یادداشت ماه

 

مسابقات معماری؛ بیم‌ها و امیدها

 

Month’s Note

Architectural Competitions; Fears & Hopes

 

امروزه، در بسیاری از كشورهای جهان، برگزاری مسابقات معماری، جهت دست‌یابی به ایده‌های جدید و آثار برتر، از طریق ایجاد یك رقابت سالم و سازنده میان طیف‌های مختلف معماران، به امری مهم و متداول تبدیل شده است. اما متأسفانه به دلایل مختلف، تجربیات مسابقات معماری در كشور ما تاكنون چندان موفق نبوده و نحوه برگزاری این مسابقات همواره با حرف و حدیث‌های فراوانی همراه بوده است. همین امر باعث ‌شده که برخی از معماران و دانشجویان معماری، علی‌رغم برخورداری از توانایی‌های قابل توجه در زمینه طراحی معماری، از شرکت در مسابقات داخلی منصرف شوند و برخی نیز تنها به شرکت در مسابقات خارجی بسنده ‌کنند، با این توجیه و امید که مسابقات خارجی با رعایت استانداردهای لازم و بر اساس قضاوتی پاک و عادلانه برگزار می‌گردد. اما مایکل سورکین، معمار آمریکایی مستقر در نیوریورک، در مقاله‌ای با عنوان «اعترافات یک معتاد مسابقات و اینکه شاید زمان ترک آن فرا رسیده است» که اصل آن در مجله Architectural Record و ترجمه آن به قلم سهیلا بسکی، در دوماهنامه معمار، شماره 26، مرداد و شهریور 1383، به چاپ رسیده، نکات جالبی را در مورد مسابقات معماری مطرح کرده است که تا حد زیادی با اتفاقات رخ‌داده در نمونه‌های داخلی این مسابقات مطابقت دارد.

مایکل سورکین در ابتدا، بطور خلاصه به این پرسش پاسخ می‌دهد که چرا باید مسابقات معماری داشته باشیم؟ او می‌گوید: «مسابقات برای اهل حرفه امکان گرفتن کار را بدون دغدغه مذاکره یا تبلیغ برای خود فراهم می‌کنند و گاهی هم آنها می‌توانند با انجام کاری کوچک به سطح بالاتر صعود کنند. برای کارفرمایان، فرصتی فراهم می‌آورند تا از میان گزینه‌های متعدد، یکی را انتخاب کنند، توجه خود را به معماری به نمایش گذارند و ـ در اغلب مواقع ـ کار را ارزان تمام کنند. مسابقات برای مردم، اما مهر شایسته‌سالاری را، به ظاهر خارج از پارتی‌بازی‌های مرسوم، به همراه دارد.» اما سورکین در ادامه تصریح می‌کند که فرایند مسابقات معماری به آسانی به ابتذال کشیده می‌شود و اهداف پیش‌گفته امکان تحقق نمی‌یابند: «اولاً در شروع، در تلاش فراوان و بی‌پاداش برای چرخاندن سیستم مسابقات، نوعی استثمار وجود دارد. همچنین در این سیستم فرصت‌های زیادی هم برای ساخت‌وپاخت‌ها و معاملات و نان قرض‌دادن‌ها هست. ممکن است مسائلی مثل برنامه‌های یکنواخت و حوصله‌سربر، بالا و پایین‌شدن قند خون، درگیری‌های شخصیتی و ساخت‌وپاخت‌هایی همچون کاندیداتوری بر اعضای هیئت‌های داوری تأثیر شدیدی بگذارد. تفاوت‌های سلیقه‌ای نمی‌توانند توجیه منطقی و محکم‌پسندانه‌ای داشته باشند، مگر اینکه یکی تسلیم شود.»

