یادداشت ویژه

 

معماری خانه، در صلاحیت معماران نیست!

 

Special Note

!Home’s Architecture is not within Architects’ Competence

 

هنگامی که از خانه صحبت می‌کنیم، باید میان دو مفهوم اساسی تفاوت قائل شویم: یکی خانه به مفهوم محلی برای اقامت و دیگری خانه به مفهوم مکانی برای سکونت. خانه اول یک ساختمان و موجودیت فیزیکی ـ کالبدی و به عبارتی یک سرپناه است که تنها به نیاز انسان برای محافظت‌ از خویش در برابر آسیب‌های احتمالی عوامل طبیعی از قبیل باد و باران و سرما و گرما و نیز عوامل غیرطبیعی از قبیل دشمن، پاسخ می‌دهد. اما خانه دوم یک مفهوم و موجودیت معنایی ـ روان‌شناختی است که مهم‌ترین نیاز روانی انسان، یعنی نیاز به سکونت، را برآورده می‌سازد. برای تفکیک این دو نوع خانه از یکدیگر، از این پس بطور قراردادی، خانه به مفهوم اول را اقامتگاه و خانه به مفهوم دوم را خانه می‌نامیم.

یک اقامتگاه، این امکان را برای ما فراهم می‌آورد که درون آن استقرار بیابیم و زیر سقفش پناه بگیریم. اما خانه به ما کمک می‌کند تا هویت و موقعیت خود را در جهان هستی پیدا ‌کنیم، به ابراز وجود بپردازیم و پیوندی درونی و ناگسستنی میان خویش و محیطی که در آن زندگی می‌کنیم، برقرار سازیم. خانه بخش مهمی از هویت ماست که خود ما را شکل می‌دهد و در عین حال آن را به معرض نمایش می‌گذارد. خانه احساس آرامش، آسایش و امنیت و از همه مهم‌تر احساس همبستگی و تعلق به یک مکان، گروه و فرهنگ را برای ما به ارمغان می‌آورد و خاطرات فردی و جمعی ما را شکل می‌دهد.

آنچه یک اقامتگاه را، فارغ از کیفیات کارکردی و زیبایی‌شناختی آن، به خانه تبدیل می‌کند، چیزی ورای ساختار فیزیکی و کالبدی است؛ در واقع مجموعه‌ای از تأثیرات فرهنگی، اجتماعی، حسی و روانی است که موجب شکل‌گیری یک خانه می‌شود. از این‌رو، می‌توان محلی برای اقامت داشت و در عین حال بدون خانه بود و بر عکس، می‌توان خانه داشت و در عین حال فاقد محل اقامت بود. به عنوان مثال، فردی که از دید ما بی‌خانمان است و در گوشه‌ای از یک خیابان یا یک پارک، گذران عمر می‌کند، هر چند ساختمانی به معنای سرپناه ندارد، اما قطعاً بخاطر احساس تعلق به آن مکان، صاحب خانه است. حتی گوشه دنج یک کافی‌شاپ برای شخصی که بطور متناوب به آنجا مراجعه می‌کند و در آن لختی می‌آساید و می‌اندیشد، هر چند شب و روز خود را در آنجا سپری نمی‌کند، یک خانه است، چرا که سکونت در آن گوشه دنج به بخشی از هویت او تبدیل شده است. این موضوع در مورد مکان‌های مختلف دیگر از قبیل دفتر کار نیز صادق است. بر اساس این برداشت از مفهوم خانه، یک محله، شهر و حتی کشور نیز می‌تواند خانه باشد.

Home Symbol 

جای شگفتی فراوان است که بسیاری معتقدند شرایط جهان امروز و کوچک و متراکم شدن اقامتگاه‌ها و رواج  آپارتمان‌نشینی، موجب به خطر افتادن مفهوم خانه و حتی از بین رفتن آن شده است. در حالی که به هیچ‌وجه چنین نیست؛ چه بسا احساس هویت و آرامشی که یک آپارتمان‌نشین در آپارتمان محقر خویش بدان دست می‌یابد، برای فردی که در خانه‌ای بزرگ و مجلل با اتاق‌های تودرتو زندگی می‌کند، آرزویی دست‌نیافتنی باشد. در واقع، تغییر ساختار فیزیکی اقامتگاه‌ها با توجه به شرایط زمانه، هرگز نمی‌تواند خللی بر مفهوم خانه وارد کند، چرا که سکونت و داشتن خانه نیاز ذاتی، روانی و همیشگی بشر است.  

حال این پرسش مطرح می‌شود که آیا معماری می­تواند به تنهایی، نیاز ما را به داشتن خانه برآورده کند و اصولاً کیفیت معماری ساختمان یک اقامتگاه تا چه اندازه می‌تواند در احراز هویت نقش داشته و ضامن سکونت باشد؟ ما کیفیت و میزان موفقیت یک اقامتگاه را می‌توانیم با مشخصاتی از قبیل ابعاد و اندازه، مساحت، تعداد اتاق‌ها، مصالح مورد استفاده، کیفیت ساخت و ... مورد ارزیابی قرار دهیم، اما براستی چگونه می‌توان خانه بودن یک ساختمان را محک زد؟ فرم یک ساختمان، سبک معماری و کیفیت فضاهای داخلی و خارجی آن، چه تأثیری در خانه بودن آن ساختمان دارد؟

بی‌شک، معماری تنها یکی از حلقه‌های بی‌شمار زنجیره عواملی است که در کنار یکدیگر، با ایجاد احساس تعلق به یک مکان، سبب می‌شوند تا ما در آن مکان صاحب خانه شویم. از حلقه‌های دیگر این زنجیره می‌توان به ویژگی‌های شخصیتی و روانی فرد، موقعیت اجتماعی و اقتصادی او، و نیز نظام ارزشی و فرهنگی خانواده و جامعه اشاره کرد. بدین‌ترتیب، معماری مطلوب یک اقامتگاه، حتی اگر بدست زبده‌ترین معماران و با رعایت کلیه ملاحظات کارکردی ـ زیبایی‌شناختی صورت گرفته باشد، خانه بودن آن را تضمین نمی‌کند. وظیفه معمار، تنها ایجاد بستر و امکانات اولیه مناسب برای تبدیل یک ساختمان به خانه است، بقیه کار که بخش اعظم آن را در برمی‌گیرد، بر عهده خود ساکنان آن ساختمان است که در طول اقامت خود، آنجا را به خانه‌ای که می‌خواهند تبدیل کنند، خانه‌ای که به آن احساس تعلق داشته باشند و به واسطه آن در جهان پرتلاطم هستی، به هویت و آرامش دست یابند. در واقع، معماری خانه، بر عهده ساکنان است و در صلاحیت معماران نیست.

 

_________________________________________

o این یادداشت در پاسخ به فراخوان مهندس کورش رفیعی نوشته شده است.

o برای مطالعه بیشتر در خصوص مفهوم سکونت و خانه، می‌توانید به یادداشت‌های زیر مراجعه نمایید:

þ مفهوم سکونت در معماری

þ جنبه‌های مختلف سکونت در معماری (بخش اول :: بخش دوم)

þ شیوه‌های سکونت در معماری (بخش اول :: بخش دوم)

þ فقر سکونت؛ بحران واقعی مسکن (بخش اول :: بخش دوم)

þ خانه؛ نهاد سکونت (بخش اول :: بخش دوم)

þ خانه؛ مفاهیم و معناها (بخش اول :: بخش دوم :: بخش سوم :: بخش چهارم)

þ خانه؛ نقش‌ها و کارکردها (بخش اول :: بخش دوم)



موضوعات: