گفتوگوهای معماری
معماری زمینهگرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 3
Architectural Discussions
A Discussion about Contextual Architecture - 3
فاطمه شریعتمداری:
امروز، یه جلسه دفاعیه دکترا در دانشگاه بود که آقای دکتر دیبا به عنوان استاد مدعو حضور داشتند. ایشون اشاره داشتند: "آیا میتونی دو تا کار رو بذاری همین جوری کنار هم و بگی کدوم خلاقانهتره، وقتی به کانتکس توجهی نداری؟ آیا یه کاری که در مدرسه AA لندن انجام میشه رو میتونی بذاری کنار یه کاری که در یه قبیله آفریقایی به اجرا رسیده و بعد بگی کدوم خلاقانهتره؟" میکروفون دست بقیه اساتید چرخید و دوباره ایشون میکروفون رو گرفتند و خیلی صمیمانه گفتند: "چند سالته؟ ... من هم وقتی که به سن تو بودم، تازه از فرنگ برگشته بودم، میخواستم مشکلات رو حل کنم، غرق پیچیدگی بودم. چند بار مولوی خوندم، تا این که یواش یواش فهمیدم اون پیچیدگی از جنس مفهوم است تا به شهود برسه. چون این راه رو رفتم و دوباره برگشتم، میگم. با سرزمینت همقسم شو و به بستر خودت بیاندیش. در همون تب و تاب اولیه از فرنگ اومدن بودم که شروع کردم و سفر رفتم، ایران رو دیدم، به هند رفتم. ... هر بستری چه درجه و چه نوعی از تفکر رو طلب میکنه؟ ..."
زمینه ارتباط نزدیکی با فرهنگ دارد، یه جوری به هم گره خوردن. فرهنگ میتونه در برخوردها و تعاملات اجتماعی، در بستر "مکان"، خودش رو نشون بده، یه منظر فرهنگی غنی. ... یه فاکتور دیگه هم که میشه بهش اشاره داشت، "استفاده روزمره" مخاطبین از اون مکان است. در این بناها میشه به دوره تناوب استفاده فکر کرد. جالبه خیلی از مساجد به جاهای کلیدی بستر محله، در و راه داشتند، طوری که تو علاوه بر فعالیتی که برای اون بنا در نظر گرفته شده بود، میتونستی برای میانبر زدن هم از آن استفاده کنی و به خصوص تغییر حال و هوای تو در هر رده از فکر و تامل بود. یعنی یکی از رازهای جاودانگی بناها اینه که علاوه بر پاسخگو بودن به جوابهای متعالی، نیازهای زیباییشناختی، مثل ترکیب رنگ و سکانسهای فضایی رو هم جواب میدادند. البته در لایه نماد هم در ذهن ناخوداگاه مخاطب تاثیر میگذاشتند.

>>> متن کامل یادداشت
| لینک |


