زروان: پژوهشگاه هنر و معماری

  • :: صفحه اصلی
  • :: فهرست یادداشت‌ها
  • :: پست الکترونیک
  • :: فید وبلاگ

نویسنده وبلاگ

  • :: کمال یوسف‌پور

یادداشت‌های اخیر

  • :: توصیه‌های بزرگان معماری به معماران جوان ـ 2
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 39
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 10
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 27
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 9
  • :: هفت آتریوم زیبای جهان
  • :: واژگان متن‌های معماری ـ 11
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ 38
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 9
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 26
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 8
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 3
  • :: نقدی بر گفته‌های رضا دانشمیر درباره ایده "پروژه باز"
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣7
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 8
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 12
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 7
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 2
  • :: انواع نماهای معماری
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣6
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 7
  • :: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 11
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 6
  • :: معماری پنهان در الفبای انگلیسی ـ 1
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور ـ 4
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣5
  • :: عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 6
  • :: هشت ­سال با زروان، برای معماری
  • :: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 5
  • :: خانه‌ای در داخل یک قوطی کنسرو!

آرشیو زروان

  • :: بهمن ٩٠
  • :: دی ٩٠
  • :: آذر ٩٠
  • :: آبان ٩٠
  • :: مهر ٩٠
  • :: شهریور ٩٠
  • :: امرداد ٩٠
  • :: تیر ٩٠
  • :: خرداد ٩٠
  • :: اردیبهشت ٩٠
  • :: فروردین ٩٠
  • :: اسفند ۸٩
  • :: بهمن ۸٩
  • :: دی ۸٩
  • :: آذر ۸٩
  • :: آبان ۸٩
  • :: مهر ۸٩
  • :: شهریور ۸٩
  • :: امرداد ۸٩
  • :: تیر ۸٩
  • :: خرداد ۸٩
  • :: اردیبهشت ۸٩
  • :: فروردین ۸٩
  • :: اسفند ۸۸
  • :: بهمن ۸۸
  • :: دی ۸۸
  • :: آذر ۸۸
  • :: آبان ۸۸
  • :: مهر ۸۸
  • :: شهریور ۸۸
  • :: امرداد ۸۸
  • :: تیر ۸۸
  • :: خرداد ۸۸
  • :: اردیبهشت ۸۸
  • :: فروردین ۸۸
  • :: اسفند ۸٧
  • :: بهمن ۸٧
  • :: دی ۸٧
  • :: آذر ۸٧
  • :: آبان ۸٧
  • :: مهر ۸٧
  • :: شهریور ۸٧
  • :: امرداد ۸٧
  • :: تیر ۸٧
  • :: خرداد ۸٧
  • :: اردیبهشت ۸٧
  • :: فروردین ۸٧
  • :: اسفند ۸٦
  • :: بهمن ۸٦
  • :: دی ۸٦
  • :: آذر ۸٦
  • :: آبان ۸٦
  • :: مهر ۸٦
  • :: شهریور ۸٦
  • :: امرداد ۸٦
  • :: تیر ۸٦
  • :: خرداد ۸٦
  • :: اردیبهشت ۸٦
  • :: فروردین ۸٦
  • :: اسفند ۸٥
  • :: بهمن ۸٥
  • :: دی ۸٥
  • :: آذر ۸٥
  • :: آبان ۸٥
  • :: مهر ۸٥
  • :: شهریور ۸٥
  • :: امرداد ۸٥
  • :: تیر ۸٥
  • :: خرداد ۸٥
  • :: اردیبهشت ۸٥
  • :: فروردین ۸٥
  • :: اسفند ۸٤
  • :: بهمن ۸٤
  • :: دی ۸٤
  • :: آذر ۸٤
  • :: آبان ۸٤
  • :: مهر ۸٤
  • :: شهریور ۸٤
  • :: امرداد ۸٤
  • :: تیر ۸٤
  • :: خرداد ۸٤
  • :: اردیبهشت ۸٤
  • :: فروردین ۸٤
  • :: اسفند ۸۳
  • :: بهمن ۸۳
  • :: دی ۸۳
  • :: آذر ۸۳
  • :: آبان ۸۳
  • :: مهر ۸۳
  • :: شهریور ۸۳
  • :: امرداد ۸۳
  • :: تیر ۸۳
  • :: خرداد ۸۳
  • :: اردیبهشت ۸۳
  • :: فروردین ۸۳
  • :: اسفند ۸٢
  • :: بهمن ۸٢
  • :: دی ۸٢
  • :: آذر ۸٢
  • :: آبان ۸٢
  • :: مهر ۸٢

آرشیو موضوعی زروان

  • :: آثار برگزیده طراحی داخلی جهان (٢)
  • :: آرمین دانشگر (۱)
  • :: آموزش معماری (۳۳)
  • :: اکسپو 2010 شانگهای (۳)
  • :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه (٢٥)
  • :: برترین‌های معماری (۱)
  • :: برداشت آزاد (۳)
  • :: پایان‌نامه‌های معماری (۱)
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری (۳۱)
  • :: تعریف معماری (۱)
  • :: جایزه معماری آقاخان (۱)
  • :: جایزه معماری پریتزکر (۱)
  • :: جوایز معماری (٢)
  • :: خانه‌های معاصر جهان (۳)
  • :: خواندنی‎های معماری (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری جهان (٢)
  • :: دانستنی‎های معماری دوره اسلامی ایران (۱)
  • :: دانستنی‎های معماری معاصر ایران (۱)
  • :: دانشگاه آزاد اسلامی واحد هریس (٢۱)
  • :: درس‌هایی از بزرگان معماری (۳)
  • :: درس آشنایی با طراحی معماری (٤)
  • :: درس طراحی معماری 2 (٧)
  • :: درس طراحی معماری 5 (٢)
  • :: درس طرح معماری 1 (٢)
  • :: درس مقدمات طراحی معماری 2 (۱٦)
  • :: رویدادهای معماری (۳)
  • :: زبان تخصصی معماری (٢)
  • :: طراحی داخلی (٢)
  • :: طراحی معماری (٦)
  • :: عملکرد در معماری (٤)
  • :: گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان (۱٩)
  • :: گفت‌وگوهای معماری (۱٧)
  • :: مبانی نظری معماری (٦٠)
  • :: مسابقات معماری (٢)
  • :: معرفی پروژه (٧)
  • :: معرفی کتاب (۱)
  • :: معماران ایرانی (۳)
  • :: معماران جهان (۳)
  • :: معماری ایران (٢)
  • :: معماری ایستگاه مترو (۱)
  • :: معماری پارکینگ (۱)
  • :: معماری پل (۱)
  • :: معماری تئاتر (۱)
  • :: معماری خانه (۳)
  • :: معماری در آیینه کاریکاتور (٤)
  • :: معماری دفتر کار (۱)
  • :: معماری رستوران (۱)
  • :: معماری زمینه‌گرا (٩)
  • :: معماری سفارت‌خانه (۱)
  • :: معماری شهری (۱)
  • :: معماری فرودگاه (۱)
  • :: معماری مجتمع مسکونی (۱)
  • :: معماری معاصر ایران (۱)
  • :: معماری معاصر جهان (۱)
  • :: معماری معاصر هلند (٢)
  • :: معماری موزه (٢)
  • :: معماری نمایشگاهی (۳)
  • :: معماری هزاره سوم (۱)
  • :: معماری و طبیعت (۱)
  • :: معماری کتابخانه (۱)
  • :: موسسه آموزش عالی سراج تبریز (۱۱)
  • :: میدان‌ها و پلازاهای شهری (۱)
  • :: نقد معماری (٢٧)
  • :: واژگان متن‌های معماری (٤)
  • :: کامران افشارنادری (۱)
  • :: کانسپت در معماری (۱)
  • :: یادداشت ماه (۱)

وبلاگ‌ها و سایت‌های معماری

  • :: + زروان: اخبار، رویدادها و حاشیه‌های معماری
  • :: دید هفتم: جستارهایی در معماری و هنرهای نمایشی
  • :: فضای رویداد: جستارهایی در هنر و معماری

آمار بازدیدکنندگان



چهارشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٠

گفت‌وگوهای معماری

معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 5

Architectural Discussions
A Discussion about Contextual Architecture - 5

فاطمه شریعتمداری:
چهار ویژگی دیالکتیک فلسفی عبارتند از:
1. تضاد
2. بر هم کنش متقابل
3. حرکت و تغییر
4. جهش

یکی از اصول پانزده‌گانه "کریستوفر الکساندر" در رسیدن به "کلیت"، "تضاد" است. یکی از مثال‌هایی که می‌زنه، چیدمان پرتضاد سنگ‌هایی بر بستر شنی است که موجب یکی‌شدن سنگ‌ها با بستر خود می‌شود.

