معماری جهان

 

نگاهی به گرایش­های معماری معاصر جهان ـ 2

           

Architecture of the World

Tendencies of The World’s Contemporary Architecture - 2

 

افشارنادری پس از ارائه طبقه‌بندی یادشده، در ادامه بحث خویش، به دو گرایش مطرح زیر در معماری جهان اشاره می‌کند که اولی به شدت مورد توجه و استقبال معماران ایرانی قرار گرفته، لیکن گرایش دوم مورد غفلت و کم‌توجهی واقع شده است:

1. معماری متدولوژیک که در آن بحث نظری باید بحث اصلی باشد؛ معماری معترض و جنجالی‌ای که در تلاش برای جایگزین کردن پارامترهای انسانی با عناصری است که از ریاضیات جدید، گیتی‌شناسی و علوم طبیعی به عاریت گرفته شده‌اند؛ معماری‌ای که به دنبال کسب مشروعیت از طریق نشریات و رسانه‌هاست؛ معماری‌ای که از کلیه مشخصه‌های سنتی خود عاری شده و به گرافیک و نقاشی نزدیک می‌شود؛ نوعی واقعیت مجازی که عینیت می‌یابد؛ معماری که اثر به مثابه تولید را در درجه دوم اهمیت قرار داده و به نمایش ایده معماری و پروسه شکل‌پذیری آن اکتفا می‌کند. در این معماری، تأکید اغراق‌آمیز بر متدولوژی سبب شده روش اتخاذشده و مکانیسم نظری تولید فرم بر نتیجه عینی حاصل برتری یابد و آثار ناتمامی که مبین مرحله‌ای از تجربه و تحقیق متدولوژیک و زیبایی‌شناختی یا تحقق یک محتوای اصلی در ناب‌ترین و مؤثرترین بیان ممکن هستند، با غصب حق سایر منظورهای متصور بر ساختمان، امکان ساخته شدن بیابند. کارهای جدید کولهاس و آیزنمن از نمونه‌های برجسته این نوع معماری به شمار می‌روند.

2. معماری‌ای مبتنی بر جدیت و سادگی و عوامل عینی محیطی که به دقت و ظرافت فضاهایی متناسب را با به کارگیری عناصر فرمال، نشانه‌ها و مصالح محدود، ولی جدی و سنجیده بوجود می‌آورد؛ معماری‌ای که در آن از جلوه‌های ویژه خبری نیست؛ معماری‌ای که مختص نخبگان نیست و آثار اعجاب‌آوری تولید نمی‌کند. این معماری جبهه مهم و جدیدی در معماری جهان است که خصوصاً از آغاز دهه 90 به وجود آمده و نوعی تولد دوباره (و نه احیاء) حداقل‌گرایی (Minimalism) و خردگرایی (Rationalism) در کالبدی جدید می‌باشد. از جمله معمارانی که در این زمینه جدید فعالیت می‌کنند، می‌توان به سوتو دمورا (Eduardo Souto de Moura)، ونتزیا (Francesco Venezia)، شینوهارا (Kazuo Shinohara)، آندو (Tadao Ando)، کارلوس خیمه‌نز (Carlos Jimenez) و آنتوان پرداک (Antoine Predock) اشاره ‌کرد. آثار ایشان بر پایه عناصری محدود و ابزار ساده‌ای که بیانگر جوهر اصلی معماری هستند، شکل می‌گیرد. همچنین منطق وجودی هر ساختمان و عناصر فرمال یا تزیینی آن در ارتباط مستقیم با محیط عینی پروژه شکل گرفته و به نقطه دیگری قابل انتقال نیست.

در زمینه طبقه‌بندی گرایش‌های معماری معاصر جهان، می‌توانید به دیدگاه دکتر گلزاری نیز مراجعه نمایید.

 

 



موضوعات: