برداشت آزاد

حرف نزن، برو معماری کن، وردار بیار! 

Free Take
!Don’t Say a Word, but Take Your Architectural Work Seriously

محمدرضا موفقی، برو معماری کن، وردار بیار: مجله معماری و شهرسازی، شماره 48-49، اسفند 1378، صص 122-123

... گرایش شدید به معماری اتوپیایی و حرف‌زدن به جای فضاسازی ملموسی فیزیکی، و نه فقط بسنده‌کردن به این، بلکه رساندن کار تا به آنجا که فضاسازی بدون حرف و بدون سخن‌گویی معمار، جایی برای حضور نداشته باشد و ضدارزش شدن «سکوت و کار» و ارزش‌شدن «کار نکردن و حرف»، جز دور شدن از تجربه درک فضا و دست ‌و پنجه نرم کردن با جان کلام معماری، چیزی عاید دانشجویان نخواهد کرد. دانشجویان اکثرا از تصور فضایی کوچک‌ترین و ساده‌ترین فضاهای ممکن عاجزند، ... تا چه رسد به فضایی بزرگ و پیچیده. اما روبرو شدن با این مسئله احتیاج به همت و ممارست مدام و تفحص دارد و خوب صد البته راحت‌طلبی از طرفی و توقع بالا داشتن برای گرفتن نتیجه‌ای پر سر و صدا در زمانی اندک، دانشجو را به سوی کار نکردن و حرف‌زدن سوق می‌دهد.

از طرف دیگر، گرفتن نمره معماری هم چندان ارتباطی با نوع خلق معماری دانشجو ندارد. آنچه به عنوان نمره معماری به دانشجو داده می‌شود، چیزی در حد همان نمره انضباط دوران دبیرستان است. اگر دانشجویی در سر کلاس‌ها حضور داشته باشد (آن هم فقط در حد حضور فیزیکی محض) و تعدادی مشخص کرکسیون انجام دهد و به مقدار خیلی جزیی در تحویل پروژه آخر ترم (حتی در نهایت بی‌ذوقی) مایه بگذارد، نمره الف او صددرصد تضمین است و ظاهرا آنچه کمترین اهمیت را دارد، نوع معماری و عمق فضای خلق‌شده است (البته استادان استثنایی هم وجود دارند که قاعدتا به همین دلیل تحت فشار نظام آموزشی قرار می‌گیرند). ...

از طرف دیگر، یک دانشجوی معماری در معرض نقد دو قشر متفاوت قرار دارد: نخست استادان و سپس «فضای مخاطب» دانشکده. جلب نظر اولی فقط برای کسب نمره است، اما دومی شخصیت طراحی او را نقد می‌کند. برای موفقیت در اولی مسیر مشخص است: احتیاج به کار معماری نیست. اگر هم مقام وی به آنجا رسیده باشد که به نمره بی‌اهمیت شده باشد(!)، کلا قضیه منتفی است. آنچه در عمل می‌تواند اندک فشاری وارد کند، همان نگاه مخاطبان مورد اهمیت وی به دستاورد ذهنی اوست، یعنی در حقیقت آنچه نظام فکری و حرکت معماری شخص را باعث می‌شود، همان فضای غیرفیزیکی اطراف او در محیط دانشکده است. اکثر ارزش‌ها و ضدارزش‌ها در نقد پروژه‌ها مولود همین فضاست. ... آنچه که جو غالب در این فضاها به شمار می‌آید، همان فضای حرف و گرایش‌های ناقص اتوپیایی است. «شلنگ تخته انداختن» و «فرم بازی کردن» اکثرا کالای رایج این بازار است؛ ... چرا که همان‌گونه که اشاره شد، دست و پنجه نرم کردن با مقوله فضاسازی، نتیجه قابل ارائه پر سر و صدایی ندارد و همچنین انرژی مدام و دامنه‌دار می‌طلبد. ...

«مفهوم» شاید از معماری جداشدنی نباشد، ولی اصالت مطلق دادن به آن و استفاده به اصطلاح ابزاری از این مقوله برای توجیه هوس‌بازی‌های ذهنی، باعث دوری هر چه بیشتر از «معماری‌کردن» است. بنا به گفته‌ای: «حرف نزن، برو معماری کن، وردار بیار!»