فرایند طراحی معماری

 

مدتهاست این سؤال ذهن نظریه‎پردازان معماری را به خود مشغول کرده است که آیا طراحی معماری یا روند رسیدن به کالبد معماری صرفاً نوعی عمل ذهنی خلاقانه است و نمی‎توان به روشنی کلیت ساختار آن را توضیح داد یا اینکه با تفکر و اندیشه در نظرات مختلف معماران می‎توان فرایند طراحی معماری را تشریح نمود؟ گذشته از مسائل مربوط به کمیت و کیفیت دانش نظری معماران، ماهیت طراحی معماری بگونه‎ای است که توضیح روند آن را دشوار می‎سازد، با اینکه این فرایند در نزد طراحان فرایندی آشنا و کارآمد است. از دیدگاه روان‎شناسانه نیز فرایند کار طراحی بغرنج بوده و نیازمند شناخت و بررسی بیشتر می‎باشد. شناخت روش‎های طراحی می‎تواند ما را در فهم فرایندها، کلیت ساختار و رویه طراحی یاری نماید.

از زمان ویتروویوس در مورد فرایند طراحی اظهارنظرهای مختلفی صورت گرفته است. بر طبق نظر ویتروویوس طراحی معماری فرایند گزینش اجزاء برای دست یافتن به کلی واحد است. برخی معماران نیز فرایند طراحی را تجزیه یک مسأله به بخش‎های مختلف، حل اجزاء و ترکیب راه‎حل‎های بخشی در کل واحد دانسته‎اند که بیشتر روشی عقلایی محسوب می‎شود.

بیشتر افرادی که به بحث فرایند طراحی پرداخته‎اند، مراحلی را برای آن قائل شده‎اند. افراد مختلف این مراحل را از راه‎های مختلف طی می‎کنند. بسیاری از طراحان شاید اکثریت آنها فرایند طراحی را کاملاً شهودی و غیر قابل توضیح می‎دانند. افراد دیگری طراحی را فرایند عقلی دانسته‎اند و گروهی دیگر آن را فرایندی جدلی می‎دانند که هرکدام از این نظریات بحث‎های جداگانه‎ای می‎طلبد. اما تقریباً تمام طراحان اهمیت شهود را در فرایند طراحی قبول دارند و تقریباً همه آنها این فرایند را شامل مجموعه‎ای از فعالیت‎های مجزا می‎دانند. بحث این گروه از معماران بر سر میزان عملکرد سازمان‎یافته فرایند و میزان برنامه یا سرمشق بودن مبانی آن است. آنها بر این باورند که کار طراحی فرایندی خلاقانه است که در آن تمام تلفیق‎های نهایی کار در ذهن یک طراح نقش می‎بندد. از این رو طراحی صرفاً یک فرایند خطی نیست، بلکه نوعی درک مستقیم توسط نیروهای ذهنی است. به همین علت شناخت و توضیح چگونگی این فرایند شهودی و ناخودآگاه دشوار و تقریباً ناممکن است.

اما صرف نظر از مباحث مربوط به شهودی بودن طراحی، طراحی معماری به دلیل کاربردی بودن هنر معماری و مواجهه آن با واقعیت‎های عینی و قابل اندازه‎گیری، در مقاطع مختلف تهیه طرح می‎تواند از روش‎های علمی مناسب و تکرارشدنی بهره‎مند گردد. بر این اساس طراحی معماری فعالیتی صرفاً حسی یا صرفاً منطقی نیست و علاوه بر پشتوانه منطقی از حس طراح هم نشأت می‎گیرد. طراحی معماری فرایندی است حسی، منطقی که از یک نقطه یعنی ایده‎ها و مطالعات اولیه آغاز می‎شود و با استناد به نتایج فعالیت‎های مطالعاتی شامل تجزیه تحلیل و تصمیم‎گیری به طرح نهایی که تبلور حسی و منطقی مجموعه‎ای از داده‎هاست، می‎انجامد.

آنچه در پایان باید خاطر نشان کرد، این است که ذهنیت پیچیده و خلاق انسان معاصر در روند طراحی معماری همیشه با استدلال و منطق پیش نمی‎رود و مقولات قدیمی عقل و احساس، علم و هنر و عینیت و ذهنیت در همزیستی کامل با یکدیگر، در شکل‎گیری و تولید معماری نقش فراوان دارند.