معماری جهان

 

زنده ‎باد تکثر فرهنگی!

           

Architecture of the World

Long Live Multiculturalism!

 

رابرت ونتوری (متولد 1925، فیلادلفیا)، معمار مشهور آمریكایی و برنده جایزه پریتزکر سال 1991 است که آغازگر جنبش پست‌مدرن در معماری به شمار می‌رود. او تحصیلات معماری خود را در دانشگاه پرینستون به پایان رساند و تا قبل از تأسیس دفتر شخصی خویش در سال 1958، در دفاتر معماران مختلف، به ویژه در دفتر ارو سارینن و لویی کان، به عنوان یکی از طراحان اصلی، به فعالیت پرداخت. خانه مادر ونتوری مشهورترین اثر ساخته‌شده اوست که اصول معماری پست‌مدرن به خوبی در آن پیاده شده است.

شهرت جهانی ونتوری نه فقط به خاطر مجموعه کارهای معماری‌اش، بلکه عمدتاً به علت نوشته‌های اوست. او آثار متعددی تألیف كرده است كه «پیچیدگی و تضاد در معماری» معروف‎ترین آنهاست. ونتوری در این کتاب که در سال 1966 منتشر شد، اصول فلسفی و جهان‌بینی معماری مدرن را زیر سؤال برد. او در سال 1972 نیز، کتاب دیگری به نام «یادگیری از لاس‌وگاس» منتشر کرد و در آن سعی نمود توجه معماران را به فرهنگ مردم و خصوصیات زندگی روزمره آنها جلب کند.

آنچه در ادامه می‌خوانید، گزیده‌‌ای است از سخنرانی رابرت ونتوری در بیست‎ودومین كنگره اتحادیه جهانی معماران در استانبول، به نقل از سایت خبری خانه هنرمندان ایران:

 

Robert Venturi

 

در مورد تكثر فرهنگی مطالب زیادی نوشته شده است، درباره وسعت فرهنگ‎ها، تكثرگرایی، ارتباطات، محیط و سمبل‎ها. حال بیایید معماری‎ای تولید كنیم كه تمام این‎ها را در خود داشته باشد: فرهنگ‎های عالی یا سطح بالا و فرهنگ‎های عامیانه، در قالب یك انسجام شهری.

آیا این درست نیست كه جهان امروز هم كوچك و هم پیچیده شده است؟ كوچك و پیچیده در آن واحد. و آیا این مساله در معماری امروز ما در قالب «جهانی‌گرایی» (Universality) و «تكثر فرهنگی» (Multiculturalism)، دیده نمی‎شود؟ و آیا این ایده با تفكری كه در دوره مدرن در قرون گذشته غالب بود، تفاوت ندارد؟ زمانی كه جهانی‎گرایی تمام بخش‌های معماری را قبضه كرده بود، تمامی اصول معماری ویتروویوسی را. اگر به زبان از مد افتاده صحبت كنم: استحكام، كاربری و شوق و یا به زبان امروزی‎تر: سازه، برنامه و بیان.

آیا این طور نیست كه در معماری امروز، در رویكرد جهانی‎گرایی، ساختمان باید فقط المان ویتروویوسی استحكام را داشته باشد كه همان تكنولوژی و سیستم‎های الكتریكی و مكانیكی است؟ در حالی كه در رویكرد تكثرگرایی فرهنگی، المان ویتروویوسی شوق و یا بیان باید در نظر گرفته شود؟ از طرفی این شوق یا بیان، دیگر مفهوم زیباشناختی خلوص‎گرای دوران مدرن را دنبال نمی‎كند، بلكه بیشتر زیبایی‎شناختی سمبلیك یا تصویرگونه را در نظر دارد.

در نتیجه، حالا كه جهان این‌قدر كوچك شده است، سیستم‎های تكنولوژیك می‎توانند جهانی باشند و چون جهان پیچیده است، محتوای زیباشناختی آن می‎تواند و باید چندفرهنگی باشد. و بعد با اینكه تفكر جهانی‎گرایی، به عنوان یك ایده‎آل در پیدایش سبك‎های متعددی در فرهنگ‎های گذشته غرب سهیم بوده است، آیا هر كدام از این سبك‎های به اصطلاح جهانی، بر حسب موقعیت‎های جغرافیایی، ملیت و فرهنگ، با هم متفاوت نیستند؟ آیا شیوه‎های معماری ایتالیایی، فرانسوی، انگلیسی، گوتیك و یا رنسانس، در عین شباهت، از نظر جهانی‎گرایی با هم متفاوت نیستند؟

امروزه، تفاوت بر مبنای فرهنگ‎ها كه به شدت متنوع‌اند، معنا پیدا می‎كند، نه بر اساس هندسه شهری كه تنوع، تصادفاً در آن پیدا می‎شود و به همین دلیل تكثرگرایی فرهنگی اهمیت پیدا می‎كند، انسان‎ها به بردباری تشویق می‎شوند انواع مختلف معماری معنا و اعتبار می‎یابند، پس زنده ‎باد تنوع فرهنگی، زنده ‎باد التقاط‎گرایی.

 

 



موضوعات: