طراحی معماری
با اینکه فعالیتهای مختلفی در حیطه هنر قرار میگیرند، اما بخش اصلی و عمده هنر و آفرینشهای هنری را طراحی (Design) تشکیل میدهد. هنر و طراحی در ارتباط متقابل با هم قرار دارند، بگونهای که وقتی صحبت از هنر به میان میآید، واژههایی همچون طرح و طراحی به ذهن آدمی متبادر میشوند. همچنین اکثر محصولات و ابزارهایی که در زندگی روزمره با آنها سروکار داریم، توسط طراحان رشتههای مختلف طراحی شدهاند و از این رو طراحی طیف وسیعی از فعالیتها و محصولات از قبیل محصولات صنعتی، مبلمان منزل، ساختمان و طراحی داخلی را شامل میشود. بر این اساس حتی اگر خود طراح نباشیم، ذهنمان به نوعی با طراحی آشنا و درگیر است.
طراحی خلق فرم و عملکرد یک شیء است، بدین معنی که در طراحی یک شیء باید هم فرم و هم عملکرد آن در نظر گرفته شود. از این رو محصولات طراحی شده باید دارای عملکرد مطلوب بوده و از نظر زیباییشناختی نیز برای انسان خوشایند باشند.
طراحی یک فعالیت آگاهانه، برنامهریزی شده و سازمانیافته است که برای رسیدن به اهداف و مقاصد مشخصی توسط طراح کنترل و هدایت میشود. اگرچه هدف طراحی رسیدن به برخی نتایج از قبل تعیین شده است، اما ممکن است نتایج تصادفی یا غیرمنتظرهای نیز دربر داشته باشد. فعالیت طراحی معمولاً نشاندهنده مهارت، دانش، خلاقیت و روند تکامل ذهنی طراح است و رابطه نزدیکی با تکنولوژی، نیارهای انسان و زیباییشناسی دارد.
معماری نیز همچون سایر هنرها پیوسته با مقولات مربوط به طراحی در ارتباط است. بخش اعظم فعالیت حرفهای معماری را طراحی معماری (Architectural Design) تشکیل میدهد. تمام متون معماری حاکی از آن است که طراحی از اولویتها و ارکان معماری میباشد. هنر معمار در طراحی کردن و مهارت اصلی وی تهیه طرح فضاهای معماری است. مادامی که به فضاهایی که در آنها زندگی میکنیم، میاندیشیم و درباره آنها تصمیم میگیریم، طراحی معماری بر ما تأثیر میگذارد، چه معماران آن را انجام داده باشند و چه هریک از ما.
طراحی معماری تلاشی برای ارائه راهحلهایی مناسب و هماهنگ برای مسائل متفاوت و گاه متضاد در قالب یک طرح معماری است. یک طرح معماری باید بتواند از یک سو در زمان و مکانی مشخص به مجموعه خواستهها و نیازهای یک پروژه پاسخگو باشد و از سوی دیگر واجد ارزشهایی برجسته و خلاقه در زمینه معماری باشد. بنا به تعریف بالا طراحی معماری از یک سو مبتنی بر مجموعهای از دانستههاست و از سوی دیگر ماهیتی خلاقه در خود دارد. از این رو میتوان گفت طراحی معماری همچون خود معماری دارای دو بعد است:
1. بعد علمی، فنی و اجرایی
2. بعد هنری و زیباشناختی
اینکه چگونه میتوان این دانستهها و خلاقیتها را در کنار هم در یک طرح معماری لحاظ کرد و نیز اینکه اصولاً چگونه میتوان طراحی نمود، از مسائلی است که کمتر توسط معماران حرفهای به آنها پرداخته شده است، زیرا معماران حرفهای بیشتر به امر طراحی توجه دارند و کمتر به تئوریزه کردن طرح خود میپردازند. به اعتقاد بسیاری از معماران، طراحی معماری همچون خود معماری پدیدهای است که توصیف آن دشوار و پیچیده میباشد. معماران حرفهای در پاسخ به این سؤال که طراحی معماری چیست و شما چگونه طراحی میکنید، ناتوان به نظر میرسند، با اینکه در مقام عمل این پروسه را با موفقیت طی کردهاند و از سرشناسان این حرفه هستند. علت این امر شاید فقدان دانش کافی در زمینه ادبیات معماری و یا نفس طراحی معماری است که پاسخ به این پرسش را دشوار میسازد.
با توجه به آنچه گفته شد، این پرسش مطرح میگردد که آیا طراحی معماری امری صرفاً خصوصی و ذهنی است و به گفته بسیاری از هنرمندان تشریح پذیر نیست و واقعاً نمیشود درباره آن روشنتر صحبت کرد؟ همچنین آیا میتوان برای طراحی فرایندی قائل شد و نحوه رسیدن به طرح را توضیح داد یا اینکه توضیح متدولوژی طراحی اساساً با روح هنر یعنی خلاقیت در تضاد است (چرا که خلاقیت زمانی ایجاد میشود که به روشهای معمول پایبند نباشیم)؟
| لینک |
