خانه؛ نهاد سکونت1

 

داشتن مسکن امری است که تقریباً هر موجود زنده­ای با آن درگیر است و به نوعی سعی در فراهم­کردن آن دارد. نیاز به خانه نیازی آن اندازه اساسی است که انسان­ها از اولین لحظه­های آشنایی با خویشتن و با محیط، به ساختنش مبادرت ورزیده­اند و این امر تا آن اندازه برایشان پرمعنی، ظریف، تعیین­کننده و حیاتی بوده که اجرایش را خود به عهده گرفته و اندیشه­های خود را به زبان مهارت­های فردی و جمعی و قومی خویش بر شکل و شالوده مسکن خود منقوش کرده­اند. از این­رو با اطمینان می­توان گفت که فضاهای مسکونی مهم­ترین فضاهای زیستی ساخته بشر هستند.

مطالعات و پژوهش­های فراوانی درباره پدیده سکونت (خانه ساختن و در خانه زیستن) و چگونگی­ خانه مسکونی انسان در زمان­های گذشته صورت گرفته است که برجسته­ترین آنها را می­توان در سه گروه مورد بررسی قرار داد:

1. بررسی­هایی که به چگونگی­های کمی و کیفی کالبدی خانه می­پردازند و به کمک ویژگی­های معماری (و بیشتر ساختمانی ـ کالبدی) رابطه­های خانه را با محیط آن باز می­شناسانند.

2. بررسی­هایی که در حیطه خاص مردم­شناسی صورت می­گیرند.

3. نوشته­های کسانی که بر پایه اصول شناخته­ای از بینش علمی جدید نسبت به پدیده­های حیات و حیات انسان­ها، به شناخت و معرفی خانه و نیز بازشناسی پدیده در خانه زیستن قبایل و گروه­های اجتماعی متفاوت و مختلف می­پردازند.

سومین رده از بررسی­ها به دلیل توجه دقیق و پی­گیر به دو حد نهایی از پدیده سکونت، دسترسی به بیشترین برداشت را برای ما ممکن می­سازند. این دو حد عبارتند از: محیط با وسیع­ترین معنایی که از پدیده­های گسترده بر آن برمی­آید و خانه به مثابه محصول کالبدی­ای که برای پاسخ­گویی به نیازهای ملموس و روزمره فردی و جمعی انسان زنده در همان محیط، به کمک مصالح ساختمانی معینی، ساخته و پرداخته می­شود.

 

 



موضوعات: