زیباییشناسی معماری3
با توجه به آنچه در دو یادداشت قبلی مطرح گردید، درک کامل مفهوم زیباییشناسی کاری دشوار است و پیچیدگی این کار هنگامی که با معماری و بناهای ساخته شده سروکار داریم، دو چندان میشود. برای امکانپذیر ساختن درک مفهوم زیبایی در فضاهای معماری، نظریهپردازانی همچون جرج سانتایانا (George Santayana) مفهومی بنام محیط خوشایند یا لذتبخش را در کنار محیط زیبا مطرح میکنند و معتقدند محیط زیبا محیطی است که به نظارهگر آن لذت میبخشد. از آنجایی که بر اساس یافتههای روانشناسی ادراک و نیز روانشناسی محیط، شناخت عوامل موثر در ادراک خوشایند بودن محیط امکانپذیر است، با تشخیص و تدوین این عوامل میتوان انواع تجربیات زیباییشناختی مربوط به فضاهای معماری را طبقهبندی نمود. در این رویکرد از طریق بررسی ویژگیهای محیط لذتبخش و خوشایند با توجه به خصوصیات روانشناختی انسان، انواع ویژگیهای زیباییشناختی فضاهای معماری مشخص میگردد.
مردم لذت را از محیطی کسب میکنند که ساختار آن الزامات مربوط به الگوهای جاری رفتار و آسایش فیزیولوژیک مورد نیاز آن را بخوبی تأمین کند، به عبارت دیگر به نیازهای فیزیولوژیکی، شخصیتی، اجتماعی و فرهنگی مردم پاسخ دهد. با فرض اینکه محیطی الزامات مربوط به الگوهای جاری رفتار و نیازهای یاد شده را بخوبی تأمین کند، آن محیط در صورتی از نظر زیباییشناختی لذتبخش است که واجد ارزشهای زیر باشد:
1. ارزشهای حسی که حاصل حسهای لذتبخشی چون لامسه، بویایی، چشایی، شنوایی و بینایی هستند.
2. ارزشهای فرمی که به لذتبخش بودن ساختار یا الگوهای محیط مربوط هستند.
3. ارزشهای نمادین یا تداعیکننده که از تصاویر ذهنی ایجاد شده از طریق ارزشهای حسی نشأت میگیرند.
به عبارت دیگر محیط زیبا محیطی است که تجربیات حسی لذتبخشی را فراهم آورد، ساختار ادراکی دلپذیری داشته باشد و نمادهای لذتبخشی را تداعی کند. معنای این سخن آن است که سه مقوله برای استفادهکننده و مشاهدهکننده فضای معماری لذت بخش و دلپذیر هستند:
1. انرژیهای محرک از قبیل شدت نور، رنگ، صدا، بو و ... .
2. ویژگیهای فرمی که از طریق ساختار سطوح، بافتها، روشنایی و رنگ به محیط شکل میدهند.
3. تداعیهایی که الگوها ایجاد میکنند.
سانتایانا این موارد را سه جنبه اصلی تجربه زیباییشناسی میداند و با این فرض که زیباییشناسی با تجربه زیبایی یا لذتبخش بودن محیط مرتبط است، زیباییشناسی را به سه دسته تقسیم میکند:
1. زیباییشناسی حسی (Sensory):
زیباییشناسی حسی بخش مهمی از پاسخ فرد به محیط است. این در حالی است که مردم به حسهایی که از محیط کسب میکنند، توجه کافی ندارند. انسان وقتی حسها را دریافت میکند که از هنجارهای معمول خارج شده باشند و احساس خوشایند یا ناخوشایند بودن به وجود آمده باشد. به همین دلیل در برخی موقعیتها حسهای دریافتی انسان به نحو لذتبخشی برانگیخته میشود، در شرایطی چون عبور از فضاهای سایه و روشن یا ایستادن در ساحل و احساس وزش باد.
2. زیباییشناسی فرمی (Formal):
زیباییشناسی فرمی مدتها دلمشغولی اصلی طراحان و در زمانهای مختلف موضوع بحث تاریخ معماری بوده است. زیباییشناسی فرمی با ساختار بصری محیط (ویژگیهای بصری و کیفیتهای ترکیبی یا هندسی محیط) سروکار دارد و موضوع اصلی آن ارزشهای اشکال و ساختارهای محیط است. این که احساس لذت از درک بعضی الگوها، تناسبات و اشکال مبنایی زیستشناختی دارد یا نه، نیز از مباحث زیباییشناسی فرمی است.
3. زیباییشناسی نمادین (Symbolic):
موضوع زیباییشناسی نمادین معانی تداعیکننده و لذتبخش محیط است و با لذتی که از پیشینه ذهنی مردم یا ذهنیتی که از ساختار و ویژگیهای محیط ساخته شده ایجاد میشود، سروکار دارد. بر اساس مبانی زیباییشناسی نمادین، محیط نظامی از نمادهاست که به مفاهیم، ارزشها و معانی شکل واقعی میبخشد و آنها را برای انسان ملموس و قابل درک میکند.
نویسندگان مختلف بر جنبههای متفاوتی از زیباییشناسی تأکید کردهاند. جنبههای فرمی و نمادین بیشتر مورد نظر نویسندگانی بوده است که با زیباییشناسی محیط ساخته شده سروکار دارند. به اعتقاد آنان معماری بطور سنتی با زیباییشناسی فرمی و نمادین سروکار داشته است. در میان این نویسندگان نیز برخی زیباییشناسی نمادین را مورد تأکید قرار دادهاند، زیرا معتقدند بر خلاف طراحان حرفهای که به زیباییشناسی فرمی توجه بیشتری دارند، مردم محیط را بخاطر نمادها و قابلیت تأمین فعالیتها تحسین میکنند.
آنچه در این سه یادداشت به اجمال در مورد زیباییشناسی و جایگاه آن در هنر و معماری مورد بررسی قرار گرفت، تنها اشارتی گذرا و مختصر به مبحث پیچیدهای بود که بخش مهمی از مطالعات معاصر فلسفه هنر را به خود اختصاص داده است. بدیهی است قلمرو اندیشههای زیباییشناختی معاصر گسترهای پرتنوع است که نیازمند پژوهش و نقادی عمیق و همه جانبه میباشد.
| لینک |
