نقد معماری
نقد جانبدارانه ـ 1
بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ ۲۰
Architectural Criticism
Advocatory Criticism - 1
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 20
منتقد جانبدار در وهله اول سعی در برانگیختن تحسین دیگران دارد، نه داوری. در واقع، او از قبل قضاوت خود را انجام میدهد و میخواهد ما را به قبول فتوای خود متقاعد کند. تغییر استعارههای مورد نیاز برای فهم اثر، مطابق نظر منتقد، یکی از اصلیترین تدابیر در نقد جانبدارانه است. از اینرو، عنصر اصلی اینگونه نقدها، استعاره کلیدی بکاررفته در آن است.
به عنوان نمونهای از نقدهای جانبدارانه، میتوان به نقد نمایشگاه جهانی 1893 شیکاگو توسط مونتگمری شایلر، یکی از منتقدان معماری اواخر قرن نوزدهم، اشاره کرد که در آن منتقد به جای گرفتارشدن در تضادهای دوگانه مابین معماری متمایل به گذشته یا معماری پیشرو مدرن که بحث رایج در مورد معماری نمایشگاه بود، در نقش منتقد جانبدار، با عوض کردن استعاره فهم اثر، خاطرنشان کرد که اگر به این نمایشگاه به عنوان یک صحنه نمایش موقتی بنگریم، نه یک شهر، دیگر معماری جدید یا معماری قدیم اهمیت چندانی ندارد و اگر نمایشی که قرار است در این صحنه اجرا شود، خیالی و غیرواقعی باشد، مناسبتر است که معماری این صحنه نیز نگاهی رو به گذشته داشته باشد، چرا که چنین صحنهای فقط برای سرگرمی است و نقش جدی و مهمی ایفا نخواهد کرد.
مقاله پییر برتون (Pierre Berton) که در حمایت از حفظ و نگهداری ایستگاه راهآهن تورنتو نوشته شده، نمونه کلاسیک دیگری از نقد جانبدارانه است. برتون میخواست این دیدگاه را که ایستگاه فقط به عنوان مجموعهای از سنگ، ساروج و دیگر مصالح مادی تلقی شود، از بین ببرد و به جای آن دیدگاهی مبتنی بر اینکه ایستگاه محیطی برای ابراز هیجانات و احساسات گرم و نزدیک انسانی است، پایهریزی کند. در حقیقت، مقاله برتون بطور ضمنی استعاره بنا به عنوان پناهگاه را کنار گذاشته است و استعاره جدیدی از بنا به عنوان بستر و زمینه فعالیتهای انسانی و رفتارهای محیطی، ارائه میکند. از دیدگاه او، بروز هیجانات و احساسات انسانی در فضای ایستگاه، چنان درخشندگی و زیبایی به ایستگاه میبخشد که آن را «چیزی شبیه یک خانه» میکند. برتون برای نشاندادن فضای ایستگاه، به عنوان زمینهای برای انعکاس خاطرات تلخ و شیرین حداقل پنجاه سال از زندگی انسانها، بطور زیرکانهای هم داستانهایی در زمینه موارد شخصی کاربرد ایستگاه بیان میکند و هم داستانهایی از کاربردهای شهری، اجتماعی و عمومی آن. او بدینترتیب موفق میشود احساسات خواننده را هم به صورت فردی و هم به صورت شهری و اجتماعی هدف قرار دهد و تأثیرات مورد نظر خود را بر جای بگذارد. اما باید توجه داشت با وجودی که برتون در نقد خود فعالیتهای انسانی انجامشده در ایستگاه را یادآوری میکند و مطالب وی قصد نشاندادن پویایی فضا را دارد، اما نقد وی ناقص است، چرا که در خاتمه تفاسیر تدافعی وی، خواننده اطلاعات چندانی در مورد خود بنای ایستگاه و نحوه تعامل مردم با این فضا به دست نمیآورد. تمام آنچه خواننده درمییابد، اتفاقاتی است که فقط برای ایجاد دیدگاه خاصی در وی، بطور گزینشی انتخاب شدهاند.
_________________________________________
þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:
١٩. نقد تفسیری
| لینک |
