برداشت آزاد
اصالت ایده در معماری
Free Take
Originality of Architectural Ideas
کامران افشارنادری، گفتگو: اصالت ایده: دوماهنامه معمار، شماره 39، مهر و آبان 1385، صفحات 17 و 18
من معتقدم اینکه یک ایده از ایده دیگری افتباس شده است، قابل اثبات نیست و نوعی تفتیش عقاید است که در بحثهای تخصصی جایی ندارد. وانگهی یک نکته مهم دیگر هم هست؛ اینکه هر معماری از معماری دیگری نشأت میگیرد. این بحثی بسیار قدیمی است که در اواخر دوره رنسانس مطرح شده است. ایده اصلی منریزم هم در حقیقت این است که هنرمندان بیشتر از آنکه مثلاً از محیط طبیعی الهام بگیرند، از هنرمندان دیگر الهام میگیرند؛ مثلاً در همان دوره رنسانس، هنرمندان بزرگی مثل رافائل هم که کارشان ارزش جهانی و تاریخی دارد، تحت تأثیر کار میکلآنژ یا لئوناردو داوینچی بودند.
اما مشکل امروز ما این است که مسئله اصالت ایده به طریقی کاملاً تبلیغی مد نظر قرار گرفته است. این هم به دلیل وجود کسانی است که سیستم ستارهها را در معماری به وجود آوردهاند و این هم سابقه طولانی از آغاز مدرنیسم دارد. به نظر من، از زمان لوکوربوزیه بر اصالت کار معمار تأکید خاصی شده است و این بدان معنی است که لازم است صددرصد ایده یک طراح مشخص باشد، در حالی که کارهای لوکوریوزیه هم متأثر از دیگران بوده است، از جمله تعدادی از ویلاهای او مستقیماً از آیلین گری تأثیر گرفتهاند و حتی گفته میشود او یک ویلای آیلین گری را خریده تا کسی آن را نبیند یا مثلاً مبلمانی که برای دفتر کار خود طراحی کرده، در اصل کار شارلوت برانت است و اگر اشتباه نکنم پاویون فیلیپس هم کار همکار یونانیالاصل او، خناکیس است.
به نظر من اینکه کاری صددرصد اصیل باشد و در جای دیگر ریشه نداشته باشد، امکانپذیر نیست. هیچ معماری نمیتواند هر روز معماری را از صفر به وجود بیاورد. همه معمارها و همه سبکها و روشها، از معماری آبستراکسیون تا معماری آوانگارد و هایتک و بقیه، از کار هم اقتباس میکنند و حتی با هم مشورت هم میکنند. در واقع، ایدههای معماری زیاد نیستند؛ در بسیاری موارد، معمارها ایده معمار معروفی را با شیوه جدید و ویرایش جدید استفاده میکنند، مثلاً ادیتوریوم رم، کار رنتسو پیانو، به گفته خودش، تقلیدی از فیلارمونی برلن، اثر شارون، است یا موزه جدید بنز، کار بن فن برکل، از نظر سازماندهی فضایی، به طور مشخص به موزه گوگنهایم رایت توجه کرده است. در واقع، عجیب نیست که یک روش سازماندهی فضایی که جواب داده و جزئی از فرهنگ معماری شده است، مورد استفاده معمار دیگری نیز قرار گیرد. معمارهایی مثل آیزنمن، بخش مهمی از تحقیقات و پروژههایشان از بررسی و مطالعه معماران و هنرمندان دیگر به وجود آمده است یا تأثیر مجسمههای فرناند لژه، بوچونی یا براک در کارهای گهری قابل انکار نیست.
ما فرهنگ معماری را درس میدهیم و دربارهاش تحقیق میکنیم تا بتوانیم از آن استفاده کنیم، نه اینکه فقط کلکسیونر آثار هنری بشویم. فقط باید به این نکته توجه کنیم که این موضوع جنبه تقلید نداشته باشد و خلاقیت فردی خود معمار را از بین نبرد. مسئله مهم این است که ببینیم آیا کار در مسیر خلاقیت آن هنرمند قرار دارد یا نه. اگر یک معمار امروز با دیدن یک مجله، یک سبک ساختمان بسازد و فردا به سبکی دیگر، این کار تقلید محسوب میشود، ولی معماری که در مسیر خلاقیت مشخصی پیش میرود، در مسیر خود از منابع مختلفی هم ممکن است استفاده کند، خواه از علوم دیگر، از ریاضیات یا آثار دیگران. بنابراین نکته اول این است که اثر در مسیر خلاقیت حرفهای شخص طراح باشد. نکته دوم این است که این کار در مقایسه با کار دیگران تحولی محسوب شود. اگر تقلید و کپیکردن یا مبتذلکردن یک ایده باشد، قطعا مورد انتقاد قرار میگیرد.
| لینک |
