نقد معماری

نقد تفسیری

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ 1٩

Architectural Criticism
Interpretive Criticism
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 19

مهم‌ترین ویژگی نقد تفسیری، شخصی بودن زیاد این نوع نقد است. منتقدی که مطابق این روش، به عنوان مفسر به نقد تفسیری یک اثر می‌پردازد، مدعی تعلق به هیچ‌گونه نظریه، دستگاه فکری یا حتی معیار خاصی نیست و البته ارزیابی‌های عینی و محاسبه‌ای نیز ارائه نمی‌کند.

منتقد اهل تفسیر تلاش می‌کند دیدگاه‌های دیگران را چنان تغییر دهد که مسائل را همچون او ببینند. به این منظور، منتقد چشم‌انداز جدیدی از موضوع فراهم می‌آورد یا راه جدیدی برای دیدن آن معرفی می‌کند که این روش معمولاً با طرح استعاره‌هایی برای دیدن موضوع همراه است. گاهی هم منتقد در این نوع نقد، با استفاده از استعدادهای ذاتی هنری خویش، احساسات بیننده را چنان هدایت می‌کند که دریافتی مشابه تجربه خود وی (منتقد) برای او (بیننده) حاصل شود. گاهی نیز تا آنجا پیش می‌رود که از اثر مورد نقد به عنوان ابزار و وسیله‌ای برای ارائه یک اثر جدید (مستقل از پدیده اولیه مورد نقد) توسط خود استفاده می‌کند. وی در حقیقت اثر مورد نقد را دستاویزی برای نمایاندن خود به عنوان یک صاحب اثر قرار می‌دهد.

نقد تفسیری را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:
1. نقد جانب‌دارانه (Advocatory Criticism)
2. نقد القایی (Evocative Criticism)
3. نقد ذوقی (Impressionistic Criticism)

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

1٨. نقد کمی ـ ٢



موضوعات: