خانه؛ نقش­ها و کارکردها1

 

خانه نقطه­ای است که شکل محیطی مفروض را به مکانی مسکون تغییر می­دهد. انسان با ساختن خانه از فراخنای بی­انتهای پیرامون خود در یک نقطه گرد می­آید و از پراکندگی و گریزندگی طبیعت به جمع­شدن و تمرکزیافتن روی می­آورد. او در طبیعتی که بدون حضور انسان، رهاشده، پراکنده و فاقد معنی است، با حضور خود تمرکز، تجمع و معنی پدید می­آورد و با بناکردن خانه به این تمرکز و تجمع واقعیت می­بخشد.

خانه جهانی سرشار از پدیده­های طبیعی و انسانی را متجلی می­گرداند. عالم پدیده­ها جهانی است که بی­واسطه توسط خانه گردآوری و پدیدار می­گردد. خانه تنها به پدیدآوری کیفیات جوی محیط (همچون نور) اکتفا نکرده و می­باید خلق و خوی آن فعالیت­هایی را که در درونش جریان می­یابند، نیز آشکار سازد. وظیفه اصلی هر خانه افشای جهان نه به صورت گوهر و عصاره، بلکه به شکل فراخوان، یعنی در قالب ماده و رنگ، موضع­نگاری و گیاهان، فصول، آب­وهوا و نور است. این گونه از افشا با بهره­گیری از دو روش مکمل یکدیگر حاصل می­آید: به یاری باز بودن نسبت به جهان پیرامون و به یاری عرضه­داشت کنجی برای عزلت از جهان مزبور. این کنج عزلت مکانی که در آن جهان بیرون به فراموشی سپرده شده، نبوده، بلکه جایی است که انسان خاطرات خود را از جهان در آن گرد آورده و آنها را با زندگی روزمره، خورد، خواب، صحبت و سرگرمی خود مرتبط می­گرداند.

خانه با مطرح شدن به عنوان پیکره­ای معمارانه در محیط هویت ما را محرز کرده و امنیت را بر ما ارزانی می­دارد و سرانجام هنگام پای­نهادن به خانه به آسایش دست می­یابیم. در خانه چیزهایی را می­یابیم که بر آنها وقوف داشته و گرامی­شان می­داریم. ما آنها را با خود از بیرون آورده و به خاطر آن که بخشی از جهان ما را می­سازند، در کنارشان به زندگی می­پردازیم. همچنین با مساعدت­گرفتن از خانه، دوستان جهان شده و جای پایی را که برای فعالیت در آن نیاز داریم، برای خود فراهم می­آوریم.

خانه حتی هنگامی که نزد مردم شهرنشین ناهنجاری بسیار دیده، بیشترین نقش شکل­دهی به روحیه­ها و به رفتارها را به عهده می­گرفته است. خانه همواره در طول تاریخ به عنوان فضای حدفاصل میان فرد و جامعه انگاشته می­شده و نقطه آغاز تحرک اجتماعی، تحرک فرهنگی، تحرک اقتصادی و تحرک فضایی انسان بوده است. هر قوم تا پیش از پذیرفتن بی­چون و چرای مدل­های کاربردی ـ کالبدی نو به گونه­ای خاص خود، بخشی از نقش پروش فردی و فردی ـ اجتماعی را به محیط خانه واگذار کرده و در رابطه با آن به چگونگی­های شکلی آن اندیشیده است.

 

 



موضوعات: