یادداشت ویژه
آیا موج سوم آموزش معماری در راه است؟
Special Note
The Third Wave of Architectural Education in Iran
آموزش آکادمیک معماری در ایران، از زمان تأسیس نخستین دانشکده معماری کشور، یعنی دانشکده هنرهای زیبا، تاکنون شاهد دگرگونیهای بارزی بوده است که از تأسیس برخی دانشکدههای جدید در دورههای مختلف، میتوان به عنوان عامل عمده این دگرگونیها یاد کرد. تجربه هفتادساله آموزش معماری در ایران نشان داده است که تأسیس دانشکدههای جدید دارای نظام آموزشی متفاوت با دانشکدههای قبلی و مجهز به کادر علمی با مکاتب و گرایشهای فکری گوناگون، به تحول در نظام آموزش معماری در برهههای مختلف زمانی انجامیده است و این موضوع در تفاوت رویکردهای معمارانه در میان دانشآموختگان رشته معماری کشور که از پرورشیافتگان دانشکدههای مختلف هستند، به خوبی قابل مشاهده است. اگر از تأسیس دانشکده معماری دانشگاه ملی (شهید بهشتی فعلی) به عنوان دومین دانشکده معماری و متعاقب آن تأسیس دانشکده معماری در دانشگاه علم و صنعت، به عنوان نقطه عطف آموزش معماری در ایران قبل از انقلاب یا آغاز موج اول تحول آموزش معماری در ایران یاد کنیم، بیشک تأسیس رشته معماری در دانشگاههای آزاد شهرهای بزرگ کشور، نقطه عطف آموزش معماری در ایران بعد از انقلاب یا آغاز موج دوم تحول آموزش معماری در ایران به شمار میرود.
با تأسیس رشته معماری در واحدهای بزرگ دانشگاه آزاد، از جمله تهران، تبریز، اصفهان، شیراز، قزوین، کرمان، مشهد و همدان، در اوایل دهه هفتاد شمسی، دوره نوینی در نظام آموزش معماری در کشور آغاز شد که در دانشکدههای قبلی تجربه نشده بود. در این دوره بود که دانشآموختگان سه دانشکده دولتی هنرهای زیبا، شهید بهشتی و علم و صنعت که با توجه به تعداد محدود دانشجویان معماری دانشگاههای دولتی و اغلب به دلیل اشتغال به حرفه معماری، در نظام آموزش دولتی معماری بکار گرفته نشده بودند، از طریق دانشگاه آزاد، وارد نظام آمورش معماری شدند. این افراد که اغلب از فعالان حرفه معماری کشور و شاغل در مهندسان مشاور و عمدتاً دارای رویکردهای آوانگارد در معماری بودند، پس از سالها تجربه عملی معماری وارد نظام آموزشی شدند و با ارائه تجربیات جدید در شیوه آموزش معماری، موجب ایجاد تحول در نگرش معمارانه دانشآموختگان جدید شدند، تحولی که در فعالیت حرفهای نسل جدید معماران دانشآموخته دانشگاه آزاد، به خوبی پیداست.
در سالهای اخیر و مشخصاً از اوایل دهه هشتاد شمسی به اینسو، نیز در اقصینقاط کشور، شاهد گسترش بیسابقه و در اغلب موارد بیپشتوانه رشته معماری در مراکز مختلف آموزش عالی دولتی، پیام نور، غیرانتفاعی و دانشگاه آزاد، در مقاطع مختلف کاردانی، کارشناسی و کارشناسی ارشد، هستیم که رشد بسیار زیاد تعداد دانشجویان معماری و در نتیجه افزایش نیاز به مدرسان معماری را دربرداشته است. بر همین اساس، دانشآموختگان جوانی وارد عرصه آموزش معماری در دانشکدههای جدید شدهاند که علیالقاعده بایستی با توجه به آشنایی بیشتر این نسل جدید از مدرسان معماری با رویکردهای جدید معماری و بهرهمندی از محضر استادانی با گرایشهای متنوع فکری، در انتظار تحول دیگری در آموزش معماری یا به تعبیری آغاز موج سوم تحول آموزش معماری در ایران باشیم. به نظر میرسد با تأسیس دانشکدههای متعدد معماری در سطح کشور، صرفنظر از مباحث مربوط به میزان نیاز کشور به این تعداد دانشآموخته معماری، سختافزار لازم برای پیدایش این موج سوم فراهم شده است و تنها دقت یا عدم دقت در تأمین نرمافزار لازم است که سرنوشت این موج سوم را تعیین خواهد کرد و این دوره را به نقطه عطفی برای اوجگرفتن آموزش معماری و به تبع آن خود معماری در ایران یا به سراشیبیافتادن آن تبدیل خواهد نمود.
_________________________________________
þ این یادداشت در پاسخ به فراخوان فضای رویداد، برای شرکت در ضیافت سوم وبلاگهای معماری، نوشته شده است.
| لینک |
