یادداشت ماه

 

درس‌هایی از بزرگان معماری ـ 3

 

از ژان نوول بیاموزیم

 

Month's Note

Lessons from Architecture’s Masters – 3

Let us Learn from Jean Nouvel

 

ژان نوول، معمار مشهور فرانسوی، در مصاحبه‌ای که اصل آن در کتاب «نادیدنی‌ها در معماری» (The Invisible in Architecture)، از انتشارات Academy Editions، و ترجمه آن در کتاب «شش مفهوم در معماری معاصر»، اثر ارزشمند مهندسین مشاور محمدرضا جودت و همکاران، منتشر شده، نکات جالب و آموزنده‌ای را درباره مسائل مختلف معماری، بویژه درباره لزوم واقع‌بینی در معماری، مطرح کرده که مطالعه گزیده‌هایی از آن خالی از لطف نخواهد بود:

 

Jean Nouvel

 

þ فلسفه معماری، فلسفه‌ای سازنده و واقع‌بینانه است. این شغل ماست که به عنوان معمار، جهان را سکونت‌پذیرتر سازیم؛ اندکی دریافتنی‌تر و زیباتر از آنچه که پیش از این بوده است، این یعنی عمل.

 

þ معمار بودن بدین معناست که آدم تصمیم بگیرد که واقع‌بین باشد؛ در غیر این صورت اصلاً معمار نیست. در بهترین وضع تنها می‌توان طرح‌های زیبا برای چیزهای مجرد مانند موجودات انسانی و فضاهای آرمانی ساخت. آنها می‌توانند حتی بسیار زیبا هم باشند، اما معمار بودن بدین معناست که آدم باید لایق ساختمانی با موقعیت معین در نقطه‌ای معین در زمانه باشد؛ آدم باید آمادگی داشته باشد که این امر را در جهان به همان شکلی که هست، یعنی با تمام محدویت‌های سیاسی، مالی و فن‌آوری آن به پیش ببرد.

 

þ معمار واقعی کسی است که طرح تمام‌شده‌اش همیشه جالب‌تر از طراحی و ماکت‌هایش است. ولی در مورد معمار کاذب عکس این صدق می‌کند. او خود را وا می‌دهد تا پشت میز نقشه‌کشی با انواع ایده‌های درخشان به هیجان بیاید. ایده‌هایی که بسرعت ظاهر و ناپدید می‌شوند یا اینکه به محض ظهور با شکست مواجه می‌گردند، امتحان خود را در برابر واقعیت پس داده‌اند. یک ساختمان خوب همیشه صدها بار جالب‌تر از عکس‌ها و طراحی‌های آن است.

 

þ معماری از کارهایی که با هر نوع واقعیت ضدیت دارند، صدمه دیده است، چرا که اینها هیچ ربطی به جهان واقعی که ما هر روز آن را لمس می‌کنیم، ندارند.

 

þ معمارانی که حرف بیشتری برای گفتن دارند، معمارانی هستند که واقعاً می‌سازند.

 

þ به محض اینکه آغاز به کار می‌کنم، گامی به احتیاط به جلوی گامی دیگر می‌گذارم تا اینکه ناگهان احساس می‌کنم که گویی زمین کم‌کم فرو می‌رود. با یک پا هنوز روی زمین سفتی ایستاده‌ام. زمانی که آدم در چنین وضعیتی با یک پا روی زمین و پای دیگر در فضای خالی قرار دارد، تازه دارد معمار خوبی می‌شود. گاه آدم هر دو پا را در هوا می‌گذارد و این بدان معناست که بنا ساخته نخواهد شد، آدم با صورت نقش بر زمین خواهد شد. فضاحتی این چنین بدین معناست که ایده آدم بسیار افراطی، ویرانگرانه و نامفهوم بوده است. معماری‌ای ادامه می‌یابد که در قالب هنری باشد و به بیشترین اتفاق نظر ممکن نیز تکیه کند.

 

 



موضوعات: