میان­گستره

 

من دوست داشتم یك آینه باشم، نه شیشه ـ 3

 

نگاهی به طراحی از دیدگاه یک طراح صنعتی

 

Interdisciplinary

I’d like to be a mirror, not glass - 3

An Industrial Designer’s The Viewpoints of  about Design

 

آنچه در ادامه می‎خوانید، مصاحبه كوتاهی است كه در جریان كنگره طراحی «انجمن بین‎المللی مجامع طراحی صنعتی» (ICSID) در سال 2003، با جرج پنسی صورت گرفته است:

 

جرج پنسی در كنگره طراحی ICSID، سال 2003

 

o چه انگیزه‎ای باعث شد شما به طراحی روی بیاورید؟  

þ این یك سؤال ساده است و من نیز یك پاسخ ساده برای آن دارم: «من دوست داشتم یك آینه باشم، نه شیشه.» من باید این جمله را كه از قول یك نویسنده آرژانتینی بیان كردم، بیشتر توضیح دهم، البته شاید معنای آن در توضیحات من كمی دچار خدشه شود ... آینه بودن به این معنی است كه شما زنده باشید. اگر شما به یك مهمانی بروید و همچون آینه باشید، مسلماً برانداز خواهید شد، اما اگر همچون شیشه باشید، كسی توجهی به شما نخواهد كرد، چون زمانی كه شیشه هستید، هركسی از طریق شما به جایی دیگر نگاه می‎كند. در طراحی، شبیه آینه بودن به این معنی است كه همیشه بانشاط، تازه‎نفس و جوان باشید. این تنها چیزی است كه باعث می‎شود من احساس نیاز به كار كنم، زیرا اگر شما به جهانی كه در آن زندگی می‎كنیم، بنگرید، هرگز به این فكر نخواهید افتاد كه باید یك صندلی جدید طراحی كنید. خیلی تأسف‎انگیز است كه طراحی چیزهای جدید احمقانه به نظر می‎رسد، اما بایستی توجه داشت كه طراحان كمی دیوانه هستند و ما باید میان واقعیت و طراحی تمایز قائل شویم. من به طراحی به عنوان چیزی كه بیشتر از من عمر خواهد داشت، نگاه می‎كنم، چیزی كه ممكن است سرانجام از یك موزه سر برآورد و در نهایت كاركردی مشابه یك آینه داشته باشد.  

 

 Duna صندلی

 

o شما بر چه اساسی تحصیل در رشته معماری را انتخاب كردید؟

þ شما زمانی كه فقط 17 سال سن دارید، دقیقاً نمی‎دانید كه چه كار می‎خواهید بكنید و چه كار می‎توانید انجام دهید. در آن زمان تصور من بر این بود كه معماری یك كار بزرگ و مهم است و در ابتدا بر این عقیده خود پافشاری می‎كردم. با وجود این من در معماری هیچ‎گاه نتوانستم مسائل سازه‎ای را حل كنم یا به طراحی سیستم‎های تهویه مطبوع بپردازم. در نتیجه همزمان با تحصیلاتم در رشته معماری، كار طراحی داخلی را نیز شروع كردم و در همین زمان شركت شخصی خودم را در زمینه تولید مبلمان تأسیس نمودم. اما پس از مدتی من آرژانتین را به قصد زندگی در اسپانیا ترك كردم، زیرا كار كردن در آمریكای جنوبی به قدری دشوار است كه برای موفقیت در آنجا واقعاً بایستی خود را به آب و آتش بزنید. امروز من افتخار می‎كنم كه جزو طراحانی هستم كه جنبش طراحی نوین اسپانیا را شروع كردند.

چراغ دیواری Todd      چراغ دیواری Twin

o پس شما چون در مقام یك معمار نتوانستید به موفقیت زیادی دست پیدا كنید، به طراحی روی آوردید؟

þ نه، من چنین چیزی نگفتم، من در طول مدتی كه در رشته معماری تحصیل می‎كردم و حدود 19 یا 20 سال سن داشتم، به طراحی داخلی و طراحی مبلمان مشغول بودم و در این كار بسیار موفق بودم. در مقطعی استادان من كارفرماهای من نیز بودند. منظور من در پاسخ به سؤال قبلی شما این بود كه فعالیت در طراحی برایم جالب‎تر از فعالیت در معماری بود. زمانی من واقعاً می‎خواستم یك خواننده بشوم، در نتیجه حدود پانزده سال پیش طراحی را ول كردم و به مدت سه سال به خوانندگی روی آوردم. اما در نهایت این كار را رها كردم، چرا كه برای من سخنرانی درباره طراحی از آواز خواندن آسانتر است.

 

صندلی Momo

 

o چه تفاوت‎هایی میان معماری و طراحی صنعتی وجود دارد؟

þ از دیدگاه من تفاوتی وجود ندارد. من هرگز نمی‎گویم كه یك طراح صنعتی هستم یا یك معمار، بلكه می‎گویم یك طراح هستم. دو سال پیش این امكان برای من پیش آمد كه خانه‎ای برای خودم طراحی كنم و امروز كه به این خانه نگاه می‎كنم، واقعاً از نتیجه كار راضی هستم.

IRTA صندلی دسته دار 

o شما چگونه یك طراح مشهور شدید؟

þ من تصور نمی‎كنم كه یك طراح مشهور باشم، بلكه فكر می‎كنم طراحی هستم كه كارش شناخته‎شده است. به نظر من به فردی همچون Keanu Reeves می‎توان گفت مشهور است. راز موفقیت در این حرفه توانایی در برقراری ارتباط خوب و بدون تكبر با مردم، قابل معاشرت بودن و احترام گذاشتن به تیم كاری و كارفرماست.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این یادداشت به همراه دو یادداشت قبلی، در ماهنامه صنعت ساختمان داریس، شماره 34، مرداد 84 به چاپ رسیده است.

 

 



موضوعات: