نقد معماری
نقد نظریهای ـ 1
بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ 9
Architectural Criticism
Doctrinal Criticism - 1
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 9
در نقد نظریهای، فرض بر این است که فقط یک راه و مسیر واحد برای دستیابی به یک هدف واحد وجود دارد و به همین دلیل برای ارزیابی میزان موفقیت در دستیابی به هدف نیز فقط یک معیار مشخص وجود دارد. بر این اساس، این نقد بر اصلی اساسی، عمومی و سنجشناپذیر مبتنی است که به صورت یک نظریه بیان میشود و از خوبها و بدها، زشتها و زیباها، و اصولاً بایدها و نبایدها سخن میگوید. از آنجا که نقد نظریهای، مجموعهای از معیارهای کاملاً ذهنی و انتزاعی و در نتیجه سلیقهای را ملاک قرار میدهد، آزمایش عینی و تجربی چنین معیارهایی بسیار دشوار است.
نظریهها به عنوان زیربنای بسیاری از تصمیمگیریهای معمارانه و به تبع آن نقد معماری، بخش چشمگیری از تاریخ معماری را به خود اختصاص دادهاند. همه ما شعارها و ادعاهایی نظیر موارد زیر را در عالم معماری زیاد شنیدهایم:
ـ فرم از کارکرد تبعیت میکند. (Form follows function.)
ـ هرچه کمتر، بهتر. (Less is more.)
ـ هرچه کمتر، کسلکنندهتر. (Less is bore.)
ـ ساختمانها باید آنگونه باشند که میخواهند باشند.
(Buildings should be what they want to be.)
ـ ساختمانها باید بیانکننده ساختار، عملکرد، روشهای ساختاری و مسائل اقلیمی خود باشند.
(Buildings should express structure, function, aspiration, …)
ـ یک خانه باید از تپه باشد، نه بر تپه. (A house should be of and not on the hill, where it sits.)
ـ تزیین جنایت است. (Ornament is crime.)
البته نظریهها همیشه به صورت شعارهای کوتاه ماندگار در اذهان پدیدار نمیشوند، بلکه گاه در قالب توضیحات بسیار مفصل بیان میشوند. از اینرو، بعضی نظریهها به وضوح، کوتاهی و سادگی نظریههایی از قبیل «فرم از کارکرد تبعیت میکند»، یا بیان صریح راسکین در مورد میزان تزیینات یک بنا که «اگر چیزی خوب باشد، کمیاب است» نیستند.
فایده استفاده از نظریهها یا دستورالعملهای واحد این است که این اصول در عین جهتدهی به تصمیمگیریهای معمارانه، جای گفتوگو و بحثهای بسیاری را برای هر یک از این تصمیمهای معمارانه باز میکنند. از اینرو، طراحی که به یک نظریه خاص پایبند است و مطابق با آن اصل طراحی میکند، میتواند بدون محدود کردن آزادیهای خود احساس کند که بر جای حق نشسته و تصمیمگیریهای او بجاست.
وجود یک نظریه یا دکترین با وجود آنکه میتواند برای طراحان بسیار مفید و نیروبخش باشد، برعکس برای منتقدان بسیار خطرناک است، چرا که وجود چنین نظریههایی، منتقدان را به سمت قاعدهسازی ساده و سطحی برای قضاوت سوق میدهد و از تعمق و تأمل در مطلب باز میدارد: «این فرم مناسب اقلیم دیگری است، بنابراین این ساختمان بد است.»
_________________________________________
þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:
8. نقد معیاری
| لینک |
