معماری شهری
نماهای شهری؛ آیینه تمامنمای فرهنگ جامعه
Urban Architecture
Urban Facades; Full-Length Mirror of Society’s Culture
خبرگزاری شبستان، دوشنبه 4 تیر 1386: زیبایی و هماهنگی نماهای شهری جزء حقوق عمومی محسوب میشود و مالک در انتخاب نمای ساختمان خویش، نباید این حق عمومی شهروندان را نادیده بگیرد.
مهندس کمال یوسفپور، روزنامهنگار و منتقد معماری، به خبرنگار شبستان گفت: شهر کلیت به همپیوستهای از واحدها و مجموعههای ساختمانی در مقیاسها و کارکردهای مختلف است که دیوارهای بیرونی آنها نماهای شهری را شکل میدهند، نماهایی که مهمترین شناسه هویت شهر و به نوعی حلقه واسط فضاهای معماری و فضاهای شهری هستند. از اینرو، نمای یک ساختمان، تنها متعلق به مالک آن نیست که بتواند با فردیت و آزادی تمام و به هر شکل و رنگی که میخواهد، آن را بسازد و بیآراید.
وی سپس به خصوصیت اجتماعی نماهای ساختمانی اشاره کرد و یادآور شد: شهروندان مختلفی که همهروزه از کنار یک ساختمان میگذرند و نمای آن را مشاهده میکنند، از نظم و زیبایی و یا آشفتگی و نازیبایی نمای آن ساختمان، به لحاظ روانی متأثر میشوند. این تأثیر مطلوب یا نامطلوب نماهای شهری بر حالات روانی شهروندان را میتوان به شکل مستقیم یا غیرمستقیم، در رفتارهای اجتماعی گوناگون آنان در سطح شهر مشاهده کرد. به همین جهت، زیبایی و هماهنگی نماهای شهری جزء حقوق عمومی محسوب میشود و مالک در انتخاب نمای ساختمان خویش، نباید این حق عمومی شهروندان را نادیده بگیرد.
این منتقد معماری در عرصه رسانههای دیجیتالی و کاغذی، وضعیت فعلی نماهای شهری را از دید یک معمار و حتی یک شهروند ساده قابل قبول ندانست و عنوان کرد: به اذعان همگان، اعم از شهروندان و معماران و متخصصان امور شهری، وضعیت معماری و نماهای شهری در شهرهای کشور ما به هیچ وجه مطلوب و ایدهآل نیست و این شهرهای نازیبا دچار نوعی بیماری مزمن آشفتگی و اغتشاش بصری هستند.
وی ادامه داد: بیماری که شما مثلا با قدم زدن در یک کوچه (و نه حتی یک خیابان) و دیدن کلکسیونی از ساختمانهای ناهمگون و نماهای متنوع (نه در معنای مثبت آن) با مصالح و رنگهای گوناگون، به راحتی متوجه آن میشوید. انگار هر ساختمان به طور مجزا و بدون فکرکردن به کلیت شهر، طراحی شده است. البته این آشفتگی و اغتشاش در معماری و نماهای شهری، معلول پدیدهها و عوامل متعددی همچون اقتصاد ساختمان، نبود ضوابط الزامآور دقیق و مشخص برای طراحی نماهای شهری، سودجویی و نوآوری فردگرایانه سازندگان و ... است و نمیتوان آن را تنها به گردن یکی از گروههای دستاندرکار صنعت ساختمان از قبیل معماران، بساز و بفروشها، مالکان یا ارگانهای ذیربط انداخت. حتی به جرأت میتوان گفت بخش عمده این اغتشاش و ناهماهنگی، محصول سلیقهها و افکار فردگرایانه شهروندان است.
یوسفپور نقش ارگانهای سیاستگذار را در مشخصکردن میزان فردگرایی و دخالت سلیقههای شخصی در طراحی نماهای شهری دانست و به این نکته اشاره کرد که: بیشک بهبود وضعیت نماهای شهری در یک بازه زمانی کوتاه امکانپذیر نیست و تنها در درازمدت میتوان شاهد نتایج مثبت آن بود. تدوین ضوابط و مقررات دقیق و مناسب برای طراحی و اجرای نماهای شهری و افزایش نظارت ارگانهای ذیصلاح، از یک طرف، و فرهنگسازی و الگوسازی در میان شهروندان، از طرف دیگر، از جمله اقدامات اساسی است که میتواند آیندهای بهتر را برای وضعیت نماهای شهری رقم زند.
وی افزود: قطعاً ارگانهای ذیصلاح از جمله شهرداریها، به دلیل برخورداری از تواناییها و اختیارات گسترده در اجرای طرحهای کلان شهری، از مسئولیت و نقش حساسی در ساماندهی نماهای شهری برخوردار هستند، مسئولیتی که متأسفانه تا به حال چندان از عهده آن برنیامدهاند. این ارگانها باید با تدوین ضوابط و مقررات لازم، میزان آزادی هر شهروند را در ارتباط با اعمال نظر شخصی خویش درباره هرکدام از عناصر نماهای شهری از قبیل جنس و رنگ مصالح، تناسبات افقی و عمودی و ... معین کنند و پاسخگو و پیگیر اجرای دقیق این ضوابط در سطح شهر باشند.
این معمار، حاصل این مقررات را هماهنگی ساختمانهای جدید با ساختمانهای قدیمی در یک بافت مشخص عنوان کرد و ادامه داد: بدینترتیب هر ساختمانی که قرار است ساخته شود، فقط در صورت همخوانی با واحدهای همجوار، باید مجوز ساخت بگیرد و این حرکتی است که در بسیاری از شهرهای دنیا تجربه شده است. البته این موضوع به هیچ وجه نافی مسئولیت خود شهروندان در این زمینه نیست. بیتردید، احساس مسئولیت شهروندان در قبال شهر و محیط اطراف و همکاری آگاهانه با متولیان امور شهری، تأثیر مهمی در بهبود وضعیت نماهای شهری خواهد داشت.
در ادامه، یوسفپور با اشاره به فرهنگ غلط استفاده از مصالح ساختمانی جدید در بدنه شهری به پیامدهای این مسئله در سطح شهرها اشاره و تصریح کرد: بحث نماهای شهری تا حد زیادی پیامد پدیدههای فرهنگی جامعه امروز ماست. این همه آشفتگی در نماهای شهری محصول خصیصههای روحی و روانی فردگرایانه مالکان ساختمانهایی است که هرگز لحظهای به هماهنگی با محیط اطراف و در نهایت شهر خود فکر نمیکنند و سعی دارند از هر راه ممکن، ساختمان خود را متمایز و متفاوت از ساختمانهای اطرافشان نشان دهند. در نتیجه نمای ساختمان و به تبع آن استفاده از مصالح جدید، به جای آنکه در خدمت زیبایی و هماهنگی کلیت شهر و بهبود شرایط معماری قرار گیرد، به ابزاری برای نمایش سرمایه و پول بیشتر مالک ساختمان تبدیل میشود. در نتیجه این مصالح نه تنها کمکی به بهبود وضعیت نابسامان معماری و نماهای شهری ما نمیکنند، بلکه حتی در مقیاس تکبنا نیز به ندرت شاهد خلاقیتی معمارانه در استفاده از این مصالح جدید، صرف نظر از هماهنگی با متن شهر، هستیم.
وی در پایان خاطر نشان کرد: مصالح جدید که از قابلیتهای معمارانه بالایی نیز برخوردار هستند، تنها در صورت استفاده بجا و متناسب با اهداف کلان معماری شهری میتوانند در بهبود وضعیت معماری شهری ایران موثر باشند. در غیر این صورت، استفادههای بیرویه و نابجا از مصالح جدید، باعث کاهش ارزش آن مصالح خواهد شد و این دقیقاً همان وضعیتی است که در حال حاضر شاهد آن هستیم.
| لینک |
