یادداشت ویژه

 

تأملی در مفهوم گفتمان ـ 2

 

Special Note

Meaning of Discourse - 2

 

نظام‌های فكری، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، علمی و هنری یك جامعه، در هر دوره از تاریخ آن، همگی با هم در ارتباط هستند و نظام واحدی را تشكیل می‌دهند كه از آن می‌توان با عنوان سخن غالب آن زمانه یا به تعبیر داریوش آشوری، گفتمان غالب آن زمانه یاد كرد. به عبارت دیگر گفتمان به پیوند میان ذهنیت مردم و ساختار اجتماعی ـ سیاسی و قدرت و زبان اطلاق می‌شود؛ وقتی گفتمان تغییر می‌كند، طبیعتاً همه این موارد هم دستخوش دگرگونی می‌شوند. برای روشن شدن موضوع می‌توان به نمونه‌ای از پیوند زبان و قدرت در مسأله جنسیت اشاره كرد. در جامعه مردسالار مردان در خانواده قدرت را در دست دارند و همین ساختار در حكومت و سیاست هم وجود دارد و زنان در سیاست نمی‌توانند نقشی داشته باشند. در زبان چنین جامعه‌ای هم طبیعتاً كلمات «زن» و «زنانگی» نشان‌دهنده ضعف و ناقص‌عقلی‌اند، در عوض كلمه‌هایی مثل «مردانگی» ارزشمندند و تعابیری مثل «جوانمردی» و «قول مردانه» وجود دارد. چنین زبانی در چنان ساختار اجتماعی بر دختران اثر می‌گذارد و سبب می‌شود آنها از همان كودكی باور كنند كه از پسرها كمترند و باید به حاكمیت آنها تن در دهند. همین دخترها ازدواج می‌كنند و مردسالاری را در خانواده می‌پذیرند و پسرهایشان را با اعتماد به نفس و دخترهایشان را متكی به دیگران بار می‌آورند. در این شرایط اصطلاحاً گفته می‌شود گفتمان حاكم بر این جامعه، گفتمان مردسالاری است. لیكن وقتی گفتمان مردسالار در این جامعه از بین می‌رود، امكان تعلیم و تربیت یكسان و نیز امكان كار كردن در بیرون منزل و به تبع آن استقلال اقتصادی برای دختران بوجود می‌آید و در نتیجه آنها به موقعیت‌هایی در جامعه دست می‌یابند، در خانواده نظرشان به اندازه نظر همسرشان ارزش پیدا می‌كند و در اجتماع از رأیی مساوی برخوردار می‌شوند و در سیاست و حاكمیت نیز نقش پیدا می‌كنند. تغییرات بوجود آمده در نظام اجتماعی، فكری و سیاسی اين جامعه، حتی در زبان آن هم پدیدار می‌شود، برای مثال در زبان انگلیسی پیش‌تر برای اشاره به سوم شخص بطور مطلق صرفاً he بكار می‌رفت، اما امروزه نویسندگان انگلیسی‌زبان در جایی كه جنسیت آن فرد سوم مورد نظر نیست، خود را موظف می‌بینند از تعبیر he or she استفاده كنند.

با توجه به مطالب فوق، روشن می‌‌شود كه گفتمان به معنای گفت‌وگو نیست و حتی شاید لازم نبوده است كلمه گفتمان ساخته شود، چنان‌چه بعضی مترجمان برای همین مفهوم فوكو از كلمات «سخن» و «گفتار» استفاده كرده‌اند، ولی به هر حال امروزه كلمه گفتمان بیش از هر كلمه دیگری به عنوان معادل اصطلاح مورد نظر فوكو بكار می‌رود. بنابراین بهتر است همه كسانی كه این واژه را بكار می‌برند به معنای اصطلاحی‌اش توجه داشته باشند و آن را به معنای گفت‌وگو بكار نبرند، چرا كه دامن زدن به این كاربرد غلط موجب شده است اصطلاحی اساساً فلسفی به واژه‌ای روزمره تبدیل شود. البته هنوز هم می‌شود جلوی این اشتباه را گرفت و گفتمان را به معنای درست و فلسفی آن بكار برد.

 

 



موضوعات: