یادداشت ماه
معیار قضاوت درباره معماری چیست؟
Month’s Note
?What are Critera for Architectural Judgement
آنچه در ادامه میخوانید، پاسخ من به پرسشهایی است که خانم مهندس نینا شاهرخی، در تیرماه 1385، در راستای انجام یک کار پژوهشی با عنوان قضاوت در معماری یا چیزی مشابه آن، مطرح کرده و خواستار پاسخگویی من و تعدادی دیگر از دوستان، به این پرسشها شده بودند (البته نمیدانم آخر و عاقبت این پژوهش به کجا انجامید؟!):
1. معیار و ملاک شما برای قضاوت در مورد یک پروژه معماری و یا یک بنای معماری چیست؟ (اگر وظیفه قضاوت یک پروژه دانشجویی بر عهده شماست، با چه ملاکی به پروژه نمره میدهید؟)
2. آیا اصولاً معیاری وجود دارد؟
3. آیا قضاوت و نقد با یکدیگر متفاوتند و اگر تفاوت دارند، این تفاوت در چیست؟
4. آیا نقد و یا قضاوت معماری از اصول کلی قضاوت پیروی میکند یا خود به عنوان یک وادی مستقل دارای معیارهای خاص است؟
معیار قضاوت در مورد یک پروژه معماری، از مسائلی است که من طی سالهای اخیر، همواره پس از پایان جلسات ارزشیابی دروس طراحی معماری و اخیراً پس از پایان جلسات مختلف دفاع از پایاننامههای دانشجویی، با آن درگیر بودهام و حقیقتاً نتوانستهام به پاسخ چندان روشن و قاطعی در این زمینه برسم. از بحثهایی هم که با دیگران در این مورد داشتهام، به این نتیجه رسیدهام که خیلیها (منظورم اساتید و دانشجویان معماری) هنوز تعریف روشنی از چگونگی نقد و قضاوت در مورد یک پروژه معماری ندارند.
واقعاً چگونه میتوان در مورد معماری، پدیدهای که عوامل متعددی در شکلگیری آن دخیل هستند، قضاوت کرد و به آن نمره داد؟ چگونه میتوان بر روی یک پروژه که طراح مدتها بر روی آن وقت صرف کرده، اندیشیده و با آن زندگی کرده است ـ البته در متعالیترین حالت برخورد طراح با پروژه ـ در مدت زمانی اندک نظر داد و آن را با یک نمره کمی سنجید؟ اصولاً آیا میتوان معیارهایی را برای قضاوت معماری تدوین کرد و سپس بر اساس آن معیارها به سنجش و ارزیابی پرداخت؟ آیا میتوان نقد معماری را فرمولیزه کرد؟ اینها بخشی از سؤالات متعددی هستند که در این زمینه میتوان مطرح کرد و به بحث درباره آنها پرداخت.
به اعتقاد من، برای قضاوت در مورد یک پروژه معماری، باید در درجه اول نظام و نحوه شکلگیری آن را مورد توجه و ارزیابی قرار داد. بدین منظور باید مسائلی از قبیل محدودیتها و امکانات طراح و نحوه برخورد وی با موضوع را به عنوان معیار قضاوت در نظر گرفت. چون اگر معیارهای دیگری را مورد توجه قرار دهیم و مثلا بخواهیم بر اساس نقشهها و پلانها به تفصیل به بررسی جزئیات مختلف بپردازیم، در مدت زمان اندکی که در اختیار ماست، قادر نخواهیم بود بر کم و کیف پروژه مسلط شده و آن را مورد ارزیابی منصفانه و واقعبینانهای قرار دهیم. اما رویکرد طراح و نحوه برخورد وی با پروژه و مسائل پیرامون آن و به عبارتی چگونگی سیر از سوال به سوی جواب توسط طراح، مسئلهای است که میتوان در مورد آن به نتیجه مشخصی رسید و بر اساس موفقیت طراح در مدیریت این پروسه به وی نمره داد. البته این روش زمانی موضوعیت دارد که طراح بدیهیترین اصول کارکردی ـ زیباییشناختی معماری را در نظر گرفته باشد، چرا که در غیر این صورت نمیتوان اصلاً وارد بحث رویکرد طراح شد؛ بررسی رویکرد طراح در طرحی که در آن اصول واضح و روشن معماری رعایت نشده باشد، اصولاً محلی از اعراب ندارد.
نقد معماری و قضاوت در مورد معماری، هر دو از بنیادهای نظری کمابیش مشابهی برخوردار هستند. ولی در نقد با فرصت بیشتری که برای مطالعه دقیق مدارک، مستندات و حواشی پروژه، در اختیار منتقد است، او میتواند کمی با تفصیل بیشتر در جزئیات پروژه وارد شود. حتی در نقد معماری که انواع مختلف آن به تفصیل در کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» بیان شده است، میتوان زمینههای مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و ... مؤثر بر پیدایش یک اثر معماری و نتایج و پیامدهای این اثر در حوزههای مذکور را مورد بررسی قرار داد. آنچه مسلم است نقد معماری در گسترهای وسیعتر به بررسی اثر معماری میپردازد و بر اساس هدفهای مختلف میتوان زیرمجموعههای متعددی برای آن تعریف کرد که قضاوتهای آکادمیک در مورد معماری یکی از آنهاست.
| لینک |