مایکل سورکین که به گفته خویش در گذشته معتاد مسابقات معماری بوده و از این حیث نوعی سابقه‌دار محسوب می‌شود، در ادامه مقاله خویش، اعتراف می‌کند که اخیراً یک سلسله تجربیات ناخوشایند که با شرکت در مسابقات متعدد معماری به آنها دست یافته، او را از ادامه این کار بازداشته است. او بر اساس این تجربیات، فهرستی نسبتاً کامل از سوءاستفاده‌های بالقوه در مسابقات معماری ارائه ‌داده است که در نوع خود جالب توجه است:

þ ابتدا درباره دسته‌ای از اعضای هیئت داوری تبلیغ می‌شود، اما آنان در پایان برای داوری حاضر نمی‌شوند. چه بسا معمارانی که تنها به این دلیل که فرد خوشایندشان در هیئت داوری حضور دارد، در مسابقات شرکت کرده‌اند و بعد متوجه شده‌اند که آن شخص یا حاضر نشده، یا اساساً از همان ابتدا با او توافقی صورت نگرفته بوده است.

þ در مسابقاتی که شرکت‌کنندگان زیادی دارد، پیش‌انتخابی از طرف گردانندگان صورت می‌گیرد تا در وقت بسیار محدود داوران صرفه‌جویی شود و آنها را از شر بررسی انبوه کارهای رسیده، که خیلی زود می‌توان مشخص کرد جالب نیستند، برهاند. این در حالی است که در اطلاعیه‌های مسابقات به ندرت به احتمال چنین کاری اشاره می‌شود.

þ بررسی فنی کارهای شرکت داده شده در مسابقه ممکن است به حذف طرح‌هایی بسیار جالب، فقط به دلیل برخی مشکلات جزئی یا تفاوت‌های بی‌معنی در نحوه ترسیم، بینجامد.

þ این روزها شش معمار همیشگی در همه فهرست‌ها حضور دارند و این یکی دیگر از منطق‌های سیستم مسابقات را زیر سؤال می‌برد: اینکه مسابقات تأثیر شهرت و مد روز را تعدیل می‌کنند. اگر همین معدود معماران همیشه فهرست‌ها را اشغال کنند، دیگر اتفاق جدیدی نمی‌افتد.

þ بهترین شرکت‌کننده در مسابقه، از زمان مسابقه ساختمان شیکاگو تریبون تا مقر جامعه ملل، همیشه کسی بوده که مقام دوم را کسب کرده است. چرا که یک گروه بزرگ داوری بهترین «پروژه» را انتخاب نمی‌کنند، بلکه بهترین کسی را برمی‌گزینند که می‌توانند بر سر او به توافق برسند. رأی‌گیری هم انجام می‌شود؛ یک دموکراسی شناخته‌شده با ظاهر عادلانه. هرچند عدالت یک مقوله زیبایی‌شناختی نیست، لیکن در این فرایند باید جایگزین آن شود. در نتیجه یک دوجین طرح‌های «دوم»‌ی وجود خواهند داشت که بسیاری از آنها بر برنده اصلی ارجح هستند. این همان چیزی است که مسابقات معماری را به مسابقات طاس‌انداری شبیه می‌کند.

مایکل سورکین پس از آسیب‌شناسی مسابقات معماری، در پایان مقاله خود، نکته قابل تأملی مطرح می‌کند: «بیشترین امیدواری که می‌توان داشت، این است که روزی روزگاری در یک هیئت داوری کسی باشد که به یک گوشه از کار ما آن قدر توجه داشته باشد که برای برنده شدن آن بجنگد.» و این دقیقاً همان امیدی است که بایستی جوانان به خاطر آن، از تجارب ناموفق مسابقات قبلی، سرخورده نشوند و حداقل تا زمانی که به مهارت و جایگاهی در عرصه حرفه‌ای نرسیده‌اند، فرصت شرکت در مسابقات معماری را از دست ندهند. مسابقات معماری، فارغ از تمامی حاشیه‌ها، ناداوری‌ها و ساخت‌وپاخت‌های احتمالی، برای جوانان نوعی تمرین معماری به شمار می‌روند، تمرینی بدون محدودیت‌های رایج کار حرفه‌ای که به ندرت به جوانان واگذار می‌شود و در صورت واگذاری نیز، مجال چندانی برای خلاقیت به آنها داده نمی‌شود.

 

 



موضوعات: