نقد معماری
نقد ذوقی ـ ٢
بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ ۲۶
Architectural Criticism
Impressionistic Criticism - 2
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 26
نبود معیارهای مشخص برای نقد ذوقی و همچنین شخصی بودن آن، باعث نارضایتی کسانی شده است که نقد را به عنوان بخشی از یک روند تکاملی میپندارند، روندی که وظیفه بهبود بخشیدن محیط زندگی (معماری) را دارد. اما منتقد ذوقی در پاسخ به کسانی که از او درخواست ارائه نقدی هدفدار و جدی را دارند، میگوید: «به راستی، چه کسی به این مسائل اهمیت میدهد؟ چه کسی اهمیت میدهد که آیا نظریات راسکین در مورد نقاشیهای ترنر درست بوده یا نه؟ آنچه اهمیت دارد، نثر قوی، زیبا، پرحرارت و فصیح اوست که خود به منزله یک اثر هنری درآمده، اثری بسیار هنرمندانهتر از خود هر یک از تابلوهای نقاشی مورد نقد که در حال پوسیده شدن در موزههای انگلستان هستند.»
از آنجا که نقد ذوقی به جای بازگوکردن حقایق، بر تحریک احساسات و عواطف استوار است، لذا خیلی زود مخاطب را تحت تاثیر خود قرار میدهد و به دلیل برانگیختگی همین تعصب در مخاطب است که ارائه تحلیلهای هدفمند و کامل در این نوع نقد بسیار دشوار میشود. اما یکی از خدماتی که نقد ذوقی ارائه میدهد، این است که محیط فیزیکی را برای مخاطب قابل دیدن و قابل به یاد ماندن میکند، یا حداقل اینکه مخاطب را با محیط سرگرم میکند. بدینترتیب، نقدهای تکبعدی از بناها که با هدف خنداندن و به شیرینکاری، برای سرگرم کردن افراد نوشته میشوند، هرگز باعث افزایش شناخت و درک ما از بناها نمیشوند، بلکه تنها کاری که بر عهده دارند، این است که آن بنا را در ذهن ما به یاد ماندنی کنند. به عنوان مثال، در سالهای اخیر برخی ساختمانهای بزرگ، با عناوین عجیب و خندهداری چون «صدف گوهردار، دروازه بزرگ بازی کراکت، کیک عروسی وارونه، فواره آب، کشتی جنگی، تپه مورچهها، ملخ مرده، اسب مرده، میخ و ...» نامیده شدهاند یا تنها یکی از ساختمانهای دانشگاه هاروارد به سه اسم متفاوت «ربات خوشمشرب»، «کارت سه بعدی IBM» و «قلعه لارسون» معروف شده بود.
کاریکاتورها نیز همانند شوخیهای کلامی، روی قسمت خاصی از یک ساختمان فوکوس و بعد در ارائه آن مبالغه میکنند. البته شاید کاریکاتورها تاثیرگذارتر از دیگر انواع بذلهگوییهای نقادانه باشند، چرا که خیلی بیشتر از اشارات کلامی، به موضوع اصلی نزدیک میشوند و علاوه بر استفاده از تصویر، حالت نظری و مشروح نیز دارند و تمام حرف خود را در تصویر منتقل نمیکنند، بلکه با کمک تصویر تنها به قسمتهایی از بنا اشاره مستقیمتری میکنند. برخی کاریکاتورها بر پایه دانش قبلی مخاطب شکل میگیرند و بر آن تکیه میکنند؛ در حقیقت موضوع آنها چیزی است که شخص حتما باید از قبل نسبت به آن پیشزمینه داشته و از آن مطلع باشد.
با وجود استقبال عمومی زیاد از نقدهای بذلهگو، توجه چندانی از سوی منتقدان و هنرمندان به این مقوله صورت نگرفته و هرگز به عنوان یک فرم هنری یا ابزاری برای آگاه کردن طراحان از کاستیهای آثارشان، نگریسته نشده است. البته در این میان، چارلز جنکز با استفاده از اصطلاحات صنعت تشبیه، نظیر «مثل فلان چیز به نظر میرسد» یا «شبیه فلان چیز است»، سعی در کشف مفاهیم نیمهمنطقی موجود در روشهای نقد ذوقی بذلهگویانه داشته و استعارهها و مفاهیم فرمی را به صورت کدهای واقعی عملکردی و نه خیالی، ارائه داده است. از دیدگاه او، این کدهای مفهومی در هر زمان و مکانی قابل تعمیم و ثابت هستند و با استفاده از آنها میتوان قرائت و درک عمیقتری از کاربرد و مفاهیم کلی معماری پیدا کرد. به عنوان مثال، او محل اقامت دانشجویان دانشگاه سنت آندرو، اثر جیمز استرلینگ، را به یک کشتی دریایی تشبیه کرد که البته کاربرد این استعاره، مخالفت شدید استرلینگ را به همراه داشت: «چارلز جنکز یک طبل توخالی است که چیزی در چنته ندارد. جای بسی تعجب است که جنکز هم همچون عامه مردم، تعابیر پیش پا افتاده و مبتذل را برای انتقال منظور خود به کار برده است.»
_________________________________________
þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:
٢5. نقد ذوقی ـ 1
| لینک |
