نقد معماری

نقد زندگی‌نامه‌ای ـ ١

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ ٣٢

Architectural Criticism
Biographical Criticism - 1
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 32

از زمان رنسانس تا به حال، توجه خاصی در ارتباط با خلق آثار هنری و ساختمان‌ها، به زندگی خصوصی هنرمندان و معماران و رویدادهای زندگی آنان مبذول شده است تا بتوان با درک منطق پیشرفت یک هنرمند، به نیت او در هر یک از کارهایش پی برد، چرا که این تشخیص پس‌زمینه‌هایی را معلوم می‌دارد که بدون دانستن آنها، داوری و قضاوت کور و تحمیلی خواهد بود. 

نقد زندگی‌نامه‌ای، مانند دیگر نمونه‌های نقد تشریحی، به دلیل کمک به فهم و دیدن وجوه بیشتری از بنا توسط مخاطب، بسیار ارزشمند است. این نوع نقد برای مخاطب زمینه‌ای فراهم می‌آورد که بر پایه آن نکات بیشتری از ساختمان را می‌فهمد و تجربه غنی‌تری در مواجهه با بنا به دست می‌آورد. توجه به نکاتی چون اشتغال دوم لوکوربوزیه به حرفه نقاشی، ارتباط ارو سارینن با پدر معمارش، کار با بازی‌های پازلی توسط رایت و امثال این اطلاعات در مورد رویدادها و زمینه‌های مرتبط با زندگی افراد، می‌تواند فرصت‌های بهتری برای درک و دست‌یابی به بناها را برای ما فراهم کند. اگر بدانیم که یک معمار چه واکنش‌هایی در طول دوران مختلف زندگی خود نسبت به پدیده‌ها و موارد مختلف بروز داده است، آن‌گاه می‌توانیم در مواجهه با ساختمان طراحی‌شده توسط او، بفهمیم که آیا او خود در طراحی این بنا، تحت تاثیر یا تاثیرگذار بوده است. همچنین می‌توانیم بفهمیم که معمار چگونه تخیلات خود را راهبری کرده، آنها را تعالی بخشیده، تضادها را خنثی کرده و در نهایت همه را در قالب یک عنصر هنری واحد شکل داده است. 

از آنجا که تعمیم‌دادن دیدگاه‌ها و نیات وابسته به زندگی‌نامه یک معمار در مورد همه ساختمان‌های او، توسط منتقد، کار چندان آسانی نیست، به همین خاطر، در صورت انجام بسیار جالب خواهد بود. کشف اینکه آیا معمارهای منزوی و غیراجتماعی از گنجاندن فضاهای اجتماعی در ساختمان‌هایی که در برنامه فیزیکی‌شان چنین فضاهایی پیش‌بینی نشده است، اجتناب خواهند کرد یا اینکه آیا طراح معماری که در امر تعلیم و تربیت بچه‌های خود مشکل دارد با توجیهاتی بر این نکته پافشاری خواهد کرد که کلاس‌های درس باز نباید چندان هم باز و آزاد برگزار شوند، خالی از لطف نیست.

البته گفتنی است که نقد زندگی‌نامه‌ای در مورد معماران نسبت به ادیبان و شاعران کمتر بوده است، شاید به این دلیل که معماران، بر خلاف شاعران، چندان اهل کلام نیستند و از این‌رو، کمتر به بیان خاطرات، نامه‌ها و رویدادهای زندگی خصوصی‌شان در جراید می‌پردازند. نقد زندگی‌نامه‌ای در معماری، بیشتر در زمینه‌های تاریخی (شرح حال یا سرگذشت) وارد شده است تا در نقدهای روزنامه‌ای یا مطالعات ارزیابی‌کننده بناها. به عنوان مثال، در شرح حال فرانک لوید رایت، رویدادهای زندگی شخصی او با رویدادهای زندگی حرفه‌ای وی در هم آمیخته و این بررسی و گزارش با توجه به هر دو زمینه انجام می‌شود. اما در آتلیه یا دفتر طراحی، شواهد زیادی در مورد تاثیر رویدادهای زندگی خصوصی افراد بر تصمیمات طراحی‌شان دیده نمی‌شود و اگر چنین مسائلی در نقدها دیده شود، نشان‌دهنده خبرچینی و کنجکاوی بیش از حد نویسنده‌ای است که ظاهرا از مسیر واقعی خود منحرف شده است. 

_________________________________________

þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:

٣1. نقد تشریحی ـ 4