یادداشت ویژه

اصل مسأله چیست؟

Special Note
?What is the Problem

بی‌شک، به تعداد طراحان فرایندهای طراحی وجود دارد، ولی همگی این فرایندها دارای ویژگی‌های مشترکی هستند؛ همه آنها یا موردی را شناسایی می‌کنند که باید به نتیجه برسد یا با مسأله‌ای سروکار دارند که باید حل شود. به عبارت دیگر، طراحان در طراحی، به دنبال ایده یا ایده‌هایی برای تصمیم‌گیری درباره مورد یا حل مسأله هستند.

در آموزش طراحی، داستان کلاسیکی درباره یافتن راه‌حل وجود دارد. این داستان از این قرار است که تعدادی از گوجه‌فرنگی‌کاران که در پی مکانیزه‌کردن این صنعت بودند، می‌خواستند برداشت گوجه‌فرنگی‌ها را مکانیزه کنند، زیرا معتقد بودند این کار انقلابی در این صنعت بوجود می‌آورد. اما بعد از سال‌ها هیچکس موفق نشد ماشینی را اختراع کند که به قدری دقیق و ظریف باشد که بتواند گوجه‌فرنگی‌های رسیده را از بوته بکند. بالاخره یک نفر پرسید: «اصل مسأله چیست؟ آیا مسأله این است که ماشین اختراع کنیم یا گوجه فرنگی بکنیم؟» در نتیجه، با تعریف دوباره مسأله، مشکل به این ترتیب حل شد که گوجه‌فرنگی‌هایی با پوست‌های ضخیم‌تر پرورش دادند. نکته‌ای که این داستان بیان می‌‌کند، این است که معمولاً به این علت نمی‌توان مسائل را حل کرد که آنها به درستی فهمیده نمی‌شوند. بر این اساس، دلیل شکست بسیاری از راه‌حل‌ها این نیست که این راه‌حل‌ها نمی‌توانند مسأله‌های تعریف‌شده را حل کنند، بلکه این است که خود مسأله درست تعریف نشده است.

آمریکایی‌هایی که به اروپا مسافرت می‌کنند، معمولاً از ناتوانی نسبی اروپایی‌ها در حل مسأله عصبی می‌شوند. از طرف دیگر اروپایی‌ها هم از تلاش عجولانه آمریکایی‌ها برای حل مسأله اظهار شگفتی می‌کنند. علاقه آمریکایی‌ها به راه‌حل‌یابی موجب می‌شود که قبل از اینکه ماهیت واقعی مسائل را بشناسند، سعی در حل آنها داشته باشند. تحت این شرایط، آنها نه تنها در حل مسائل شکست می‌خورند، بلکه در فرایند، مسائل جدید را نیز بوجود می‌آورند.

در طراحی هم، معمولاً شکست در حل مسأله، به دلیل ناتوانی طراح در حل آن نیست، بلکه از تعریف ناکافی مسأله ناشی می‌شود. یکی از اهداف ضمنی که در مدارس طراحی دنبال می‌شود، این است که دانشجویان را برای حل مسائل آینده که امروز حتی قابل پیش‌بینی هم نیستند، آماده کنند. از این‌رو، پیشرفت مهارت‌های انسان در تعریف مسأله، یکی از بخش‌های مهم برنامه‌های آموزشی را تشکیل می‌دهد.

تعریف مسأله، برعکس عمل خلاق که شامل تفکر شهودی و مبهم است، شامل تفکر قابل اعتماد، یعنی تفکر منطقی و قیاسی و در نتیجه با تجزیه و تحلیل همراه است. تجزیه و تحلیل در تعریف مسأله عبارت است از شکافتن و تشریح یک کل پیچیده بر حسب اجزاء یا مؤلفه‌های آن، مطالعه اجزای کلیدی و روابط آنها، و پیوستن دوباره این اجزاء بصورت یک کل جدید، پرمعناتر و قابل درک‌تر.

_________________________________________
þ منبع: ل. ماتلاک، جان. 1379: آشنایی با طراحی محیط و منظر، جلد دوم. ترجمه معاونت آموزش و پژوهش سازمان پارکها و فضای سبز شهر تهران. سازمان پارکها و فضای سبز شهر تهران.



موضوعات: