برداشت آزاد

مسأله امروز معماری ایران: فضا یا هویت؟ 

Free Take
?Existing Problem of Iranian Architecture: Space or Identity

کامران افشارنادری، فضای معماری و فضای زندگی: فصلنامه معمار، شماره 2، پاییز 1377، ص 8

... سال‌هاست که اتفاق واقعاً مهمی در معماری ما نیفتاده است. ... مردم ما شاهد چندین مرحله تحول اساسی بوده‌اند و تجربیاتی بزرگ و تاریخی را پشت سر گذاشته‌اند، لیکن معماری ما هنوز کم و بیش به سبک بیست یا سی سال گذشته (و البته کمی ناشیانه‌تر) انجام می‌گیرد. تفکر، شیوه زندگی، محیط و حتی ساختار و مقیاس شهرها کاملاً تغییر کرده است، اما معماری ما نسبت به این تغییرات بی‌اعتناست. مردم در فضاهایی زندگی می‌کنند که برای ایشان ساخته نشده است. کتاب‌هایی نفیس را تصور کنید که در جاکفشی نگهداری می‌شوند. ممکن است کتاب‌ها در قفسه‌های یک جاکفشی قرار بگیرند و حتی به لحاظ استفاده نیز کاملاً در دسترس باشند، لیکن جاکفشی برای کتاب طراحی نشده است. ما نیز مانند کتاب‌هایی هستیم که در جاکفشی قرار گرفته‌ایم؛ رابطه‌ای بین ظرف و مظروف وجود ندارد.

بحث ما آرایش و نماسازی و بازی با فرم‌ها نیست. به همین جهت است که معماری امروز نمی‌تواند مسائل را حل کند. مسائل ما به مفهوم فضا و سازمان‌دهی فضایی احجام و کاربری‌ها مربوط است. معماری باید بحث‌هایی از نوع هویتی یا زیبایی‌شناختی را کنار بگذارد و به این مسائل توجه کند. بحث فضا باید به موضوع مرکزی معماری تبدیل شود و معماران و دانشکده‌ها در این زمینه کار کنند. منظور این نیست که هنگام برخورد با یک پروژه جدید بگوییم: «راستی، چه فضایی برای اینجا مناسب است.» بحث فضا و نحوه کار با آن مقوله مستقلی است و همان‌طور که تاریخ معماری ایران به خوبی اثبات کرده است، مستقیماً متأثر از کاربری نیست. معمارانی که مفاهیم جدید فضایی را ایجاد کرد‌ه‌اند، به این مسأله به صورت پروژه تحقیقی باز پرداخته‌اند. نتایج این تحقیقات، گاه به صورت پروژه ساخته‌شده متبلور شده‌اند و گاه به صورت دیاگرام‌ها و طرح‌های مجرد مورد بحث قرار گرفته‌اند.  

... مشکل معماری ما از آموزش دانشگاهی شروع می‌شود. دانشجو هنوز امکانات مختلف سازمان‌دهی فضایی یک حجم ساده مانند مکعب را نمی‌داند، اما با پروژه‌هایی دشوار و پیچیده مانند بیمارستان، دانشگاه و کتابخانه روبرو می‌شود. هجوم اطلاعات و پیش‌فرض‌ها چنان است که با وجود وقت بسیار کم، دانشجو ناگزیر به سراغ نمونه‌های ساخته‌شده می‌رود و بنابراین نه مهارت فنی لازم را کسب می‌کند و نه از اصول سازمان‌دهی فضا سر در می‌آورد. در دانشگاه به ندرت موقعیت فراهم می‌آید که دانشجو با وقت کافی در این زمینه به تحقیق و تجربه بپردازد. محیط دانشگاهی که چنین است، محیط حرفه‌ای تکلیفش معلوم است.

معماران ما در خارج از چارچوب حرفه‌ای ـ تجاری، به ندرت به تجربیات و تحقیقات معماری در زمینه خلق فضاهایی واقعاً جدید و مناسب می‌پردازند. همه در پشت بهانه‌هایی از قبیل شرایط کشور، کاربری، هویت، روح زمان، سلیقه مردم و ... مخفی می‌شوند و از خلاقیت طفره می‌روند. روش رایج نهایتاً ترکیب سلیقه‌ای احجام است و به دلیل سبک بودن محتوا، به عذرهایی متوسل می‌شوند که علی‌السویه بودن طراحی را جبری جلوه دهند.

فضای معماری به فضای زندگی انسان‌ها مربوط است، ولی این ارتباط از فرمول خاصی نتیجه نمی‌شود. مصرف محصولات فرهنگی گذشته، الهام از آثار ساخته‌شده برجسته، یا سعی در بازگوکردن حرف‌های تکراری با لهجه اوریژینال و خصوصاً برآورد طابق‌النعل‌بالنعل امیال کارفرما مسئولیت خلاقیت را از طراح سلب نمی‌کند. فضای زندگی به صورت الگویی در جهان ایده‌آل‌ها از پیش وجود ندارد، باید ایجاد شود و معمار مسئول ایجاد آن است. او در این کار در حقیقت از آزادی بسیار زیادی برخوردار است، خیلی بیشتر از آنچه طراحان مایل هستند اقرار کنند. ... سخن بر سر پرداختن به مسائل جدی معماری و ایجاد متدولوژی‌هایی شخصی است که اعتبارشان به منسجم‌بودن و اصیل‌بودن نظرات مبتکر آنها و رابطه‌شان با زندگی انسان‌ها وابسته باشد.



موضوعات: