یادداشت ویژه

 

تأملی در مفهوم زروان - 1

 

Special Note

Meaning of Zorwan - 1

 

مفهوم زروان یکی از مسائلی است که در طول سال گذشته ذهن خوانندگان وبلاگ را به خود مشغول کرده بود. از این­رو در آغاز دومین سال فعالیت این وبلاگ، برای آشنایی بیشتر خوانندگان نگاهی داریم به مفهوم زروان.

زروان به تأیید پژوهندگان ایرانی و غیرایرانی خدای بسیار کهن ایرانیان بوده است. زروان در اساطیر و باورهای آیینی ایران باستان خدای زمان و زاینده اهریمن و اورمزد می­باشد. ایرانیان باستان برای زمان مفهومی بس والا قائل بودند و آن را برتر از موجودیت مادی جهان، روح حاکم بر آن می­دانستند. رمز و راز زمان چنان برای آنان مهم و تعیین­کننده سرنوشت بوده که آن را خدای خود می­دانسته و زروان نام نهاده بودند. ایرانیان که می­توانستند شکل و کاربری­های مکان را بازشناسند (اما در شناخت دگرگونی­هایش با اسراری شگرف روبرو بودند)، بیشترین سهم در تعیین سرنوشت خود و جهان مادی را برای زروان قایل شدند. برای آنان زمان به عنوان انتزاعی­ترین خدا و بزرگ­ترین و توانمندترین آفریدگار منزلتی والا داشت و برخوردار از توان­هایی بود که به شکلی مستقیم بر زندگی معنوی آدمیان گسترده می­شدند. زروان (زمان بی­کران) از آغاز تا پایان عمر زمین پایدار دانسته می­شد و آفریدگاری بود که همه چیز را آفریده بود. زروان خداوندی بود که بر تمامی عالم حکم می­راند و خود در اصل ترکیبی پویا از نیک و بد، از زیبایی و زشتی و از روشنایی و تاریکی بود و همه­جا نیکی و بدی، روشنایی و تاریکی و زیبایی و زشتی را رودرروی یکدیگر می­گذارد. زروان در ادبیات پیشرفته­تر نه تنها خدای زمان به معنای مطلق، بلکه به عنوان خدایی که قضا و قدر یا سرنوشت را در حیطه نفوذ خود دارد، شناخته می­شود و بر فضا حکم می­راند، بی­اینکه همه چیز را مستقیماً در دست خود گیرد. آثار این باور را می­توان در روزگار ما در تعبیرات و اصطلاحاتی نظیر سیاه­بختی، سفیدبختی، اقبال نحس و یا خوش و ده­ها اصطلاح دیگر در فرهنگ عمومی مشاهده نمود.

 

 



موضوعات: