معرفی معمار

 

گزیده سخنان فیلیپ جانسون

           

Architect’s Introduction

A Selection of Philip Johnson’s Words

 

 معماری در اصل طراحی فضاهای داخلی است، هنر سازمان­دهی فضای داخلی.

 مسؤولیت و وظیفه­ای که معماری فارغ از عملکرد، ساختار و حتی مصالح دارد، این است که فضا را به سمت هنر سوق دهد. 

 چیزی که فکر می­کنم همچون یک ریسمان در تمام کارهای من امتداد دارد، علاقه پرشور من به فضای جمعی است، فضایی که با قدم زدن در درون آن درک می­شود.   

 تفاوتی ندارد که چند ساختمان بنا کرده باشید، کیفیت به مقدار بستگی ندارد. کیفیت کار تنها به این بستگی دارد که برای تحت تأثیر قرار دادن و دگرگون کردن فرهنگ ریسک کرده باشید. منتها بایستی توجه داشته باشید که در ساختمان­سازی و در اینکه یک ساختمان عجیب یا یک ساختمان اصیل بسازید، ریسکی وجود ندارد. باید همانند معماران بزرگ تاریخ دست به ریسک­های واقعی بزنید. به نظر من یک معمار وقتی می­تواند خودش را برای این کار آماده کند که سه شرط داشته باشد: اول باید دانش کاملی از تاریخ معماری داشته باشد، دوم با تسلط بر مصالح و شکل پرورش یافته باشد و آخر اینکه باید در هنرها و ایده­های روز فردی مطلع و دست­اندرکار باشد.  

 باید تاریخ معماری را به دقت مطالعه کرد، اما به طریقی که فقط یک معمار می­تواند. تنها راه برای یک معمار که بتواند واقعاً تاریخ فضاهای معماری را مطالعه کند، بازدید از آن ساختمان­ها و تجربه فضای آنهاست.

 فضا را نمی­توان به قالب عکس درآورد، زیرا عکس تنها به ضبط فرم و سطح قادر است. همچنین فضای معماری نمی­تواند در یک متن یا توسط هیچ فیلسوف و یا منتقدی توصیف شود. با اینکه متن می­تواند تجربه یک فضا را توصیف کند، ولی نمی­تواند جایگزین خود آن تجربه شود.  

 اگر دانش معماری خود را به تحصیلات معماری و کتاب و مجله محدود کنید، کارتان به همان اندازه کاغذهای چاپ­شده حقیر و سطحی خواهد بود.  

 از آنجایی که فضا را شکل و ماده بوجود می­آورد، معمار باید حس خود را از شکل بدون توجه به هیچ نظام اخلاقی تاریخی و یا روشنفکرانه، پرورش دهد.

 هر معمار باید کمی انقلابی باشد. نسخه­برداری از روی ساختمان­های قدیمی به هیچ­گونه تلاش و خطرپذیری احتیاج ندارد. باید این جرأت را داشته باشید که بر خلاف عادت عمل کنید.

 ما هرگز خودمان را تکرار نمی­کنیم، بلکه دوست داریم برخلاف میل، احساس و طبیعت­مان عمل کنیم.

 تنها گناه و معصیت اصلی در طراحی ساختمان، ملالت­آور و خسته­کننده بودن آن است.

 با اینکه مهارت­های فنی هنرمندانه تضمین­کننده توفیق معماری نیست، اما هیچ دگرگونی فضایی بااهمیتی نیز بدون آنها میسر نیست. هیچ وقت فراموش نکنید که گرچه یک تکنسین یک معمار نیست، ولی یک معمار همیشه یک تکنسین است.

 کمک بزرگ پست­مدرنیست­ها و دیکانستراکتیویست­ها به معماری امروز، آزاد کردن جستجو در شکل و ماده فارغ از محدودیت­هایی بوده است که عادات و اعتقادات کاذب بوجود می­آورند.

 ظاهر و سیمای ساختمان بایستی فی­نفسه این قابلیت را داشته باشد که موجودیت خویش را در محلی که در آن قرار گرفته است، به رخ بیننده بکشد. 

 ساختمان­ها نتیجه چانه­زدن­ها، معامله­کردن­ها، مشاجره­کردن­ها، پرخاش­کردن­ها و مقداری فریادزدن و نعره­زدن با کارفرماهای متمرد، پیمانکاران، کارگرها، تکنسین­ها، نجارها و سنگ­کارهاست. خشم تمامیت معمارهاست.

 یک ساختمان خوب بیشتر نتیجه یک کارفرمای خوب و یک پیمانکار خوب است تا یک معمار خوب.

 هیچ وقت یک معمار حرفه­ای تمام­عیار نشوید، مگر آنکه نتوانید از آن دوری کنید. اگر با یک اشتیاق عاشقانه مجبور به این کار نباشید، هیچ وقت پول­دار نخواهید شد و به پریشانی خواهید افتاد. 

 

 



موضوعات: