شهرسازی ایران
ساخت کالبدی شهر در دوره سلوکی
Iranian Urbanism
Urban Morphologhy of Seleucid City
فروپاشی دولت هخامنشی و سقوط «شهر ـ قدرت»های پارسی و تاراج «شهر ـ قدرت»ها و «شهر ـ معبد»هایی چون پاسارگاد و تخت جمشید، و همراه با آن، ورود و رسوخ روابط اجتماعی ـ فرهنگی یونانی نشأتگرفته از جامعه اشرافی بردهدار متکی بر تقسیم کار اجتماعی، باعث دگرگونی و آشفتگی روابط اجتماعی ـ فرهنگی منبعث از جامعه دولتسالار متکی بر وحدت اجتماعی کار میشود. در نتیجه، برای نخستین بار در تاریخ جهانی، دو فلسفه شرقی و غربی با یکدیگر ممزوج میشوند که یکی مبتنی بر منشاء فرهنگی شکلگیری دولت و سلطه روابط فرهنگی و معنوی است (در این نگرش، دولت قدرت خود را از آسمان میداند) و دیگری مبتنی بر منشاء مادی شکلگیری دولت و مدنیت و سلطه روابط مادی (در این نگرش، دولت قدرت خود را از زمین و قراردادهای اجتماعی دارد). تلاقی این دو نوع نگرش به جهان سبب میشود تا مفهومی جدید از شهر با عنوان «شهر پارسی ـ هلنی»، برای استقرار دولت سلوکی، پیدا شود، شهری که هم بتواند هالهای از «شهر ـ دولت» هلنی باشد و هم سایهای از «شهر ـ قدرت» پارسی.
شهر پارسی ـ هلنی در مکانی استقرار مییافته است که:
1. در جوار یا در نزدیکی راههای ارتباطی و جادههای اصلی قرار داشته باشد.
2. در کنار قلعه نظامی یا شهر قدیمی مستقر در منطقهای مملو از روستاهای پیرامونی، باشد.
3. از دیدگاه سوقالجیشی قابل تأمین باشد.
بنابراین شهر پارسی ـ هلنی در بدو تولد خویش شهری نظامی است، شهری که بر مبنای شهر ـ دولت یونانی شکل میگیرد. شهر پارسی ـ هلنی بر آن بود که چون شهر ـ دولت یونانی، خودمختاری خود را با ایجاد مجمع خلق، شورا، مأموران انتخابی، مدرسه، معبد، میدانهای ورزشی و ... اعلام کند، خودمختاری که کموبیش از طرف دولت سلوکی پذیرفته میشود، با این استثناء که در حقوق بین شهر و دولت، کلام نهایی از آن دولت سلوکی است. بدینترتیب، شهر پارسی ـ هلنی امتزاجی میشود از «شهر ـ دولت» و «شهر ـ قدرت». شکلگیری این مفهوم دوگانه عملاً به گسترش کالبدی شهر منجر شده و ترکیبی فضایی از شهر طراحیشده اولیه و شهر انداموارهای ثانی را بوجود میآورد.
شهر پارسی ـ هلنی، چون شار پارسی و دولت ـ شهر یونانی، مرکز استقرار و سکنیگزینی طبقات ممتازه اجتماعی است. در این شهر تنها و تنها شهروندان همراهشده با دولت سلوکی ساکن هستند و اشرافبت یونانی و بومی نزدیک به آنها. دیگر مردمان نه در شهر، بلکه در نقاط زیستی اطراف شهر سکنی میگیرند.
اصول و قواعدی که برای ایجاد این نوشهرها بکار گرفته میشود، عمدتاً همانی است که در عهد کلاسیک از سوی هیپوداموس بکار گرفته شده بود؛ مقیاس انسانی مبنای طراحی معابر و منازل قرار میگیرد، شبکه معابر بگونهای کاملاً شطرنجی و منازل بر مبنای گونههای متفاوت مسکن در یونان طراحی میشود و برای نخستین بار مفهوم میدان در شهر رنگ میگیرد. این میدان چون اصل خویش (آگورا)، به مرکز مبادلات فرهنگی، تجاری و اداری تبدیل میشود و کلیه ساختمانها و بناهای اصلی شهر پارسی ـ هلنی در اطراف این میدان واقع میشوند. با اینکه میدان مکان تحقق سلطه شهر بر منطقه نفوذی اطراف خود است، ولی این میدان بیش از هر چیز مکان خودنمایی و اعتبار دولت سلوکی و تجلی کالبدی ـ فضایی دو فلسفه درهم آمیختهشده است.
_________________________________________
þ منبع: حبیبی، سیدمحسن. 1382: از شار تا شهر. دانشگاه تهران.
| لینک |
