یادداشت ماه

گزیده‌ای از دیدگاه‌های خوانندگان ـ 17

Month’s Note
A Selection of Readers’ Comments - 17

þ بازتاب یادداشت «در جست‌وجوی تعریفی برای معماری ـ 2»
در پی انتشار یادداشت «در جست‌وجوی تعریفی برای معماری ـ 2» که در آن به نقل از مقاله‌ای در نشریه هنرهای زیبا، تعریفی برای معماری مطرح شده بود، یکی از خوانندگان عزیز وبلاگ، به نام داریا، با تاکید به‌جا بر ضرورت مرور و ارزیابی انتقادی کتب و مقالات منتشره در حوزه معماری، به ارائه نقدی بر تعریف مطرح‌شده پرداخته و خواستار توجه به چند نکته درباره آن شده‌اند که با سپاس از دقت نظر این خواننده محترم، نقد تحلیلی و ارزشمند ایشان را در ادامه می‌خوانیم: 

1. "انتشارات دانشگاه اکسفورد"، مانند انتشارات دانشگاه تهران و غیره، دائما کتاب چاپ می‌کنند، کتاب‌هایی که مولفین آنها دیدگاه‌های متفاوت و گاه متضادی دارند. این به معنی آن نیست که نظر رسمی آن دانشگاه درباره فلسفه یا معماری یا هنر، همان نظر یا عقیده مندرج در یکی از کتب چاپی انتشارات آن دانشگاه باشد و اساسا باید توجه داشت که بیش از یک سده است که دانشگاه بستر تحقیق و پژوهش و اظهار عقیده بعضا متضاد دانشمند و محقق را فراهم می‌کند و خود ـ به عنوان یک نهاد ـ موضع رسمی ندارد. بنابراین ما "دانشنامه معماری دانشگاه آکسفورد" نداریم که "تعریف جامع دانشگاه از معماری" داشته باشیم. ما فقط کتاب "دیکشنری معماری و طراحی شهری"، نوشته استاد تاریخ‌نگار معماری،"پروفسور جیمز استیون کارل" را داریم که او در این کتاب، از منظر مورخ معماری، کاری در خور و شایسته انجام داده و مرجع بیش از 6000 ترم معماری را معرفی نموده است.

2. پروفسور کارل هرگز به ارائه تعریف "از منظر معرفت‌شناسانه" در مورد واژه معماری دست نزده‌اند. ایشان به "کنار هم آوردن" یا اشاره به دیدگاه‌های مطرح در مورد فعالیت معماری پرداخته‌اند و به صراحت در متن اصلی ـ که در ادامه می‌آید ـ اشاره کرده‌اند که این اشارات یا عقاید، "به طور تاریخی"، دلالت‌های عمل معمارانه را به دست می‌دهند، نکته‌ای که متاسفانه در ترجمه مقاله ذکر نشده است. همچنین ایشان به دنبال اشاره به مواردی که در پست شما و مقاله مورد اشاره شما "فارسی" آمده است، در متن اصلی گفته‌اند که اینها فقط بخشی از تاریخ دل‌نگرانی‌های معماران را تشکیل می‌دهد و بنابراین به روشنی مشخص می‌کنند که اصولا هدف‌شان، ارائه تعریف برای معماری نیست.

Architecture is (or historically was) concerned with the creation of order out of chaos, a respect for organization, the manipulation of geometry, and the creation of a work in which aesthetics plays a far greater role than anything likely to be found in a humdrum building. Wotton's statement that ‘well building has three conditions: Commodity, Firmness, and Delight’ seems to have originated from Vitruvius, who insisted that architecture derives from order, arrangement, eurythmy (or harmony of proportion), symmetry, propriety, and economy. Wren spoke of ‘Beauty, Firmness, and Convenience’ in architecture. These definitions suggest that there is much in the built fabric that falls into the category of non-architecture.
Architecture might be described as the art and science of designing a building having qualities of beauty, geometry, emotional and spiritual power, intellectual content and complexiity, soundness of construction, convenient planning, many virtues of different kinds, durable and pleasing materials, agreeable colouring and decorations, serenity and dynamism, good proportions and acceptable scale, and many mnemonic associations drawing on a great range of precedents.
Doubtless there are many more aspects that some would consider essential other than those suggested above. Philip Johnson, in the New York Times (1964), went so far as to make the dubious claim that ‘architecture is the art of how to waste space’. In C21, some architecture has been increasingly concerned with advertising, and the devaluing of symbols has led critics to question the status of many buildings as architecture.

3. نویسنده محترم مقاله فارسی ـ که مطالعه نقادانه مقاله ایشان را توصیه می‌کنم ـ برای تعریف معماری دو ترم اصلی را مطرح کرده‌اند: تعریف سنتی از معماری و تعریف مدرن از معماری و برای نشان دادن تعریف مدرن از معماری به خواننده، از شرح مندرج در کتاب پروفسور کارل استفاده کرده‌اند. من شک دارم مراجعه به "مورخ معماری" که آشکارا خود نگاه تاریخ‌گرایانه به معماری دارد، مراجعه مناسبی باشد. علی‌القاعده ارائه دیدگاه جامعی در مورد نگاه مدرن به معماری را نظریه‌پردازان معماری انجام داده‌اند، نه معماران. به خصوص آنکه حتی نوشته پروفسور کارل نیز به طور کامل و دقیق منعکس نشده و ابتدا و انتهای سرنوشت‌سازی از متن اصلی در ترجمه حذف شده و نیز همین انتشاراتی کتاب‌های نظریه‌ای بسیار معتبری در در مورد نگاه مدرن به معماری چاپ کرده است.