی از بین رفتن آن شده است. در حالی که به هیچ‌وجه چنین نیست؛ چه بسا احساس هویت و آرامشی که یک آپارتمان‌نشین در آپارتمان محقر خویش بدان دست می‌یابد، برای فردی که در خانه‌ای بزرگ و مجلل با اتاق‌های تودرتو زندگی می‌کند، آرزویی دست‌نیافتنی باشد. در واقع، تغییر ساختار فیزیکی اقامتگاه‌ها با توجه به شرایط زمانه، هرگز نمی‌تواند خللی بر مفهوم خانه وارد کند، چرا که سکونت و داشتن خانه نیاز ذاتی، روانی و همیشگی بشر است.  

حال این پرسش مطرح می‌شود که آیا معماری می­تواند به تنهایی، نیاز ما را به داشتن خانه برآورده کند و اصولاً کیفیت معماری ساختمان یک اقامتگاه تا چه اندازه می‌تواند در احراز هویت نقش داشته و ضامن سکونت باشد؟ ما کیفیت و میزان موفقیت یک اقامتگاه را می‌توانیم با مشخصاتی از قبیل ابعاد و اندازه، مساحت، تعداد اتاق‌ها، مصالح مورد استفاده، کیفیت ساخت و ... مورد ارزیابی قرار دهیم، اما براستی چگونه می‌توان خانه بودن یک ساختمان را محک زد؟ فرم یک ساختمان، سبک معماری و کیفیت فضاهای داخلی و خارجی آن، چه تأثیری در خانه بودن آن ساختمان دارد؟

بی‌شک، معماری تنها یکی از حلقه‌های بی‌شمار زنجیره عواملی است که در کنار یکدیگر، با ایجاد احساس تعلق به یک مکان، سبب می‌شوند تا ما در آن مکان صاحب خانه شویم. از حلقه‌های دیگر این زنجیره می‌توان به ویژگی‌های شخصیتی و روانی فرد، موقعیت اجتماعی و اقتصادی او، و نیز نظام ارزشی و فرهنگی خانواده و جامعه اشاره کرد. بدین‌ترتیب، معماری مطلوب یک اقامتگاه، حتی اگر بدست زبده‌ترین معماران و با رعایت کلیه ملاحظات کارکردی ـ زیبایی‌شناختی صورت گرفته باشد، خانه بودن آن را تضمین نمی‌کند. وظیفه معمار، تنها ایجاد بستر و امکانات اولیه مناسب برای تبدیل یک ساختمان به خانه است، بقیه کار که بخش اعظم آن را در برمی‌گیرد، بر عهده خود ساکنان آن ساختمان است که در طول اقامت خود، آنجا را به خانه‌ای که می‌خواهند تبدیل کنند، خانه‌ای که به آن احساس تعلق داشته باشند و به واسطه آن در جهان پرتلاطم هستی، به هویت و آرامش دست یابند. در واقع، معماری خانه، بر عهده ساکنان است و در صلاحیت معماران نیست.

 

_________________________________________

o این یادداشت در پاسخ به فراخوان مهندس کورش رفیعی نوشته شده است.

o برای مطالعه بیشتر در خصوص مفهوم سکونت و خانه، می‌توانید به یادداشت‌های زیر مراجعه نمایید:

þ مفهوم سکونت در معماری

þ جنبه‌های مختلف سکونت در معماری (بخش اول :: بخش دوم)

þ شیوه‌های سکونت در معماری (بخش اول :: بخش دوم)

þ فقر سکونت؛ بحران واقعی مسکن (بخش اول :: بخش دوم)

þ خانه؛ نهاد سکونت (بخش اول :: بخش دوم)

þ خانه؛ مفاهیم و معناها (بخش اول :: بخش دوم :: بخش سوم :: بخش چهارم)

þ خانه؛ نقش‌ها و کارکردها (بخش اول :: بخش دوم)


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


سه‌شنبه ۱٥ آبان ۱۳۸٦

معماری شهری

 

واژگان مرمت شهری ـ 1

           

Urban Architecture

Vocabulary of Urban Renovation - 1

 

þ مرمت شهری به دو صورت زیر امکان‌پذیر است:

1. تعمیر (Repair)

2. نگهداری (Maintanence)

 

þ مرمت شهری را به سه روش عمده زیر می‌توان به انجام رساند که هریک از آنها دربرگیرنده مجموعه اقداماتی می‌باشند:

1. بهسازی (Rehabilitation)

1. بازیافت (Recupration)

2. مراقبت، جلوگیری و ضمانت (Preservation)

3. حمایت (Protection)

4. استحکام‌بخشی (Consolidation)

5. توانبخشی (Rehabilitation)

6. بهبود، سازماندهی و بازآبادانی (Improvement)

2. نوسازی (Renovation)

1. تجدید حیات (Revitalization)

2. انطباق، به‌روز کردن (Adaptation)

3. تبدیل، دگرگونی (Conversion)

4. حفاظت (Conservation)

5. نو شدن (Renewal)

6. احیا (Restoration)

7. تعمیر (Repair)

3. بازسازی (Reconstruction)

1. تخریب (Demolition)

2. پاکسازی، آواربرداری (Clearance)

3. دوباره‌سازی (Rebuilding)

 

þ فرایند مرمت شهری معمولاً چهار اقدام زیر را به‌صورت همزمان یا به‌صورت متوالی، به تنهایی یا با یکدیگر به انجام می‌رساند:

1. الگویابی مجدد (Remodeling)

2. یکپارچه‌سازی و وحدت مجدد (Reintegration)

3. بیان متفاوت و موقعیت دوباره یافتن (Restatement)

4. تجدید نسل و از نو سر برآوردن (Regeneration)

 

_________________________________________

þ منبع: حبیبی، محسن و مقصودی، ملیحه. 1381: مرمت شهری. دانشگاه تهران.


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


پنجشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٦

نقد معماری

 

شیوه‌های نقد معماری

  

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ 7

           

Architectural Criticism

The Methods of Architectural Criticism

Book Review: Architecture and Critical Imagination - 7

 

مقوله نقد معماری، علی‌رغم حضور پررنگ در زندگی معمارانه، هنوز به شکوفایی کامل دست نیافته و با توجه به کثرت و وسعت عوامل دخیل در حیطه معماری، کمتر به عنوان یک فرایند نظام‌مند و سازمان‌یافته، مورد بررسی قرار گرفته است. عدم وجود پیکره‌ای واحد که بتوان در مباحث و تحلیل‌های نقادانه وادی معماری بدان تمسک جست، خود شاهدی بر این ادعاست. از این‌رو، منتقدین نه تنها سهم چندانی در کمک به افزایش فهم مخاطبین از محیط مصنوع نداشته، بلکه در بهبود این محیط نیز مثمر ثمر نبوده‌اند. همین امر، ضرورت تحقیق و تأمل در باب شیوه‌های نقد معماری را بیش از پیش آشکار می‌سازد.

شناخت شیوه‌های مختلف نقد باعث خواهد شد که نقد نه بوسیله زمینه‌های اخلاقی، بلکه با استفاده از زمینه‌های زیبایی‌شناسی مورد قضاوت قرار گیرد و بجای وسیله‌ای برای تهدید کردن و ترساندن، به ابزاری برای تولید کارهای بهتر تبدیل شود. در چنین شرایطی، نهایت یک انتظار از منتقد تنها تناسب شیوه انتخابی او با اهداف مورد نظر هر نقد خواهد بود. بر این اساس، باید با شناخت شیوه‌های مختلف بکاررفته برای نقد آثار معماری و نیز ارزیابی نکات مثبت و منفی هریک از آنها، فعالیت‌های نقادانه در زمینه معماری را به مسیر فهم بهتر محیط ساخته‌شده اطراف و تلاش برای بهبود کیفیت و سودمندی این محیط هدایت کرد.

برای شناخت و طبقه‌بندی شیوه‌های مختلف نقد معماری، بایستی با توجه به سابقه طولانی نقد هنری و ادبی، از شیوه‌های نقد در هنر و ادبیات کمک گرفت. با بررسی آراء معماران و صاحب‌نظران رشته‌های هنری و ادبی درباره معانی نقد و شیوه‌های آن، و نیز تمرکز بر موضوعات اصلی مورد بحث در نقدهای گوناگون، می‌توان شیوه‌های بکاررفته برای نقد معماری را در سه گروه اصلی و ده نوع فرعی به شرح زیر طبقه‌بندی نمود که بعضی از این طبقه‌بندی‌ها برگرفته از ادبیات و نقد هنری و برخی دیگر بطور مستقیم مربوط به حوزه معماری و طراحی شهری است:     

1. نقد معیاری یا هنجاری ـ ارزشی (Normative Criticism)

1. نقد نظریه‌ای یا آموزه‌ای (Doctrinal Criticism)

2. نقد منظومه‌ای یا نظام‌مند (Systematic Criticism)

3. نقد گونه‌ای (Typal Criticism)

4. نقد کمی یا مقیاسی (Measured Criticism)

2. نقد تفسیری (Interpretive Criticism)

1. نقد جانب‌دارانه (Advocatory Criticism)

2. نقد القایی (Evocative Criticism)

3. نقد ذوقی (Impressionistic Criticism)

3. نقد توصیفی (Descriptive Criticism)

1. نقد تشریحی (Depictive Criticism)

2. نقد زندگی‌نامه‌ای (Biographical Criticism)

3. نقد زمینه‌ای (Contextual Criticism)

 

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

6. رایج‌ترین نمونه‌های نقد معماری


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


شنبه ٥ آبان ۱۳۸٦

یادداشت ماه

 

گوگل؛ موتور بخار عصر اطلاعات

 

Month’s Note

Google; Steam Engine of Information Age

 

آدمی از زمان ظهور بر عرصه کره خاکی، دو دوره مهم تاریخی یا به تعبیر آلوین تافلر در کتاب موج سوم، دو موج عظیم تحول را پشت سر گذارده و اینک در حال تجربه سومین دوره یا موج سوم است:

þ موج اول عصر کشاورزی است که در پی تلاش بشر برای تأمین معاش و بقا در برابر نیروهای سهمگین پدید آمد و آغاز آن به حدود هشت­هزار سال قبل از میلاد بر می­گردد و تا حدود سال‌های 1650-1750، بلامنازع یکه­تاز میدان بود.

þ موج دوم عصر صنعت است که آغاز آن به انقلاب صنعتی، یعنی اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم، باز می­گردد و مهم‌ترین مشخصه آن تلاش برای سلطه بر طبیعت و مقهور ساختن آن است.

þ موج سوم عصر اطلاعات است که نقطه آغاز آن را می­توان زمان گسترش کاربرد رایانه‌های شخصی از ابتدای دهه 1970 و پیدایش اینترنت از آغاز دهه 1980 دانست و ظهور جامعه شبکه­ای مهم­ترین ویژگی آن به شمار می­آید که به تحول عظیمی در تمام سطوح زندگی انسان و به تعبیری به انقلاب دیجیتال، منجر شده است.

با بررسی دوره‌های سه‌گانه تحول جوامع بشری، می‌توان به درك جدیدی از تغییر مفهوم و مؤلفه قدرت در هر دوره، دست یافت. بی‌شک، موتور محرك اقتصاد عصر کشاورزی زور بازوی انسان و دام بود و زمین عامل اصلی قدرت به شمار می‌رفت. اما انقلاب صنعتی که عموماً با موتور بخار شناخته می‌شود، اقتصاد مبتنی بر صنعت و تولید ماشینی را جایگزین اقتصاد مبتنی بر كار دستی کرد و با پیدایش طبقه جدید صاحبان صنایع و سرمایه‌داران صنعتی بجای زمین‌داران بزرگ، اهمیت زمین در مقام یک مؤلفه قدرت، به سرمایه منتقل شد. حال با این اوصاف، این پرسش مطرح می‌شود که مؤلفه قدرت و موتور محرك عصر جدید چیست؟

 

Search Engines

 

در عصر حاضر، به دلیل امكان تبادل سریع، ارزان و آسان اطلاعات از طریق اینترنت، این شبکه به پهنه­ای عملاً غیر قابل کنترل بدل گشته که بر روی آن میلیاردها صفحه اطلاعات، تصویر، عکس، فیلم، متن و ... دائماً در حال گردش هستند. همین ازدیاد انفجارگونه اطلاعات سبب شده است که تفكیك اطلاعات درست از نادرست كار ساده‌ای نباشد. بر این اساس، اگر در عصر کشاورزی زمین و در انقلاب صنعتی، سرمایه عامل قدرت بود، در حال حاضر، توانایی تمییز اطلاعات درست از نادرست و كسب توجه، عامل قدرت به شمار می‌رود. البته این بدان معنا نیست كه عوامل قبلی قدرت، یعنی زمین و سرمایه، اهمیت خود را از دست داده باشند؛ این عناصر همچنان ارزش خود را حفظ كرده‌اند، اما عنصر قدرت‌آفرین دیگری نیز به این معادله افزوده شده است.

از آنجا که در اینترنت، یافتن یا تفكیك اطلاعات در زمینه‌های مختلف، با ابزار كاوشی به نام موتور جست‌وجو (Search Engine) صورت می‌گیرد، شاید بتوان نقش موتور جست‌وجو را در انقلاب دیجیتال، معادل موتور بخار در انقلاب صنعتی دانست. در واقع، پیدایش موتور جست‌وجو، نشان‌دهنده تغییر در مفهوم قدرت است؛ اگر قبلاً موتور بخار منبع قدرت بود، حالا موتور جست‌وجو منبع قدرت است، چون عامل قدرت عوض شده است. همان‌گونه كه موتور بخار سرآغاز انقلابی شد كه دگرگونی‌های عمیقی در زندگی انسان پدید آورد، موتور جست‌وجو نیز تدریجاً نقش بزرگی در زندگی برعهده می‌گیرد. حتی عده‌ای معتقدند در آینده‌ای نه چندان دور، اشتراك موتور جست‌وجویی مانند گوگل، به مانند اشتراك آب، برق، گاز و تلفن، برای همه خانه‌ها ضروری خواهد بود.

 

I search, therefore I am

 

محمدرضا شیرازی، معمار اندیشمند و فرهیخته، در یادداشتی با عنوان تأملات اینترنتی، با اقتباس از جمله معروف دکارت، یعنی «من می‌اندیشم، پس هستم.»، تعبیر جالبی را در خصوص بشر امروزی مطرح کرده است که ذکر آن در تکمیل آنچه گفته شد، مفید خواهد بود:

«من search می‌کنم، پس هستم.»

 

_________________________

þ برای مطالعه بیشتر در این خصوص، می‌توانید به یادداشت «از موتور بخار تا موتور جست‌وجو»، ترجمه وحیدرضا نعیمی، منتشرشده در همشهری آنلاین، مراجعه نمایید. 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: