نقد معماری

نقد منظومه‌ای ـ 3 

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ 13

Architectural Criticism
Systematic Criticism - 3
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 13

با اینکه بعضی سیستم‌ها و دستگاه‌های فکری مورد استفاده در نقد منظومه‌ای بسیار فراگیر و وسیع‌اند، اما برخی از سیستم‌ها فقط به موارد و ملاحظات خاصی نظیر زیبایی‌شناسی محدود می‌‌شوند. به عنوان مثال، سیستم مورداستفاده کامیلو سیت (Camillo Site) برای ارزیابی میدان‌ها و فضاهای شهری، فقط بر مبنای زیبایی‌شناسی تکیه می‌کند. برخی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک میدان یا فضای عمومی، از نظر سیته، عبارت است از:
ـ بناهای المانی و یادبودی (یا فواره‌ها و مجسمه‌ها) در طرفین فضاهای عمومی، بیرون از ازدحام جمعیت و در مکان‌هایی غیر از آکس ورودی قرار می‌گیرند.
ـ کلیساها در طرفین میدان‌های عمومی قرار می‌گیرند، نه در مرکز آنها.
ـ نحوه رسیدن خیابان‌ها به میادین، باید مطابق با زوایای صحیح برای دید کامل بصری باشد، نه موازی با خطوط شکل‌دهنده میدان.
ـ میدان‌های عمومی حتماً نباید متقارن باشند، اما برخورداری از نظم، بواسطه تناسب و تعادل، به بهبود کیفیت فضایی آنها کمک می‌کند.

در بسیاری از نمونه‌های نقد منظومه‌ای، سیستم‌ها و دستگاه‌های فکری مورد استفاده، در جایی بیرون از اثر معماری مورد نقد به وجود می‌آیند و باقی می‌مانند. نقد در این موارد موفقیت یا عدم موفقیت اثر معماری یا مجموعه شهری را در میزان نزدیک‌شدن به آن اصول و نظام خارجی تخمین می‌زند. نوعی دیگر از نقد منظومه‌ای وجود دارد که در سنت نقد ادبی و هنری، آن را نقد فرمالیست نام نهاده‌اند و دغدغه اصلی در آن، میزان موفقیت اثر در نزدیک‌شدن به اهداف طرح است؛ از آنجا که در یک بنا قواعد و اصولی وجود دارد که مخصوص آن بناست، این نوع نقد همین اصول و قواعد را ملاک قرار می‌دهد تا معلوم کند وفاداری به این اصول و عقاید تا چه حد است. مطابق این روش، منتقد قبل از هر چیز با خود اثر سروکار دارد و مباحثی چون زمینه‌های تاریخی یا اقتصادی و امثال آن، همگی خارج از موضوع قرار می‌گیرند.

شیوه نقد فرمالیستی بطور ضمنی در بیشتر نقدها ظهور پیدا می‌کند. به عنوان مثال، زمانی که آدا لوئیز هاکستیبل با بکارگیری شیوه‌ای فرمالیستی در نقد هتل هیلتون نیویورک، آن را به دلیل تفاوت‌های فاحش درون و بیرونش، به یک بیمار روانی مبتلا به شیزوفرنی تشبیه می‌کند، در حقیقت نظریه‌ای را بطور ضمنی القا می‌کند: طرح یک بنا باید از بیرون بنا تا داخل آن و همچنین از قسمتی تا قسمت دیگر، ویژگی‌های واحد و استواری داشته باشد و قوانین و ارزش‌های بکاررفته در قسمتی از یک ساختمان باید در سایر قسمت‌های ساختمان نیز به کار گرفته شود.

برای بررسی سیستم‌های مورداستفاده در قضاوت‌های معمارانه، باید بین سیستم‌های ارزیابی معماری و سیستم‌های دسته‌بندی انواع ساختمان‌ها تفاوت قائل شد. سیستم‌های دسته‌بندی انواع ساختمان‌ها فقط شیوه‌هایی هستند که به سادگی به تقسیم‌بندی بناها بر اساس سبک، دوره، ویژگی‌ها یا اصول مورداستفاده در هر یک می‌پردازند و هیچ‌گونه قضاوت‌های ارزشی در مورد معماری انجام نمی‌دهند و از این‌رو چنین سیستم‌هایی، اساس کاملی برای قضاوت فراهم نمی‌آورند. به عنوان مثال، هانریش ولفلین (Heinrich Wolfflin) سیستمی برای رده‌بندی ویژگی‌های ظاهری بنا بدین شرح پایه‌گذاری کرده است: فرم‌های خطی و غیرخطی، صفحه‌ای یا برجسته، باز یا بسته، کثرت یا وحدت، وضوح یا ابهام. چارلز جنکز نیز سیستم دیگری برای طبقه‌بندی ارائه کرده است که بیش از ویژگی‌های ظاهری، بر اهداف اساسی و فرضیات و اصول زیربنایی معماری تکیه دارد: اصول منطقی، اصول ایده‌آل‌گرایانه، اصول آگاهانه، غیرآگاهانه مکاشفه‌ای و تأثیرگذار.

_________________________________________
þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

12. نقد منظومه‌ای ـ 2



موضوعات: