نقد معماری

نقد گونه‌ای ـ 1 

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ 14

Architectural Criticism
Typal Criticism - 1 
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 14

نقد گونه‌ای عبارت است از ارزیابی یک بنا، بر اساس مشخصه‌های بارز یک سبک یا گونه خاصی از ساختمان‌ها. نقد گونه‌ای بجای تکیه بر یگانگی‌ها و اختلافات، به دنبال وجوه اشتراک بین ساختمان‌هایی است که قرار بوده به نیازهای مشابهی پاسخ دهند یا اینکه بر اساس سازماندهی‌های شکلی مشابهی شکل گرفته‌اند. معیار موفقیت یک معماری، از نظر این نوع نقد، میزان انطباق با گونه مشخص شده است.

نقد گونه‌ای بر این باور استوار است که چون در طول تاریخ برای احتیاجات و نیازهای انسان همواره تداومی وجود داشته است، در بناهایی که محل پاسخ به این نیازها بوده‌اند، نیز می‌باید چنین تداومی دیده شود. به همین دلیل هم معیار قضاوت نقد گونه‌ای این است که آیا بنا تدوام گونه‌ای تاریخی خود را حفظ کرده است یا نه؟

نقد گونه‌ای به ندرت در نقدهای متداول معماری دیده می‌شود و حتی تقریباً تا همین اواخر، در بین مورخان نیز مورد بی‌توجهی و غفلت بود. علت اصلی مهجور ماندن تفکر در مورد گونه‌های مختلف ساختمانی، تمایل و شیفتگی زیاد منتقدان و مورخان به ابتکار و نوآوری است. معمولاً بناهایی با ایده‌های نو و مبتکرانه، و آن دسته از ساختمان‌هایی که از الگوهای متداول جاری پیروی نمی‌کنند، در ارزیابی‌های این مورخان مورد توجه بیشتری قرار می‌گیرند و به عنوان بناهای مترقی و پیشرو معرفی می‌شوند.

با وجود اینکه گونه‌شناسی معماری کمتر به عنوان اساسی برای نقد به کار رفته، لیکن به آسانی می‌توان ثابت کرد که قسمت اعظم محیط ساخته‌شده توسط بشر (معماری)، در حقیقت بر اساس گونه‌ها یا سبک‌های استاندارد و نه بر اساس نوآوری‌ها ساخته شده است. همچنین می‌توان ثابت کرد که هرگونه توجهی به کیفیت، سودمندی و مسائل اقتصادی بنا، از طریق تمرکز و توجه به گونه‌های استاندارد و متداول صورت گرفته است و این تمرکز هرگز بر گونه‌های خاص یا حتی اولین نمونه‌های بدیع یک گونه نیز صورت نمی‌گیرد.

مطالعه دقیق یک گونه معمول و استاندارد بسیار مفیدتر از تعریف و تمجید و ستایش از گونه‌های عجیب و غریب و پرهزینه معماری است. حتی اگر ما اصرار بر توجه و تمرکز روی بناهای استثنایی و مبتکرانه داشته باشیم، باید به آنها با دیدی گونه‌شناسانه بنگریم، چرا که راه‌حل‌های به‌کاررفته در گونه‌های استاندارد و متداول، حتی در طرح‌های موسوم به بدعت و نوآوری نیز کاربرد دارند. می‌توان فواید به‌کار بردن نگاه گونه‌شناسانه را در مقایسه‌ای که مارس (March) و استدمن (Steadman) در مورد سه خانه متفاوت طراحی‌شده توسط فرانک لویدرایت انجام داده‌اند، بوضوح مشاهده کرد. در این مقایسه، مارس و استدمن نشان می‌دهند که این سه خانه که به ترتیب بر اساس فرم‌های متفاوت منحنی، خط راست و مثلثی طراحی شده‌اند، هر سه در حقیقت بر پایه روابط عملکردی یکسان و استاندارد بنا شده‌اند.

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

13. نقد منظومه‌ای ـ 3



موضوعات: