برداشت آزاد
 
معماری، ادبیات، رسانه

  Free Take
Architecture, Literature, Media

سیدرضا هاشمی، معماری، ادبیات، رسانه: فصلنامه معمار، شماره 9، تابستان 1379، صص 2-3

... دانش کنونی معماری که در دانشگاه‌ها فراگرفته می‌شود، تدریجاً به دانشی درباره یک معماری فهمیدنی تبدیل شده است. هدف این فهمیدن این نیست که معماری چگونه باید تولید شود، بلکه این است که معماری خودش چیست و حامل چه ارزش‌هایی است و این ارزش‌ها چگونه ثابت می‌شوند و چگونه تحقق پیدا می‌کنند. چنین نگاهی به معماری خدمت نکرده است، بلکه به چیزی خدمت کرده است که باید آن را «فهمیدن معماری» نامید. اما چون منطق چنین نگاهی این است که معماری خود محصول فهمیدن است، «فهمیدن معماری» تبدیل شده است به «فهمیدن چگونه فهمیدن معماری». سرگرم‌شدن به ماجرای این فهم انتقادی از معماری جز گرفتار شدن در یک دور یا افتادن در یک گرداب نتیجه‌ای نداشته است.

... روندی که معماری بدین‌گونه دارد طی می‌کند معماری را به چیزی از جنس ادبیات تبدیل کرده است. این تبدیل‌شدن به ادبیات اختصاص به معماری ندارد و شامل بسیاری دیگر از شئون فکری و فرهنگی نیز شده است. این وضع را به رسانه‌ای‌شدن همه شئون نیز تعبیر کرده‌اند. تعبیر رسانه‌ای‌شدن با جایگاهی که امروزه اطلاعات و اطلاع‌رسانی دارد پیدا می‌کند کاملاً مناسبت دارد. رسانه و ادبیات بسیار به هم شبیه‌اند، با این تفاوت که رسانه در جانب قدرت و سیاست و ادبیات در جانب جامعه و فرهنگ قرار دارند. همان‌طور که جامعه مقهور قدرت و فرهنگ مقهور سیاست می‌شود، ادبیات هم مقهور رسانه می‌شود و در خدمت آن قرار می‌گیرد. رسانه‌ها با تأکید بر اهمیت اطلاع‌رسانی می‌کوشند برای خود پایگاهی عمومی و مردمی اثبات کنند، اما واقعیت این است که آنها برآمده از قدرت و در خدمت آن‌اند. ابزار سنتی رسانه، ادبیات یعنی ابزار ارتباط کلام بود، اما امروز از همه وسایل ارتباطی استفاده می‌کند. در اثر تحول تکنولوژی رسانه‌ای، حتی ادبیات مرسوم کلامی دارد استحاله پیدا می‌کند و در اثر این استحاله صورت ادبی آن به ماده صورت رسانه‌ای تبدیل می‌شود. رسانه صورتی است که همه صورت‌های مرسوم پیش از خود را به ماده تبدیل می‌کند، برای اینکه رسانه مانند قدرتی که در خدمت آن است، تمامیت‌خواه است.

استحاله صورت معماری در ماده رسانه را در معماری پست‌مدرن امروز دنیا می‌توان مشاهده کرد. معماری از پوسته تاریخی و رسم آبا و اجدادی خود خارج شده، به خدمت رسانه در آمده و به اجزای عمل رسانه‌ای تبدیل شده است. آنچه پیش از این ادب و فرهنگ نام داشت و تلقی علمی ـ عملی از زندگی و جهان محسوب می‌شد و در صورت‌های شعر و ادب و امثال و حکم و رسوم جریان داشت، امروز در رسانه منحل شده است. رسانه طعمی از همه آن چیزهایی که به ادب و فرهنگ مربوط بود، در خود دارد، ولی چون به خدمت قدرت تمامیت‌خواه در آمده است و تحت سیطره تکنیک قرار دارد، همه صورت‌ها را به تکنیک تبدیل کرده است. ابزار و نماد اصلی رسانه، مجله و فیلم و شکل امروزی‌تر آن اینترنت و نشانه مشروعیت آن تیراژ است، یعنی قبول همگانی و رواج عمومی.

پست‌مدرن به صورت موجی در معماری، هنر، ادبیات، جامعه‌شناسی و سیاست وارد شده است، اما صورت غالب آن صورت رسانه‌ای است. خود رسانه به یک مضمون برای همه شئون دیگر تبدیل شده است. سخن پست‌مدرن آن قدر کیفیت رسانه‌ای دارد که گوینده آن هم چندان اصراری برای اثبات آن ندارد. در واقع سخن پست مدرن گوینده مشخصی ندارد. آنچه باید اثبات شود، خود به خود در جریان عمل اثبات می‌شود. ...



موضوعات: