یادداشت ماه

 

درس‌هایی از بزرگان معماری ـ 1

 

از لوكوربوزیه بیاموزیم

 

Month's Note

Lessons from Architecture’s Masters – 1

Let us Learn from Le Corbusier

 

آیا تا به حال به این موضوع فكر كرده‌اید كه یك معمار تا چه اندازه باید بر پروژه‌هایی كه به او محول می‌شود، نظارت كامل و مستقیم داشته باشد؟ بدیهی است توانایی یك معمار در این امر به تعداد پروژه‌هایی كه توسط وی كار می‌شود، بستگی دارد؛ هر اندازه تعداد پروژه‌هایی كه در یك بازه زمانی معین به معمار ارجاع می‌شود، افزایش یابد، به همان اندازه، میزان نظارت و مدیریت او بر ابعاد مختلف نظری ـ عملی پروژه‌ها كاهش می‌یابد و معمار ناگزیر دست به دامن افراد دیگری برای پیشبرد آنها می‌شود. این دقیقاً همان وضعیتی است كه امروزه در كشور ما و حتی در جهان، در دفاتر معماران مطرح و شناخته‌شده اتفاق می‌افتد، بدین‌صورت كه به دلیل سابقه و شهرت این نوع معماران، كارهای زیادی به دفاتر این افراد ارجاع می‌شود كه آنها به هیچ وجه نمی‌توانند همزمان تمامی پروژه‌ها را به نحو احسن اداره كنند و بر كلیه مراحل طراحی نظارت نمایند، از این‌رو قسمت اعظم كار، چه به لحاظ نظری و چه به لحاظ عملی، توسط پرسنل شركت كه اكثراً از معماران جوان و دانشجویان معماری هستند، انجام می‌شود. بدین‌ترتیب در پایان كار، نام معمار مطرح و پرآوازه بر نقشه‌ها نقش می‌بندد، در حالی‌كه او از نظر فكری نقش بایسته خود را در روند پروژه ایفا نكرده و صرفاً از ثمره فكر چند معمار جوان استفاده نموده است. براستی چه لزومی دارد معماران مطرح این همه كار را قبول كنند، بدون اینكه توانایی نظارت عالیه بر روند طراحی تمام پروژه‌ها را داشته باشند؟ آیا غیر از انگیزه‌های مادی، دلیل و انگیزه دیگری را می‌توان برای این كار متصور شد؟

  

 Le Corbusier

 

درباره آنچه گفته شد، ذكر نكته جالبی از زندگی حرفه‌ای لوكوربوزیه كه در كتاب «فضا، زمان، و معماری»، نوشته زیگفرید گیدیون، ترجمه مرحوم دكتر مزینی، به آن اشاره شده و واقعاً برای همه معماران آموزنده است، خالی از لطف نخواهد بود:

«بین سال‌های 1953 و 1964، قدر لوكوربوزیه شناخته شد و مانند دیگر پیشروان معماری تازه در این سنین انبوه كار به او روی آورد، بطوری كه ناگزیر برخی از آنان را رد كرد. یكی از دلایل رد كارها از جانب لوكوربوزیه این بود كه وی درست مانند یك نقاش و یا مجسمه‌ساز در تمام مراحل پیشرفت پروژه‌های خود شخصاً بر آنها نظارت مستقیم، كامل و مداوم داشت. برای وی غیر قابل تصور بود كه كارخانه معماری باز كند و از ثمره كار صدها معمار دیگر استفاده برد. 

لوكوربوزیه مانند پیكاسو زندگی درویشانه بسیار ساده‌ای داشت و تا آخر عمر در همان آتلیه محقر خود كه در جوانی تأسیس كرده بود، كار كرد. این آتلیه اتاق كوچكی بیش نبود و شمار همكاران لوكوربوزیه هرگز از چهار یا پنج نفر بیشتر نشد. گاه اتفاق افتاد كه تنگی جا سبب شود نقشه‌های اجرایی كارها در جایی دیگر رسم شوند.»

 

 



موضوعات: