نقد معماری
نقد زمینهای
بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ ٣4
Architectural Criticism
Contextual Criticism
Book Review: Architecture and Critical Imagination - 34
نقد زمینهای، نوع دیگری از نقد توصیفی، برای فهم کامل یک بناست که به طور خاص، اخباری را در زمینه مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پیرامون بنا شامل میشود. در این نوع نقد، پرسشهایی از این دست نقد را رهبری میکنند: چه فشارهایی به طراحان و کارفرمایان وارد شده است؟ چه امکاناتی فراهم بوده است؟ چه مشکلاتی در پیش بوده است؟ چه موانعی از میان برداشته نشده است؟ این دقتهای نقادانه کمک میکند که آثار تصمیمهای خارج از حوزه معماری و در واقع، اثر عوامل ناشی از زمینههای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و ... در اثر معماری، توضیح داده شود.
نقد زمینهای بر این اندیشه استوار است که نقد معمارانه مقولهای محدود به تفکر و تعمق در یک اثر مصنوع تمامشده نیست و ارائه یک نقد معمارانه خوب، بدون توجه به مشکلاتی که در طی خلق این اثر حل یا محدودیتهایی که بر خلق آن تحمیل شده، غیرممکن است. از آنجا که برنامهریزیهای پیچیده و برطرف کردن موانع، مشکلات و تناقضها، از اصلیترین پیشنیازهای انجام هر کار برجستهای محسوب میشود، اگر یک منتقد نتواند مشکلاتی را که طراحان بر سر راه طراحی یک بنا پیش رو داشتهاند یا خواستههای کارفرمایان و مجریان طرح را دریابد و سپس آنها را در فرم معمارانه حاصل (بنا) پیدا و ارزیابی کند، نمیتواند نقدی صحیح ارائه کند و باید نسبت به اظهارنظرهای وی شک کرد. چنین منتقدی که آگاهیهای کافی درباره شرایط و امکانات معمار، در زمان طراحی و ساخت بنا، ندارد، گمانهایش معمولا به دور از واقعیت است و در نتیجه باید در زمینه مورد تحسین قرار دادن یا ندادن بناها، بسیار محتاطانه عمل کند.
به عنوان نمونهای از نقد زمینهای، میتوان به نقد بنای اجلاس ملل متحد در نیویورک، توسط لوئیز ممفورد اشاره کرد که او با ذکر محدودیتها و موانعی که بر سر راه طراحان این بنا وجود داشت، درصدد بود مخالفتها و جبههگیریها در برابر آن را ملایمتر کند، مشکلاتی از قبیل عدم وجود زبان مشترک بین اعضای مجمع 10 نفره مشاوران معماری که از سراسر جهان گرد هم آمده بودند، کمبود نمونههای مشابه از این قبیل ساختمانهای مدرن و مشکل برنامهریزی فیزیکی و تصمیمگیری در مورد ساختمانهایی که تازه پا به عرصه وجود گذاشته بودند، با در نظر گرفتن محدودیتهای فضا، زمان و هزینهها.
نمونهای از مسائل سیاسی موثر در روند طراحی را نیز میتوان در بخشی از نوشتههای مایکل باوم، در مورد طرح و اجرای ساختمان اپرای سیدنی، جستجو کرد. او نشان میدهد چگونه تعجیل کارفرما (نخستوزیر) برای اجرای بنا که ناشی از پارهای مصلحتبینیهای سیاسی بود، سبب شد که پیریزی بنا، علیرغم توصیه اوتزن و مهندس طرح، پیش از اتمام طراحی آغاز شود، کاری که خسارات جبرانناپذیری از قبیل اتلاف وقت و سرمایه و نیز تیره شدن روابط بین کارفرمایان و مسئولان پروژه در اثر تغییرات زیاد طرح، داشت.
بایستی توجه داشت که بیشتر منتقدان تا زمانی که خود درگیر کار عملی معماری نشدهاند، از عواملی که ممکن است روند طراحی را مورد تاثیر خود قرار دهند، اطلاع چندانی ندارند. از طرف دیگر، این منتقدان زمانی هم که از چنین مسائلی آگاهی داشته باشند، از ترس اقدامات مراجع قانونی علیه خود، نمیتوانند به چاپ این مسائل و مشکلات در جراید عمومی بپردازند. البته اطلاعات معمول در مورد روند طراحی یک ساختمان که چندان بحثبرانگیز نباشد، در جراید قابل دسترسی هستند و اغلب به چاپ میرسند.
با توسعه و رواج نقدهای زمینهای، میتوان در آینده منتظر مطالعات موردی بیشتری در زمینه روند طراحی بود. همچنین انتظار میرود در سایه توجه به این نوع نقدها، توجه بیشتری به تلطیف عوامل تحمیلی و فشارها در طراحی بناها معطوف شود.
_________________________________________
þ بخش پیشین بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»:
| لینک |