شاه عباس می‌خواست یه مرکز عمومی جدید بنا کند، یک میدان، اما میدان قدیم اصفهان پاسخ‌گو نبود. چه کاری باید انجام می‌داد؟ اون یه میدانی می‌خواست بزرگ و چشم‌گیر، با بناهای حکومتی در اطرافش و ...، میدانی که کل ساختارهای ذهنی رو در هم می‌شکست، یک میدان "متضاد"، اما این میدان نیاز به برقراری یک "زبان" مشترک با میدان قدیم و شهر داشت. بنابراین در مدت زمان کوتاهی! تونست جهت توسعه شهر رو که به سمت جنوب بود، تشخیص بده و این میدان جدید رو سر راه این توسعه بنا کند و توسط زنجیر محکم بازار به میدان قبلی وصلش کند. حالا این "زبان" مشترک چی می‌تونه باشد؟ نه فقط اتصال از جنس ساختار، شاید یک عصاره، یک تم، یک اسانس، ... نمی‌دونم خیلی سخته. این اسانس مشترک در روح مکان چیه؟

در تقابل نو و سنتی، "شفافیت" می‌تونه خیلی راه‌گشا باشه. فکر کنیم یک کاروانسراست، قراره بشه موزه مردم‌شناسی. در کنارش، از هنر "هنرمندان" "مدرن" هم قراره در این موزه استفاده بشه در بیان مفاهیم "هویتی"، از مجسمه‌ساز تا .... فضای کاروانسرا هم کافی نیست. چی کار کنیم؟ می‌تونیم فکر کنیم حوض "آب" وسط کاروانسرا بترکه و قطرات "شفافش" بشن ورودی بخش زیرسطحی موزه. در عین حال، شفافیت تواضع در برابر بنای قدیمی، به منظور تداوم دید است. البته تداوم دید یه بخش کوچکی از ماجراست؛ ایده "نو" در "تضاد" با ایده "قدیم" و در عین حال ایده "نو" در "تاکید" بر ایده "قدیم"، مشابه کاری که " آی ام پی" در موزه لوور انجام داده است.

_________________________________________

þ بخش پیشین یادداشت: معماری زمینه‌گرا؛ چرا و چگونه؟ ـ 4


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: گفت‌وگوهای معماری :: معماری زمینه‌گرا


جمعه ٢٥ شهریور ۱۳٩٠

معرفی پروژه

خانه‌ای در داخل یک قوطی کنسرو!

Project Review
!A House in A Can

þ طرح تبدیل انبارهای غله به خانه‌های تک‌واحدی
 موقعیت: Mechanicsburg، پنسیلوانیا، آمریکا
 معمار: Austin + Mergold 
 مساحت طبقات: 2000 فوت مربع (قطر استوانه: 36 فوت)
 مصالح بدنه: ورق فولادی گالوانیزه موج‌دار
 تاریخ پروژه: 2008


>>> متن کامل یادداشت
دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: معرفی پروژه


یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠

مبانی نظری معماری

"پروژه باز"، ایده‌ای برای فضاهای فرهنگی

Architectural Education
"Open Project", An Idea for Cultural Spaces

رضا دانشمیر، معمار پردیس سینمایی پارک ملت، در بخشی از گفت‌وگوی خود با همشهری، به تشریح ایده‌ای معمارانه با عنوان "پروژه باز" پرداخته است، ایده‌ای که او از آن به عنوان یکی از دغدغه‌های معماری خویش و راه‌حلی برای پروژه‌های فرهنگی یاد می‌کند و می‌تواند مولد و نقطه شروع بسیاری از طرح‌های معماری باشد:

"مدرنیسم با خود جعبه را به همراه آورد و سعی کرد که از طریق جداسازی بین مسائل، راه‌حل‌های اقتصادی را پیدا کند. جداسازی میان سازه و معماری یکی از این راه‌حل‌ها بود که مدرنیسم با خود به همراه آورد، همچنین جداسازی میان فرم و عملکرد یا حتی جداسازی میان عملکردها.

مدرنیسم با تفکیک و خردکردن مسائل، قصد ارائه یک تحلیل نسبت به مسئله و ارائه راه‌حل‌های اقتصادی را داشت. تأثیرات این نوع نگاه بر شهرهای ما نیز تأثیر گذاشت و شهرهای مکعبی ما را آفرید، شهرهایی که در آنها سازه‌ها مستقلا عمل می‌کند و سپس تیغه‌هایی را داریم که فضاها را تعریف می‌کند. اگر این را یک استراتژی و دیدگاه بدانیم، دیدگاه پس از مدرنیسم معطوف شد به سطح: از جعبه به سمت سطح حرکت کرد و از "جدا کردن" به سمت "یکپارچه کردن" رفت، این همان دیدگاهی است که از آن با نام "معماری ارگانیک" نام می‌بریم.

موضوعی که ما به‌صورت تئوری در مورد آن فکر می‌کنیم، این است که چطور می‌توانیم با سطوح کار کنیم، سطوح منعطفی که سعی می‌کنند مسائل را به هم پیوند دهند. چطور ممکن است که بتوانیم سازه، فرم و برنامه را به هم پیوند دهیم؟ این امر از طریق سطح ممکن است.

به‌طور خاص، ایده‌ای که ما در پروژه‌های فرهنگی دنبال می‌کنیم، ایده کلی "پروژه باز" است، به این معنا که پروژه معماری، صرفا یک ساختمان نباشد و بتواند با شهر وارد دیالوگ شود و یک فضای شهری را به ‌وجود آورد. اگر بتواند این کار را بکند، در واقع پا به یک قدم بالاتر گذاشته است و می‌تواند درخواست‌های ناخواسته و درخواست‌های بعدی را پاسخ دهد.

مهم است که یک پروژه بتواند در طراحی خود پاسخ‌گوی درخواست‌هایی باشد که در آینده ممکن است مطرح شود یا برای آنها فضایی را به‌وجود آورد. در معماری گذشته ما هم این‌گونه بوده است و ساختمان‌ها "باز" طراحی می‌شدند و در واقع، انسان از فضای باز آن استفاده می‌کرد. این فضای باز ممکن است که یک کوشک یا یک حیاط باشد. نکته مهم، ساختار‌هایی است که نفوذپذیر باشد، ساختارهایی که ما راجع به آن فکر می‌کنیم.

به‌طور کلی، معمار در سازمان‌دهی عناصر می‌تواند به یک سازمان‌دهی باز یا بسته فکر کند. این دو، دو نگرش متفاوت طراحی است. علاقه ما همیشه این است که ساختمان را بتوانیم به شهر پیوند بزنیم و از طریق این پیوند، آن را تبدیل به یک اثر باز کنیم، چون شهر یک پروژه باز است؛ شما در شهر می‌توانید آزادانه از نقطه‌ای به نقطه دیگر حرکت کنید."


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات:


سه‌شنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩٠

آموزش معماری

پروژه‌های دانشجویی معماری ـ ٣4

Architectural Education
Projects of Architecture’s Students - 34

þ طراحی معماری ٢
þ دانشجو: امید زرقانی
þ گروه معماری موسسه آموزش عالی سراج تبریز
þ مقطع کارشناسی ناپیوسته رشته معماری
þ نیمسال اول سال‌تحصیلی ٩٠-138٩

طراحی یک هنرستان هنرهای تجسمی


>>> متن کامل یادداشت
دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: آموزش معماری :: پروژه‌های دانشجویی معماری :: درس طراحی معماری 2 :: موسسه آموزش عالی سراج تبریز


پنجشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٠

نقد معماری

عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 5

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ 46

Architectural Criticism
Areas of Architectural Criticism - 5
Book Review: Architecture and Critical Imagination- 46

1. نقد توسط خود شخص (انتقاد از خود) ـ 4

2.1. نداهای توصیه‌کننده نوع دوم: تذکرات دوستانه
توصیه‌های دوستانه، بسیار متنوع و شامل گونه‌های متفاوتی است. این‌گونه تذکرات، معمولا در خیال ما، از جانب کسانی که با آنها کار می‌کنیم یا کسانی که با آنها زندگی می‌کنیم، به ما داده می‌شود. این افراد، معمولا هم‌سن خود ما و البته گاهی نیز استادان مسن‌تری هستند که ما به ابراز دوستی یا تایید آنها نیاز داریم: "من باید به سخنان دوستانم گوش کنم و به نظریات‌شان احترام بگذارم، در غیر این صورت، آنها کاری با من ندارند و مرا تنها می‌گذارند."

تذکرات دوستانه همکار من، معمولا به این صورت که "تو باید این کار را انجام دهی" یا "نباید آن کار را انجام دهی" نیست، بلکه معمولا به صورت جملات ملایمی از قبیل "مسئولیت ما این است که این کار را انجام دهیم" یا اینکه "ما مسئولیم که آن کار انجام نشود» و ... است. فرانک لوید رایت، معمولا در بیان جملاتی از این قبیل، به مسئله "هدف معماری" اشاره و بدین‌ترتیب، توصیه خود برای همکارانش را موجه می‌کرد.

از نظر موریس لپیدوس (Morris Lapidus)، حتی تصور قضاوت‌های احتمالی دوستان، نوعی احساس گناه، عذاب وجدان و دلهره در هنرمند به وجود می‌آورد: "از خلال صحبت‌های موریس، احساس کردم مغازه‌هایی که طراحی کرده بودم، از نوع معماری نبودند. موریس ساندرز به من گفت: تو معماری را کنار گذاشته‌ای و وارد حرفه بساز و بفروشی مغازه‌های تجاری شده‌ای تا پول بیشتری به دست بیاوری؛ این کار معماران نیست."

البته بایستی توجه داشت که صداهای توصیه‌کننده دوستانه با صداهای توصیه‌کننده تحمیلی متفاوت‌اند؛ این صداها، مانند صداهای تحمیلی، امر و نهی کننده، مستبد و مطلق‌گرا نیستند، بلکه فقط مسئولیت‌های مبرم تقبل‌شده را یادآوری می‌کنند. از این‌رو، این صداها بر من تاثیری از جنس استدعا و پیشنهاد دارند، نه سرزنش و توبیخ. به همین دلیل، واکنش من نسبت به آنها توام با دلهره نبوده و راه خلاقیت را بر من نمی‌بندند.

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

۴5. عرصه‌های حضور نقد معماری ـ 4


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: نقد معماری :: بازخوانی کتاب معماری و اندیشه نقادانه


شنبه ٥ شهریور ۱۳٩٠

گفت‌وگوهای معماری

گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 10

Architectural Discussions
A Discussion about Iranian Traditional Architecture - 10

بی‌نام:
موریس در مورد هندسه می‌گه که هر وقت شهرها از هرج و مرج دور شدند، به سمت هندسه محکم، با خطوط صاف، میل کردند. اما آیا این گزینه قابل رد نیست؟ آیا راه‌های ارگانیک و به ظاهر بی‌هندسه، در برابر یک واکنش "جمعی" همسایگان، برای یافت یک راه بهینه، نبوده است؟

می‌گویند که "بهترین نتایج را در معماری و شهرسازی شهرهایی به دست آورده‌اند که در طول زمان و به صورت تدریجی بسط یافته‌اند." آیا این بسط تدریجی و برآوردن نیازها، نشانه هرج و مرج است؟ اگر روند به وجود آمدن راه را مطالعه کنیم، می‌بینیم که انسان‌ها و حیوانات، برای حمل بار در زمین‌های شیب‌دار، بر خطوط تراز زمین که منحنی ـ بی‌هندسه! ـ بوده، راه خود را می‌یافتند و در زمینه‌های مسطح نیز "نشانه‌ها" آنها را هدایت کرده و ... بعد اطراف این راه، خانه‌ها ساخته می‌شدند. در ضمن، شبکه ارگانیک در تمام طول روز شبکه سایه ایجاد می‌کنه و .... هدفم دفاع از شبکه ارگانیک نیست، بلکه تاکید بر بسط تدریجی، با توجه به نیازهای مخاطبین بوده و نمی‌شود یک گزینه را همین طوری رد کرد.

صفی‌پور:
... عقیده موریس، یک عقیده معمارانه غیر انسانیه. بعضی ازمعمار ـ شهرسازها همیشه به طرحشون ‏(چه معماری، چه شهرسازی‏) ازدید پرنده نگاه می‌کنن و همیشه دوست دارن که هندسه کارشون از دورخوش باشد. این طراح‌ها به انسان و کاربر خیلی فکر نمی‌کنن. مگر شهرهای قدیمی ما بافت هندسه‌گرا داشته؟ شهرهای ما تماما "انسان‌محور" بودن و به روابط انسانی در بافت‌شون نگاه ویژه‌ای داشتن و به اونها احترام می‌ذاشتن، چیزی که تو شهرهای امروزی "گشتم نبود، نگرد که نیست".‏

محبوبه جبارنژاد:
... این درسته که بافت شهرهای قدیمی ما هندسه منظمی نداشت و اصلا هندسه‌گرا نبوده‌اند و هر چقدر کوچه و پس‌کوچه‌ها باریک و تنگ بودند و پر پیچ و خم، از ارزش والایی برخوردار بودند، چرا که چارپایان نتوانند به راحتی در آن رفت و آمد کنند و نیز از لحاظ امنیت، اموال صاحبان ملک از دست دزدان در امان باشند. حال با افزایش یک دفعه‌ای جمعیت ایران از 32 میلیون به 72 میلیون و تنها در یک دهه که دلایل بسیاری دارد ... و تغییر الگوی زندگی افراد جامعه و سطح تحصیلات آنها، باز هم می‌توان به آن کوچه پس‌کوچه‌ها بسنده کرد؟ آیا خانه‌های یک‌طبقه و ویلایی و حیاط‌دار در متراژهای بزرگ جواب‌گو است؟ آیا هزینه نگهداری آن خونه‌ها و نیز ایمن‌کردن شان به انواع دزدگیرها و ... اصولی است؟ آیا مساحت شهرها اجازه می‌دهد که هر خانواده برای خود زمینی داشته باشد؟

و اما در مورد معماری سنتی ایران نیز، به نظرم هندسه منظمی که وجود داشت (همان هشتی‌ها و ایوان‌های چهار طرفی و ...) به حالت الگو استفاده می‌شده، چرا که وقتی یک معمار پلانی رو می‌دیده، می‌توانسته تشخیص بده که این پلان مدرسه است یا کاروانسرا ... و این نیز بعد از مدتی تبدیل به نماد می‌شد. همچنان که در حال حاضر نیز وقتی کسی از دور گنبدی رو می‌بینه، در نظرش یک مکان مقدس تداعی می‌شه، در حالی که شاید آن مکان اصلا مسجد یا زیارتگاه نیست و یخچال یا حمام عمومی است، ولی چون نماد واقع گردیده، تشخیص آن چنان می‌شود. ...

بی‌نام:
... در مورد هندسه، لزوم حفظ دقیق گذشته نیست، بلکه بهره از جوهره ارگانیک است، مثلا باز و بسته شدن فضا و جریان "سیال" فضا یا "پیچ" در معابر که "ادراکی" رو از "شبکه" به وجود می‌آورده که "کل" شبکه در تصویر ذهنی فرد بمونه، نه یک راه تنها.

یه نمونه موفق رو می‌تونم میدون صدم نارمک نام ببرم. نمی‌گم طراح می‌خواسته از جوهره ارگانیک بهره ببرد، اما کاری که کرده، منظور بحث رو خوب می‌رسونه. "گشایش فضایی" در "میدان محلی" و پخش فضا در اون که نه تنها منجر به گشایش فضا در متن محله شده، بلکه مردم رو در هر رده سنی به خودش جلب کرده و منجر به یکی شدن اون‌ها شده. وجود پیچ در معابر هم به ادراک کلیت محله خیلی کمک کرده و اون رو به صورت شبکه در تصویر ذهنی اونا جا داده که با پرسشنامه‌های ادراکی کاملا خودش رو نشون داد. ...

صفی‌پور:
... به نظرم، ما بعد از جنگ، هم به دلیل خرابی‌های ناشی از جنگ، هم انفجار جمعیت، به کمیت مسکن اهمیت بیشتری دادیم تا کیفیتش، دقیقأ همون شرایط بعد جنگ جهانی دوم و مدرنیته. منظور من اصلا کپی از گذشته نیست. با تحلیل مناسب دلایل "جاودانگی" معماری سنتی و به‌روزرسانی اونا، می‌تونیم به وضع بهتر در آینده امیدوار باشیم. فکر نمی‌کنم کشورهای پیشرفته همه مثل ما‏ "عاشق‏" آپارتمان‌سازی باشن. کاش با وارد کردن ظواهر معماری از خارج‏ (که من شدیدأ مخالفشم‏)، لااقل راه‌حل‌هاشونم وارد می‌کردیم. ...

_________________________________________

þ بخش پیشین گفت‌وگو: گفت‌وگویی درباره آموزه‌های معماری سنتی ایران ـ 9


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
کمال یوسف‌پور

موضوعات: گفت‌وگوهای معماری