نقد معماری
نقد جانبدارانه ـ ٣
بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ ۲٢
Architectural Criticism
Advocatory Criticism - 3
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 22
استعارههای کلیدی در برداشتها یا قرائتهای مورخان از رویدادها و تاریخ معماری نیز نقش مهمی ایفا میکنند. به عنوان مثال، تفاسیر تاریخی نیکولاس پوزنر از وجود رابطه قطعی بین فرم و مفهوم سخن میگویند، اما از نظر بروس آلسوپ، تاریخ معماری با آشکارکردن طبیعت معماری در محیطهایی که مدام در حال تغییر و تحولاند و همچنین با کشف رابطه غیر قابل اجتناب و دوطرفه مابین معماری و مشتری سروکار دارد. او در کتاب خود با نام «بررسی تاریخ معماری»، تاریخ خام معماری را با بحث در مورد شیوههای در حال تحول استفاده از تاریخ در روند طراحی معماری مورد بررسی قرار میدهد. از دیدگاه او، مطالعه تاریخ برای برخی معماران اقتدار به همراه میآورد، برای برخی سابقه و برای برخی دیگر فقط چیزی است که علیه آن واکنش نشان دهند. تفسیر زیگفرید گیدئین از تاریخ خام معماری نیز با عباراتی نظیر «جریانات ماندگار» و «جریانات زودگذر» بیان میشود. به اعتقاد وی، کار مورخان این است که تفاوتهای بین تمایلات زودگذر نشأتگرفته از حقایق ناپایدار و گرایشهای صادقانه و اصیل نشأتگرفته از حقایق ماندگار را آشکار کنند. فرضیه اصلی در چنین تفسیری (استعاره کلیدی) آن است که هر یک از دورههای تاریخی روح خاصی دارند و وظیفه اصلی مورخان یا منتقدان این است که پدیدههایی را که باعث تقویت، تسریع یا آشکارشدن این روح زمانه شدهاند، شناسایی و به همگان اعلام کنند.
در بیانیهها و بحثهای مجادلهآمیز معماران و سخنگویان آنها نیز میتوان نوع مبالغهآمیزی از نقد جانبدارانه را مشاهده کرد که به شدت به استعارههای جدید در مورد ساختار معماری وابسته است. باید توجه داشت که گاهی ممکن است استعاره کلیدی که در یک نقد جانبدارانه، رویدادها از طریق آن تفسیر میشوند، ناشی از تفسیر منتقد از اثری مشخص نبوده و قسمتی از یک دیدگاه وسیع، چندبعدی و جهانشمول در مورد حوادث و رویدادهای جهان باشد. به عنوان مثال، یکی از اظهارنظرهای لوکوربوزیه که در آن تمدن غرب بر لبه پرتگاه و بدون امکان استفاده از ترمز تصور شده، از مصادیق چنین استعارههایی است؛ این استعاره تفسیر واحد از یک ساختمان واحد نیست، بلکه دیدگاه کلی او در مورد تمدن غربی است. اما برعکس لوکوربوزیه، استعاره بکاررفته توسط شایلر در نقد و تفسیر نمایشگاه 1893 شیکاگو، قسمتی از یک دیدگاه وسیع جهانشمول نیست و فقط در حد یک مقاله واحد (مربوط یه یک بنا) باقی میماند. این استعاره هیچ دلالتی بر موقعیتهای دیگر یا مفاهیم وسیعتر ندارد، بلکه فقط به نقد یک مورد خاص (نمایشگاه) میپردازد.
_________________________________________
þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:
| لینک |
